«حسن حميديان» و «زينب رنجبر»، زوج قضايي مجتمع قضايي خانواده هر هفته پاسخگوي مشكلات زوج هاي ايراني هستند. در صورت داشتن سؤالاتي چه حقوقي و چه خانوادگي مي توانيد آن را با ويژه نامه ماجراي زندگي در ميان بگذاريد:
بتول تند تند غذايش را پخت. همين الآن ها ديگر محمود مي آمد. زن با فكر آمدن محمود به دلشوره افتاد.
غذايش را آماده كرد. به اتاق ها نگاه كرد. همه چيز جاي خودش بود. مرتب مرتب، درست همان طوري كه هميشه دوست داشت، زندگي باشد. درست مثل همان روزهايي كه در خيالات دخترانه اش، خودش را خانم خانه فرض مي كرد، عمل مي كرد.
آهي كشيد و روي مبل لم داد.
چقدر زود زن خانه شده بود. انگار همين ۵ سال پيش بود كه عروس شده بود. لبخند تلخي زد.
با خودش فكر كرد چرا بايد از محمود بترسم، ولي دست خودش نبود. محمود آدم خوبي بود، مرد سربه راه و نجيبي بود كه خدا قسمتش كرده بود.
صداي گريه احمد از اتاق اش بلند شد. بتول به طرف اتاق بچه دويد. احمد چشم هايش را باز كرده و اتاق را روي سرش گذاشته بود. او را بغل گرفت و شروع به نجوا كردن كنارگوشش كرد.
ـ پسر گلم ! عزيزدلم! جان مادر! حتماً گرسنه اي...
بتول شيشه شير را به دهان پسرك گذاشت و سكوت را به خانه برگرداند. احمد خيلي زود دوباره به خواب رفت. ساعت نزديك ۱۰ شب بود. حركات مشكوك محمود دوباره جلو چشمانش آمد. نيمه هاي شب كه براي رسيدگي به احمد از خواب بيدار شده بود، متوجه شده بود كه انگار محمود چيزي را از او پنهان مي كند، نمي دانست چه چيز را، فقط احساس بدي داشت.
محمود بي سر و صدا در را باز كرد، بتول جيغ آهسته اي كشيد.
ـ آخه چرا اين طوري مي آيي، تو خونه؟! نمي گي آدم مي ترسه؟
محمود لبخندي زد و گفت:
ـ گفتم شايد خوابيدي.
يكي، دو دقيقه بعد بتول همه چيز را فراموش كرد. سفره را پهن كرد و...
ساعت نزديك ۱۲ بود كه بتول به اتاق خواب رفت. از ديدن اسلحه اي كه بالاي سر شوهرش بود يكه خورد.
محمود امشب از بس خسته بود نتوانسته بود، وارد شدن بتول را به اتاق متوجه شود و اسلحه را پنهان كند.
بتول از ترس تا صبح كنار در اتاق نشسته خوابيد.
صبح زود وقتي محمود براي خواندن نماز بيدار شد، علت را از او پرسيد .
ـ محمود تو اسلحه داري؟
ـ خب بله. به خاطر مسؤوليتي كه به من دادند، اسلحه هم گرفته ام.
بتول احساس ترس مي كرد. يك سال گذشت. شب هاي بتول به كابوس اسلحه مي گذشت.
اسلحه تا صبح بالاي سر بتول و محمود بيدار بود.
ـ محمود مي ترسم. اگه يه شب تو از يه صدا دست به اسلحه ببري و منو با احمد بكشي، آنوقت...
محمود فقط خنديده بود.
بتول احمد را در آغوش گرفته و پله هاي دادگاه خانواده را بالارفت. در راهرو دهها زن مثل او سرگردان بودند، به دادگاه كه وارد شد، گفت:
ـ از شوهرم مي ترسم. او شب ها اسلحه بالاي سرش مي گذارد، يعني شغلش اين طور است، ولي من چه گناهي كرده ام كه...
آقاي قاضي ماهها است كه يك شب خواب راحت نكرده ام، ديگر توان ادامه زندگي با محمود را ندارم.
شغلش را عوض نمي كند و اسلحه را پس نمي دهد، مي ترسم ديوانه شوم... به من بگو به چه گناهي بايد اينگونه زجر بكشم و سختي تحمل كنم.
• پاسخ
زينب رنجبر در اين مورد مي گويد: در خواست زن اين ماجرا از نوع عسر و حرج است. ما موردي مانند اين داشتيم كه قاضي دادگاه پس از تحقيق و روشن شدن درست بودن اظهارات زن، آن را از موارد عسرو حرج تشخيص داده و دستور داده بود تا حكم طلاق اين زن اجرا شود.
وي مي گويد: اگر طبق قوانين، دوام زوجيت موجب عسرو حرج زوجه شود، زوجه مي تواند طلاق بخواهد و زوج را به طلاق اجبار نمايد و اگر زوج نپذيرفت، به اذن حاكم طلاق داده مي شود.
حسن حميديان در اين مورد مي گويد: قاعده عسرو حرج كلي است و مصاديق فراواني دارد. هركاري كه زن را درتنگنا قرار دهد مثل : اعتياد، عقيم بودن، جلوگيري از بچه دار شدن زن، حبس طولاني مرد، غيبت طولاني، شرط ضمن عقد، سوءمعاشرت، زناشويي غيرمتعارف، ازدواج مجدد، عدم رعايت شغل منافي حيثيت زن و... كه باعث شود زن در عسرو حرج قرارگيرد، مي تواند با درخواست زن منجر به طلاق گردد.
حميديان اظهار مي كند. عسرو حرج در ميان فقها از منزلت بالايي برخوردار است و مصاديق فراواني دارد. همانطور كه خيلي از بيماري ها در پزشكي تابلوي كلينيكي ندارد و پزشك پس ازمعاينه درد را تشخيص مي دهد، در عسرو حرج هم همين گونه است و خيلي از مشقات تابلوي كلينيكي ندارد و همه حدوث در زندگي قابل پيش بيني نيست و هر مصاديقي كه حدو توان زوجه را از بين ببرد عسرو حرج در آن محقق است.
• بحث حقوقي عسر و حرج
حسن حميديان در مورد وضعيت فعلي قانون عسر و حرج معتقد است:
• ارجحيت عسر و حرج بر ساير قواعد فقهي
يكي ديگر از خصوصيات ويژه شگفت قاعده عسر و حرج در تعارض با ساير قواعد فقهي، ارجح و اولي بودن قاعده عسر و حرج است.ترجيح يكي از مباحث مهم فقهي است كه بخصوص در زمان تعارض و تعادل ادله به كار مي آيد و براساس «مرجحات» يك قاعده يا دليل بر دليل يا قاعده ديگر «ترجيح» داده مي شود.
قاعده عسر و حرج در مقام رفع مشقت و سختي از مكلف است و بنابر اين تنها با قواعدي كه درمقام حكم «اوليه» هستند مي تواند متعارض شود.
در قاعده عسر و حرج عناوين با يكديگر جمع مي شوند عنوان اول انجام تكليف مقرر از طرف شارع است و عنوان دوم رخصتي است كه بطور عام يا خاص به مكلف داده مي شود تا عنوان اوليه مرتفع گردد. در اين جا رفع مشقت به عنوان جهت اصلي وضع قاعده عسر و حرج تعيين شده است. و در اين خصوص مشابهت بي نظيري فيمابين قاعده عسر و حرج و يكي از مصاديق بارز آن كه حديث موسوم به «رفع» انعكاس يافته است وجود دارد.
• قاعده لاحرج و انواع مصاديق حرج:
مصاديق حرجي كه در بحث لاحرج از آن گفت وگو به ميان مي آيد بطور عمده محور رفع ضرر و حرج مي چرخد از اين دو هر مصداقي كه در عالم واقع متصور شود و به نوعي متضمن حرج ومشقت براي بندگان باشد از نظر شارع مردود و مرفوع است.
• نفي حرج شخصي
در قاعده لاحرج، مشقت و سختي بر تك تك اشخاص مرتفع شده است و بدين ترتيب شارع مشقت و تنگنا و مضايق را نمي پسندد. سير تاريخي ماده ۱۱۳۰ قانون مدني.يكي از ابتكارات واضعان قانون مدني گنجاندن ماده عسر و حرج و نشاندهنده اجتهاد پويا در بكارگيري قواعد فقهي است.ماده ۱۱۳۰ قانون مدني مصوب ۱۳۱۴ بدين شرح بود.حكم ماده قبل درموارد ذيل نيز جاري است:
۱) در موردي كه شوهر ساير حقوق واجبه زن را وفا نكند و اجبار او هم بر ايفا ممكن نباشد.
۲) سوءمعاشرت شوهر به حدي كه ادامه زندگاني زن را با او غير قابل تحمل سازد.
۳) درصورتي كه به واسطه امراض مسريه صعب العلاج در امر زناشويي براي زن موجب مخاطره باشد. اين ماده در سالهاي ۱۳۶۱ و ۱۳۷۰ اصلاح شد كه مصاديق آن حذف شده و به عنوان كلي بسنده شد. قاعده عسر و حرج به عنوان حكم ثانويه و ضرورت در دعوي طلاق به كار گرفته شد تا به مدد آن بتوان همه مواردي را كه در مبحث طلاق از عناوين حرج و ضرر زوجه محسوب مي گردد، تحت عنوان اين قاعده قرار داد. در سال ۱۳۶۱ در اصلاح ماده مصوب ۱۳۱۴ استنباط قانونگذار در اصلاح قانون اين بوده است كه عنوان «دوام زوجيت موجب عسر و حرج است»مي تواند به كليه نيازها و مشكلات زوجيت خاتمه بخشد.
در اصلاحيه سال ۱۳۷۰ قانونگذار چگونگي تشخيص عسر و حرج زوجه را از يك طرف به دلايل اثباتي و از طرف ديگر بعد از ثبوت به اذن دادگاه موكول نموده است ماده ۱۱۳۰ قانون مدني مصوب ۱۳۷۰/۸/۱۴ درواقع به لحاظ در نظر گرفتن قاعده عسر و حرج به عنوان يك قاعده عام و كلي، دربرگيرنده مصاديق مختلفي است درواقع قانونگذار با عدول از شيوه پيشين يعني احصا موارد معين عسر و حرج زوجه راه را براي طرح دعاوي متعدد با منشأ واحد يعني تحقق عسر و حرج زوجه بازگذاشته است. اما عيب مهم اين سبك كاربرد قاعده عسر و حرج به لحاظ كلي و نوعي بودن آن و اين است كه قضات دادگاه در برخورد با دعاوي عسر و حرج به لحاظ فقدان رويه قضايي در اين خصوص و همچنين ابهام مصاديق موضوعي عسر و حرج زوجه، در تطبيق ماده قانوني عسر و حرج با دعوي زن دچار مشكل شوند در عين حال در مواردي زنان با وضعيتي مواجه هستند كه قابل وصف نيست و درواقع عنصر مشقت زوجه و عدم امكان ادامه زوجيت دلايل پنهاني دارد كه موجب مضاعف شدن عسر و حرج زوجه مي شود.بنابر اين بحث تعيين مصاديق براي عنوان عسر و حرج شدت يافت ومصاديق ۹گانه مصوب مجلس شوراي اسلامي مورد تأييد شوراي نگهبان واقع نشد.
از نظرما اعلام مصاديق به صورت حصري با يكي از امتيازات قاعده عسر و حرج كه فراواني مصاديق آن مي باشد منافات و تناقض دارد بنابر اين اعلام مصاديق به صورت تمثيلي بيشتر مي تواند ما را به هدف و نتيجه مطلوب سوق دهد و ديگر اينكه مصاديق تعيين شده توسط مجلس محترم هم اكنون در محاكم با كمترين مشكلات طي مي شود و قضات محاكم با اثبات موارد توسط زوجه عسر و حرج وي را ثابت تشخيص و رأي صادر مي نمايند مشكل آنجا پديد مي آيد كه زن در اموري ادعاي عسر و حرج مي نمايد كه عاجز از اثبات آن است درواقع امور پنهاني مي باشد كه نه مدرك پزشكي يا قانوني دارد و نه شاهد و بعضاً حتي توان بيان مشكلات خود را ندارد در اينجا صحبت از محدود نمودن يا وسعت بخشيدن به موضوع عسر و حرج نيست بلكه مسأله احراز عسر و حرج واقعي و رعايت جانب عدالت است.ذيلاً مواردي را به عنوان عسر و حرج مي توان مطرح نمود.
۱ـ شكنجه روحي زن به صورت توهين و اهانت و نسبت دادن اتهامات ناروا به زن به صورت تكرار بطوري كه موجب سلب آسايش زن گردد احراز با دادگاه است.
۲ـ بلاتكليف گذاشتن زن و بي مهري نسبت وي در دوران عقد بمدت يكسال
۳ـ ممانعت از كار و فعاليت اجتماعي بدون عذر موجه زماني كه داراي تحصيلات عالي و تخصص هستند توسط همسر ومرد علم به اين مسأله با زن ازدواج نموده است.
۴ـ فرزند آزاري توسط مرد بطوري كه براي زن قابل تحمل نباشد يا قتل فرزند توسط پدر.
لازم به يادآوري مي باشد كه براي اثبات امور پنهاني كه موجب عسر و حرج زوجه مي شود افراد خبره و روانشناسان و روانپزشكان يا افرادي كه صلاحيت داشته باشند به مشورت گرفته شوند تا به قاضي و زوجه در تشخيص و اثبات عسر و حرج كمك نمايند. (آن هم ترجيحاً زن باشند)