شماره ۲۰۲۶ - سال هفتم - چهارشنبه ۲۶ دي ۱۳۸۰
Wed, Jan 16, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
درباره «علي»، فيلم درخشان تازه مايكل مان

درباره «علي»، فيلم درخشان تازه مايكل مان
شكوه بي همتاي يك قهرمان
اين روزها همه جا صحبت از «علي» است. فيلمي كه به بخشي از زندگي «محمدعلي كلي» بوكسور مسلمان و معروف آمريكايي مي پردازد. بوكسوري كه به اوج حرفه اش رسيد و به مشتزني معنا و مفهوم تازه اي بخشيد و نه فقط قهرمان دسته سنگين وزن جهان شد، بلكه در اين دسته كه هميشه قدرت و توان بدني و زور در آن حرف اول را زده است، «تعقل » را به يك عامل پيروزي ساز بدل كرد و نشان داد كه با خوب فكر كردن مي توان آدمهاي قوي تر را تسليم نمود.
044940.jpg
• او بيمار است، اما...
«تعقل»، تفكر و برنامه ريزي سلاح نخست سازندگان «علي» نيز بوده است. اين فيلم ابتدا از دوشنبه گذشته در لندن و از چهارشنبه هفته پيش در بخش كوچكي از نيويورك و لس آنجلس اكران شد تا بتواند جزو ملاحظات اسكار قرار گيرد و از ۵دي ماه در بخش وسيعي از آمريكا به نمايش درخواهد آمد. درنخستين مرتبه نمايش فيلم در لندن، اضافه بر مشتزنان مطرح سابق و امروز جهان، پرنس چارلز وليعهد انگليس نيز حضور يافته بود و با اينكه اميد مي رفت خود محمدعلي كلي نيز در اين مراسم حضور به هم خواهد رساند اما او به همان دليلي كه طي ۱۵سال اخير در اجتماعات كم پيدا و حاشيه نشين بوده، در اين مراسم شركت نكرد: به دليل ابتلا به بيماري پاركينسون.
• كار «مايكل مان»
اما در اين مراسم مايكل مان نيز حضور داشت. او كسي نيست بجز كارگردان اين اثر تازه سينمايي و مردي كه هر سه فيلم آخرش سروصداي زيادي به پا كرده است. اين فيلمها «آخرين موهيكان» (محصول ۱۹۹۲)، «مخمصه» (۱۹۹۵) و «اين سايدر» (۱۹۹۹) هستند كه سومي در چندين و چند شاخه جوايز اسكار كانديدا شد.
• مثل «دنزل واشينگتن»
و ايفاگر نقش علي هم ويل اسميت است. هنرمندي كه از ۷ ، ۸ سال پيش در دنياي آوازه خواني مطرح شد و سپس به عالم بازيگري فيلم و سينما وارد شد و با «مردان سياهپوش» و «روز استقلال» (هر دو ۱۹۹۶) صاحب شهرت شد و به يك عامل پولساز در اين صنعت بدل گشت و در «غرب غرب وحشي» نيز بازي كرد. حالا كارشناسان حضور و بازي وي را در «علي » با نمايش استثنايي دنزل واشينگتن يك هنرمند سياهپوست ديگر در نقش يك بوكسور بي گناه متهم به قتل در «هاريكن» (۱۹۹۹) قياس كرده اند و كانديدا شدن او براي جايزه اسكار بهترين بازيگر مرد نقش اول سال بابت اين حضور قطعي نشان مي دهد.
• اجتماع ورزشكاران
و بر همين اساس وقتي ويل اسميت وارد محل نمايش فيلم در لندن شد، بيشترين تشويق شامل حال او شد. براي آنها كه با ورزش و علم مشتزني بيشترآشنا هستند، حتماً جالب است كه بشنوند ادلي هريسون قهرمان بوكس سنگين وزن المپيك ۲۰۰۰ سيدني از كشور بريتانيا، هنري كوپر قهرمان سابق مشتزني سنگين وزن بريتانيا واروپا و بري مك گوئيگان و نايجل ين دو تن ا زمطرح ترين بوكسورهاي بريتانيايي دهه ۱۹۹۰ نيز در مراسم مورد بحث حضور داشتند و البته پاتريك ويه را هافبك فرانسوي و سياهپوست تيم فوتبال آرسنال انگليس نيز به اين مراسم آمده بود.
• بازيهايي خوب
فيلمي با اين استقبال و علاقه مردمي، مبلغ ۱۰۵ميليون دلار بودجه ساخت آن بوده و مايكل مان مثل كارهاي قبلي اش با استادي و دقت توانسته كاراكترهاي دوروبر محمدعلي را نيز دراين فيلم توسط هنرپيشه هاي مختلف به تصوير بكشد. اين چنين است كه ما ديگر آدمهاي مهم آن زمان، از جو فريزر و جورج فورمن دو حريف اصلي كلي در نيمه اول دهه ۱۹۷۰ گرفته تا دان كينگ ترتيب دهنده معروف مسابقات بوكس حرفه اي را فراروي خود مي بينيم و همه با بازي خوب هنرپيشه هاي جنبي يي مثل جان وويت كه در انتخابشان دقت زياد و مؤثري به كار گرفته شده، ميسر گشته است.
• سالهاي پس از قهرماني
البته تكيه و قسمت اصلي فيلم «علي»، متمركز بر ۱۰سال بعد از پيروزي بزرگ وي بر ساني ليستون است. آن توفيق كه در سال۱۹۶۴ به دست آمد، علي را براي نخستين بار به مقام قهرماني جهان رساند و پس از آن زندگي كلي با مسائل تازه اي همراه شد و رو به ناآرامي رفت؛ وي ابتدا اسلام آورد و نام كاسيوس كلي خود را كنار گذاشت و اسم محمدعلي را اختيار كر دو سپس از رفتن به ويتنام و كشتن مردم اين كشور شرق آسيايي خودداري كرد و عضوي از ارتش متجاوز آمريكا نشد و به همين خاطر در اوج قدرت و شادابي از مقام جهاني اش خلع گشت و سه سال محروم بود.
• او همه را بيچاره مي كرد
علي در بازگشت دوبار ديگر مقام قهرماني جهان را پس گرفت. ابتدا در سال۱۹۷۴ با ناك اوت كردن شگفت انگيز جورج فورمن (شكست دهنده فريزر) و سپس در سال۱۹۷۸ با شكست دادن لئون اسپينكز در ديدار انتقامي دو بوكسور مان توانسته با مهارت اين شكوه كم مانند را به تصوير بكشد و در سيماي ويل اسميت جوان و شاداب همان برق و نبوغي است كه در سالهاي اوج علي، در وجود وي ديده مي شد. اسميت بايد همان بوكسوري باشد كه وقتي با ارباب جرايد روبرو مي شد، با حاضر جوابي و طنز گزنده اش همه را بيچاره مي كرد و در بازار گرمي و كوبيدن حريفان، چه در صحنه سخنوري وچه در عرصه مبارزه و بوكس، بي رقيب بود.
• وقتي او وارد مي شود
در آن سالهاي خوش، علي مهارت شگفت انگيزي در جلب نظر مردم داشت و با وجود گرمش تمام صحنه را روشن مي كرد و به تنهايي يك دليل بزرگ براي رويكرد گسترده مردم به مشتزني بود. اسميت با حركات صورتش سعي بالنبسه موفقيت آميزي در به نمايش نهادن اين حالات دارد و همچون او وقتي وارد صحنه و هر محلي مي شود، آن مكان به هم مي ريزد. محمدعلي اين چنين بود و فيلم «علي » نيز همين است.
• در انتظار اسكار
مان در تقسيم سكانسها و تعيين توالي و ترتيب آنها نيز موفق بوده و فيلم او نشان مي دهد كه حق مطلب درباره اين بوكسور درخشان كمتر ادا شده است و هنوز عظمت ورزشي و تأثيرگذاري اجتماعي وي هويدا نشده است.
با اين حال شادي بيننده ها از تماشاي «علي » از افسوسي كه بابت مسأله فوق بر دل مي نشيند، بيشتر است و به نظر مي رسد كه كار تازه مايكل مان همانند «اين سايدر» اضافه بر شاخه بهترين بازيگردر چندين و چند شاخه ديگر منجمله شاخه بهترين فيلم و بهترين كارگرداني نيز كانديداي اسكار شود. به تحقيق مي توان «علي » را يكي از بهترين فيلمهاي ورزشي جهان طي سالهاي اخير تلقي كرد. به همان خوبي كه محمدعلي در ايام اوجش بود و همان قدر پرشكوه و كم نظير.
مترجم: وصال روحاني ـ منبع : فرانس پرس

گرايش هاليوود به بازسازي فيلمهاي كلاسيك
044901.jpg
در صنعت فيلمسازي هاليوود كه پول زبان اصلي فيلمسازي است استوديوهاي بزرگ به منظور پركردن جيب هاي خود، اغلب به ايده بازسازي فيلمهاي خارجي زبان روي مي آورند؛ شيوه اي كه به نظرمي آيد اين روزها درميان فيلمسازان بزرگ و صاحبنام هاليوود مدشده باشد.
در كارنامه اين ترفندهنري مي توان فيلمهاي موفقي همچون «هفت دلاور» و «بخاطر يك مشت دلار» و يا برخي شكستهاي تجاري همچون «نقطه بي بازگشت» و «تنها ملاقات» ـ كه امسال به نمايش درآمد ـ را به نظاره نشست و يا «آسمان وانيلي» جديدترين ساخته «كامرون كرو» كه برپايه فيلمي اسپانيايي زبان از «آلخاندرو آمنابار» با عنوان «چشمانت را بازكن» ساخته شده را از اين دست شمرد.
البته گفتني است كه هميشه بازسازي برخي فيلمهاي خارجي زبان نتيجه مثبتي نداده چرا كه فيلم اريژينال شديداً ريشه در فرهنگ سرزمين مادري خودداشته و يا سياست استوديوهاي بزرگ هاليوود در انباشتن فيلمها با انبوهي از جلوه هاي تصويري، صحنه هاي انفجار و يا تعقيب و گريزهاي كليشه اي با ماشين به شكست انجاميده و يا عدم موفقيت آنها به يك دليل ساده بازمي گردد: پرداخت ضعيف فيلم.
اما در نهايت بايد به خاطر داشت كه شايد تنها يك عامل، حيات دوباره اين گونه فيلمها را تضمين كند و آن وفاداري به حال و هواي فيلم اصلي در جريان تبديل آن به يكي از پرفروشهاي روز و ساختن يك نسخه ركوردشكن هاليوودي به زبان انگليسي است و اين درحالي است كه «مارك گيل» مديريكي از شعبات كمپاني ميراماكس كه تاكنون بازسازي برخي فيلمهاي ژاپني به زبان انگليسي همچون فيلم «مي توانيم برقصيم» و يا برگردان فيلمهاي فرانسوي زبان روز همچون «با دوستي همچون هري» و «كمدديواري» را برعهده داشته است، معتقداست: همانگونه كه يك نمايشنامه يا كتاب را مبناي اقتباس اثر جديد خود قرارمي دهيد بالطبع دوست نداريد مجدداً همان مراحل قبلي را طي كرده واثري كاملاً مشابه ارايه دهيد. آنچه كه قطعاً در آرزوي آن هستيد حفظ برخي زوايا و جنبه هاي مهم و شمه اي ازحال و هواي فيلم اريژينال است.
«آسمان وانيلي» با بازي تام كروز، كامرون دياز و پنه لوپه كروز تقريباً به نحوي بارز ساختبندي اريژينال خود را دنبال مي كند: داستان مردي جوان كه پس از يك سانحه رانندگي به ورطه واقعيات اغفال كننده مي افتد. آنچه كرو در اين فيلم به انجام رسانده آميختن آن با مجموعه اي از عناصر فرهنگ عام و موسيقي و پرداختن به برخي شخصيتها و ديالوگها ازيك زاويه ديد ديگر و درنهايت تلطيف كل داستان به هنر طنز است.
«كرو» اگرچه تابه حال فيلمهاي خود را براساس فيلمنامه هاي اريژينال خودساخته اما قطعاً با اين فيلم جديد شانس مضاعفي درپيوستن به ليست فيلمهاي موفق و اقتباسي زبان خارجي دارد.
«هفت دلاور» و «به خاطر يك مشت دلار» اقتباسي موفق از فيلمهاي كارگردان ژاپني «آكيراكوروساوا» بوده اند و حتي فيلم اريژينال «جنگ ستارگان» فيلمنامه خود را تاحدزيادي مديون كوروساوا مي داند كه فيلم "the hidden fortress" وي منبع الهام جورج لوكاس در ساخت «جنگ ستارگان» يكي از فيلمهاي پرفروش كلاسيك در صنعت سينما بود.
اما نبايد دراين ميان از شكستهاي تجاري دراين عرصه پرخطر غافل ماند.
« فقط ملاقات» كه اقتباسي از فيلم فرانسوي زبان «مهمانها» بود عليرغم بازي ستارگان نسخه اصلي، همچون «ژان رنو» و «كريستيان كلاوير» ، شاهد يك سقوط سخت تجاري بود و يا «نقطه بي بازگشت» كه به دنبال تريلر فرانسوي "La Femme Nikita" به بازار فيلمهاي انگليسي زبان عرضه شد به خاطر عدم موفقيت در اقتباس لحن ساده و حساب شده اما تهديدآميز نسخه اصلي، باشكست روبروشد.
«هيلاري سوانك» كه در فيلمي از سودربرگ باعنوان «بي خوابي» ـ كه برپايه يك تريلر نروژي به همين نام ساخته شده است ـ به ايفاي نفش پرداخته است. درباره اين موج نوين گرايش فيلمسازي مي گويد: همواره پرسشهايي وجوددارند كه در فيلم هاي اروپايي مي توانند بي پاسخ بمانند.
پرسشهايي كه هيچوقت نمي توانستيم در فيلمهاي آمريكايي از زير آن شانه خالي كنيم.
اما درنهايت به نقل از سودربرگ به يك پرسش مي رسيم و آن اين است: وقتي ريشه ها كنده شده و درجاي ديگري كاشته مي شوند، آيا رشد آنها به همان اندازه خواهدبود؟
مترجم: شيلا ساساني نيا
منبع: آسوشيتدپرس



|   شناسنامه   |   آرشيو   |