شماره ۲۰۲۹ - سال هفتم - شنبه ۲۹ دي ۱۳۸۰
Sat, Jan 19, 2002
Cine black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
نگاهي به فيلم «ماجستيك» ساخته «فرانك دارابانت»

نگاهي به فيلم «ماجستيك» ساخته «فرانك دارابانت»
سرودي ميهن پرستانه و غرورآميز
لوك / پيتر: جيم كري، هري تريمبل: مارتين لاندو، آدل استانتن: لوري هلدمن
دكتر استانتن: ديويد اوگن استيرز، ارني كل: جفري دي مان، استان كلر: جيمز وايتمر
محصول كسل راك / وارنر برادرز، كارگردان: فرانك دارابايت، نوشته: مايكل اسلون
مدت: ۱۴۳ دقيقه
045378.jpg
«ماجستيك» براي آمريكا سرود ميهن پرستانه غرورآميزي است كه شايد براي بعضي از بيننده ها ناخوشايند باشد. در زماني كه رهبران ما آماده شده اند محاكمه هايي را برگزار كنند كه سيستم عدالت آمريكا را ناديده مي گيرد، فيلمي داريم كه بي هيچ پوزشي از قانون اساسي و منشور حقوق شهروندان حمايت مي كند. داستان آن به اوايل دهه ۵۰ بر مي گردد، اما شباهتهاي آن با زمان حال غير قابل اشتباه و وحشتناك است.
اما يك فيلم هوشيارانه سياسي است. كمدي رمانتيك شيريني با هنرنمايي جيم كري است و درباره يك مورد تعيين هويت اشتباه و يك حمله فراموشي است، موضوعات موجود از دورانهاي قبل، به احترام قهرمانان جنگ جهاني دوم، پرچمي به اهتزاز در مي آورد و براي سينماهاي شهرهاي كوچك و مردمي كه آنها را اداره مي كنند، حس دلتنگي بر مي انگيزد. ما را وادار مي كند، همان احساسي را كه براي فيلمهاي خوب امسال داشته ايم را براي اين فيلم نيز داشته باشيم.
تصور مي كنم هر نقدي از «ماجستيك» آن را با آثار فرانك كاپرا مقايسه خواهد كرد و همينطور هم مي باشد. فرانك دارابانت از قصد سعي كرده طوري فيلم بسازد كه كاپرا مي ساخت، درباره مردم نجيب شهر كوچكي كه براي حفظ ارزشهاي سنتي آمريكا تلاش مي كنند. در دوران ميهن پرستي رامبو، خوب است كه ميهن پرستي كاپرا را به ياد آوريم ـ به ياد بياوريم كه آمريكا فقط جنگ و پيروزي نيست، بلكه دفاع از آزاديمان است. اگر دشمن را به قيمت ارزشهاي خودمان شكست دهيم، در اين صورت برنده چه كسي خواهد بود؟
دارابانت كارگردان «رستگاري شاوشنگ» و «مسير سبز» با شخصيتهاي زيادي كه مي توانيم با آنها همدردي كنيم، كار مي كند. كري (كه هرگز از اين بهتر يا دوست داشتني تر نبوده) نقش پيتر اپلتون، يك فيلمنامه نويس ساده لوح، جاه طلب، را بازي مي كند كه يك بار به دنبال دختري وارد جلسه جناح چپ سياسي مي شود و به اين ترتيب نامش در ليست سياه كميته فعاليتهاي انجمن غير آمريكايي قرار مي گيرد و براي شهادت به دادگاه احضار مي شود. هيچ كس باور نمي كند كه او كمونيست باشد (كه در هر حال برخلاف قانون هم نبود)، اما براي حفظ شغلش بايد نام افراد ديگر كمونيست را به كميته بگويد و از آنجايي كه او نام كمونيستي را نمي داند، كميته كمك مي كند ليستي تهيه شود، پيتر مأيوس و گيج در امتداد ساحل به شمال مي راند. ماشينش از پلي سقوط مي كند و صبح روز بعد بي آنكه بداند كيست و چطور سر از آنجا درآورده، پيدا مي شود. جيمز وايتمر او را به نزديكترين شهر مي برد، شهري كه چهره او براي همه آشناست. سرانجام هري تريمبل (ماريتن لاندو) كه سينماي محلي را اداره مي كند، همه چيز را برملا مي كند: اين پسر لوك است كه در جنگ ناپديد شده بود و حالا بعد از ۹ سال برگشته.
مردم شهر و آدل استانتن (لوري هلدمن) او را با آغوش باز مي پذيرند. مردم اين شهر ۶۰ مرد جوان را در جنگ از دست داده اند و به نا اميدي رسيده اند. بازگشت معجزه آساي لوك تا حدي مردم را اميدوار كرده تا دوباره زندگي را از سر بگيرند. آقاي ترميبل پير حتي تصميم مي گيرد، سينما ماجستيك را دوباره باز كند.
دومين اقدام فيلم آن است كه پيتر به تدريج در هويت لوك فرو مي رود. دارابانت شهر را با مايه هاي كاپرا تصوير مي كند. همه براي شام بيرون رفته اند، مجلس رقصي هم برپاست و لوك وادل در خيابانهاي تاريك به سمت خانه مي روند، درست مثل جيمي استوارت و دوناريد. بعضي ها مانند ادل به ماهيت واقعي پيتر شك كرده اند، اما بروز نمي دهند. بدون تعريف جزئيات داستان، اجازه دهيد به لحظه اي كه فيلمنامه مايكل اسلون كار درستي انجام داده، اشاره كنم. مي دانيم به خاطر نياز چنين داستانهايي، هويت واقعي پيتر دير يا زود آشكار مي شود. در يك فيلم با فرمول هميشگي، صحنه اي خواهد بود كه ادل احساس مي كند به او خيانت شده، چون فريبش داده اند و سوء تفاهم بزرگي پيش خواهد آمد كه اين بر پايه طرح موضوعات احمقانه قديمي است كه هيچ كس آنچه را كه بايد بگويد، نمي گويد.
045375.jpg
اما در اين فيلم اينطور نيست. در يكي از قسمتهاي مهم فيلم، پيتر قبل از آنكه مجبور شود، به آدل حقيقت را مي گويد. عكس العمل آدل بر اساس عواطف واقعي است نه سوء تفاهم. فيلم با موضوع و با ما رفتار منصفانه اي دارد. فيلم حتي سؤال مردم شهر را كه او در اين ده سال كجا بوده و آيا زندگي ديگري تشكيل داده را نيز مطرح مي كند. بنابراين ما براي سومين اقدام فيلم آماده مي شويم، يعني وقتي كه به لس آنجلس باز مي گردد و در برابر كميته شهادت مي دهد، صحنه شهادت او ما را به ياد گري كوپر، جيمي استوارت، اسپنسر تريسي و ديگر قهرمانان كاپرا مي اندازد كه از عقايد سنتي آمريكايي دفاع مي كنند. اين صحنه ها به طرز شگفت آوري بامزه اند. هال هلبروك رئيس كميته است، باب بالابان (بازرس بي رحم) است و اين كميته ترس از كمونيسم را بهانه اي براي كنار گذاشتن منشور حقوق شهروندان، بر مي انگيزد.
دارابانت فيلمها را طولاني مي سازد تا زمان كافي براي مانور داشته باشد. «ماجستيك» به اندازه «مسير سبز» (۱۸۲ دقيقه) طولاني نيست، اما با ۱۴۳ دقيقه به اندازه «رستگاري شاوشنك» است. اين فيلم به زمان احتياج دارد و از آن بهره كافي را برده است. داستان كاملي را با سه اقدام تعريف مي كند، شخصيتهايي را كه بايد بشناسيم، معرفي مي كند و مشتاقانه مي خواهد چيزي به ما بگويد. وقتي «ماجستيك» مراحل ساخت خود را مي گذراند، خبر از تراژدي ۱۱ سپتامبر نبود، ولي به طرز غريبي هم اكنون مناسب مي نمايد. وفاداري را بيان مي كند كه آزادي ها و سيستم هاي سنتي ما به قدر كافي نيرومندند تا در برابر هرگونه تهديدي مقاومت كند و آن را به عنوان تهديدي غير آمريكايي بشناسند.
راجرت ابرت ترجمه : كتايون پاكتچي

چه خبر؟
045357.jpg
كوين اسپيسي، جان تراولتا و ژراردپارديو در درام جديدي پيرامون جنگ جهاني دوم حضــور خواهند يافت. فيلــم The Gorbo Deception نام دارد و قصه ايجاد يك شبه تخيلي جاسوسي توسط جوان پو جول فرانسوي كه پيش از حمله نيروهاي متفقين در D-Day، نيروهاي نازي را به اشتباه مي اندازد. پوجول از سوي سرويس جاسوسي انگلستان با نام مستعار گاربو شناخته شده بود. بيل ويلر نويسنده فيلمنامه است وجان مك تيرنان (جان سخت) كارگردان اين پروژه خواهد بود.
045372.jpg
تيلدا سوئيندون، آلن تبيين و برايان كاكس به يك تيم بازيگران فرانسوي در فيلم تاريخي Anima خواهند پيوست. اين فيلم توسط كريستوف پاسكال كارگرداني خواهد شد كه نويسنده فيلمنامه نيز است. قصه فيلم پيرامون نبرد فرانسه وهلند در قرن هفدهم ميلادي است. فيلمبرداري پروژه از تابستان آغاز مي شود. ريچارد بورينگر و كايرا چاپلين ساير هنرپيشگان فيلم خواهند بود. تيلداسوئيندون از جمله شانس هاي اسكار امسال براي بازي در فيلم The Deep End است.
045360.jpg
رابرت ردفورد كه در ماه آگوست ۲۰۰۲ ، ۶۴ساله مي شود روز ۱۲ژانويه طي يك گفت وگو به تي وي گايد اظهار داشت، «جراحي پلاستيك در آينده من نخواهدبود چرا كه آن را دوست ندارم و از آنچه كه هستم راضي مي باشم.» وي كه در افتتاحيه جشنواره فيلم ساندنس در يوتا گفت و گو مي كرد در ادامه افزود: «به عقيده من با جراحي پلاستيك بخشي از روح شما از بين مي رود و براي محبوب بودن لازم نيست كه حتماً از چهره اي جوان برخوردار باشيد.»
045363.jpg
نيكول كيدمن در يك پروژه تاريخي نقش ملكه النور را ايفا مي كند.النور در قرن دوازدهم ملكه هر دو كشور فرانسه و انگلستان بود اين پروژه مستقل توسط كمپاني ميراماكس توليد وتوزيع خواهد شد. ولي هنوز نام كارگردان و يا ساير هنرپيشگان فيلم مشخص نشده. آلن هاوارد نويسنده فيلمنامه است. كيدمن براي بازي در فيلمهاي ديگران و مولن روژ درهر دوشاخه بازيگري درام و موزيكال كانديد جايزه گوي طلايي است.
045369.jpg
هيوگرانت و ساندرا بولاك بازيگران اصلي كمدي بدون عنوان از كمپاني وارنر خواهند بود. بولاك نقش يك وكيل پرسابقه و گرانت نقش موكل او را ايفا خواهد كرد. كارگرداني اين فيلم را نارك لاورس بر عهده داردكه پيش از اين در فيلم Miss Congeniality با ساندرابولاك همكاري كرده بود. فيلمبرداري از ۲۵فوريه در نيويورك آغاز خواهد شد. آليشياويت (آسمان وانيلي) از جمله هنرپيشگان ديگر اين فيلم است. فيلم براي اكران در كريسمس سال۲۰۰۲ در نظر گرفته شده است.
045366.jpg
جودلاو بازيگر اصلي پروژه جديد جيمزكامرون تحت عنوان فانتوم خواهد بود. اين فيلم علمي تخيلي براساس سري كتابهاي كميك پرفروش مايكل ترز ساخته مي شود نقش مقابل جودلاو را در اين فيلم جسيكا آلبا ايفا خواهد كرد. فيلمبرداري از بهار امسال در لس آنجلس آغاز مي شود. جودلاو در تابستان گذشته بازي موفقي را از خود در فيلم هوش مصنوعي ساخته استيون اسپيلبرگ ارايه داده بود.

شنيده مي شود كه...
• اوضاع فروش فيلمها كماكان در هم و برهم است. «يك ذهن زيبا» ناگهان از مكان هفتم خودش را به مكان دوم رساند و «خانواده سلطنتي تننبام» در چهارمين هفته نمايشش هفت پله صعود كرد و پنجم شد. اما «لرد حلقه ها» و «دسته يازده نفره اوشن» و «جيمي نوترون» هنوز كم نياورده اند وبا فروش بالا ادامه مي دهند. چند هفته آخر سال قبل آنقدر فيلمهاي مطرح و خوب اكران شد كه حالا كف گير به ته ديگ خورده و فيلمهاي جديد هيچكدام نمي توانند صدر جدول را تهديد كنند.

• به دنبال بيماري چند وقت قبل شرون استون كه منجر به چند روز بستري شدنش در بيمارستان شد، شنيده مي شد كه ايشان بازيگري را كنار خواهند گذاشت و از فيض رؤيتش در فيلمها محروم خواهيم شد. اما خدا را صدهزار مرتبه شكر كه به خير گذشت و به دنبال دعاي نيمي از جمعيت دنيا، شفا حاصل شده و معلوم شد نگراني خيل بي شمار علاقه مندان ايشان بي مورد بوده است. شنيده شده كه شايعه بازنشستگي خانم استون زير سر رقبا ـ نيكول و جوليا و كاترين و كامرون و... ـ بوده، اما كارشناسان معتقدند كه هيچكدام از اين افراد اصلاً رقيب محسوب نمي شوند. به هر حال شب هجران به سر خواهد رسيد و شرون خانم را باز در يك فيلم مي بينيم.

• حتماً مي دانيد كه سه كتاب «لرد حلقه ها» ـ كه فيلم اولي آنها درحال حاضر با فروش بسيار بالا بر پرده سنيماها است ـ درباره حلقه اي است كه قدرتهاي زيادي درخود دارد. حالامعلوم شده كه يكي ازخاصيتهاي اين حلقه تبديل بازيگران با تجربه و قديمي به ستاره هاي سينماست. ايان مك گلن، بازيگري با چهل سال سابقه كه به خاطر فعاليتهاي هنريش لقب سر هم گرفته است، به خاطر بازي در اين فيلم محبوب و مشهور شده است. او كه با وجود سوابق درخشان بازيگريش هرگز مورد توجه و علاقه زياد فيلم بينها نبود، حالا با استقبال پرشور آنها مواجه مي شود. در حالي كه از تئاتر «رقص مرگ» ـ كه او و هلن ميرن در برادوي اجرا مي كنند ـ استقبال متوسطي مي شد، به دنبال اكران «لرد حلقه ها: رهروان حلقه» چنان جمعيتي براي ديدن مك كلن هجوم مي آورد كه تا چند خيابان آن طرف تر ازمحل تئاتر كاملاً بند مي آيد و بازيگرها هم به زحمت خودشان را سر صحنه مي رسانند.

• از حالا بدانيد كه حتي هري پاتر و لرد حلقه ها هم بايد جلوي عمو جرج بروند و بوق بزنند. تا چند ماه ديگر جرج لوكاس كبير قسمت دوم «جنگهاي ستاره اي» را اكران خواهد كرد و آن وقت است كه همه ركوردهاي فروش مي شكند.آتاكين اسكاي واكر (همان دارت و پدر خودمان) به راحتي هري و فرادو را سوسك خواهد كرد وثابت مي كند كه عنوان «لرد سياه» براي او برازنده تر است تا براي ولدمورت. براي اثبات ابهت عمو جرج همين كافي است كه بدانيد فيلم او هنوز اكران نشده ركورد شكست: بيشترين زمان انتظار براي ديدن يك فيلم. چند طرفدار فيلم «جنگهاي ستاره اي»: حمله كلونها» از حالا براي ديدن آن در صف ايستاده اند. آنها در شهر سردسير و توفان خيز سياتل، جلوي سينما چادر زده اند تا بتوانند چهار ماه ديگر كه فيلم اكران مي شود آن را در نخستين سانس تماشا كنند! اگر يادتان باشد براي ديدن «اپيزود يك» هم از چهل روز قبل جلوي سينماها صف تشكيل شده بود. شنيده شده كه جرج لوكاس در اين باره گفته «ما اينيم»!

• اگرچه موفقيت بسياري از هنرمندان در سينما، در عالم موسيقي هم برايشان خوش يمن بوده (يا العكس)! اما راسل كرو ابراز تأسف كرده كه موفقيتهاي پي در پي فيلمهايش، باعث لطمه خوردن به گروه موسيقي او شده است. كرو مي گويد همه فقط به خاطر شهرت او به ترانه ها يا كنسرتهاي odd foot ofGruntsتوجه مي كنند وبقيه اعضاي گروه را جدي نمي گيرند. البته به احتمال زياد به هم ربط دادن سينما وموسيقي بهانه بوده واصل مشكل از بي استعدادي راسل درموسيقي است.

• بازيگري ساده تراست يا خوانندگي ؟ مندي مور، خواننده كم سن و سال پاپ كه تابه حال در دو فيلم «خاطرات شاهزاده خانم » و «راه رفتني براي بخاطر سپردن » بازي كرده است ، بازيگري را بسيار ساده ترمي داند، او مي گويد بازيگر مسؤوليت بسيار كمتري به دوش دارد. نبايد مدام به خاطر اجراي كنسرت در حال سفر باشد وزندگي اش هم تاحد زيادي قابل برنامه ريزي است. به همين خاطر او بازيگري را ترجيح مي دهد و تصميم دارد آن را ادامه دهد. اميدوارم شادمهر عقيلي با مندي مور هم عقيده نباشد.

• فكر مي كنيد مايه دارهاي هاليوود اگر بخواهند تعطيلات كريسمس را با دوستانشان تفريح كنند، كجا مي روند؟ ويلا اجاره مي كنند؟ يك هتل را دربست كرايه مي كنند؟ نخير، يك جزيره را اجاره مي كنند! كيانو ريوز كه درحال حاضر دراستراليا مشغول بازي در دوقسمت بعدي «ماتريكس» است ، يك جزيره با انواع امكانات تفريحي را به مدت ۱۰ روز اجاره كرده و همه بچه معروف ها را هم براي تعطيلات به آنجا برد . از جمله مهمانها مي توان به براد پيت، كيفرسادرلند، دروباريمور ومت ديمون اشاره كرد. اجاره بها هم ۲۸۰۰۰۰دلار بوده است.

• اندرو لويدوبر ممكن است يكي از بزرگترين نوابغ تاريخ موسيقي باشد. اما براي او هم پول از همه چيز مهمتراست. وبرـ كه نمايش موزيكال «اويتا»ي او به كارگرداني آلن پاركر و با بازي مدونا وآنتونيو بندراس به فيلم درآمد ـ مي داند كه بندراس به خاطر توانايي بازيگري وصداي خوبش بهترين انتخاب براي ايفاي نقش اصلي نسخه سينمايي اپراي «شبح اپرا» است؛ اما به دنبال عدم موفقيت چند فيلم اخير بندراس در گيشه و ترس از پايين آمدن فروش فيلم ، او را كنار گذاشت. شايعات تأييدنشده حاكي از جايگزين شدن جان تراولتا به جاي بندراس است ودراين صورت بعد از سالها دوباره آوازخواندن او را خواهيم شنيد.

• احتمالاً درمراسم اسكار امسال دنزل واشنگتن اسكار «بهترين پدر هاليوود» را خواهد برد. دنزل به خاطر همزماني مراسم اهداي جوايز «انستيتوي فيلم آمريكا» با بازي فينال پسرش ـ كه دريك تيم دانشگاهي فوتبال آمريكايي بازي مي كند ـ از شركت درمراسم خودداري كرد. دراين مراسم جايزه بهترين بازيگر مرد نقش اصلي بخاطر «روزتمرين» به واشنگتن تعلق گرفت و در زمين فوتبال هم تيم پسرش قهرمان شد.

• سالهاست كه فيلمسازان نيويوركي ولس آنجلسي با هم كل كل دارند . نيويوركي ها مي گويند فيلمهاي لس آنجلسي بي ارزش است وآنها هم درمقابل فيلمهاي نيويوركي را غيرجذاب مي دانند. يكي ديگر از تفاوتهاي آنها علاقه نيويوركي ها به بسكتبال بود كه مثلاً وودي آلن واسپايك لي از پروپاقرص ترين طرفدارهاي نيويورك نيكز هستند . اما حالا لس آنجلسي ها هم مي خواهند كم نياورند و شروع به حمايت از ال اي ليكرز كرده اند. سيلوستر استالونه ، براد پيت، هدرلاكلير و ريچي سامبورا دربازيهاي اين تيم به استاديوم مي روند و آن را تشويق مي كنند. احتمالاً روز بازي دوتيم نيكز وليكرز همه سينماگران آمريكايي دراستاديوم خواهند بود وفعاليتهاي فيلمسازي درايالات متحده متوقف مي شود.

• يكي از خواص همنشين خوب اين است كه مي تواند آدم را ورزشكار كند. مثلاً پنه لوپه كروز اسپانيايي تاهمين چندسال پيش اصلاً نمي دانست اسكي چي هست، ولي حالا به خاطر تام كروز كه اسكي باز قهاري است ، شروع به يادگرفتن اين ورزش كرده است. پس معلوم شد كه چرا تام اين همه اصرار داشت منزلشان دركلرادوي سردسير را براي خودش نگه دارد و به نيكول ندهد.
جم هاتف لو



|   شناسنامه   |   آرشيو   |