گروه حوادث: جزئيات تازه اي از راز جنايت خانه متروكه شماره ۱۱ منطقه نارمك تهران فاش شد.
در اين جنايت، يك زن جوان با اجير كردن مردي، سناريوي قتل شوهرش را در سرداب خانه شماره ۱۱ ميدان نارمك به اجرا درآورد. راز توطئه شوم اين زن، از روز ۱۵ ديماه سال جاري در پي پيدا شدن اسكلت ناشناسي در زيرزمين خانه اي در ميدان نارمك، از سوي پليس تهران تحت پيگيري قرار گرفت. بنا به اين گزارش، ساعت ۲۲ روز ۱۵ ديماه، مرد جواني به خانه متروكه اي كه از سه سال پيش هيچ ساكني نداشت، رفت. او هنگامي كه براي خاكروبي در سرداب را باز كرد، با موكت مچاله شده اي در قسمت تاريك زيرزمين روبرو شد. زماني كه او موكت را برداشت، با اسكلت انسان ناشناسي روبرو شد كه به حالت چمباتمه در كف سرداب قرار داشت. مأموران كلانتري نارمك با اطلاع از اين حادثه، پس از حضور در محل حادثه دست به تحقيق زدند. دقايقي بعد حجت الاسلام حسيني كوه كمره اي، قاضي كشيك دادگاه جنايي وقتي در جريان پيدا شدن اسكلت ناشناس قرار گرفت، به همراه اكيپي از كارآگاهان دايره ۱۰ آگاهي تهران پس از حضور در محل كشف اسكلت دستور داد تا براي شناسايي هويت و چگونگي مرگ، اسكلت ناشناس را به پزشكي قانوني انتقال دهند.
روز بعد وقتي اعضاي خانواده يك مرد ناپديد شده ۵۹ ساله به نام «هدايت عشوندي» از جريان پيدا شدن اسكلت ناشناسي در منطقه نارمك آگاهي پيدا كردند، با حضور در پزشكي قانوني، هويت پدرشان را از روي آثار و نشانه هاي موجود شناسايي كردند. بدين ترتيب، كارآگاهان با به دست آمدن سرنخي از هويت اسكلت ناشناس، خانواده او را تحت بازجويي هاي پليسي قرار دادند، يكي از بستگان قرباني حادثه درباره چگونگي ناپديد شدن «هدايت» به مأموران گفت: بعد از ظهر روز شنبه ۲۴ بهمن سال ۷۷ او براي اجاره خانه اي در منطقه نارمك از خانه خارج شد، ولي هرگز بازنگشت. در آن زمان، ما در اين باره پرونده اي در دايره ۱۱ آگاهي تهران تشكيل داديم، ولي تلاشهاي مأموران براي كشف راز ناپديد شدن «هدايت» بي نتيجه ماند. اين مرد ادامه داد: هدايت و همسرش ـ فردوس ـ از مدتي قبل با هم اختلاف داشتند. او ۱۸ سال بزرگتر از همسرش بود، به همين دليل، فردوس با عنوان اينكه در جريان يك ازدواج اجباري به عقد «هدايت» درآمده است، بطور مداوم با او درگير بود.
با توجه به اين اظهارات، تجسس هاي ويژه كارآگاهان دايره ۱۰ آگاهي تهران در اين باره متمركز شد، ولي آنان هنگامي كه براي بازجويي از فردوس ـ به خانه مقتول رفتند، پي بردند او دو ماه قبل به عقد موقت مردي در كرج درآمده و با او زندگي مي كند، ولي هيچ كس نشاني از محل سكونت او را نداشت. بنابراين، كارآگاهان تحقيقات گسترده اي را براي رديابي صاحب خانه متروكه آغاز كردند تا اينكه او شناسايي و دستگير شد.
اين مرد جوان كه «غلامرضا» نام دارد، در جريان بازجويي هاي فني و پليسي كارآگاهان ضمن اعتراف به قتل «هدايت» گفت: چند روزي از آشنايي من با «فردوس» مي گذشت كه او پيشنهاد كرد تا در ازاي دريافت ۳ ميليون تومان، شوهرش را به قتل برسانم. بنابراين به بهانه اجاره دادن خانه با همدستي اين زن، او را به خانه ام كشاندم و پس از خفه كردن، در سرداب خانه زير موكتها پنهانش كردم، ولي از آن زمان به بعد فردوس را نديدم.
با توجه به اطلاعات به دست آمده سرانجام طي يك سري عمليات تعقيب و شناسايي كارآگاهان محل پنهان شدن فردوس را در كرج رديابي و او را بازداشت كردند. بر اساس همين گزارش، همسر صيغه اي فردوس، پس از اطلاع از دستگيري زنش، شكايتي مبني بر ناپديد شدن دختر ۱۱ ساله اش به نام «سحر» را مطرح كرد.
در تحقيقات كارآگاهان در اين باره ـ فردوس ـ مدعي شده است كه هيچ اطلاعي در اين باره ندارد. اين زن ۴۵ ساله صبح روز پنجشنبه وقتي در برابر قاضي كوه كمره اي قرار گرفت، درباره علت طراحي نقشه قتل شوهرش گفت: من ۱۳ سال بيشتر نداشتم كه پدرم به اجبار مرا به عقد «هدايت» درآورد. طي ۳۰ سالي كه با او زندگي كردم، مدام مرا كتك مي زد.
|
|
مقتول
|
او اصولاً مردشكاكي بود و در هر زمينه پرس و جو مي كرد. از زندگي با او كلافه شده بودم. وي ادامه داد: وقتي پيشنهاد قتل شوهرم را با «غلامرضا» مطرح كردم، او بدون هيچ مخالفتي پذيرفت. آن روز وقتي به خانه او رفتيم، غلامرضا، هدايت را به زيرزمين برد، من هم آنجا را ترك كردم. از آن هنگام ديگر هيچ اطلاعي از غلامرضا نداشتم. «غلامرضا» نيز با تأييد گفته هاي همدستش، گفت: روز بعد از به قتل رساندن «هدايت» آنجا را ترك كردم.
چند روز بعد وقتي به بهانه بردن اثاثيه زندگيم به آنجا مراجعه كردم، متوجه انتشار بوي تعفن شدم، بنابراين ديگر به آنجا مراجعت نكردم.