• «الي تيس » در سراسر زندگي شعري طولاني خود به تصور خود از شعري كه به توانايي زبان مي پردازد و دوهزارسال اسطوره و تاريخ يونان را به نيازهاي اجتماعي و رواني انسان امروزي پيوند مي زند وفادار ماند.
«اديسه آلپودي ئيس » با نام قلمي «اديسه الي تيس» ، در دوم نوامبر ۱۹۱۱ در هراكليون جزيره كرت ديده به جهان گشود. ريشه اجداد او به جزيره لزبوس باز مي گردد. وي درسال ۱۹۱۴ همراه خانواده اش به آتن مهاجرت كرد و الي تيس درآنجا پس از اتمام دوره ابتدايي تحصيل حقوق را آغاز كرد. اما پس از مدتي تحصيلات را رها و خود را يكسره وقف علايق ادبي وهنري خود كرد. نام قلمي او، يعني «الي تيس»، تركيبي از چند مفهوم است كه براي او معناي خاصي داشتند، كلماتي چون : «الا» براي يونان ، «الپيدا» براي اميد، «القريا» براي آزادي ، و «التي» به مفهوم زن اساطيري مظهر زيبايي.
|
|
|
نخستين آشنايي او با جزاير «اژه» كه بعدها منبع الهام قدرتمندي برايش شد، دريك تعطيل تابستاني رخ داد. «الي تيس» بخت آشنايي با سرشناس ترين شاعر طرفدار سوررئاليسم در يونان را يافت، او كسي نبود جز «آندرياس امبريكوس» كه از آن پس دوست هميشگي او شد. با گذشت زمان، جنبش هاي شعري امبريكوس و سايرين با سنت فرهنگي يوناني ـ بيزانسي «الي تيس» درهم آميخت. او در سال ۱۹۳۵ اولين اشعار خود را در مجله «ادبيات نو» به چاپ رسانيد و همزمان با كلاژهاي خود دراولين نمايشگاه سوررئاليست ها كه همان سال در آتن برپا شده بود شركت جست. درسالهاي ۱۹۳۶ و ۱۹۳۷ درمجله «روزهاي مدنيايي» فعاليت شعري خود را پي گرفت كه حاصل اين دوره عبارت بود از : مجموعه اشعار «جهات» (به صورت كتاب در سال ۱۹۳۹) ، «ساعت شني ناشناخته ها» و «نخست خورشيد» درسال .۱۹۳۴
او بعدها سفري به اروپا داشت كه درطي آن تحت تأثير مكتب سوررئاليست پاريس قرار گرفت وتبديل به يكي از برجسته ترين شعراي مقاومت يونان در برابر فاشيسم ايتاليا در نبرد آلباني درسال هاي ۴۱ـ۱۹۴۰ گرديد. وي درجريان اشغال يونان توسط نازي ها نيز عضو جنبش مقاومت بود. در پس اثري كه الي تيس را به عنوان يكي از سرشناس ترين شعراي مقاومت ومبارزه يونان براي دستيابي به آزادي به شهرت رسانيد تجربيات عميقي از جنگ ديده مي شود؛ اين اثر شعري نيست جز شعر «ترانه قهرمانانه و مرثيه گونه براي ستوان دوم از دست رفته نبرد آلباني » كه درسال ۱۹۴۵ سروده شد. شعري كه به قول منتقدان يك الگوي معنوي براي ساير ملل دربند به شمار مي رود.
«الي تيس » پس از جنگ جهاني دوم درشغل هاي دولتي گوناگوني به كار پرداخت (يكي از مسؤوليت هاي دولتي متعدد او مديريت برنامه هاي راديو يونان بود) ودرمدت بيش از ده سال جز نقدهاي ادبي و هنري اثر چنداني منتشر نكرد. او سالهاي ۵۲ ـ ۱۹۴۸ را در پاريس اقامت گزيد، به تحصيل ادبيات در دانشگاه سوربن مشغول شد و به سفرهاي متعددي رفت. درهمين سالها با نويسندگاني چون برتون، الوار، شار، ژوو، وميشو وهنرمنداني مانند ماتيس ، پيكاسو، جاكومتي و بسياري چهره هاي درخشان ديگر رابطه نزديك و صميمانه اي برقرار كرد. «الي تيس » دراين سالها شروع به نقاشي كرد و بطور منظم خود را درگير نقدهاي هنري و ادبي نمود. پس از بازگشت به يونان در گستره وسيعي از فعاليت هاي فرهنگي شركت جست ، مانند ترجمه نمايشنامه هايي براي تئاتر يونان و شركت در پخش و اجراي برنامه هاي راديو ـ تلويزيوني، باله و معرفي يونان در مجامع فرهنگي بين المللي.
«الي تيس » در دسامبر ۱۹۵۹ سكوت شعري ده ساله خود را شكست. شعر «Axion esti» (عبارتي برگرفته از مناجات نامه كليساي ارتدكس يونان ) بلندپروازانه ترين اثر شاعر است كه برنسل جوان يونان نفوذ قدرتمندي داشته است، بويژه به سبب همراه شدن آن با موسيقي «مي كيس تئودوراكيس» درسال .۱۹۶۴ مجموعه شعر «Axion esti» رفته رفته به عنوان بزرگترين اثر شاعر شناخته شد. اين مجموعه به چندين زبان ترجمه شده است و درسال ۱۹۶۰ برنده جايزه ملي شعرگرديد. به عقيده «ادموند كيل» و «جرج ساوي دس» مترجمين اشعار «الي تيس»: «اين شعر را مي توان نوعي اتوبيوگرافي معنوي دانست كه سعي در دراماتيزه كردن گسترش ملي و فلسفي يك احساس بسيار شخصي دارد». آنها مفاهيم ومضامين فراگير شعر «Axion esti» را نمودي از هشيواري معاصر يونان و توانايي آن دربه تعادل رساندن دنياي احساسات ودنياي روحاني انسان مي دانند.
«اديسه الي تيس» يكي از معتبرترين شعراي نيمه دوم قرن بيستم به شمار مي رود و دومين شاعر معاصر يوناني است كه معتبرترين جايزه ادبي را از آن خود كرده است. پيش از او «جرج سفريس » ، كه «الي تيس» از او به عنوان يكي از استادان خود ياد كرده است، درسال ۱۹۶۳ موفق به دريافت جايزه نوبل شده بود.
در هجدهم اكتبر ۱۹۷۹ خبر رسيد كه جايزه نوبل ادبيات به شاعر يوناني «اديسه الي تيس» اعطا شده است . آكادمي ادبيات سوئد در خطابه خود بر ويژگي اشعار او ، كه در يونان به نام «شاعر اژه» معروف است ، تأكيد كرد. دراين خطابه از شعري سخن به ميان مي آيد كه در برابر پيشينه سنتي شعريونان با قدرت و روشن بيني انديشمندانه اي نبرد انسان امروزي براي دستيابي به آزادي و خلاقيت را تصوير مي كند.
«الي تيس » در سراسر زندگي شعري طولاني خود به تصور خود از شعري كه به توانايي زبان مي پردازد و دوهزارسال اسطوره و تاريخ يونان را به نيازهاي اجتماعي و رواني انسان امروزي پيوند مي زند وفادار ماند. اشعار او ، كه ويژگي تغزلي شگفت و خوش بيني عميق نهفته درآن شهره همگان است ، تصورات سوررئال (فراواقع گرا) و فرم هاي بسيار متنوعي را براي تسخير زيبايي طبيعي و غرقه درآفتاب يونان و رسانيدن پيام خود به يونان معاصر و ـ در سطح جهاني تر ـ به هوش بشري به كار مي گيرند.
دريا، جزاير ، موجودات زنده و گياهان، ريگ هاي نرم و سواحل شني ، جوش و خروش امواج و توتياهاي دريايي خاردار درياي سياه از عناصر هميشگي اشعار اوست.
«الي تيس» درسال هاي ۱۹۶۱ و ۱۹۶۲ به ترتيب به دعوت دولت هاي ايالات متحده و اتحاد جماهير شوروي از اين دوكشور ديدن كرد. وي درسال هاي ،۱۹۷۵ ۱۹۸۱ و ۱۹۸۷ به ترتيب از دانشگاههاي تسالونيكا، لندن و رم دكتراي (Ph.D) افتخاري دريافت كرد و در سال ۱۹۸۲ موفق به دريافت مدال طلاي افتخار از شهردار آتن گرديد.
از ديگر آثار مهم «الي تيس» ـ كه درمواردي توسط خود نويسنده يا دوستانش پيكاسو، ماتيس، گيكا، ساروشيس و ديگران تصويرسازي شده است ـ موارد زير را مي توان برشمرد:
«شش ويك ندامت براي آسمان» ۱۹۶۱؛ «درخت روشنايي » و «ماه شب چهارده » ۱۹۷۱؛ «فرمانروا خورشيد » و «مونوگرام» هردو به سال ۱۹۷۱ ؛ «ويلا ناتاشا» ۱۹۷۳؛ «گزارش به آندرياس امبريكوس » ۱۹۷۷؛ «ماريا نفلي » ۱۹۷۸؛ «سه شعر زير بيرق آسايش» ۱۹۸۲؛ «ساپفو» ۱۹۸۴؛ «انقلاب جان » ۱۹۸۴؛ «ناتيلوس كوچك » ۱۹۸۴؛ «درملأعام و در خفا» ۱۹۹۰؛ «جاده اختصاصي » ۱۹۹۰؛ «غرب اندوه » .۱۹۹۶
علاوه براين ، مجموعه مقالاتي نيز به انتخاب خود نويسنده (Open book) درسال ۱۹۷۴ به چاپ رسيد. بتازگي «گزيده نوشتارها» به همراه كلاژهاي او به چاپ رسيده است و آثار جديدي نيز از او در دست چاپ است، كه آخرين آنها مجموعه آثارش به ترجمه «نيكوس ساريس» و «جفري كارسون» بود ، كه پس از مرگش در سال ۱۹۹۷ به چاپ رسيد.
«اديسه الي تيس » درسال ۱۹۹۶ بدرود حيات گفت .
مترجم: مسعود روانبخش