شماره ۲۰۲۸ - سال هفتم - جمعه ۲۸ دي ۱۳۸۰
Fri, Jan 18, 2002
Litera black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
قديما
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
فرهنگ و انديشه
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
ويژه ادبيات كودك و نوجوان
جريان ادبي

ويژه ادبيات كودك و نوجوان
چاپ كتابهاي سطحي، مميزي آثار ادبي
045177.jpg
طاهره ايبدـ نويسنده
مسأله كتابهاي كارتوني و بازاري مدتهاست كه بحث اصلي محافل هنري و اهل ادب و فرهنگ است. اما بي توجهي به آن در سالهاي گذشته تأثيرهاي بد و نامطلوبي را، هم برفضاي نشر و هم برنويسندگان و مخاطبان گذارده است.
برخي مسؤولان و دست اندركاران فرهنگي در پاسخ به انتقادها و اعتراض ها نسبت به وضعيت كتاب و بازار نشر و هجوم كتابهاي كارتوني اظهار مي دارند كه هيچ قانوني براي جلوگيري از چاپ اين كتابها وجود ندارد، چرا كه ممانعت نوعي سانسور محسوب مي شود.
باتوجه به واژه «سانسور» مي توان معضل كتاب هاي كارتوني را كه به نوعي ويروس كتاب به شمار مي آيد، از زاويه ديگري بررسي كرد.
اين كه هيچ ماده قانوني و ضابطه اي براي جلوگيري كه نه، حتي براي كنترل كتاب هاي بازاري وجود نداردو باتوجه به اين كه هواداران انتشار اين ويروس، عمدتاً منافع مادي خويش را در گرو چاپ اين كتابها مي دانند و دغدغه فرهنگ و هويت ملي را هم ندارند و ايجاد محدوديت براي اين كتاب را نوعي سانسور قلمداد مي كنند و مدام شعار آزادي قلم و كتاب سرمي دهند، اين پرسش ها را بايد طرح كرد كه:
ـ آيا كتاب هاي كارتوني سبب نشده اند كه سانسور و مميزي روي آثار با ارزش ادبي صورت گيرد؟
ـ آيا هجمه سنگين كتاب هاي بازاري و كارتوني به ايجاد محدوديت براي آثارجدي ادبي منجر نشده است.
شايد در نگاه نخست چنين به نظررسد كه در قوانين و ضوابط آثار ادبي و بازاري بطور يكسان از آزادي برخوردارند و تحت شرايطي يكسان اجازه انتشار مي يابند، اما واقعيت تلخ، در پشت اين قوانين و شعارها پنهان مانده است؛ هجوم كتاب هاي كارتوني در طي اين سالها، آثار ادبي را پس رانده و مانند ويروسي بيماري زا عرصه نشر و بازار كتاب و فرهنگ كتابخواني را مبتلا كرده است و لحظه لحظه حجم وسيع تري را آلوده مي كند و آسيب هاي جدي نه تنها به حوزه كتاب كه به فرهنگ و ادبيات اين مرز و بوم وارد مي سازد.
كتاب هاي كارتوني و بازاري مانند همان بمب هاي عروسكي است كه با ظاهري زيبا و دلفريب ساخته مي شدند و متجاوزان در جنگها از آنها استفاده مي كردند. امروز كتاب هاي بازاري نيز باظاهري ظاهراً زيبا به تخريب ارزشها، هنجارها و فرهنگ و هويت نسلي پرداخته كه هنوز شخصيت آن شكل نگرفته است. براي روشن شدن اين ديدگاه، يعني اعمال سانسور از طريق كتاب هاي بازاري برآثار ادبي و خلاق، ابتدا بايد به اين پرسش پاسخ داد كه چرا بيشتر ناشران به چاپ كتاب هاي كارتوني و بازاري و كتاب سازي تمايل بيشتري دارند تا چاپ آثار ادبي جدي؟
هر ناشري براي چاپ يك كتاب مي بايست هزينه هايي را متقبل شود كه بخشي از اين هزينه ها شامل حق التأليف، حق الزحمه تصويرگر، تهيه كاغذ مناسب و…مي باشد. مسلماً پرداخت اين هزينه ها، خصوصاً حق التأليف نويسنده يا شاعر كه در هر چاپ بايد پرداخت شود، ازسود زياد ناشرمي كاهد و طبيعي است كه ناشري كه تنها به سود مي انديشد بنا را برچاپ كتابي مي گذارد كه كمترين هزينه را براي او داشته باشد، كتابي كه نه بابت متن آن بايد پولي بپردازد و نه بابت تصوير آن. براي رسيدن به اين هدف هم يا بايد نويسندگان و شاعران و تصويرگران خوب را كنار بزند يا براي هميشه امتياز چاپ كتاب را با هزينه اي كم بخرد. ديگر اينكه كتابهاي كارتوني با تبليغات از پيش انجام شده، به بازار كتاب عرضه مي شوند و مخاطب كودك و نوجوان با زمينه ذهني و برداشتي كه از قبل نسبت به موضوع و ماجراي آن دارد و با جاذبه اي كه كارتون در او ايجاد كرده است، كتاب را خريداري مي كند و همين است كه اين كتاب ها در شمارگان بالا به چاپ هاي متعدد بعدي مي رسند. در اصل خيلي از اين كتابها توسط تلويزيون و با تيراژهاي ميليوني تبليغ شده اند و از قبل از چاپ، بچه ها اين كتابها را مي شناسند.
با اين وضعيت چه اتفاقي براي آثار جدي ادبي مي افتد باز همان پرسش كه آيا اين وضعيت به سانسور آثار خلاق منجر نمي شود و اين ويروس (كتاب هاي كارتوني) مانند يك مميزي پنهان و قدرعمل نمي كند؟
045174.jpg
طبيعي است ناشري كه تنها به اقتصاد نشر خود و منافع بيشتر مي انديشد و از بدحادثه به جاي تجارت برنج و فرش برسرفرهنگ و كتاب معامله مي كند و به جاي حجره اي در بازار، دفتر نشر تأسيس كرده، ترجيح مي دهد كه تا حد امكان از هزينه هاي نشر بكاهد تا سود بيشتري به دست آورد و به همين منظور ديگر سراغ مؤلف نمي رود تا ناچار به پرداخت حق التأليف چاپ اول و چاپ هاي بعدي و تصويرسازي و… شود و از پذيرش اثر ادبي خودداري مي كند و به كتاب هاي بازاري رو مي آورد و حتي اگر يك اثر خلاق را هم بپذيرد، مؤلف را مجبور به فروش امتياز كتاب با مبلغ بسيار اندك مي كند، (شيوه اي كه امروزه بسياري از ناشران پيش گرفته اند) و يا به قصد ناشر سال شدن و استفاده از امتيازهاي ويژه آن اقدام به چاپ آن مي كند كه البته از توزيع درست و چاپ هاي بعدي آن ديگر خبري نيست. (با مروري به ناشران برگزيده سال هاي گذشته كه عده اي انگشت شمار بوده اند، بخوبي روشن مي شود كه نكته ذكرشده، يكي از دلايل چاپ آثار ادبي خلاق است، اگرچه در روند انتخاب ناشر سال روابط ديگري هم دخيل است كه يك ناشر را چندسال متوالي يا متناوب برگزيده اعلام مي كند.)
و همين مي شود كه كتاب هاي كارتوني و بازاري، آثار ادبي را سانسور مي كنند و حتي فراتر از آن، مميزي پنهان، مجوز چاپ (بطور غيرمستقيم) اين كتابها را يا هرگز صادر نمي كند و يا تنها منحصر به يك چاپ مي شود.
همين وضعيت، نويسندگان حرفه اي را هم به دو دسته تقسيم كرده است:
ـ يك دسته آنها كه در دام اين ويروس گرفتار آمده اند و تحت تأثير مميزي اعمال شده و محدوديت فراهم آمده ازسوي ناشران (ونه وزارت فرهنگ و ارشاد)، با آن كه از شاعران و نويسندگان خوب به شمار مي آمده اند يا تن به كارهاي بازاري و كارتوني داده اند و حد خود را تا سطح سليقه و منافع ناشر پايين آورده اند (نويسندگان كتاب هاي حسني و… در شكل ها و رنگ هاي مختلف) و يا مستقيماً از ناشر سفارش پذيرفته اند و براساس كارتون هاي تلويزيوني (فوتباليست ها، سفرهاي علمي و…) متني غيرخلاق و سطحي ارايه داده اند.
ـ دسته دوم نويسندگاني هستند كه نگران اين حوزه آفت زده اند و مراقبند كه اين ويروس در قلم آنها رخنه نكند. اينان يا از وضعيت موجود چنان سرخورده مي شوند كه براي هميشه با ادبيات خداحافظي مي كنند و به كارهاي ديگر روي مي آورند و يا اگر صبورتر باشند، پس از خلق هر اثر هنري با رنج و مشقت فراوان و صرف وقت بسيار، سرانجام براي آن ناشر مي يابند و به همان يك چاپ و يا چاپ هاي بعدي با فواصل زماني بسيار بلند قناعت مي كنند. و همين مي شود كه هم درصد چاپ كتاب هاي ادبي خلاق و هم شمارگان آنها نسبت به كتابهاي كارتوني بسيار پايين مي آيد و در واقع سانسور و مميزي ريشه دوانده در حوزه نشر، اجازه چاپ و امكان توزيع را از اين گونه آثار مي گيرد و همچنين به نويسندگان جوان و خلاق و خوش ذوق، فرصت حضور در عرصه ادبيات و كتاب داده نمي شود و نيامده، حذف مي شوند. و همين مي شود كه وزارت فرهنگ و ارشاد بي آنكه بداند و بخواهد، زمينه بي هويتي و تغيير ارزش ها و هنجارهاي نسلي را فراهم مي آورد كه وظيفه انتقال و حفظ فرهنگ و هويت ملي و پرورش و تربيت تخيل و ذوق وسليقه آنها را به عهده ناشران سياستگذار و سياست گذاران ناشري سپرده كه تنها به منافع شخصي و اقتصادي خود مي انديشند. و بي آن كه خود بداند با عدم كنترل ويروس كتاب و كتاب هاي كارتوني به حذف و سانسور آثار ادبي اقدام كرده و يأس و دلزدگي نويسندگان را موجب مي شود و بي آن كه خود بداند از زيربار مسؤوليت نظارت شانه خالي كرده و براي اين كه ازسوي عده اي فرصت طلب به اعمال سانسور و مميزي متهم نشود، به نوعي فرهنگ و ادبيات و بازار نشر را به آنان سپرده تا براساس منافع خويش سرنوشت فرهنگي و ادبي اين مرز و بوم را رقم زنند.
و وزارت ارشاد برخلاف آنچه كه تصور مي كند، اختيار مميزي و سانسور آثار ادبي و خلاق و انتشار كتابهاي كارتوني را به ناشراني سپرده كه ويروس سطحي نگري، ساده انگاري، بي هويتي، بدسليقگي، بي ذوقي و… را به كودكان و نوجوانان منتقل مي كنند و فرهنگ ايراني و ارزش ها را سانسور و محدود مي كنند.
با اين حساب ، آيا انتشار بي رويه كتاب هاي بازاري و كارتوني، گونه اي مميزي آثار ادبي نيست؟
با اين وضع، آيا آزادي بي حد و حصر كتاب هاي كارتوني و بازاري كه به محدوده آثار ادبي نيز تجاوز كرده و عرصه حضور كتاب هاي خلاق را روز به روز تنگ تر و تنگ تر مي كند و امكان چاپ و توزيع را از آنها گرفته و مي گيرد، بي توجهي و پشت پازدن به اين شعار مورد قبول همه جوامع و ملل نيست كه «آزادي هركس به اندازه اي است كه به آزادي ديگري لطمه نزند؟»
و آيا باوجود اين مي توان گفت كه مميزي لغو شده است يا اين كه نوك تيز اين پيكان به سمت آثار خلاق و ادبي چرخيده است؟

كتاب بازاري
كتاب يا ضدكتاب
۱ ـ كتاب بازاري ازنظر شما چه نوع كتابي است؟
البته حوزه كتابهاي بازاري اين روزها آنقدر وسيع شده است كه آدم خيلي سخت مي تواند تعريف جامعي براي همه آنها ارائه كند. بخصوص با اين همه كتاب سازي ها كه امروز در حوزه كودك و نوجوان منتشرمي شود و تبديل به پديده وحشتناكي شده است. اما شايد در مقايسه با كتابهاي خلاق بتوان گفت كتابهايي كه معيارهاي ادبيات خلاق درآنها رعايت نشود، كتابهايي كه فاقد نوآوري، نثر و زبان سالم و روان براي بچه ها و ديدگاه ناب هنري هستند و گامي درجهت پرورش تخيل و پرورش ويژگيهاي مثبت انساني در كودكان برنمي دارند.
مثل اين كتابهاي كارتوني كه دسته دسته در تمام كتاب فروشيها و دكه هاي مطبوعاتي و هرجا كه ممكن است بچه اي رفت و آمد داشته باشد، يافت مي شوند. يا مثل پروژه هاي عظيمي كه گاهي خود ارشاد هم رويشان سرمايه گذاري مي كند و به دليل افتادن اين پروژه ها به دست سودجويان كتاب ساز، يك مشت كتاب بازاري بي خاصيت توليدمي شود كه نه ارزش پژوهشي دارند و نه ارزش آموزشي! و بازمثل اين همه كتابهاي سفارشي كه اين روزها بازارشان هم بسيارداغ است. (البته درميان اين كارهاي سفارشي گاهي كارهاي باارزشي هم يافت مي شود كه من حساب استثناها را جدامي كنم.)
۲ ـ معيارهاي تمايز يك كتاب بازاري با كتاب ادبي ـ هنري چيست؟
فكرمي كنم ناخودآگاه به اين پرسش در پرسش اول پاسخ دادم.
۳ ـ چاپ كتاب بازاري تا چه حد لازم است؟
لازم؟! راستش من فكرمي كنم دريك سيستم فرهنگي سالم، ادبيات و هنر خلاق به نيازهاي فرهنگي اجتماع پاسخ مي دهد و نيازي به افتادن در ورطه هاي ابتذال و استفاده از انواع نازل هنرنيست.
۴ ـ باتوجه به انتقادهايي كه درچندسال گذشته توسط نويسندگان و هنرمندان شده، فكرمي كنيد كه چرا چاپ اين نوع كتابها همچنان روبه افزايش است؟
راستش اين مسأله پيچيده اي است. به نظر من در حال حاضر بسياري از نويسندگان ما كه به آثار زيانبار اين نوع كتابها هم واقفند، براثر عواملي گاه تن به توليد كتاب بازاري مي دهند و خود آب به آسياب اين ويروس خطرناك مي ريزند.
يكي از دلايل مهم آن مسأله اقتصاد نويسندگان ماست. وقتي ارشاد به كتابهاي بازاري مجوزمي دهد آن هم با تيراژهايي آنچناني كه در مقابل تيراژ كتابهاي خلاق خيلي پايين تر است و ازسوي ديگر يك نويسنده مي بيند كه كار خلاقش را هرجا كه مي برد با مشكلي مواجه مي شود و باز اينكه بيشتر قوانين موجود به نفع ناشران است تا مؤلفان ـ يا حداقل اگر در شكل مكتوب چنين نيست در عمل نتيجه اي جز فربه ترشدن ناشر و ميرندگي نويسنده ندارد! - و...
مسائلي از اين دست سبب مي شود كه روزبه روز از تعداد نويسندگان خلاق ما كمترشود و در عوض تعداد بازاري نويسان مثل قارچهاي سمي هرلحظه بيشترشود. و باز يك مسأله ديگر كه فراموش كردم فضاي نامتعادل نقد در ايران است كه خود به بحثي مفصل نيازدارد. باندبازي ها، دسته و گروه بازي ها و بزرگ و كوچك كردن هاي بيهوده و... كه متأسفانه تاريخي طولاني هم دارد.
۵ ـ به نظر شما تا به حال دولت با كتابهاي بازاري چه برخوردي داشته: تشويقي يا تنبيهي؟
متصدي برخورد با اين امر كه وزارت ارشاد است نبايد به اينگونه كتابها مجوزبدهد. سالهاست كه اين بحث وجوددارد ولي كساني كه بايد عكس العمل نشان دهند، سكوت كرده اند. حداقل اگر نمي توان يكباره اين مشكل را برطرف كرد، لااقل ارشاد مي تواند حركت گام به گام را آغازكند. مثلاً اينكه قانوني براي ناشران بگذارند كه هر ناشري درمقابل يك كتاب بازاري، ده كتاب خلاق چاپ كند يا لااقل تيراژ و توزيع كتابهاي خلاق بيشتر از كتابهاي بازاري باشد. حمايت جدي از نويسندگان خلاق و بي ادعا كه متأسفانه مظلوم و محروم واقع شده اند، مي تواند زيرساختهاي فرهنگي ما را تاحدي اصلاح كند. ببينيد، اصلاً همين كه اين روزها مدام مي بينيم نويسندگان ما دارند ناشرمي شوند نشان مي دهد كه ادبيات كودك و نوجوان چه وضع اسفناكي دارد. اگر برخورد دولت با اين كتابها و با اين سودجويان، قهرآميز بود كه حالا اين همه ابتذال دامن ادبيات را نمي گرفت!
مهديه نظري ـ شاعر

جريان ادبي
باروك (Baroque)
كلمه «باروك» از زبان اسپانيايي وارد واژگان فرانسه شد كه در زبان فني جواهرسازي به معناي «مرواريد غير غلتان» است. سپس فرهنگستان در فرهنگ لغت معناي مجازي كلمه را «عجيب، غير عادي، نامنظم، بي قاعده» تعيين كرد. از سال ۱۸۶۰ اين كلمه براي جريان ادبي و هنري به كار رفت كه در اروپا و آمريكاي لاتين از اواخر قرن (شانزدهم) تا اوايل قرن هجدهم رواج داشت و بطور كلي به هر چيز غير كلاسيك و غير رايج اطلاق مي شد و سن سيمون (Saint- Simon) باروك را «خلق كارهاي غير متداول» تعريف كرد و اين گرايش تمامي هنرها بويژه هنر مجسمه سازي، موزيك و معماري را تحت تأثير قرار داد.
لازم به ذكر است كه باروك هرگز به عنوان يك «مكتب» مطرح نشد، بلكه يك «جريان» يا «گرايش» بود كه در يك دوره با اهميت و ارزش گذاشتن به چندين ويژگي مشترك هنري و ادبي به وجود آمد و هنرمندان، نويسندگان و شعرا آن را تحت عنوان «سبك باروك» نامگذاري كردند.

• جهان بيني و خصوصيات سبك باروك
۱ـ بي ثباتي دنيا: يكي از اساسي ترين تفكرات باروك اين است كه شناخت و دانش بشر از جهان پيرامون خود كامل و صد در صد نيست، چون دنيا بي وقفه در حال تحول، دگرگوني و بازسازي است و هيچ چيز ثابت و قطعي نيست. به عنوان مثال، اين تغيير و تحول در طبيعت كاملاً محسوس است. توالي فصلها، نشانه هايي ملموس از اين تغيير شكل بي وقفه دنيا است.
۲ـ انسان آزاد: انسان محكوم به سرنوشت نيست، بلكه حاكم بر تقدير خود است، چون اين دنيا ثابت و بدون تغيير و تحول و قوانين حاكم بر آن نيز قطعي و غير قابل نقض نيست، بودن انسان در چنين شرايطي، آزادي عمل، قدرت انتخاب و توانايي تصميم گيري با تمام آگاهي را براي او به دنبال دارد.
۳ـ نپذيرفتن چيزي بطور قطعي و مسلم: باروك به واقعيتهاي قطعي و صد درصد ايمان ندارد، بلكه عقيده دارد كه همه چيز در ظاهر نمودار مي شود. باروك به آنچه كه در «ظاهر وجود دارد» اهميت مي دهد نه به آنچه كه «واقعاً هست.»
۴ـ واقعيت و توهم: پيروان سبك باروك معتقد هستند كه بين حقيقت و خيال، ظاهر و باطن مرز مشخصي وجود ندارد و كاملاً از هم قابل تفكيك نيستند. شايد آنچه را كه خيالي مي دانيم، عين واقعيت باشد و شايد هم برعكس، تمام واقعيتهاي ذهني ما همه خيالي بيش نباشد.
.۵ دنيا صحنه نمايش است: زندگي تئاتري توأم با خواب و بيداري، عشق و عقل، جنون و شيفتگي، خيال و حقيقت است. انسان بايد دراين صحنه زندگي بانقابي بر چهره نقش بازي كند يعني بايد بازيگر صحنه زندگي خودباشد. و بازيگر اين صحنه، انسان، بايد با گذاشتن نقاب، واقعيت را پنهان كند كه اين كتمان و بازيگري نوعي خودسازي است زيرا با تظاهر به خوب و شريف بودن، واقعاً مي توان خوب و شريف شد.
.۶ بايد مدرن بود: درعصر باروك ديگر از قدما تقليد و پيروي نمي شود، بلكه بيشتر به دنبال چيزهاي نو و جديد و خلاف روال معمول هستند.
.۷ مخاطبان متمدن: مخاطبان باروك مردمان با فرهنگ و متمدن هستند ولي الزاماً دانشمند و فاضل نيستند.
.۸ افراط: هنرمندان سبك باروك در خلق آثار خود گاهي زياده روي مي كنند و ازنظر آنان هر افراطي به نام «آزادي خلاق» مجازاست.

• قالبهاي ادبي و هنري:
سبك باروك در همه هنرها منجمله: نقاشي، معماري، سينما، موسيقي، تئاتر، شعر و هنرهاي تجسمي راه پيداكرد.
معمولاً درقالبهاي ادبي باروك به صنايع ادبي بويژه تضاد، مجاز و استعاره توجه خاصي مي شود.
.۱ تئاترهاي تراژدي ـ كميك و نمايشنامه هاي روستايي (Pastoral) كه از يك عشق ساده در دل طبيعت ناشي مي شود دراين دوران بسيار موردتوجه است.
.۲ شعر باروك نيز بيشتر اشعار شخصي با تصويرسازي هاي بسياردرخشان و گاهي هم با سخنان نامفهوم ارائه مي شود.
.۳ رمانهاي اين دوره نيز پر از حوادث و اتفاقهايي است كه در مكانها و زمانهاي مختلف براي قهرمان باروك روي مي دهد. قهرمان باروك خود را در عشق خود حبس نمي كند و پايبند به آن نيست. به همين دليل اغلب عشقهاي باروك بي ثبات و ناپايدار هستند.
.۴ معماري نيز از قالبهاي بسيارموردتوجه اين سبك است. سمبل معماري باروك خطوط منحني، كج و ناموزون است. تزئينات و نماي ظاهري در معماري سبك باروك بسياراهميت دارد.
منبع: اينترنت مترجم: ليدا فخري


|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   قديما   |   گزارش روز   |   ادبيات   | 
|   موسيقي   |   فرهنگ و انديشه   |   كاريكاتور   |   فرهنگ و هنر   |   آذين   |   حوادث   |   ورزشي   | 
|   صفحه آخر   |   هفت هنر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |