|
|
طاهره ايبدـ نويسنده
|
مسأله كتابهاي كارتوني و بازاري مدتهاست كه بحث اصلي محافل هنري و اهل ادب و فرهنگ است. اما بي توجهي به آن در سالهاي گذشته تأثيرهاي بد و نامطلوبي را، هم برفضاي نشر و هم برنويسندگان و مخاطبان گذارده است.
برخي مسؤولان و دست اندركاران فرهنگي در پاسخ به انتقادها و اعتراض ها نسبت به وضعيت كتاب و بازار نشر و هجوم كتابهاي كارتوني اظهار مي دارند كه هيچ قانوني براي جلوگيري از چاپ اين كتابها وجود ندارد، چرا كه ممانعت نوعي سانسور محسوب مي شود.
باتوجه به واژه «سانسور» مي توان معضل كتاب هاي كارتوني را كه به نوعي ويروس كتاب به شمار مي آيد، از زاويه ديگري بررسي كرد.
اين كه هيچ ماده قانوني و ضابطه اي براي جلوگيري كه نه، حتي براي كنترل كتاب هاي بازاري وجود نداردو باتوجه به اين كه هواداران انتشار اين ويروس، عمدتاً منافع مادي خويش را در گرو چاپ اين كتابها مي دانند و دغدغه فرهنگ و هويت ملي را هم ندارند و ايجاد محدوديت براي اين كتاب را نوعي سانسور قلمداد مي كنند و مدام شعار آزادي قلم و كتاب سرمي دهند، اين پرسش ها را بايد طرح كرد كه:
ـ آيا كتاب هاي كارتوني سبب نشده اند كه سانسور و مميزي روي آثار با ارزش ادبي صورت گيرد؟
ـ آيا هجمه سنگين كتاب هاي بازاري و كارتوني به ايجاد محدوديت براي آثارجدي ادبي منجر نشده است.
شايد در نگاه نخست چنين به نظررسد كه در قوانين و ضوابط آثار ادبي و بازاري بطور يكسان از آزادي برخوردارند و تحت شرايطي يكسان اجازه انتشار مي يابند، اما واقعيت تلخ، در پشت اين قوانين و شعارها پنهان مانده است؛ هجوم كتاب هاي كارتوني در طي اين سالها، آثار ادبي را پس رانده و مانند ويروسي بيماري زا عرصه نشر و بازار كتاب و فرهنگ كتابخواني را مبتلا كرده است و لحظه لحظه حجم وسيع تري را آلوده مي كند و آسيب هاي جدي نه تنها به حوزه كتاب كه به فرهنگ و ادبيات اين مرز و بوم وارد مي سازد.
كتاب هاي كارتوني و بازاري مانند همان بمب هاي عروسكي است كه با ظاهري زيبا و دلفريب ساخته مي شدند و متجاوزان در جنگها از آنها استفاده مي كردند. امروز كتاب هاي بازاري نيز باظاهري ظاهراً زيبا به تخريب ارزشها، هنجارها و فرهنگ و هويت نسلي پرداخته كه هنوز شخصيت آن شكل نگرفته است. براي روشن شدن اين ديدگاه، يعني اعمال سانسور از طريق كتاب هاي بازاري برآثار ادبي و خلاق، ابتدا بايد به اين پرسش پاسخ داد كه چرا بيشتر ناشران به چاپ كتاب هاي كارتوني و بازاري و كتاب سازي تمايل بيشتري دارند تا چاپ آثار ادبي جدي؟
هر ناشري براي چاپ يك كتاب مي بايست هزينه هايي را متقبل شود كه بخشي از اين هزينه ها شامل حق التأليف، حق الزحمه تصويرگر، تهيه كاغذ مناسب و…مي باشد. مسلماً پرداخت اين هزينه ها، خصوصاً حق التأليف نويسنده يا شاعر كه در هر چاپ بايد پرداخت شود، ازسود زياد ناشرمي كاهد و طبيعي است كه ناشري كه تنها به سود مي انديشد بنا را برچاپ كتابي مي گذارد كه كمترين هزينه را براي او داشته باشد، كتابي كه نه بابت متن آن بايد پولي بپردازد و نه بابت تصوير آن. براي رسيدن به اين هدف هم يا بايد نويسندگان و شاعران و تصويرگران خوب را كنار بزند يا براي هميشه امتياز چاپ كتاب را با هزينه اي كم بخرد. ديگر اينكه كتابهاي كارتوني با تبليغات از پيش انجام شده، به بازار كتاب عرضه مي شوند و مخاطب كودك و نوجوان با زمينه ذهني و برداشتي كه از قبل نسبت به موضوع و ماجراي آن دارد و با جاذبه اي كه كارتون در او ايجاد كرده است، كتاب را خريداري مي كند و همين است كه اين كتاب ها در شمارگان بالا به چاپ هاي متعدد بعدي مي رسند. در اصل خيلي از اين كتابها توسط تلويزيون و با تيراژهاي ميليوني تبليغ شده اند و از قبل از چاپ، بچه ها اين كتابها را مي شناسند.
با اين وضعيت چه اتفاقي براي آثار جدي ادبي مي افتد باز همان پرسش كه آيا اين وضعيت به سانسور آثار خلاق منجر نمي شود و اين ويروس (كتاب هاي كارتوني) مانند يك مميزي پنهان و قدرعمل نمي كند؟
|
|
|
طبيعي است ناشري كه تنها به اقتصاد نشر خود و منافع بيشتر مي انديشد و از بدحادثه به جاي تجارت برنج و فرش برسرفرهنگ و كتاب معامله مي كند و به جاي حجره اي در بازار، دفتر نشر تأسيس كرده، ترجيح مي دهد كه تا حد امكان از هزينه هاي نشر بكاهد تا سود بيشتري به دست آورد و به همين منظور ديگر سراغ مؤلف نمي رود تا ناچار به پرداخت حق التأليف چاپ اول و چاپ هاي بعدي و تصويرسازي و… شود و از پذيرش اثر ادبي خودداري مي كند و به كتاب هاي بازاري رو مي آورد و حتي اگر يك اثر خلاق را هم بپذيرد، مؤلف را مجبور به فروش امتياز كتاب با مبلغ بسيار اندك مي كند، (شيوه اي كه امروزه بسياري از ناشران پيش گرفته اند) و يا به قصد ناشر سال شدن و استفاده از امتيازهاي ويژه آن اقدام به چاپ آن مي كند كه البته از توزيع درست و چاپ هاي بعدي آن ديگر خبري نيست. (با مروري به ناشران برگزيده سال هاي گذشته كه عده اي انگشت شمار بوده اند، بخوبي روشن مي شود كه نكته ذكرشده، يكي از دلايل چاپ آثار ادبي خلاق است، اگرچه در روند انتخاب ناشر سال روابط ديگري هم دخيل است كه يك ناشر را چندسال متوالي يا متناوب برگزيده اعلام مي كند.)
و همين مي شود كه كتاب هاي كارتوني و بازاري، آثار ادبي را سانسور مي كنند و حتي فراتر از آن، مميزي پنهان، مجوز چاپ (بطور غيرمستقيم) اين كتابها را يا هرگز صادر نمي كند و يا تنها منحصر به يك چاپ مي شود.
همين وضعيت، نويسندگان حرفه اي را هم به دو دسته تقسيم كرده است:
ـ يك دسته آنها كه در دام اين ويروس گرفتار آمده اند و تحت تأثير مميزي اعمال شده و محدوديت فراهم آمده ازسوي ناشران (ونه وزارت فرهنگ و ارشاد)، با آن كه از شاعران و نويسندگان خوب به شمار مي آمده اند يا تن به كارهاي بازاري و كارتوني داده اند و حد خود را تا سطح سليقه و منافع ناشر پايين آورده اند (نويسندگان كتاب هاي حسني و… در شكل ها و رنگ هاي مختلف) و يا مستقيماً از ناشر سفارش پذيرفته اند و براساس كارتون هاي تلويزيوني (فوتباليست ها، سفرهاي علمي و…) متني غيرخلاق و سطحي ارايه داده اند.
ـ دسته دوم نويسندگاني هستند كه نگران اين حوزه آفت زده اند و مراقبند كه اين ويروس در قلم آنها رخنه نكند. اينان يا از وضعيت موجود چنان سرخورده مي شوند كه براي هميشه با ادبيات خداحافظي مي كنند و به كارهاي ديگر روي مي آورند و يا اگر صبورتر باشند، پس از خلق هر اثر هنري با رنج و مشقت فراوان و صرف وقت بسيار، سرانجام براي آن ناشر مي يابند و به همان يك چاپ و يا چاپ هاي بعدي با فواصل زماني بسيار بلند قناعت مي كنند. و همين مي شود كه هم درصد چاپ كتاب هاي ادبي خلاق و هم شمارگان آنها نسبت به كتابهاي كارتوني بسيار پايين مي آيد و در واقع سانسور و مميزي ريشه دوانده در حوزه نشر، اجازه چاپ و امكان توزيع را از اين گونه آثار مي گيرد و همچنين به نويسندگان جوان و خلاق و خوش ذوق، فرصت حضور در عرصه ادبيات و كتاب داده نمي شود و نيامده، حذف مي شوند. و همين مي شود كه وزارت فرهنگ و ارشاد بي آنكه بداند و بخواهد، زمينه بي هويتي و تغيير ارزش ها و هنجارهاي نسلي را فراهم مي آورد كه وظيفه انتقال و حفظ فرهنگ و هويت ملي و پرورش و تربيت تخيل و ذوق وسليقه آنها را به عهده ناشران سياستگذار و سياست گذاران ناشري سپرده كه تنها به منافع شخصي و اقتصادي خود مي انديشند. و بي آن كه خود بداند با عدم كنترل ويروس كتاب و كتاب هاي كارتوني به حذف و سانسور آثار ادبي اقدام كرده و يأس و دلزدگي نويسندگان را موجب مي شود و بي آن كه خود بداند از زيربار مسؤوليت نظارت شانه خالي كرده و براي اين كه ازسوي عده اي فرصت طلب به اعمال سانسور و مميزي متهم نشود، به نوعي فرهنگ و ادبيات و بازار نشر را به آنان سپرده تا براساس منافع خويش سرنوشت فرهنگي و ادبي اين مرز و بوم را رقم زنند.
و وزارت ارشاد برخلاف آنچه كه تصور مي كند، اختيار مميزي و سانسور آثار ادبي و خلاق و انتشار كتابهاي كارتوني را به ناشراني سپرده كه ويروس سطحي نگري، ساده انگاري، بي هويتي، بدسليقگي، بي ذوقي و… را به كودكان و نوجوانان منتقل مي كنند و فرهنگ ايراني و ارزش ها را سانسور و محدود مي كنند.
با اين حساب ، آيا انتشار بي رويه كتاب هاي بازاري و كارتوني، گونه اي مميزي آثار ادبي نيست؟
با اين وضع، آيا آزادي بي حد و حصر كتاب هاي كارتوني و بازاري كه به محدوده آثار ادبي نيز تجاوز كرده و عرصه حضور كتاب هاي خلاق را روز به روز تنگ تر و تنگ تر مي كند و امكان چاپ و توزيع را از آنها گرفته و مي گيرد، بي توجهي و پشت پازدن به اين شعار مورد قبول همه جوامع و ملل نيست كه «آزادي هركس به اندازه اي است كه به آزادي ديگري لطمه نزند؟»
و آيا باوجود اين مي توان گفت كه مميزي لغو شده است يا اين كه نوك تيز اين پيكان به سمت آثار خلاق و ادبي چرخيده است؟