شماره ۲۰۲۵ - سال هفتم - سه شنبه ۲۵ دي ۱۳۸۰
Tue, Jan 15, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
* در ايران هنوز رشته هاي تربيت معلم و تربيت دبير جزو انتخابهاي
فارغ التحصيلان ممتاز نيست.
* در جمهوري فدرال آلمان؛ ميان دانشگاهها و آموزش و پرورش، براي تربيت معلم تشريك مساعي وجود دارد.

بادام تلخ
اين موضوع به تلخي «بادام هاي تلخ» است . واقعيت دارد ، هيچ كس حاضر نيست كه آن را بخورد يا از آن بشنود اما گاهي ناخودآگاه زير دندان مي آيد و سراسر وجود آدمي را فرا مي گيرد وبي اختيار آن را تف مي كنيم چرا كه هيچ كس حاضر نيست چنين طعمي را تحمل كند.
هر از گاهي اخبار خاكستري دربرخي از روزنامه ها مبني بر تجاوز به عنف و بخصوص كودكان منتشر مي شود. روزنامه ها به دلايل مختلف تلاش مي كنند براي آگاه كردن مردم از حوادث احتمالي وپيشگيري از وقوع اينگونه حوادث بخشي از آنها را منتشر كنند وگاهي براي آنكه قبح اينگونه موارد درجامعه فرو نريزد سكوت مي كنند واز انعكاس آنها خودداري مي كنند تا آرامش نسبي كه درجامعه وجود دارد برهم نخورد و اوضاع از دست مسؤولان خارج نشود و…
اجازه دهيد به رغم تلخي اين موضوع، همچون كبك عمل نكنيم و حداقل چند سؤال اساسي دراين مورد را بيان كنيم. متأسفانه ممانعت از انتشار اخباري كه ناهنجاري هاي واقعي جامعه را نشان مي دهد باعث شده حتي كارشناسان و صاحب نظران نيز نتوانندراهكاري براي مقابله با مشكلات بيابند ودرطول اين سالها زشتي هاي جامعه جزو خطوط قرمز بوده و هست وحاضر نبوده ايم كه جامعه را نقد كنيم ، هميشه خواسته ايم كه همه چيز را خوب و زيبا و عاري از زشتي نشان دهيم و هرتاولي كه درجامعه نمايان شده به عوامل خارج از كشور و غربي ها و استكبارجهاني مرتبط دانسته ايم وبه نوعي فرافكني كرده ايم ويا افراد خاصي را با انگ و تهمت و برچسب هاي مختلف از ميدان به در كرده ايم اما همه اين كارها نتوانسته و نمي تواند حقايق يك جامعه را كتمان كند و تجاوز به عنف يكي از همين مشكلاتي است كه هميشه بدون قضاوت و برپايه يك سري استدلال هاي كليشه اي افراد را به مسلخ برده وهيچ گاه كار كارشناسي وعلت يابي نشده است و به سادگي نيز از كنار آن گذشته ايم و حداقل، اين اطلاعات را براي چاره جويي دراختيار معتمدان و كارشناسان قرار نداده ايم . شايد پس از اين سالها جاي اين سؤال مطرح باشد كه چرا اين پديده زشت درطبقات فقير و غني جامعه روبه افزايش است چه علل و عواملي درافزايش يا كاهش اين پديده نقش مؤثر دارد؟ اين نهادهاي دولتي و غيردولتي درهمه اين سالها براي پيشگيري از وقوع اين جرايم چه كاري كرده اند ، كدام كار تحقيقي و پژوهشي سرلوحه سخنراني ها ، قضاوت ها و تصميمات مسؤولان و دست اندركاران است؟ اصلاً چه كسي يا نهادي مرجع يا عامل رسيدگي به اين ناهنجاري است؟ با افزايش سن ازدواج ومشكلات پيش روي جوانان در راه ازدواج ، تغيير ساختار فرهنگي جامعه وتغيير درتعامل بين دختران و پسران، افزايش آگاهي بين كودكان ، نوجوانان و جوانان چه برنامه و دستورالعملي را براي آنان تجويز مي كنيم؟ اگر جواني مرتكب چنين موردي شد آيا قرباني است يا بي گناه؟ سهم آن جوان فرضي دربروز اين حوادث چقدر است؟ اعدام و مرگ مي تواند اين پرونده سنگين را مختومه اعلام كند؟ اصلاً شعارها و انتظارات ما از جوانان تاچه حد شدني وقابل اجرا است؟ آيا در برج عاج نشستن و تعريف و تمجيد از يك نسل كه به دنبال حداقل انتظارات است، كاري سنجيده و معقول است؟…
روزانه درشهرهاي كوچك وبزرگ ما اتفاقات بسياري رخ مي دهد كه با شنيدن آنها ، روح و روان آدمي متأثر وافسرده مي شود وبه نظر مي رسد درنقطه بحراني قرار گرفته ايم، نقطه اي كه نصيحت و شعار بي اثر شده است و بايد تصميم ديگري گرفت وحداقل از رفتارها و تصميمات ابن الوقتي اجتناب كرد.

نظام تربيت معلم در ايران و آلمان
* در ايران هنوز رشته هاي تربيت معلم و تربيت دبير جزو انتخابهاي
فارغ التحصيلان ممتاز نيست.
* در جمهوري فدرال آلمان؛ ميان دانشگاهها و آموزش و پرورش، براي تربيت معلم تشريك مساعي وجود دارد.
044709.jpg
اغلب اينگونه تصور مي شود كه تربيت معلم، تابعي از سياستها و راهبردهاي مورد توجه دستگاه آموزش و پرورش بويژه نظام برنامه ريزي درسي كشور است. بدين معنا كه تربيت معلمان براساس قابليت و صلاحيت مورد انتظار اين سياستها و برنامه هاي درسي است.
اين سخن هر چند منطقي جلوه مي كند، اما مي تواند با اعطاي يك موقعيت دست دوم و تابعي به تربيت معلم، ناقص وحتي خلاف واقع نيز ارزيابي شود. حقيقت اين است كه رابطه ميان معلم و سياستها، راهبردها و مهمتر از همه، برنامه هاي درسي در نظامهاي آموزش و پرورش، يك رابطه دوسويه و تعاملي است. به همان ميزان كه تربيت معلم تأثيرپذير است، تأثيرگذار نيز هست، يعني كيفيت تربيت معلم و صلاحيتها و تواناييهايي كه در اين نظام به كارگزاران اصلي تعليم و تربيت اعطا مي شود، مشخص خواهد كرد كه چه نوع سياستها و برنامه هايي را مي توان در پيش گرفت؛ يا تا چه ميزان مي توان به ايجاد تحول در راهبردها و رويكردهاي سنتي اميدوار بود.
با چنين برداشتي از جايگاه و اهميت تربيت معلم در نظامهاي آموزش و پرورش است كه نگارنده به مقايسه نظامهاي تربيت معلم در دو كشور جمهوري اسلامي ايران و جمهوري فدرال آلمان مبادرت كرده است. در اين گزارش نظامهاي تربيت معلم دو كشور، مورد بررسي قرار گرفته اند.
مقايسه ساختار نظام تربيت معلم پيش از خدمت
نظام آموزش و پرورش در جمهوري فدرال آلمان، برخلاف جمهوري اسلامي ايران، غيرمتمركز است و تصميم گيري درباره شؤون مختلف اين نظام، از جمله تربيت معلم، در سطح دولت ايالتها صورت مي گيرد. البته بنا به ملاحظات عملي، هماهنگي ميان ايالتهاي مختلف در سياستگذاريها و چهارچوبهاي كلي ضروري است. اين مهم به وسيله «كنفرانس دايمي وزيران آموزش و پرورش و فرهنگ» ايالتها و از طريق مكلف كردن هر ايالت به رعايت مصوبات آن صورت مي پذيرد. از اين رو، شباهتهاي زيادي در ابعاد مختلف آموزش و پرورش ميان ايالتها وجود دارد كه آبشخور آنها همان مصوبات كنفرانس دايمي وزيران است.
تربيت معلم پيش از خدمت، در ايالتهاي مختلف جمهوري فدرال آلمان نيز از جهات بسياري همچون ساختار نظام تربيت معلم، با يكديگر شبيه بوده است و تفاوت محسوسي ميان آنها به چشم نمي خورد. تربيت معلم درآلمان در دو مرحله انجام مي پذيرد؛ مرحله اول كه بيشترناظر بر ارايه آموزشهاي تئوريك به داوطلبان ورود به حرفه معلمي است، به وسيله دانشگاهها انجام مي شود و مرحله دوم را كه عمدتاً معطوف به آموزشهاي عملي است، مراكز خاصي وابسته به آموزش و پرورش و فرهنگ ايالتها انجام مي دهند. از اين رو، مي توان نتيجه گرفت كه در جمهوري فدرال آلمان؛ ميان دانشگاهها و آموزش و پرورش، براي تربيت معلم تشريك مساعي وجود داشته و مسؤوليت هر يك از مراحل تربيت و تعليم، نظري وعملي، به تناسب صلاحيتها و امكانات، ميان معلمها و آموزش و پرورش تقسيم شده است. اين نوع تقسيم كار ياتشريك مساعي، براي تربيت معلم تمامي دوره هاي تحصيلي، عموميت دارد.
در جمهوري اسلامي ايران نيز علاوه بر آموزش و پرورش كه وظيفه اصلي در اين زمينه را به عهده دارد، دانشگاهها نيز در تربيت معلم پيش از خدمت، نقش دارند. ليكن تشريك مساعي اين دو دستگاه، براساس صلاحيتها و امكانات يا با توجه به ابعاد نظري و عملي آموزشهاي پيش از خدمت معلمان صورت نگرفته و دوره هاي تحصيلي، مبناي تقسيم مسؤوليت ميان اين دو نهاد راتشكيل داده است. تربيت آموزگاران ابتدايي و دبيران دوره راهنمايي در قالب دانشسراهاي مقدماتي و مراكز تربيت معلم به وسيله وزارت آموزش و پرورش و تربيت دبيران دوره متوسطه تحصيلي، به وسيله دانشگاهها انجام مي گيرد. البته دانشگاهها ومؤسسات آموزش عالي، به شكل بسيار محدودي در قالب برنامه كارشناسي آموزش ابتدايي، مبادرت به تربيت آموزگاران ابتدايي نيز مي كنند.
باتوجه به وجه تمايز ساختاري فوق در نظام تربيت معلم در كشور، مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه تقسيم مسؤوليت ميان نهاد دانشگاه و آموزش و پرورش در تربيت معلم، براساس صلاحيتها و شايستگيهاي هريك از اين دو نهاد، بطور منطقي بايد منجر به افزايش كارايي نظام تربيت معلم و در نتيجه ارايه محصولات، يعني معلمان، با كيفيت بهتر به آموزش و پرورش بشود؛ يعني چنين سيستمي بطور اصولي، معلماني را تربيت مي كند كه از نظر بنيه علمي و تخصصي و همچنين از حيث برخورداري از مهارتهاي عملي، نسبت به معلمان تربيت يافته در سيستمي مشابه سيستم كنوني كشور، از موقعيت برتري برخوردار باشند. بنابر اين، يكي از تفاوتهاي اساسي ميان دو نظام تربيت معلم را بايد در ساختار آنها جست وجو كرد.
مقايسه برنامه هاي آموزش پيش از خدمت معلمان
پيش از هرچيز، ذكر اين نكته ضروري است كه در نظام تربيت معلم جمهوري فدرال آلمان، شرط ورود به رشته هاي تربيت معلم، صرف نظر از اين كه فرد، داوطلب تدريس در كدام دوره تحصيلي (ابتدايي، دوره اول يا دوم متوسطه) مي باشد، داشتن ديپلم كامل متوسطه است. اين مطلب باتوجه به اينكه مسؤوليت تربيت معلم در مرحله اول به عهده دانشگاههاست، بديهي مي نمايد؛ چرا كه بدين ترتيب، شرط ورود به برنامه هاي تربيت معلم، همان شرط ورود به آموزش عالي خواهد بود، كه مهمترين آن، داشتن ديپلم كامل متوسطه است. در نظام آموزش و پرورش آلمان اخذ ديپلم كامل متوسطه سيزده سال طول مي كشد. (۴+5+4)
در نظام تربيت معلم جمهوري اسلامي ايران، برخورداري داوطلبان ورود به حرفه معلمي از ديپلم كامل متوسطه، براي دوره هاي تحصيلي راهنمايي و متوسطه ضروري است. ليكن براي اشتغال به تدريس در دوره ابتدايي، داوطلب مي تواند، هم با داشتن ديپلم كامل متوسطه به مراكز تربيت معلم راه يابد و هم اينكه پس از طي دوره اول متوسطه، به دانشسراهاي مقدماتي كه عمدتاً براي تربيت آموزگار مناطق روستايي از آنها استفاده مي شود، راه پيدا كنند. در صورت ورود به دانشسراها داوطلب پس از چهارسال (يا در مواردي كه فرد ازنيمه دوم متوسطه به برنامه بپيوندد، پس از دو سال) ديپلم كامل متوسطه در رشته آموزش ابتدايي دريافت مي كند.
البته براساس سياستهاي كنوني وزارت آموزش و پرورش و در پرتو شرايط و نيازها از يكسو و ارتقاي سطح مدارس روستايي از سوي ديگر، دانشسراهاي مقدماتي تربيت معلم به تدريج منحل شده است و بدين ترتيب، شرط ورود به برنامه هاي تربيت معلم بطور يكسان، داشتن ديپلم كامل متوسطه خواهد شد.
گفته شد برنامه هاي تربيت معلم پيش از خدمت در جمهوري فدرال آلمان، از دومرحله يا دو بخش تشكيل شده است. مرحله اول، مرحله تحصيل در دانشگاههاست و براساس اينكه فرد، داوطلب تدريس در كدام دوره تحصيلي مي باشد، ميان سه تا شش سال (بطور متوسط چهارسال) به طول مي انجامد. پس از موفقيت در اين مرحله، داوطلب به مرحله دوم برنامه تربيت معلم راه مي يابد كه اين مرحله، بطور يكسان براي داوطلبان تدريس در تمامي دوره هاي تحصيلي، دو سال به طول خواهد انجاميد. بنابر اين، پيش از درآمدن به كسوت معلمي، فرد بايستي بين ۱۸ تا ۲۱ سال تحصيل را پشت سرگذاشته باشد.
محتواي برنامه هاي تربيت معلم در هريك از دوم رحله يادشده در ايالتهاي مختلف، ممكن است تفاوتهايي با يكديگر داشته باشند. اين از آن رو است كه درخصوص محتواي مرحله اول، دانشگاهها با عنايت به استقلال سازماني خود، رأساً تصميم گيري كرده، در ارتباط بامرحله دوم نيز موضوع در سطح آموزش و پرورش ايالتها تعيين تكليف مي شود.
از نظر طول مدت تحصيل، تنها در بخش تحصيلات دانشگاهي، تفاوتهايي به چشم مي خورد و طول مدت تحصيل درمرحله دوم، بطور يكنواخت در سراسر آلمان، همان دو سال است. توضيحات مربوط به محتواي برنامه در مرحله اول، يعني مرحله تحصيلات دانشگاهي، عمدتاً به اتفاقي كه در يكي از ايالتهاي آلمان ـ ايالت هامبورگ ـ مي افتد، متكي است كه قدري با مسامحه مي توان آن را به ساير ايالتها تعميم داد.
پيش از ارايه اطلاعات مربوط به محتواي برنامه هاي تربيت معلم در مرحله تحصيلات دانشگاهي، به اين ويژگي مهم آنها بايد اشاره شود كه داوطلبان معلمي، صرف نظر از دوره تحصيلي مورد نظر خود، بايستي در دو زمينه كسب تخصص نمايند، يا دوموضوع درسي را به عنوان رشته هاي تخصصي خود برگزينند. تعدد موضوعها يا رشته ها درباره داوطلبان تدريس در دوره ابتدايي، به سه رشته يا زمينه تخصصي افزايش مي يابد كه عبارتند از: تخصص در آموزش ابتدايي، به علاوه دو موضوع درسي ديگر كه به دوره اول متوسطه مربوط مي شود. دانشجويان رشته هاي دبيري كه براي تدريس در دوره دوم متوسطه آماده مي شوند، روي هم، ۱۶۰ واحد درسي را خواهند گذراند.
دكترمحمود ميرمحمدي



|   شناسنامه   |   آرشيو   |