شماره ۲۰۲۸ - سال هفتم - جمعه ۲۸ دي ۱۳۸۰
Fri, Jan 18, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
قديما
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
فرهنگ و انديشه
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
سيمرغ بر شانه هاي چه كسي مي نشيند؟(۳)
يادداشت سينمايي
برداشت آخر
ترس از فروش

سيمرغ بر شانه هاي چه كسي مي نشيند؟(۳)
رقابتي نه چندان سنگين و نبود شانس هاي هميشگي
045273.jpg
در ميان بازيگران مرد ، شانس هاي دريافت سيمرغ بلورين بيستمين جشنواره فيلم فجر، به نسبت هنرپيشگان زن و كارگردانان، موقعيتي پيچيده تر دارند. راست اين است كه از برخي از بازيگراني كه قاعدتاً در هر دوره اي شانس هاي اصلي دريافت جوايز بوده اند،در اين جشنواره و ميان فيلم هاي به نمايش درآمده در آن اثري نيست. عدم حضور هنرپيشگاني چون فريبرزعرب نيا، علي مصفا، محمدرضا فروتن، پرويز پرستويي، داريوش ارجمند و فرامرز قريبيان عرصه رقابت را براي معدود هنرپيشگان شناخته شده باقي مانده امن تر نشان مي دهد، البته به شرطي كه بسان سال گذشته هيأت داوران تصميم نداشته باشند با اعطاي جايزه به يك نابازيگر همه را شگفت زده سازند…
در اين ميان، بسياري عقيده دارند كه در نبود نامبردگان و باتوجه به اين كه چندسالي است پورعرب كه در جشنواره حضور دارد به حاشيه رانده شده، رقابت اصلي معطوف خواهدبود به خسروشكيبايي، رضاكيانيان و جمشيد هاشم پور و البته در اين ميان به نظرمي رسد شانس خسروشكيبايي از ديگران بيشتر باشد…
خسروشكيبايي پس از يكي ـ دوسال در حاشيه قرارگرفتن، امسال با فيلم «كاغذ بي خط» آمده است تا شايد بتواند موفقيت ساليان گذشته را مكرر كند. او كه در جشنواره نوزدهم، باحضور در فيلم «دختري به نام تندر» نتوانست انتظارات را برآورده سازد، امسال با حضور در جديدترين فيلم «ناصر تقوايي» كه پس از بيش از يك دهه به سينماي حرفه اي ايران پانهاده، در انتظار سيمرغ به سرمي برد. همانگونه كه در مورد «هديه تهراني» نوشتم، آناني كه فيلم «كاغذ بي خط» را ديده اند، دو بازيگر اصلي اين فيلم را مستحق دريافت جوايز امسال مي دانند. اين مي تواند فرصتي دوباره براي شكيبايي باشد تا يك بار ديگر خود را در سطح اول سينماي ايران به تثبيت رساند… «رضا كيانيان» گزينه بعدي است. شانس اصلي او را براي مطرح شدن در جشنواره امسال، معطوف به حضور در فيلم «خانه اي روي آب» بهمن فرمان آرا مي دانند. «كيانيان» در اين فيلم كه كلكسيوني از هنرپيشگان مطرح اين سال هاي سينماي ايران را يك جا گردآورده، نقش محوري را ايفا مي كند. از مهمترين نكات حضور او در اين فيلم افزايش چندين و چندكيلويي وزن او براي حضور مناسب تر در فيلم است. اين حجم از انرژي براي درآوردن يك نقش، وي را نيز جزو شانس هايي قرارمي دهد كه اگر سيمرغ به او تعلق گيرد كسي چندان تعجب نخواهدكرد…
و… «جمشيد هاشم پور» تاكنون بهترين نقش آفريني خود را در فيلم «هيوا»ي ملاقلي پور به انجام رسانده است. امسال هم اين هنرپيشه در فيلم «قارچ سمي» ديگر ساخته اين كارگردان حضور دارد و باتوجه به نقشي كه ايفا كرده، به نظرمي رسد مي توان به كسب جايزه توسط هاشم پور هم اميد داشت… گرچه اين شانس در مقايسه با شانس شكيبايي و كيانيان كمرنگ تر به نظرمي رسد…
اگر«حميد فرخ نژاد» پديده دوسال گذشته سينماي ايران را، كه پس از «عروس آتش» امسال در فيلم «ارتفاع پست» حاتمي كيا حضور دارد؛ آتيلا پسياني را در «شام آخر» و اكبرعبدي را در «نان و عشق و موتور۱۰۰۰» به اسامي فوق اضافه كنيم، سيماي ديگري باقي نخواهدماند تا بتوان شانس چنداني براي او در جشنواره امسال قائل شد. با اين كه همانگونه كه گفتم، در سينماي ايران نمي توان روي چيزي حساب چنداني بازكرد. شايد امسال هم نابازيگري پيداشده و جايزه اي براي «بازيگري» بگيرد، شايد. روي هيچ چيز نمي توان حساب بازكرد…
مهيارخسروي

پركارترين ها و كم كارترين هاي امسال
045270.jpg
به نظرمي رسد امسال در جشنواره، به روال هرساله از هنرمنداني پركار كه يك تنه در چندين و چندفيلم ايفاي نقش مي كردند، اثري نيست. به نحوي كه حتي هنرمندان و سينماگراني با دو اثر دربخش مسابقه جشنواره فيلم فجر، به سختي ديده مي شود. دراين ميان، شايد هنرمندان سه اثر حاضر در اين جشنواره، شايد كاملاً استثنايي باشند.
درميان اين هنرمندان «ليلاحاتمي» بي شك بيشترين نگاهها را به خود معطوف خواهدكرد. او درسه فيلم مطرح حضوردارد. ايستگاه متروك به كارگرداني عليرضا رئيسيان، ارتفاع پست به كارگرداني ابراهيم حاتمي كيا و مرباي شيرين مرضيه برومند فيلم هايي هستند كه ليلاحاتمي امسال با آنها در جشنواره حضوردارد. تنها رقيب وي هم در عرصه پركارترين هاي جشنواره، پرويز آبنارصدابردار است كه با فيلم هاي خانه اي روي آب ساخته بهمن فرمان آرا، خواب سفيد به كارگرداني حميد جبلي و ايستگاه متروك در جشنواره ديده خواهدشد. اما از اينها اگر بگذريم، هنرمندان ۲فيلمه، اگرچه چندان كم نيستند، اما بازهم مثل ساليان گذشته حضورسنگيني را نشان نمي دهند. دراين ميان رضاكيانيان، هديه تهراني، خسروشكيبايي، جمشيد هاشم پور، آتيلا پسياني و ميتراحجار سرشناس تر از بقيه به نظر مي رسند. رضا كيانيان علاوه بر خانه اي روي آب كه شانس دريافت سيمرغ هم براي او ايجادكرده، در فيلم «عيسي مي آيد» به كارگرداني علي ژكان حاضرشده است. هديه تهراني در كاغذبي خط و خانه اي روي آب، مي گويند سويه هاي ديگر از بازيگريش را نمايانده است. حضور خسروشكيبايي در كاغذبي خط و مزاحم؛ جمشيد هاشم پور در قارچ سمي و سفر به فردا، آتيلا پسياني در شام آخر و سفر به فردا و ميتراحجار در قارچ سمي و مزاحم، رقابت اين هنرمندان را با هم در اين جا هم بسان عرصه دريافت جوايز سنگين نشان مي دهد.
اما از ميان عوامل فني، در ميان مديران فيلمبرداري تورج منصوري، محمدآلادپوش و حسن پويا پركارتر از بقيه مديران فيلمبرداري هستند. حسن پويا مديريت فيلمبرداري فيلم هاي ارتفاع پست و تيك به كارگرداني اسماعيل فلاح پور را عهده دار بوده؛ محمدآلادپوش شام آخر فريدون جيراني و ايستگاه متروك را فيلمبرداري كرده و تورج منصوري هم در فيلم هاي نان و عشق و موتور۱۰۰۰ به كارگرداني ابوالحسن داودي و قارچ سمي رسول ملاقلي پور در پشت دوربين حاضربوده است.
ازسوي ديگر اين جشنواره محل غيبت نامداراني هم هست. اگر در دو سه شماره گذشته ليست غايبان كارگرداني و بازيگري را خوانده باشيد، آشكاراست كه غياب هنرمندان در فستيوال بيستم بسياربيش ازحضور چندتن از آنان به چشم آمده است. به نحوي كه نبود آنان بسيارواضح به چشم مي آيد.
به عنوان مثال در ميان مديران فيلمبرداري بايد از عليرضا زرين دست نام برد كه برخلاف سال هاي گذشته دراين جشنواره حضورندارد.
درميان مديران گريم، عدم حضور عبدالله اسكندري آشكارتر از آن است كه بتوان آن را ناديده گرفت. عدم حضور آهنگسازان محبوب و قدرتمندي چون بابك بيات و مجيدانتظامي هم سويه ديگر اين عدم حضور را درميان آهنگسازان نشان مي دهد و...
به هر تقدير، اينها همه اتفاقاتي است كه افتاده. اما سؤال روز اين است كه آيا جشنواره امسال، چنان جذابيتي خواهدداشت كه غيبت اينان را از يادها ببرد؟ فكرمي كنم كه بله اسامي فيلم ها براين مدعا گواهي مي دهند.
حسن محسني

يادداشت سينمايي
از سر بي حوصلگي
چه بخواهيم و چه نه، چه قبول داشته باشيم و چه نه و چه دوست داشته باشيم اين مسأله را و چه نه، تفاوتي در اين مسأله ايجاد نمي شود كه هنوز كه هنوز است جشنواره فيلم فجر مهمترين اتفاق سينماي ايران است. در اين شكي نبايد داشت. حتي مراسم موازي چون جشن خانه سينما هم نتوانسته خللي در اين «اهميت» وارد كند. اما در اين ميان، مسائلي هست كه موقعيتي را كه «بايد» اين جشنواره داشته باشد، در مجامع بين المللي مخدوش مي سازد:
۱ـ اگر چه چندان نمي توان به تاريخ برگزاري چنين جشنواره اي ـ به اصطلاح ـ گيرداد، اما همزمان برگزاري آن با دو فستيوال معتبر جهاني، بازتاب مناسبي را كه بايد اين جشنواره داشته باشد، از آن دريغ مي دارد.
۲ـ سانسور فيلمهاي شركت كننده در بخش مسابقه بين الملل از آن مواردي است كه در اين چند ساله بارها و بارها درباره اثرات منفي آن در اعتبار جشنواره سخن گفته شده است.
جشنواره، و تماشاگر جشنواره با تماشاگر عام متفاوت است و از سوي ديگر اكران محدود چند فيلم قاعدتاً نمي تواند مشكل چنداني ايجاد كند. از سوي ديگر مشكلات احتمالي را هم مي توان با اكران فيلم درميان قشري برگزيده از هنرمندان و منتقدان رفع و رجوع كرد. اما در شكل فعلي، سانسور بهانه اي شده براي كاستن گام به گام از اعتبار جشنواره اي كه مي تواند بسيار بيشتر از اين ها معتبر باشد...
۳ـ بخش بين الملل جشنواره نبايد اعتبار خود را با نمايش فيلم هايي كه قبلاً در فستيوالهاي مطرح و غير مطرح ديگر به نمايش در آمده و گاه جوايزي هم به دست آورده اند به حراج گذارد. انتخاب فيلم هايي مختص اين جشنواره، از ميان آثاري كه براي اولين بار به نمايش در مي آيند، راهي است كه به نظر مي رسد اجراي آن چندان هم مشكل نباشد.
۴ـ پخش ويديويي برخي از فيلم ها به بهانه نرسيدن كپي سي وپنج ميليمتري آنها هم از جمله نادر اتفاقاتي است كه فقط مي توان در جشنواره اي چون جشنواره فيلم فجر آن ها را سراغ گرفت...
۵ـ عدم دعوت و يا عدم حضور ميهماناني شايسته يك جشنواره بين المللي
۶ـ جوايز جهت دار، و گاه از پيش مشخص شده چون جوازي كه عادت كرده ايم هميشه در حضور فيلم هاي مطرح خارجي به فيلم هاي ايراني تعلق گيرد...
و ... همه و همه از جمله دلايلي هستند كه باعث جدي گرفته نشدن جشنواره فجر در مجامع سينمايي بين المللي مي شوند...
امسال هم گذشت. اما به نظر نمي رسد رعايت موارد بر شمرده، كه بسياري از دوستان مطبوعاتي بر آنها اجماع نظر دارند، كار چندان مشكلي باشد. و اقعاً رعايت اين موارد كار مشكلي است؟ من كه فكر نمي كنم.
امين فرج پور

برداشت آخر
اين هفته، محمد كاسبي
سريال «مريم مقدس» داستان جامعي دارد
اگر ذره بين بگذاريم وبازي «محمدكاسبي » را در فيلم هاي «مرگ ديگري » زنگها، بايكوت، بدوك ، پدر و … سريال تلويزيوني مريم مقدس كه اين روزها از شبكه دوم تلويزيون درحال پخش است مقايسه كنيم بايد بپذيريم او از معدود بازيگراني است كه دريك نقش نمي گنجد. ايفاي نقش او در سريال «مريم مقدس » در نقش «بسيكار» بزرگ كاهنان معبد سببي شد كه گفت وگويي با او انجام دهيم.
045285.jpg
* آقاي كاسبي سطح بازيگري درايران را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** درجشنواره سوم سيما بنده يكي از اعضاي هيأت داوران بخش نمايش بودم. يعني بايد كارهاي توليدشده سه چهارسال گذشته ، آن هم فقط درتلويزيون را ارزيابي مي كردم بدون اغراق عرض مي كنم درحيطه بازيگري ما واقعاً بي نظير هستيم.
* خوب ، از سريال «مريم مقدس » بگوييد؟
** ببينيد هاليوود وبطوركلي سينماي غرب چندين فيلم تاريخي مذهبي ساخته است.فيلم هايي درباره نوح، ابراهيم، اسماعيل، سليمان فيلم كتاب آفرينش وغيره اما درمورد مريم مقدس كه يكي از چهارزن ستايش شده ومقدس است كه خداوند در قرآن از آنها نام برده است فيلمي ساخته نشده است اما تقدير چنان رقم مي خورد كه دركشوري مثل ايران «مريم مقدس» به تصوير كشيده شود.
* چطور شد كه اين متن در دستور كار ساخت سريال قرار گرفت .
** اين كار درادامه ساخت مجموعه هاي قصص قرآني درسيما بود كه فكر مي كنم اولي آن «اصحاف كهف» بود «مريم مقدس» كه خداوند يك سوره از قرآن را به اين نام اختصاص داده است و بدون شك براي ما مسلمانان قابل احترام است.
* حالا يك سؤال، فكر مي كنيد سريال مريم مقدس خوب وبدون ايراد است؟
** حكم كلي نمي دهم ، ولي فكر مي كنم از كارهاي باارزش است باتوجه به اينكه درمجموعه كاهنان معبد نيز درحقيقت با اصل ولايت هم مشكل دارند. مشكل آنها از عمران شروع مي شود وبعدنوبت زكرياي پيامبر كه نقش آن را آقاي پرويز پورحسيني بازي مي كند مي رسد. به هرحال فكر مي كنم مجموعه داستان جامعي دارد.
* اما بطور كامل چنين نيست مجموعه از ضعف هايي هم برخوردار است يكي اينكه نمابندي و بازيهاي يك سريال تلويزيوني تئاتري است . بعد خط داستاني آن درست معلوم نيست تاريخي است يا مذهبي ومسائل ديگري كه بعد از پايان مجموعه به آن خواهيم پرداخت.
از حضور صميمي ات دراين گفت وگو سپاسگزاريم.
** من هم از ايران جمعه سپاسگزارم.
پرويز چهاردولي

ترس از فروش
داستان يك نابغه ي ديوانه، دنياي سينما رادرمي نوردد
045288.jpg
هيچ كس از توفيق تجاري دور از انتظار فيلم «ذهن زيبا» به اندازه ي ران هاورد يعني كارگردان اين فيلم متعجب نشده است.
اين فيلم كه اصلاً يك اثر هنري شناخته شده و باهدف فتح يكي دوجايزه اسكار و درخشش در «سيزون» موسوم به «سيزون جوايز سال» عرضه شده و هيچ ادعايي هم در مورد فروش بالا نداشته است، اين هفته در پايان سومين هفته نمايش عمومي اش در آمريكا و كانادا رقم ۵۵ميليون دلار فروش را نيز رد كرده و طبعاً با شروع اكران اروپايي اش از اوايل بهمن ماه، حداقل دوبرابر اين رقم بر آن افزوده خواهد شد. بازي عالي «راسل كرو» ي نيوزيلندي در نقش يك نابغه رياضي ديوانه و بازي چشمگير جنيفركانلي در رل همسروي، به احتمال قريب به يقين آنها را كانديداي جوايز اسكار خواهد كرد. اما فراتر از آن چه؟ هيچ كس انتظار نداشت كه «ذهن زيبا» در هر سه هفته اخير جزو ۱۰فيلم پرفروش آمريكا قرار گيرد و حتي طي دوهفته گذشته تا رده دوم بالا بيايد. ران هاوارد كه البته فيلم سال۱۹۹۵ وي به نام «اپولو۱۱» با بازي تام هنكس فروش بيشتري از «ذهن زيبا» داشته است، مي گويد: وقتي در اولين هفته نمايش، فيلم من با برنامه ريزي قبلي فقط در ۵۰۰نمايشخانه عرضه شد و حاصل كار خوب از آب درآمد، آن را فقط به فروش خوب اينگونه آثار در سينماهاي ويژه ي آن نسبت دادم. اما حالا كه در تمام گستره ي كشور (و در بيش از ۱۳۰۰سينما) اكران شده و اين ارقام را به جا گذاشته است، حتي ترس دارم كه به اين سالن ها بروم و حاصل كار وعكس العمل مردم را از نزديك ببينم. برايان گريزر تهيه كننده ي «ذهن زيبا» نيز مي گويد: حدس ما اين بودكه در نهايت فقط يك هفته در جمع ۱۰فيلم نخست جدول جاي گيريم. در نتيجه وحشت من از آنچه روي داده، حتي از ترس هاوارد نيز بيشتر است!


|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   قديما   |   گزارش روز   |   ادبيات   | 
|   موسيقي   |   فرهنگ و انديشه   |   كاريكاتور   |   فرهنگ و هنر   |   آذين   |   حوادث   |   ورزشي   | 
|   صفحه آخر   |   هفت هنر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |