شماره ۲۰۲۶ - سال هفتم - چهارشنبه ۲۶ دي ۱۳۸۰
Wed, Jan 16, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
• هر روز شاهد مرگ تلخ دهها هم وطن نيمه جان هستيم كه به خاطر فقدان بانك اعضا با تجهيزات و امكانات مجهز در اقصي نقاط ايران زمين خاموش مي شوند.
ثانيه هاي معكوس

عزم ملي براي پيوند اعضاي بدن
• هر روز شاهد مرگ تلخ دهها هم وطن نيمه جان هستيم كه به خاطر فقدان بانك اعضا با تجهيزات و امكانات مجهز در اقصي نقاط ايران زمين خاموش مي شوند.
044898.jpg
نيمه شب فرارسيده و سكوت سردي بر فضاي بيمارستان حكمفرماست.فقط صداي باز و بسته شدن در اتاق و صداي پاي پرستاران و پزشكان بخش است كه سكوت سنگين بيمارستان رادر هم مي شكند. زن جوان از پشت شيشه مات، بخش مراقبتهاي ويژه به چهره معصوم و دردكشيده دختركش روي تخت كنج اتاق چشم دوخته و همچنان با چشماني اشكبار به خطوط سبز رنگ صفحه مونيتور بالاي تخت مي نگرد. در دلش غوغايي به پاست كه هيچكس جز خدا از آن خبر ندارد. قطره هاي اشك از گونه هايش مي چكد. گاهي به ياد همسر جوانش كه ساعاتي قبل در جريان حادثه رانندگي مقابل چشمانش پرپر زده بود، لحظه اي به ياد دختر كوچولويش كه روي تخت بيمارستان با سكوت مبهمش نفسهاي مادر را به شمار انداخته بود و دقايقي هم ترسيم تصوير زندگي آينده اش بود كه او را به خودخوري وامي داشت.
ساعتها از زمان وقوع آن حادثه مرگبار گذشته است. اما پلكها و لبهاي فروبسته دخترك همچنان مادر، پرستاران و پزشكان را در حسرت يك حركت نگه داشته است. ناگهان در اتاق مخصوص باز شده و چند پزشك كه لباسهاي سبز رنگ پوشيده اند وارد بخش مي شوند. اضطراب شديدي تمام وجود زن جوان را فراگرفته. آرام و قرار ندارد. آيا خبري را كه در انتظارش هست، خواهد شنيد.
ساعتي مي گذرد، دلهره و اضطراب همچنان در نگاه او موج مي زند. دوباره در اتاق گشوده شده و پزشكان خارج مي شوند. يكي از پزشكان در حالي كه همچنان زن بي قرار را به آرامش و خونسردي فرامي خواند لحظه اي مكث كرده و سپس چند تكه كاغذ و به همراه چند قطعه فيلم راديولوژي از لابه لاي پرونده اي كه در دست دارد بيرون آورده و رو به او مي گويد، متأسفم! دختر شما در حادثه رانندگي دچار عارضه قلبي شديدي شده و نتايج آزمايشات و عكسها نشان مي دهد كه او بايد هرچه سريع تر تحت عمل جراحي پيوند قلب قرار گيرد وگرنه...
دخترك شهرستاني كه همراه خانواده اش از قم راهي تهران شده با لبخندي زيبا و به ياد ماندني روي تخت بيمارستان انتظار مي كشيد تا با پيدا شدن يك قلب جريان زندگي را دوباره در رگهاي نحيفش احساس كند.
اما اين قلب را بايد در كجا جست وجو كرد؟ به راستي در چنين شرايطي كه جگرگوشه انسان روي تخت بيمارستان آخرين نفسهاي زندگي اش را مي كشد چگونه مي توان به فريادهاي اين مادر رنج كشيده و صدها انسان ديگر كه عزيزانشان براي زندگي، با مرگ جدال مي كنند پاسخ گفت.
اين سؤال بي پاسخ صدها بيمار نيازمند پيوند اعضا است كه براي بقاي زندگيشان هنوز پاسخ قانع كننده اي نشنيده اند. حال آنكه تمامي مشكلات قانوني و شرعي پيوند اعضا از مبتلايان مرگ مغزي برطرف شده و پزشكان و جراحان چيره دست نيز در بخشهاي مجهز جراحي با تمام توان آماده پيوند اعضاي جانبخش به بيماران چشم انتظار هستند.
ولي متأسفانه همچنان از يك سو بر تعداد فهرست منتظران پيوند عضو در كشور افزوده مي شود و از طرف ديگر هر روز شاهد مرگ تلخ دهها هم وطن نيمه جان هستيم كه به خاطر فقدان بانك اعضا با تجهيزات و امكانات مجهز در اقصي نقاط ايران زمين خاموش مي شوند.
در حالي كه در كشورهاي پيشرفته از سالها قبل اين مشكلات با يك برنامه ريزي دقيق و منسجم حل شده است. چرا كه به گفته پروفسور محمد بني نعمتي، رئيس جامعه جراحان و متخصصان ايراني مقيم آلمان، سالها قبل دست اندركاران جوامع پزشكي اروپا و آمريكا در پي به دست آوردن فنون و تجهيزات پيوند اعضا، شرايط وامكانات لازم را براي نجات جان مردم كشورهاشان طراحي و آماده كرده اند و همزمان با گسترش فعاليتهاي تبليغي و فرهنگي دراين زمينه نسبت به تأسيس و راه اندازي بانكهاي اعضاي بدن نيز فعاليت چشمگيري به عمل آورده اند به گونه اي كه هم اكنون بانك اعضاي جامعه اروپا در قلب كشور هلند و در شهر «لايدن» قرار دارد.
بدين ترتيب براساس دستورالعمل هاي تبيين شده به محض وقوع يك حادثه منجر به مرگ مغزي بلافاصله پس از اعلام رضايت خانواده اش، اعضاي قابل استفاده بدن جدا شده و فورا ً به بانك اعضا منتقل مي گردد.
از سوي ديگر تمامي بيمارستانها و مراكز درماني نيز مي دانند كه به محض پذيرش بيماران نيازمند پيوند عضو، مي بايست با بانك اعضا تماس برقرار كنند. بدين ترتيب دركوتاه ترين زمان ممكن عضو مورد نياز بيمارشان را در بيمارستان دريافت مي كنند. حال در چنين شرايطي و به يقين نگراني اين قبيل بيماران و خانواده هايشان به حداقل ممكن مي رسد و از تشكيل بازارهاي سياه خريد و فروش اعضا و دلال بازي عده اي سودجو نيز قطعاً اثري به چشم نخواهد آمد.
صدها بيمار در انتظار زندگي
كشورهاي پيشرفته به چنين دستاوردهايي نائل آمده اند حال آنكه كشور ما با بهره مندي از برجسته ترين جراحان و پزشكان در زمينه پيوند اعضا همچنان در فهرست كشورهايي است كه از نظر شمار پيوند اعضا از مبتلايان مرگ مغزي در قعر جدول و در زمره فقيرترين كشورها قرار دارد.
بيمارستانهاي شريعتي، امام خميني(ره)، سينا، نمازي شيراز و چند بيمارستان مجهز ديگر از جمله مكانهايي هستند كه هم اكنون بيماران نيازمند و دردمند بارقه هاي اميد به زندگي را درآنها جست وجو مي كنند و چند سالي است كه افق اميد به زندگي بيماران از آنحا تجلي مي يابد. آدمهايي كه قلب، كليه ها و كبدشان به خاطر نارسايي ها و بيماري به زودي از حركت باز مي ايستد و آنان بي صبرانه و مضطرب در جست وجوي اهداكننده اي هستند كه به بدن نيمه جانشان زندگي ببخشد.
مشكلات پيوند اعضا در كشور
دكتر محمدحسين ماندگار جراح سرشناسي است كه حدود هشت سال قبل براي نخستين بار در ايران قلب يك فرد مبتلا به مرگ مغزي را به يك بيمار قلبي پيوند زد. به گفته وي از آن سال تاكنون فقط حدود ۴۰مورد پيوند اعضا به اين شكل در كشور داشته ايم كه متأسفانه تعدادي از آنان نيز به خاطر فقدان تجهيزات و داروهاي مورد نياز بيماران پيوندي، اتاقهاي ايزوله و كاملاً بهداشتي و عدم مراقبتهاي ويژه پس از عمل جراحي و كمبود متخصصان اتاق عمل جان سپرده اند.
سرپرست تيم جراحي پيوند قلب بيمارستان شريعتي با اشاره به اينكه هم اكنون صدها بيمار قلبي، كليوي، كبدي و... در فهرست انتظار پيوند اعضا قرار دارند به اين نكته مهم اشاره مي كند كه سالانه بيش از ۲۰هزار نفر در كشور دچار مرگ مغزي مي شوند كه از رهگذر اين رخداد تلخ مي توان به انسجام بخشيدن فعاليتهاي بانك اعضاي پيوندي در كشور ياري رساند. در صورت منسجم عمل كردن اين بانك كه مدتي قبل راه اندازي شده با يك برنامه ريزي دقيق، اصولي و دلسوزانه مي توان صدها بيمار نيازمند پيوند عضو را به زندگي دوباره بازگرداند. از سوي ديگر مي توان نگراني مردم كشور را در صورت ابتلا به بيماري و نياز به پيوند عضو به حداقل رساند واميد به زندگي در آنان را به ميزان قابل توجهي افزايش داد و طي چند سال پيوند اعضا را به روز رساند و نسخه فهرست انتظار را براي هميشه پيچيد.
بسياري از صاحبنظران پيوند اعضا ناآگاهي يا كم اطلاعي عمومي در اين زمينه و عدم تبليغات صحيح و اطلاع رساني به موقع رسانه ها و مطبوعات را از دلايل اصلي ناكامي پيوند اعضا در كشور مي دانند. اين در حالي است كه تمامي مشكلات قانوني و شرعي پيوند اعضا كاملاً برطرف شده است و اكنون ايران نيازمند يك عزم ملي براي نجات بيماران نيازمند عضو است.
دكترغلامرضاپورمندجراح برجسته پيوندكليه ويكي ديگر از دست اندركاران پيوند اعضا نيز معتقد است: پيوند اعضا در كشور نيازمند يك فرهنگ سازي و بسترسازي مناسب است و در اين زمينه همكاري ارگانها و سازمانهاي مختلف غيرقابل انكار است. چرا كه يك ارگان تمامي مراحل پيوند، اعم از شناسايي اهداكننده، برداشت عضو، عمل جراحي پيوند، مراقبتهاي بعد از عمل و... را به تنهايي نمي تواند بر عهده بگيرد.
«مانا» كوچولو يكي از صدها بيمار كشور ما است كه در پي فداكاري و ايثار خانواده دختر جواني كه دچار مرگ مغزي شده بود از مرگ حتمي نجات پيدا كرد. اما به راستي همه مسؤولان و دست اندركاران امور بهداشت و درمان و اركان فرهنگي و اطلاع رساني كشور نبايد فراموش كنند كه همگي در برابر مرگ هموطناني كه بدين شكل جان مي سپارند مسؤول هستند.
گزارش: داريوش آرمان armand-51@yahoo.com

ثانيه هاي معكوس
ماندلا و افغانها
وقتي كه «ماندلا» رهبر اسطوره اي مبارزه با آپارتايد از زندان آزاد شد و به رياست جمهوري آفريقاي جنوبي برگزيده شد، درنخستين اقدامش «دكلرك» رئيس جمهور سابق كه سفيدپوست و مجري سياستهاي آپارتايد بود را به معاونت خود برگزيد و بحران جابه جايي قدرت بدون كمترين هزينه يي پايان يافت و ما اقدام آن روز ماندلا را درك نكرديم و اينك نيز دولت موقت افغانستان با عفو عمومي و آزاد كردن وزراي دولت طالبان درس ديگري به بسياري از كشورهاي منطقه و شرقي ها داد و در واقع ارزش تصميم دولت موقت زماني عيان مي شود كه بدانيم طالبان چگونه با امثال نجيب الله رئيس جمهور سابق افغانستان و شهروندان عمل كردند و با اعدام آنان آسان ترين و كوتاه ترين راه را براي رسيدن به مقاصد خود انتخاب كردند و حالا پس از سقوط حكومتشان، طالبان و طرفدارانشان مي توانند همانند يك «شهروند» به زندگي خود ادامه دهند!
وقايع و تصميماتي كه در همين كشور همسايه ما گرفته شده از جهاتي گذشته و حال ما را به ياد مي آورد با گذشت بيست و سه سال از پيروزي انقلاب هنوز آتش خصومت بين برخي از گروهها فروكش نكرده است و كافي است كه يك فرد در اوايل انقلاب يا حتي در رژيم گذشته حرفي يا كاري انجام داده كه به مذاق برخي خوش نيامده باشد يا كسي اشتباهي كرده يا حتي عمدي اقدام به خرابكاري يا تخلفي برخلاف ميل ما انجام داده باشد، آنگاه او حق حيات ندارد و بايد از همه چيز طرد و محروم شود و از تمام سوابق مثبت گذشته اش چشم پوشي مي كنيم و مداوم اشتباه ياتخلف او را به رخ اش مي كشيم البته اين رفتار زماني از ما بروز مي كند كه برخلاف اهداف ما اقدام به عملي كند يا حرفي بزند وگرنه تا لحظه اي كه با منافع ما سازگار است و مطيع ماست، از او بهره برداري لازم را مي كنيم و گذشته اش را همچون شمشير «داموكلوس» بر فرق اش قرار مي دهيم...
سالهاست كه با شهروندان ايراني رفتاري يكسان نداشته ايم و افراد، متناسب با نزديكي و دوري با گروهها و جريانهاي سياسي دسته بندي شده اند، در ظاهر و حرف همه چيز، شكل دموكراتيك و زيبايي دارد اما در عمل تفاوتهايي در رويكرد ما به گروهها وجود داشته است و بخشي از انرژي و توانها گروهها به جاي همدلي و همكاري با يكديگر در جهت طرد و انگ و تهمت به يكديگر و دشمن تراشي گذشته و فضا آنقدر تنگ و تاريك شده است كه از هر رفتار و سخناني دهها برداشت و تئوري استنباط و استخراج مي شود و مثل معروف «ديگي كه براي من نمي جوشد...» در ذهن و فكر برخي نهادينه شده است و مصدر بسياري از تصميمات و اقدامات در همين فكر ترشح مي شود و متأسفانه وجود چنين فضاي كنشي و واكنشي، امكان تعالي عقلانيت و اتخاذ تصميماتي كه جامعه را از بحرانها به سلامت عبور دهد بسيار مشكل و تقريباً غيرممكن است و نبود فرهنگ «گذشت» و «تساهل و تسامح» و اينكه ديگران نيز حق «حيات» و زندگي دارند باعث بي تفاوتي، سكوت و انزواي بسياري از فعالان و حتي معتقدان به ارزشها و اصولهاي اوليه انقلاب شده است.
به نظر مي رسدكه بزرگترهاي ما هم مي توانند از كوچكترها نيز چيزها و درسهاي خوبي براي زندگي بياموزند و ديگر، ايران زمين با اين قدمت هزاران ساله اش از همين كشور عقب مانده و بحران زده افغانستان نيز درسهايي بياموزد، خالي از لطف نيست و فقط براي آموختن بايد كمي غرور را كنار گذاشت آنگاه آموختن سهل و آسان خواهد شد.
afsar- saeed@yahoo.com سعيد افسر



|   شناسنامه   |   آرشيو   |