|
• نگين دانش آموز ۱۶ ساله از ارتفاع ۴/۵ متري اين پل عابر پياده به پايين پرتاب شد
|
|
|
|
|
|
|
|
از سوي كارآگاهان دايره ۱۰ تهران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فرياد هاي نگين در ميان خنده هاي ۲ مزاحم گم شد
• نگين دانش آموز ۱۶ ساله از ارتفاع ۴/۵ متري اين پل عابر پياده به پايين پرتاب شد
|
|
|
گروه حوادث: دو پسر جوان وقتي با ايجاد مزاحمت به دختر ۱۶ساله اي نتوانستند نقشه شوم خود را اجرا كنند، اورا از پل عابر پياده اي، به پايين انداختند.
اين اقدام، عصر پنجشنبه ۱۳ديماه جاري زماني رخ داد كه دخترجوان با بي اعتنايي به خواسته هاي دو جوان موتورسيكلت سوار، سعي داشت از دست آنان فرار كند. بنا به اين گزارش، ساعت ۱۸ روزحادثه، يك معلم جوان كه در خيابان پمپ گاز واقع در شهرك ژاندارمري به انتظار تاكسي ايستاده بود، ديد دختري از روي پل عابر پياده به ميانه بزرگراه پرت شد. اين مرد با ديدن دختر جواني كه با پيكري نيمه جان دست و پا مي زد، خود را به وي رساند و از راننده يك تاكسي خواست تا براي رساندن دختر به بيمارستان، او را كمك كند.
دقايقي بعد، پيكر خون آلود دانش آموز دبيرستاني در اتاق عمل بيمارستان اميرالمؤمنين تحت جراحي قرارگرفت و پزشكان باوجود پارگي شكم و مثانه و جراحت شديد در ناحيه سروصورت پس از ۶ساعت عمل سخت، توانستند برخي از جراحات وي را درمان كنند. اين عمليات پزشكي در حالي صورت گرفت كه با تماس مسؤولان بيمارستان، تيم تجسس كلانتري ۱۱۸ تهران به بيمارستان اعزام شده بودند ، معلم و راننده تاكسي را تحت بازجويي قرارداده بودند.
مرد جوان در بازجويي هاي اوليه به كارآگاهان گفت كه هيچ شناختي نسبت به دختر ندارد و به صورت خيلي اتفاقي او را كه از روي پل عابر پياده افتاده بود ديده است وبا كمك راننده براي نجات جانش اقدام كرده است. اين معلم و راننده تازمان به هوش آمدن دخترجوان در بازداشت به سرمي بردند. وقتي اين دختر به مأموران گفت كه آنها او را نجات داده اند، آزاد شدند و با راهنمايي هاي بيمار، خانواده وي شناسايي شدند.
در تحقيقات پليسي از دانش آموز مجروح شده، مشخص شد وي «نگين» نام دارد و در راه بازگشت ازمدرسه به خانه مورد حمله دوجوان موتورسوار قرارگرفته است. پدر و مادر «نگين» كه پس از ساعت ها بي خبري در بيمارستان اميرالمؤمنين حضور يافته بودند با شنيدن اينكه اميدي براي زنده بودن دخترشان نيست، او را به يك بيمارستان خصوصي انتقال دادند. بدين ترتيب، «نگين» تحت شش عمل جراحي ويژه قرارگرفت و اكيپ پزشكي اتاق عمل توانستند او را از مرگ حتمي نجات دهند.
«نگين» صبح ديروز كه بهبودي نسبي را به دست آورده بود و به سختي حرف مي زد ، در گفت وگويي به خبرنگار ما گفت: «من در كلاس دوم يك دبيرستان واقع در حوالي ايستگاه آتش نشاني كوي نصر درس مي خوانم. روز حادثه ساعت ۱۶ و ۳۰دقيقه عصر وقتي از سرجلسه امتحان خارج شدم به پيشنهاد دوستم ـ مهيار ـ به كتابخانه پارك پرواز نزد خواهر وي رفتم.
در ميانه راه، شش جوان با سه موتورسيكلت دورمن و دوستم چرخ زدند و هركدام چيزي گفتند. ما از ترس قدم هايمان را تندتر برداشتيم تا خود را به كتابخانه رسانديم. وي ادامه داد: «وقتي از كتابخانه خارج شديم تصورمان اين بود كه جوانان مزاحم رفته باشند اما يكي از آنها كه كلاه كاسكت به سرداشت بازهم دنبال ما افتاد تا اينكه سرتقاطعي او جلوي ما توقف كرد و عمل زشتي را نشان داد. «رعنا» داد بلندي كشيد و موتورسوار به سرعت فراركرد، وقتي به مدرسه رسيدم خبري از سرويس نبود بخاطر همين در تاريكي هوا به سمت خانه مان حركت كردم، چندقدمي برنداشته بودم كه همان موتورسوار درحالي كه جوان كاپشن سفيدپوشي ترك موتورسيكلت نشسته بود سراغ من آمد و خواست سوار موتورسيكلت آنها شوم، خيلي ترسيده بودم. آنها مقابل پاهاي من ويراژ مي دادند، حتي يكبار كيفم را كشيدند.» «نگين» گفت: «برابر ساختمان آتش نشاني چون ترسيده بودم سوار تاكسي شدم تا به جاي رفتن به خانه مان، خود را به خانه خاله ام كه نزديك تر بود برسانم اما دوجوان بازهم دست بردار نبودند و به تعقيب تاكسي دست زدند.
وقتي به پل عابرپياده پمپ گاز نزديك شديم من از راننده تاكسي خواستم توقف كند، سريع پياده شدم و پله هاي پل را دوتا يكي بالا رفتم، مي خواستم با رساندن خود به سمت ديگر بزرگراه از دست دو مزاحم فراركنم، چندقدمي نمانده بود كه به پله هاي انتهايي برسم كه صداي پايي را شنيدم. جواني كه كاپشن سفيد پوشيده بود، نفس زنان خود را به من رساند، بدون اينكه چيزي بگويد ابتدا سويي شرت من را درآورد، بعد كيفم را از دست گرفتم سيلي محكمي به گوشم زد، كمرم را گرفت و مرا به پايين پرت كرد. اين دختر، ادامه داد: «وقتي كف بزرگراه افتادم، قادر نبودم حركت كنم. ابتدا پسرجواني از كنارم عبور كرد كه با ديدن من به جاي نجات دادن من فراركرد و بعد در حاليكه صداي حركت موتورسيكلت دوجوان مزاحم را مي شنيدم مردي به من نزديك شد و با ديدن مجروحيتم، يك تاكسي گرفت و مرا به بيمارستان رساند. قبل از رسيدن به بيمارستان از هوش رفته بودم، وقتي چشمانم را بازكردم به سختي توانستم شماره تلفن خانواده ام را به پليس بدهم. «نگين » در پايان گفت: «تا آنجايي كه مي دانم پاتوق موتورسواران حوالي مدرسه ما است و مزاحمت هاي زيادي براي دختران مدرسه اي ايجاد مي كنند، وقتي در بيمارستان بودم شنيدم كه يكي ديگر از هم مدرسه اي هايم موردحمله موتورسوار ديگري قرارگرفته و صورتش با چاقو زخمي شده است.» بنا به گزارش خبرنگار ما، باتوجه به طرح شكايتي ازسوي خانواده نگين، پليس عمليات گسترده اي براي رديابي موتورسواران مزاحم آغاز كرده اند تا رديابي آنان و مجازاتشان درس عبرتي براي ديگر جوانان مزاحم باشد.
|
|
|
|
|
پرونده اتهامي «شهرام جزايري» آماده محاكمه شد
گروه حوادث ـ نخستين جلسه محاكمه شهرام جزايري عرب به اتهام پرداخت رشوه و رانت خواري روز دوشنبه آينده با حضور خبرنگاران داخلي بطور علني در شعبه اول دادگاه عمومي تهران برگزار خواهد شد.
سيد محمد صادق آل محمد (وكيل متهم) امروز با حضور در دادگاه ويژه جرايم اقتصادي پرونده موكل خود را مطالعه خواهد كرد تا در روز محاكمه از وي دفاع كند. گفتني است كه روابط عمومي دادگستري استان تهران چندي قبل طي اطلاعيه اي رسمي اعلام كرد: با تكميل شدن پرونده اتهامي شهرام جزايري عرب، وي به همراه ديگر متهمان پرونده محاكمه خواهد شد. براساس همين گزارش يك مقام آگاه در بانك رفاه اعلام كرد: غريبي مدير سابق اعتبارات بانك رفاه در پرونده اتهامي شهرام جزايري عرب هيچگونه نقشي ندارد و اتهامي متوجه وي نيست.
|
|
|
|
|
شليك مرگبار به سوي اعضاي خانواده همسر
|
|
از راست: شعبانعلي (متهم به قتل) ـ علي جبري و اشرف السادات جبري (قربانيان حادثه)
|
گروه حوادث: مرد جواني كه چندي پيش پس از درخواست زنش مبني بر طلاق در دادگاه خانواده ملاير او را با ريختن آب جوش سوزانده بود، در اقدامي جنايتكارانه اين زن و برادرش را با شليك گلوله از پاي درآورد.
در اين حمله مسلحانه مرد بي رحم حتي اقدام به مجروح كردن پدر همسرش و يك رهگذر كرد.
به گزارش خبرنگار «ايران» از ملاير، ساعت ۱۰/۴۵ دقيقه صبح سه شنبه زني به نام اشرف السادات جبري به همراه برادرش علي به دادگاه خانواده مراجعه كرد تا درخصوص شكايت خود از شوهرش «شعبانعلي» پيگيريهاي لازم را به عمل آورد. زماني كه اشراف السادات و برادرش اقدام به خارج شدن از دادگاه مي كنند، ناگهان شعبانعلي را در حوالي ميدان امامزاده عبدالله ملاير و نزديك خانه پدراشرف مي بينند. گزارش خبرنگار ما حاكي است شعبانعلي در يك لحظه بلافاصله اسلحه كلاشينكف را از داخل يك گوني بيرون آورده و به سوي علي نشانه مي رود و چند تير به سوي او شليك مي كند. در اين هنگام اشرف السادات كه بشدت ترسيده بود خود را پشت يك پيرمرد عابر پنهان مي كند، اما مرد بي رحم اقدام به شليك گلوله مي كند و آن پيرمرد را نيز مجروح مي كند.اين پيرمرد كه صفرعلي محمدي نام دارد در مورد اين حادثه گفت: وقتي اشرف به من پناه آورد، جلوي او ايستادم تا بلكه او را نكشد ولي او به طرف من تير انداخت و مرا نيز مجروح كرد.
بنا به اين گزارش شعبانعلي پس از اينكه متوجه فرار اشرف مي شود و از طرف ديگر پدر اشرف را بالاي سر علي ـ كه زخمي شده بود ـ مي بيند، اقدام به شليك به سوي پدر اشرف مي كند و پس از زخمي كردن وي شروع به تعقيب اشرف مي كند.
زن از ترس به خادم امامزاده پناه مي برد و خادم بلافاصله در را به روي او باز مي كند، ولي شعبانعلي كه شاهدا ين صحنه بود با شليك پي در پي وارد امامزاده شده و اشرف السادات را به رگبار مي بندد.
به گزارش خبرنگار ما، پليس ۱۱۰ ملاير پس از اينكه در جريان حادثه قرارمي گيرد بلافاصله در محل حاضر مي شود و شعبانعلي را پس از اقدام به خودكشي بازداشت و به بيمارستان انتقال مي دهد. اين گزارش حاكي است، با دستور قاضي جنايي ملاير، پليس اجساد اشرف و برادرش را به پزشكي قانوني انتقال داد. همچنين صفرعلي محمدي ـ پيرمرد ـ و پدر اشرف كه بشدت مجروح شده بودند نيز در بيمارستان تحت مداوا قرارگرفته اند. يكي از بستگان اشرف در مورد اين حادثه گفت: شعبانعلي معتاد بود و اشرف پس از اينكه چندسال زندگي با او را تحمل كرد، سرانجام با چند بچه به خانواده اش پناه برد.
درگيرودار قهر و آشتي ها بود كه سه ماه پيش يك شب شعبانعلي اقدام به ريختن آب جوش به همسر و يكي از بچه هايش كرد كه اين بار اشرف به دادگاه خانواده شكايت و تقاضاي طلاق كرد. وي افزود: از آن به بعد شعبانعلي گاه و بيگاه اشرف را تهديد مي كرد، وي اگرچه تحت تعقيب بود، توانسته بود خود را پنهان كند. به اين علت مأموران موفق به دستگيري او نشدند.
ملاير ـ محمد كشاورزيان
|
|
|
|
|
از سوي كارآگاهان دايره ۱۰ تهران
عاملان جنايت اسكلت خانه متروكه دستگير شدند
|
|
|
گروه حوادث ـ توطئه شوم همسر يك مرد كه اسكلتش در خانه متروكه اي به دست آمده است در تجسس هاي پليس جنايي تهران فاش شد.
در اين جنايت، يك زن با همدستي مرد موردعلاقه اش نقشه قتل همسر خود را كشيد و وي را در خانه متروكه اي از پاي درآورد.
بنا به اين گزارش، روز ۱۵ ديماه سال جاري، وقتي مرد جواني، خانه قديمي را در حوالي ميدان نارمك اجاره كرد در خاكروبي با برداشتن موكت يكي از اتاقها با چاله اي روبرو شد كه اسكلت انساني در آن جاسازي شده بود. ماجراي كشف اسكلت با اطلاع مأموران تجسس كلانتري نارمك، وارد مراحل تحقيقات پليسي شد و قاضي حجت الاسلام حسيني كوه كمره اي براي شناسايي هويت اسكلت، مأموريت ويژه اي را در دستور كار مأموران دايره ۱۰ قرارداد. در تحقيقات اوليه، كارآگاهان باتوجه به عدم وجود مدركي براي شناسايي هويت قرباني به تحقيق براي رديابي صاحبخانه متروكه و رفت وآمدهايي كه سالها پيش به قتلگاه مردناشناس صورت گرفته بود، دست زدند. از سوي ديگر، وقتي گزارش كشف اسكلت مردناشناسي در روزنامه ايران به چاپ رسيد خانواده مردي به نام «هدايت عشوندي» كه از روز ۲۴ بهمن ماه سال ۷۷ ناپديد شده بود، به پزشكي قانوني تهران مراجعه كردند و از روي لباسهاي اسكلت، او را شناسايي كردند. كارآگاهان با در دست داشتن سرنخ هايي از يك توطئه زنانه، مردي به نام «عليرضا» را تحت تعقيب قراردادند و با دستگيري وي پرده از راز جنايت برداشتند. اين مرد، در بازجويي ها ادعا كرد به همراه زن ۴۵ ساله قرباني كه «فردوس» نام دارد و آرايشگر است نقشه قتل «هدايت» را كشيده اند و او را با كشاندن به خانه متروكه به قتل رسانده اند. بدين ترتيب، صبح ديروز سروان رادنژاد ـ افسر پرونده به دستور سرهنگ شفيقي و در قالب اكيپي جنايي از سرگرد شيرين پور، ستوان مكرم و چهري با شناسايي مخفيگاه همسر توطئه گر قرباني به كرج اعزام و وي را دستگير كردند. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، اين زن در بازجوييها، انگيزه خود در ارتكاب قتل «هدايت» را اختلافات خانوادگي و رابطه پنهاني با غلامرضا دانست و تحقيقات پليسي براي كشف جزييات جنايت در حال انجام است.
|
|
|
|
|
يكي ديگر از زندانيان جاسوس اسرائيل در شيراز آزاد شد
رئيس كل دادگستري فارس گفت: يكي ديگر از يهودياني كه به جرم همكاري با رژيم نژادپرست اسرائيل در شيراز زنداني بود، پس از سپري شدن دوران حبس روز سه شنبه از زندان آزاد شد. حسينعلي اميري در گفت وگو با ايرنا افزود: «فرامرز كاشي» دومين محكوم به حبس به جرم همكاري با رژيم نژادپرست اسرائيل است كه با احتساب ايام بازداشت قبل از محاكمه مدت سه سال حبس را سپري كرده است.
|
|
|
|
|
دستگيري اعضاي باند سارقان مسلح «ياغي»
دو تن از اعضاي يك شبكه تبهكاري سارقان مسلح معروف به باند «ياغي» در جريان عمليات غافلگيرانه كارآگاهان دايره يك آگاهي تهران رديابي و دستگير شدند. عمليات ويژه پليس تهران در پي دريافت گزارشي از قاضي دادگستري شهرستان بوكان مبني براينكه اعضاي اين باند سارقان مسلح پس از ارتكاب چندين فقره درگيري هاي مسلحانه اخاذي و سرقت مسلحانه به تهران گريخته اند، در دستور كار قرارگرفت. براساس اين گزارش، ساعت ۲۲شب ۲۵ديماه سال جاري، كارآگاهان سرانجام پس از ساعت ها كمين و مراقبت در آنجا، دو مرد جوان قوي هيكل را كه قصد داشتند وارد خانه موردنظر شوند، بازداشت كردند. در جريان بازرسي از خانه آن دو يك قبضه اسلحه كلت كمري به دست آمد. دو متهم بازداشت شده كه «علي» و «لقمان» نام دارند.
|
|
|
|
|
دو مرد با ۲۰ ميليون اسكناس جعلي
دو مرد كه پس از چاپ ۲۰ ميليون تومان اسكناس جعلي قصد داشتند آن را در جامعه پخش كنند، دستگير شدند. اين دو مرد «يونس» و «فرهاد» نام دارند و در جريان عمليات كارآگاهان دايره ۱۳ آگاهي تهران دستگير شدند.
|
|
|
|
|
در تعقيب يك دختر و ۲ پسر جوان
مأموران نيروي انتظامي در تعقيب يك دختر و دو پسر جوان هستند كه با شگردهاي ويژه اي اقدام به اخاذي از مردم مي كنند. عمليات ويژه پليس در پي شكايت مرد جواني مبني بر اينكه ساعت ۲۱ روز ۲۴ ديماه در خيابان تيسفون به خانه مي رفتم كه دختر جواني هراسان خود را به من رساند. او ادعا كرد كه از طرف دو پسر جوان مورد آزار و اذيت قرار گرفته و خواست تا او را به خانه اش برسانم، هنوز چند قدمي نرفته بوديم كه ناگهان او شروع به داد و فرياد كرد و دو پسر جوان به بهانه حمايت از او با كارد مرا مورد تهديد قرار دادند و تلفن همراه ومقداري پول نقدم را به سرقت بردند.
|
|
|
|
|
يك قاتل در شهرستان نير به دار آويخته شد
يك قاتل صبح ديروز در شهرستان نير در ملأعام به دار مجازات آويخته شد. اين قاتل كه معتاد به موادمخدر بود، بهمن ماه پارسال فرزند نه (۹) ساله و همسر ۲۸ساله خود را به قتل رسانده بود.
شعبه اول دادگاه عمومي شهرستان نير پس از محاكمه متهم، حكم اعدام را براي وي صادر كرد كه اين حكم با تأييد ديوانعالي كشور صبح ديروز اجرا شد.
|
|
|
|
|
سند ازدواج غيرقانوني در خودرو مجلل مالزي
يك سنديكا در مالزي كه درون خودروهاي مجلل براي مرداني كه قصد چند همسر گزيني داشتند، سند ازدواج صادر مي كرد، از سوي پليس متلاشي شد. اين سنديكا همچنين عقدنامه جعلي براي مراجعه كنندگان خود صادر مي كرد. افرادي كه به اين سنديكا مراجعه مي كردند مردان مسلماني بودند كه قصد داشتند دوباره و يا چندباره همسر اختيار كنند. شخصي كه اين كار را انجام مي داد يك محضردار پيشين بود كه هم اكنون به زندان و جريمه محكوم شده است. اين ازدواج پنهاني در يك خودروي مجلل با حضور زوج، معاون اين مرد، خود وي و راننده به عنوان شاهد صورت مي گرفت.
|
|
|
|