شماره ۲۰۲۹ - سال هفتم - شنبه ۲۹ دي ۱۳۸۰
Sat, Jan 19, 2002
Cina black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
قال هفته
ضرورت ساخت سالن سينما و راهكارها
لس آنجلس تايمز گزارش مي دهد

قال هفته
خودآموز گفت وگوي زرد در مطبوعات
• مواد لازم
هنرپيشه ي دست سوم سينما (يك عدد)، واكمن (۲عدد) پنيرپيتزا(۲۵۰گرم)، نسكافه (به مقدار موردنياز)، سنجاق قفلي (يك بسته)، سيگارلايت (چندبسته، ماركش مهم نيست، فقط گران باشد)، نشريه ي زرد (تادل تان بخواهد)، موبايل ۲۲۱۰(۶عدد)، كادو (۲يا۳ يا بيشتر، ترجيحاً سفال باشد يا مجموعه كامل آثار خانم م.حيدرزاده شاعره ي معاصر)، مسقطي (نيم كيلو ـ اين مورد براي همه كارهاي ژورناليستي لازم و بلكه ملزوم مي باشد)، پف فيل (۸۰۰گرم)، پودر لباسشويي و لگن براي كف كردن (به مقدار موردنياز)، لبخند (يك عدد)، ژل مو (يك شيشه كامل)، ادكلن (ايضاً)، تلويزيون ما (۴شبكه، ترجيحاً ۳و۵)، چيپس (۳بسته)، خيارشور (يك كيلو)، اسفناج (دوكيلو)، باقالي (۷پرس)، دستمال كاغذي براي پاك كردن اشك (يك بسته)، پنجره (۲عدد)، منظره (به مقدار موردنياز)، كشك (نيم كيلو)، شيرموز يا معجون (۴ليوان)، حشره كش برقي (يك عدد)، امنيت شغلي (كلاً)، زمستان (يك عدد)، شومينه براي تبديل فصل به فصل ديگر (يك عدد)، لطف داريد (۵۰۰بار)، قربون تون برم (۶۰۰بار)، اوا چه بامزه (۳۰۰عدد)، جدي؟ جداً؟ چه خوب (۴۰۰بار)، نشريات معتبر (دوره هاي كامل)، شمع (۱۴۰قطعه).

• مقدمات
واكمن شماره ي يك را روشن كنيد، يك موسيقي بدون كلام ـ ترجيحاً كني جي، يا باران عشق يا از كرخه تا راين يا روزواقعه ـ براي تلطيف و شاعرانه كردن فضا پخش مي شود.از واكمن شماره ي۲ مي توانيد براي ضبط گفت وگو استفاده كنيد. اگر گفت وگو در منزل يا دفترشما انجام مي شود ـ كه معمولاً همين طوراست ـ ابتدا به ساعت تان نگاه كنيد بعد دستي به موهايتان بكشيد، فقط حواستان باشد كه آنها هنوز خيس هستند و ممكن است ضمن اين كه حالت شان به هم مي خورد، دستتان را هم چسبناك كنند. اگر در خانه يا دفتر گفت وگوشونده هم هستيد بازهم ضرري ندارد، خيلي بااحتياط به موهايتان دست بكشيد.
حالا فرد موردنظر مقابلتان نشسته است، لبخندتان را به او بزنيد و سعي كنيد زل بزنيد در چشمهايش. او خواهدگفت كه اتاق سرد يا برعكس مي باشد. آن وقت در هر حال مي توانيد درباره ي شومينه اي كه روشن است صحبت كنيد و از همين راه به خاطرات شمال نقبي بزنيد و اين كه شبها كنارساحل بازي فردموردنظر را از تلويزيون تماشا مي كرده ايد و او چقدر عالي و معركه و زيبا و بااستعداد و پرانرژي و با معرفت و بامرام و اينهاست. فردموردنظر مدام ازشما تشكرمي كند و در دلش احساس خواهدكرد كه «بالاخره يك ژورناليست باشعورپيداشد»، براي اينكه حس فوق در وي ته نشين شود به چند صحنه از سريالي كه شب قبل از تلويزيون يا احياناً در سينما ديده ايد و وي درآن بازي مي نموده اشاره نماييد. دكمه ي واكمن را بزنيد، مطمئن شويد كه چراغ قرمز آن روشن شده است.

• طرزتهيه
بپرسيد وي از كي به بازيگري علاقه مند شده است؟ تا او دارد جواب مي دهد براي اطمينان يك بار ديگر به فهرست سؤال هايي كه در گفت وگوهاي ديگران خوانده ايد و به نظرتان مناسب رسيده اند و يادداشت كرده ايد، نگاه كنيد.
سؤال دوم شما درباره اين است كه بازيگر موردمصاحبه چطوري مي تواند اين قدر خوب باشد؟
او خواهدگفت: «ما اينيم ديگه» و شما تواضع او را ستايش مي كنيد تا او خاطره اي از طرفدارانش تعريف كند كه هرروز برايش گل و شيريني و كمپوت و اينها مي فرستند و او چقدر از شهرت بيزارمي باشد.
حالا شما بايد اولين آس تان را روكنيد. بپرسيد، به نظرت ـ در اينجا لحن مصاحبه كاملاً خودموني شده ـ رنگ زندگي چه رنگيه؟
او ممكن است بگويد خيلي رنگا، يا مثلاً دو سه رنگ يا غيره، جواب او اصلاً مهم نيست، حالا ازش بپرسيد آيا ازدواج كرده است يا نه؟ ـ به هرحال شما پاسخ را مي دانيد وگرنه او را دعوت نمي كرديد كه ـ حالا بپرسيد دوست دارد ازدواج كند؟ اين سؤال بايد به قدري ظريف مطرح شود كه خواننده متوجه نشود شما اصلاً به خاطر ديدن اين بازيگر درجه۳ از دوستان مطبوعاتي تان خواهش كرده ايد كه بگذارند يك بار، فقط يك بار برويد و با او مصاحبه كنيد.
اگر مصاحبه شونده گفت كه تصميم به اين كار دارد معلوم است كه در زندگي او اسراري وجودداشته كه آدم هاي خاله زنك به شما نگفته اند، دراين صورت سعي كنيد عجالتاً او را از ازدواج منصرف كنيد، اگر گفت كه تصميم به ازدواج ندارد، سرتان را تكان دهيد كه يعني مي فهميد، بعد آه بكشيد و درباره ي تنهايي و اينها صحبت كنيد. بپرسيد كه او وقتي تنها مي شود چه كارمي كند؟ چه لباسي مي پوشد؟ و آيا تاحالا با الاغي كه يونجه را مي فهمد ملاقات كرده است يا نه؟
بعدمي توانيد درباره ي موضوعات عرفاني مثل:
۱ ـ به نظرت بايد آبو گل بكنيم يا نه؟ چون مي گن توي فرودست كفتري داره آب مي خوره؟
۲ ـ نظرت درباره ي پرواز روح چيه؟ مي دوني منم مث تو فكرمي كنم آدم باهاس انرژي شو در دست بگيره و اونو كنترل كنه، تخليه يا ذخيره ي انرژي توي بده بستون هاي روزانه خيلي مهمه خب.
۳ ـ فيلم ميلم چي دوس داري؟ DVD تغيير چهره رو دارم، اگه اهلشي بدم كادو، ناقابله.
۴ ـ و غيره.
بعد از بحث عرفان و يوگا و مديتيشن حتماً دوباره بحث را به ازدواج بكشانيد. علم اخيراً ثابت كرده كه گفت وگو درباره ي «آخه آدم ازدواج مي كنه و بچه دارمي شه، اما من با هر اثري كه خلق مي كنم انگار دارم زايمان مي كنم، پس چرا ديگه ازدواج كنم؟» ميزان عرفانيت بحث را تعيين مي كند. در اين صورت دوباره درباره رنگ زندگي سؤال كنيد و اينكه اگه طرف گريه كنه «كي اشكاشوپاك مي كنه ـ شبا كه غصه داره» و غيره. حالا هر دو لبخند بزنيد. برايش نسكافه بريزيد بعد سيگاري تعارفش كنيد، او كه از اول مصاحبه گفته بود سيگار را ترك كرده است، سيگاري روشن مي كند و نسكافه اش را شيرين مي كند، شما هم چيزي به رويش نياوريد گناه دارد. همين كه پول توجيبي يك هفته تان را داده ايد و اين سيگار را خريده ايد براي زدن پوز خواننده ها كافي است.

• پايان كار
الآن يك هفته است كه مصاحبه ي فوق انجام شده و شما توي كف هستيد. عكس هايي كه در كنار آن هنرپيشه ي درجه ۳ يا ۲ گرفته ايد ظاهرشده و آن را نشان همه دوستانتان هم داده ايد. حالا داريد براي مصاحبه يك مقدمه مي نويسيد، پس اصلاً احساسات تان را كنترل نكنيد و هرچه از دهنتان درمي آيد بنويسيد، اين كه زمستانتان بهارشده و شومينه به آهستگي مي سوزد و عشق دورسرتان پرپرمي زند و غيره را هم بنويسيد. مصاحبه را بدهيد به دوست مطبوعاتي تان تا چاپ كنيد.از او بابت اين كه مسير زندگي تان را تغييرداده و شما را به اوج خوشبختي رسانده زياد تشكر نكنيد؛ چون بازيگر موردمصاحبه زنگ مي زند و بابت اراجيفي كه نوشته ايد بدوبيراه بارتان مي كند. حالا حتي او هم فهميده كه شما آدمي عقب افتاده، امل، بي ظرفيت، احمق و غيره مي باشيد.بنابراين شما احساس مي كنيد كه او لياقت شما را ندارد و ازش متنفرمي شويد، بعد دوباره از دوست تان خواهش مي كنيد ترتيب ملاقات شما را با بازيگر ديگري بدهد تا با او مصاحبه كنيد و عكس بگيريد و مقدمه بنويسيد و زمستانتان بهارشود و غيره.
به اين ترتيب شما راه حرفه اي شدن را آغازكرده ايد، چون داستان تلفن آخري هميشه برايتان تكرار خواهدشد.

• انواع نتيجه گيري
۱ ـ انگيزه هاي غيرمطبوعاتي در كارهاي مطبوعاتي در درازمدت باعث حرفه اي شدن آدم ها مي شود.
۲ ـ حداقل هر شكست غيرمطبوعاتي، به دست آوردن يك صندلي در سينماي مطبوعات در ايام جشنواره است.
۳ ـ با اين وجود هنوز هم «كبوترباكبوتر» و غيره.
۴ ـ خبرنگاري به هرحال شغل زيان آوري است.
۵ ـ «تغييرچهره» شاهكارمي باشد.
۶ ـ از بعضي جهات ها دست آنهايي را كه برخي از مطبوعات را توقيف... [سردبير: آقاجان! اين بخش از مطلب چرا افتادگي دارد؟]
۷ ـ به آقايان محمدحسن پزشك و كامران ملكي سلام ويژه مي رسانيم.
۸ ـ [موتنزنويسي خيلي سخت مي باشد.]
عين.متعمد

ضرورت ساخت سالن سينما و راهكارها
شما هم دوست داريد سالن سينما داشته باشيد؟
يادآوري اين نكته اساسي ضروري به نظرمي رسد كه در شماره گذشته اشاره كرديم، گسترش بخش هاي مختلف فيلمسازي و توليد فيلم، بدون گسترش سالن هاي سينما ممكن نخواهدبود. در حالي كه تعداد سالن نمايش معين و محدودي در كشور وجوددارد، نمي توان انتظار افزايش مخاطب را داشت.
همچنين بدون رعايت استانداردها و ايجادمحيطي مطلوب براي تماشاي فيلم ـ چه از بعد فني و چه ازنظر امكانات رفاهي ـ نمي توان تماشاگر زيادي را به تماشاي فيلم دعوت كرد.
در همين زمينه اشاره شد كه سينماداران با مشكلات متعدد و متفاوتي روبرو هستند كه يكي از مهمترين آنها عدم امنيت شغلي است.
به عبارتي ديگر، سينمادار در عين حال كه سرمايه اش را به صورت بناي يك سالن سينما درآورده است تا از آن استفاده مناسب ببرد، اما عملاً به دليل سياست هاي ضدونقيض و همچنين عدم آزادي مناسب در اداره سالن سينماي خود، با نوعي بي انگيزگي روبروست.
به نظر مي رسد كه كميسيون اكران، با استفاده از نظرات كارشناسان و دست اندركاران بخش هاي مختلف توليد فيلم، پخش و نمايش، بايد به راهكارجديدي در نحوه اداره سالن هاي سينما توسط صاحبان سالن ها برسد، گرچه طي سال هاي مختلف و بيش از دو دهه اي كه از پيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد، هنوز «راهكار»ي عملي ـ و اجرايي كه منافع سينمادار را تأمين و تضمين كند ـ حاصل نشده است! اكنون به نظرمي رسد باتوجه به شعار «مخاطب محوري» كه توسط معاونت سينمايي مطرح شده است، بايد مجدداً نحوه اداره سالن هاي سينما را موردارزيابي و تصحيح قرارداد.
باتوجه به اشاره هاي بالا، شايد يكي از راهكارهاي تقويت سينماها، مشاركت تهيه كنندگان در بازسازي و بهسازي سالن ها باشد. معاونت سينمايي بايد شرايط فني و قانوني مناسبي را فراهم بياورد تا تهيه كنندگان راغب شوند طبق توافق هاي مشخص و كارشناسي، در تجهيز سالن هاي نمايش موجود در نقاط مختلف كشور سرمايه گذاري كنند.
به اين ترتيب، براساس طرحي كه تهيه خواهدشد، تهيه كنندگاني كه دربازسازي سالن هاي سينما در مناطق دلخواه خود با سينمادار ـ يا سينماداران ـ به توافق رسيده اند، از تسهيلات بهتري براي نمايش فيلم ـ يا فيلم هاي ـ خود درآن سالن ها بهره مند خواهندشد.
به اين ترتيب، تهيه كننده به شكلي توافقي با صاحب سينما، در اداره سالن يا سالن هايي مشاركت خواهدداشت.
طبعاً نتيجه عملي اين اقدام، ايجاد پشتوانه ملي ـ با سطوح متفاوتي از گردش اقتصادي ـ براي صاحب سينما خواهدبود.
ازطرفي، تهيه كننده نيز نوعي پشتوانه در نمايش مناسب فيلمش در مناطق مختلف به دست خواهدآورد. البته طبيعي است كه نكات فني و كارشناسي اين پيشنهاد تنها و تنها ازطريق بررسي هاي متعدد و مداوم روشن خواهدشد.
شكل گسترده تر و آرمانگرايانه پيشنهاد فوق، ايجاد تسهيلات براي ساخت سالن توسط تهيه كنندگان است. نگاهي به موقعيت و وضعيت سينما در سطح جهان نشان مي دهد كه بسياري ازكمپاني ها و شركت هاي تهيه فيلم، در نقاط مختلف و كشورهاي متفاوت، داراي سالن سينما هستند. آنان بخوبي مي دانند كه زنجيره توليد فيلم، تنها با نمايش آن كامل مي شود.
بنابراين، وجود مكان مناسب براي ارايه كالايي به نام فيلم، ضرورتي حياتي دارد، چرا كه بدون سالن نمايش مناسب، همه زحمات گروه توليد و ازجمله تهيه كننده، نابود خواهدشد.
پس، وجود سالن يا سالن هايي كه متعلق به شركت تهيه فيلم باشد، شرايط مناسبي را براي نمايش به موقع، بدون دردسر و موفقيت آميز فيلم ايجادخواهدكرد.
طبيعي است كه چنين شركت هايي داراي تشكيلات پخش فيلم نيز هستند، يعني علاوه بر نمايش فيلم هاي توليدشده توسط خود، نسبت به پخش و نمايش فيلم هاي متعلق به ساير كمپاني ها نيز فعالند.
بنابراين، مسأله فقط نمايش فيلم هاي خودنيست. بلكه وجود سالن هاي متعدد، به ايجاد شرايط مناسب براي نمايش ساير فيلم ها نيز منجرخواهدشد.
اما با وجود آنچه گفته شد: چنين امري در سينماي ايران تحقق نيافته است؛ كه يكي از علت هاي اساسي اين امر را نيز بايد عدم صنعتي بودن سينماي ايران دانست.
البته، در سال هاي پيش از پيروزي انقلاب، توافق ميان تهيه كننده و صاحب سالن كم وبيش صورت مي گرفت و درموارد معدودي نيز برخي تهيه كنندگان، به صورت منفرد سالن نمايش را در اختيارداشتند.
شايد جدي ترين مورد دراين زمينه، توليد فيلم توسط سينماداران بوده باشد. درآن سالها، گروهي از سينماداران كه تحت تشكل واحدي خود را سازماندهي كرده بودند، گاه و بيگاه اقدام به تهيه فيلم يا فيلم هايي مي كردند كه طبعاً امكان نمايش آن را نيز براحتي دراختيارداشتند! طبيعي است كه اين شيوه و اين اقدام، شيپور را ازسر ديگر آن نواختن است! به هرحال به نظر مي رسد بايد مجموعه اي از شرايط را فراهم كرد تا تهيه كنندگان نيز وارد گود شوند و براي ايجاد سالن هاي سينما اقدام كنند.
اينكه پيشنهاد فوق نيز چقدر ـ وچگونه ـ كارآيي خواهدداشت؟ پرسشي است كه در بحث هاي كارشناسي جدي روشن خواهدشد.
اما بديهي است كه چنين اقدامي هم براي تهيه كننده و هم براي كل سينماي ايران فايده خواهدداشت.
در ساده ترين شكل، تهيه كننده تسهيلاتي اختصاصي براي نمايش فيلم خود دراختيار خواهدداشت و در شكلي پيچيده تر، سينماي ايران ـ وطبعاً ساير تهيه كنندگان ـ هم امكان نمايش فيلم هاي بيشتري به دست خواهدآورد.
اما اينكه در اين طرح چقدر قابليت اجرايي دارد، بايد با بررسي بيشتري روشن شود. شايد تهيه كنندگان متعددي قادر به ساخت سالن سينما نباشند.
دراين صورت، طرح فوق عقيم خواهدماند و ثمره مطلوبي درپي نخواهدداشت.
بايد اشاره كنيم كه براي ايجاد پشتوانه اقتصادي متناسب براي ساخت سالن سينما، تهيه كنندگان مي توانند به صورت مشاركتي به چنين كاري اقدام كنند.
در اين صورت، چند تهيه كننده منافع مشتركي پيداخواهندكرد و نسبت به اداره بهتر سالن يا سالن هاي خود اهتمام مي ورزند.

اكنون كه طرح هاي فوق را مطرح كرديم، اين پرسش نيز به ذهن متبادر مي شود كه چرا تهيه كنندگان تاكنون به چنين كاري اقدام نكرده اند؟ آيا آنان اساساً متوجه اين موضوع نبوده اند؟ اگرچه پاسخ اين پرسش مي تواند مثبت باشد، اما مسائلي ديگر ـ ومهمتر ـ هم وجوددارند. مسأله اين است كه با وجود اين كه دولت براي احداث سالن سينما تسهيلات ويژه اي درنظرگرفته و وام هاي مناسبي دراختيار علاقه مندان مي گذارد، پس چرا كسي رغبتي به سينماسازي ازخود نشان نمي دهد؟ پاسخ اين پرسش به مقوله اي بازمي گردد كه پيش از اين نيز درباره اش صحبت كرديم: «عدم امنيت شغلي»، اگر هر شهروندي به هردليلي ـ معقول يا غيرمعقول ـ نتواند از راهي كه شخصاً برمي گزيند ـ و يا قانون، شرع و عرف هم منافاتي ندارد ـ به كسب سود بيشتر روي بياورد، از سرمايه گذاري در آن شغل و پيشه صرفنظر خواهدكرد و يا تمايلي جدي به فعاليت درآن زمينه نشان نخواهدداد. پس وقتي كه براي سينمادار تعيين تكليف مي كنيم كه چه فيلمي را در چه شرايط و به چه مدتي نمايش بدهد، عملاً به جاي او تصميم گيري كرده ايم و اين به معناي كاهش تقاضا براي فعاليت در آن عرصه است. اتفاقي كه در بسياري ديگر از زمينه هاي اقتصادي نيز افتاده و موجبات ركود در برخي رشته ها را نيز فراهم آورده است. مشكل اصلي همين نكته «ظاهراً كوچك و بي اهميت» است كه ظاهراً هم كسي نمي خواهد به آن توجه ـ ظاهراً بيش از اندازه ـ نشان بدهد!
نبايد فراموش كرد تا هنگامي كه نگرش كلان به سينما از چنين زاويه اي به حوزه سينما وارد شود، همواره چنين تناقض هاي مهمي در بخش هاي مختلف سينماي ايران وجود خواهد داشت و عملاً هم غيرقابل حل خواهندبود.
به اين ترتيب، بحث سالنهاي سينما را به پايان مي بريم و طي شماره هاي آينده، به وجود ديگري از مسائل و مشكلات سينماي ايران خواهيم پرداخت.
محمدرضا باباگلي BabagoliMR@hotmail.com


لس آنجلس تايمز گزارش مي دهد
جشن سينماي ايران در دانشگاه UCLA
045294.jpg
آرشيو فيلم و تلويزيون دانشگاه معتبر UCLAآمريكا هرساله جشني براي سينماي ايران برگزار مي كند و در آن فيلمهاي ايراني را به نمايش مي گذارد.دوازدهمين دوره اين مراسم از دهم ژانويه ۲۰۰۲ آغاز شده و به مدت يك ماه ادامه خواهد داشت. روزنامه لس آنجلس تايمز درباره اين جشن گزارشي به قلم سوزان كينگ منتشر كرده است كه در آن برگزاركنندگان مراسم از ديدگاه خود به فيلمهاي ايراني شركت كننده در اين برنامه پرداخته اند.
سينما تئاتر ايران
045303.jpg
گرچه در دوره هاي قبلي بررسي سينماي ايران در UCLA، فيلمهاي تجاري بيشتر مدنظر بودند ولي امسال فيلمهاي برنامه اكثراً شخصي، سياسي و هنري هستند. چنگ سيم ليم مدير برنامه هاي آرشيو UCLA در اين باره مي گويد: «امسال ما بيشتر به فيلمهايي پرداخته ايم كه به مشكلات اجتماعي در ايران مربوط مي شوند چون دريافته ايم كه تغيير لحن محسوسي در فيلم برخي كارگردانان خوب ايراني وجود داشته.
به نظر من اين نمادي از جدال بين اصلاح طلبان و جناح تندرو است. اكنون برخي از فيلمسازان ايراني از جناح تندرو حمايت مي كنند درحالي كه اكثر فيلمسازان هنري به حمايت از اصلاح طلبان پرداخته اند.» اما مارك امين، يكي از مديران كمپاني لاينزگيت و مدير پخش اين سري فيلمها معتقد است كه طبيعت كلي سينماي ايران پرداخت به موضوعات انساني است. او ادامه مي دهد: «ايرانيان مردمي احساساتي و مردم پرست هستند و عليرغم بار سياسي مجموعه، اين نكته در بين تمامي فيلمهاي اين سري مشهود است.»
اما هنوز در ايران فيلمسازان در كار خود بامشكلات زيادي مواجه هستند. ليم اشاره مي كند كه بني اعتماد عليرغم اعتبار سينمايي، به هنگام ساخت زيرپوست شهر كه نگاهي اعتراض آميز به خشونت اجتماعي ومصرف موادمخدر در ايران دارد، دچار مشكل شد، و در حين توليد و در چند لوكيشن ناچار به فيلمبرداري سريع و ترك محل شده است. او به ليم اظهار داشته كه چندين بار از فيلمنامه ايرادهايي گرفته شده و اين سختگيريها در زمان حاضر بيشتر شده.
045300.jpg
ليم ادامه مي دهد: نكته جالب درباره سينماي ايران، انساني بودن آن و درعين حال پرداخت به مسائل هنري و سياسي برمي گردد. سينمايي كه از بيان چنين مطالبي ابايي ندارد و شيوه اي شاعرانه را بدين منظور برگزيده است. اين فيلمها در ايران به اكران درمي آيند برخلاف چين كه اكثركارهاي درخشان سينمايي در جشنواره هاي بين المللي اكران مي شوند. اين فيلمسازان ايراني از سوي دولت حمايت مي شوند و بخش اعظمي از سرمايه آنها توسط دولت در اختيارشان قرار مي گيرد.»
در طول اين سالها، برنامه اكران سينماي ايران مورد توجه جامعه ايرانيان و همچنين برخي از آمريكاييان قرار گرفته ولي ليام و امين هر دو هم عقيده هستند كه حوادث ۱۱سپتامبر و جنگ افغانستان تماشاگران بيشتري را به سينماها خواهد كشاند. ليام معتقد است: «گرچه مخملباف فيلمساز خوبي است و در اروپامحبوبيت دارد اما بايد اين واقعيت را پذيرفت كه بدون حوادث اخير در افغانستان تصور چنين موفقيتي براي قندهار در گيشه هرگز ممكن نبود.»
045297.jpg
• برنامه دوازدهمين دوره جشن سينماي ايران در UCLA
۱۰ژانويه : سفر قندهار
۱۴ژانويه: زير نور ماه
۱۹ژانويه: قطعه ناتمام
۳۱ژانويه: گل چادر و نام من راكي است
۲فوريه: زير پوست شهر
۷فوريه: داشتن و نداشتن
۱۰فوريه: از كنار هم مي گذريم



|   شناسنامه   |   آرشيو   |