شماره ۲۰۲۹ - سال هفتم - شنبه ۲۹ دي ۱۳۸۰
Sat, Jan 19, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
بررسي وضعيت مناطق محروم
ثانيه هاي معكوس

بررسي وضعيت مناطق محروم
بيماري آستيگماتيسم مركز محوري
045384.jpg
به راستي طرح مفهومي به نام «مناطق محروم» در تركيب واژگاني سياسي ـ اقتصادي كشور از كي و چگونه به وجود آمد؟ از هر زمان كه بوده باشد اما نه غرب و نه جنوب ايران هيچگاه با سابقه تاريخي مناطق محروم به وجود نيامده است. اما مركز نشيني و احاطه روح تمركز در واژه نامه سياسي ـ اقتصادي ـ اجتماعي كشور به تدريج غرب و جنوب ايران را داراي هويت مستقل اما ناميموني كرد. همه آنچه تا آن روز براين مناطق گذشته بودناشي از نگاه آستيگمات سياست تاريخي و تمركز گراي حاكم بود. تا اينكه جنگ نيز اين خطه از خاك كشور را سپر بلاي تهاجم مرزهاي بيگانه كرد چنانكه نه خشتي بر زمين ماند و نه ردپايي. اينگونه بود كه اين مناطق در خاموشي و فراموشي مضاعفي همچنان در زير هرم سوزان آفتاب گداخت و تن فرسود. اما نامتعارف تر از هر چيز مديريت و برنامه ريزي نامهربان در جهت گيري سياست هاي توسعه بود كه همچنان بر بارگران اين مناطق افزود.
در سال گذشته بودجه راه آهن غرب كشور ۲۴ ساعت قبل از ارائه به مجلس حذف شد. اين مسأله موجب بگومگوهاي جدي در كميسيون تلفيق بودجه بين نمايندگان مناطق غرب كشور و رئيس سازمان مديريت شد. هر چند، چندي بعد با تقاضاي ۱۷۰ نماينده مجلس و موافقت رئيس جمهور، ۵۰ ميلياردريال اعتبار «ويژه» در بودجه سال ۸۰ به راه آهن غرب كشور تعلق گرفت اما مانع از آن نشد كه همان ديدگاه نخستين كه موجب حذف بودجه راه آهن غرب شده بود؟ در ساير برخوردها نسبت به مناطق محروم تغيير يافته باشد. اين همان چيزي است كه جلال جلالي زاده نماينده سنندج را وامي دارد تا از «تفاوت فاحش سخن بگويد كه در تخصيص مازاد درآمد ارزي بين استانهاي غرب با ديگر استانها و همچنين در تخصيص بودجه هاي فرهنگي به بعضي از ارگانها و شهرها و حذف نام مناطق غرب كشور وجود دارد. در كردستان تنها كارخانه هايي مثل شير پاستوريزه وجود دارند كه فكر نكنم تعداد كارگرانشان به ۵۰ نفر برسد. بسياري از شركتهاي تعاوني به خاطر بهره زياد بانكها ورشكسته شدند. يكي از عوامل ورشكستگي، گرفتن مالياتها و بهره هاي گزاف بوده است. ساليانه ۶ ميليون مترمكعب آب از كردستان خارج مي شود و هرز مي رود. در حالي كه كردستان هيچ سدي ندارد. تنها سد موجود، سد وحدت است كه قبل از انقلاب ساخته شده است. مسأله مهم ديگر اين است كه با اينكه بنابر آمار دولتي ۷۰ هزارنفر بيكار در سطح استان وجود دارد، اكثراً افراد غيربومي به كار گماشته مي شوند. كساني كه حتي كار دفتري بلد نيستند به اسم حراست استخدام مي شوند تا بعد از استخدام به شهرهاي خودشان منتقل شوند. اكثر اين افراد با سفارش و رابطه فاميلي وارد مي شوند كه خود از عوامل بدبيني در بين مردم است. البته عدم امنيت سرمايه گذاري در اين شهرها بعد از دوم خرداد بهتر شده با اين حال هنوز اراده هايي در جهت عدم سرمايه گذاري در اين مناطق وجود دارد.»
شاخص هاي ارائه شده از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي نشان دهنده اين نكته است كه هم اكنون فاصله استانهاي توسعه نيافته و توسعه يافته به شدت رو به افزايش است. افزايش فاصله بين استانها و مناطق برخوردار با ديگر مناطق محروم، باعث به خطر افتادن امنيت ملي و عمومي در كشور مي شود و مأيوس شدن مردم را به همراه دارد. با اين حال دولت كوشيده است تا با تصويب طرح دو فوريتي رسيدگي سريع به مناطق محروم، ظرف مدت باقيمانده برنامه سوم توسعه، بودجه سنواتي و سياستگذاريهاي تشويقي و جذب سرمايه هاي خصوصي را به گونه اي تنظيم كند كه شاخص هاي اين مناطق و استانها به حد ميانگين كشور برسد. تلاش دولت در طراحي جديد سياستها نسبت به اين مناطق مبارك است اما متأسفانه مشكلات موجود گسترده تر و ريشه اي تر هستند و سرمايه گذاريهاي بيشتري را مي طلبند.
دكتر بهمن آرمان از عدم وجود يك استراتژي مشخص در اين مناطق مي گويد: «چنانكه ما استراتژي توسعه در اين مناطق را تعريف نكرديم كه به كجا برويم و كجا هستيم؟ و از چه ابزارهايي استفاده كنيم؟ سازمان مديريت و برنامه ريزي از آن بينش گذشته خالي شده چون بدنه كارشناسي ضعيفي دارد كه اعتقادي به رسالت و هدف خود ندارد. با روحيه حاكم بر اين سازمان انتظار توسعه منطقه اي از آن نمي رود. بخشودگي مالياتي نه چندان محكم براي اين مناطق عملاً نقطه خاص تعريف نشده اي است. به همين دلايل نه صنعت پا مي گيرد و نه از رفاه خبري است. يكي از دلايل عقب ماندگي اساسي بخشهاي بزرگي از كشور همين عدم توجه به اينگونه مسائل است. براي جبران كمبودها، دولت بايد شبكه ايجاد آزادراهها را به وجود آورد تا فاصله مناطق مختلف كمتر شود. در گذشته هاي نه چندان دور دولت با ايجاد پروژه هاي محور (ذوب آهن، ماشين سازي) توانست اصفهان و تبريز را از حالت عقب مانده آن روز خارج و تبديل به شهرهاي صنعتي بزرگ كند و از دهكوره اي، مانند سلطان آباد، اراك امروز را به وجود آورد كه مركز بزرگ صنعتي كشور شد اما در اين سالها هيچگونه پروژه توسعه اي نبوده، حتي يك كارخانه كوچك قند هم در طول اين ۲۰ سال در اين شهرها ساخته نشد و اينجاست كه به ريشه مهاجرت اين شهرها به شهرهاي مرفه تر مي توان پي برد.»
براساس مصوب هيأت وزيران ۹۶ شهرستان و ۴۳۸ بخش به عنوان مناطق كمتر توسعه يافته مشخص شدند كه بايد در حمايت دولت قرارگيرد. خوزستان در كنار سيستان و بلوچستان، ايلام و كرمانشاه بالاترين نرخ بيكاري را در كشور دارد. در برابر اين وضعيت اعتبارات استانهاي مركزي ۱۳۲ درصد، اصفهان ۹۱ درصد، مازندران ۸۳ درصد يعني بالاتر از متوسط رشد افزايش يافت. با وجود چنين كفه هاي نابرابري بعيد نخواهد بود كه در استاني مثل خوزستان كارگران مهارتهاي به نسبت بيشتري داشته باشند ولي كارخانه اي نباشد تا براي آنها اشتغال ايجاد كند.
به قطع، پيامدها و اثرات چنين عملكردهايي اجتناب ناپذير خواهد بود چنانكه دكتر غلامعباس توسلي جامعه شناس مي گويد: «در درازمدت امكان ناهماهنگي، عدم تعادل، مشكلات محلي و شورشهاي محلي پيش مي آيد، چنين وضعيتي هم تعادل اقتصادي، هم اجتماعي ـ سياسي را به هم مي زند، چون تعداد زيادي مهاجرت مي كنند. از لحاظ نيروي انساني و امكانات در مضيقه قرار مي گيرند كه خود عدم هماهنگي در توسعه به وجود مي آورد. با اين حال به نسبتي كه مردم سالاري گسترش پيدا كند. امكانات اقتصادي مي تواند عادلانه تر گسترش پيدا كند. وقتي جامعه بسته است گروههاي خاص راحت تر مي توانند اعمال نفوذ كنند. حتي اگر سرمايه اي باشد، بيشتر در تجارت و تجارت بين المللي و منافع شخصي و گروهي خلاصه مي شود. در حالي كه ما بيشتر به بورژوازي صنعتي نياز داريم. درحالي كه ما به اطلاع رساني، افزايش سطح زندگي، سرمايه گذاري، مديريت قوي و برنامه ريزي قوي وكارشناسي نيازمنديم، تصميمات فردي و گروهي در درازمدت به ضرر برخي مناطق تمام خواهد شد.»
سيل مهاجرت از غرب و جنوب كشور به نقاط مركزي خود در به وجود آوردن بحرانهاي اجتماعي و اقتصادي جدي در مركز سهم عمده دارد. از سويي داعيه امنيت در بياباني كه آب و نان و آدمي در آن يافت نشود، بر طبل خالي كوفتن است.
دكتر آرمان معتقد است: «وقتي حضور جمعيتي در مناطق خاصي نباشد راه را باز گذاشته ايم كه هر آشوبي صورت گيرد. چنانكه عراق با حملات سنگين خود حتي موفق به تصرف سوسنگرد هم نشد. هم اكنون در آبادان و خرمشهر پس از دوازده سال پايان جنگ هيچ واحد صنعتي به وجود نيامده و با آبادان و خرمشهر زمان جنگ تفاوتي ندارد. ما ريشه يابي نكرديم كه چرا چنين اتفاقي افتاد. اين مسأله بدون شك زيانهاي سنگيني را بركشور تحميل مي كند. دولت با تدوين قوانين خاص بايد زمينه سرمايه گذاري دراين مناطق را آماده كند. حال چه اتفاقي افتاده كه دوباره به اين سياست نمي خواهيم برگرديم و تشويق تهران نشيني را به چه قيمتي براي مملكت مي خواهيم تمام كنيم. چنانكه هم اكنون آب سد طالقان كه زمينهاي دشت قزوين را سيراب مي كرد روانه تهران مي شود. ما به اين مسأله بي توجه شديم كه اگر جمعيت تهران از مرز فعلي فراتر رود و رشد آن ادامه يابد، امكان اداره آن وجود نخواهد داشت؟ به جز چنبره اي از مشكلات كه باقيمانده ساكنان مناطق محروم را در برگرفته است پيامدهاي مخاطره انگيزي نيز نقاط مركز نشين و بويژه معيارهاي اقتصادي و سياسي گردش امور كشور را در درازمدت تهديد مي كند. اين بحث را در يك شماره ديگر پي مي گيريم.
گزارش: مهري حقاني

ثانيه هاي معكوس
حقوقي كه در چاله افتاد
۱ـ چندساليست كه واژه «جامعه مدني» بيش از گذشته تكرار مي شود و هركس به فراخور دانش و درك خويش استنباط و تحليلي از چگونگي شكل گيري و مختصات اين جامعه ارائه مي كند. اگر بگوييم به تعداد آدمها ممكن است تعاريف مختلف از جامعه مدني داشته باشيم شايد به خطا نرفته باشيم و اما به نظر مي رسد كه حداقل اجماعي هم مي توان در بين گفته ها و نوشته ها يافت و همه بر اين نكته اعتقاد داشته باشند كه جامعه مدني بر حقوق شهروندي اصرار و تأكيد دارد و حال اين سؤال مطرح مي شود كه حقوق شهروند چيست؟ و چه كساني بايد پاسخگوي حقوق شهروندان باشند ومردم چه سهمي و نقشي در تحقق اين جامعه دارند؟ آيا اين حقوق «يوتوپيا» و مدينه فاضله اي دست نيافتني است و بايد در عالم خيال به آن انديشيد يا نه، با يكسري قوانين و مقررات والزامات و تعهدات اجرايي مي توان به آنها دست يافت؟
045381.jpg
2ـ به عكس فوق نگاه كنيم، چاله بزرگي توسط شهرداري كنده و به امان خدا رها مي شود براي پركردن يا تعمير آنجا چندروز كافيست؟ مسؤول حوادثي كه در شب و روز براي عابران و سرنشينان خودروها به وقوع مي پيوندد، كيست؟ چه كسي يا كساني خسارات حاصله به شهروندان را متقبل مي شوند؟ خساراتي كه به ماشين ها وارد مي شود چگونه جبران مي شود و مهمترين سؤال اين است كه درمدتي كه آنجا خراب بوده ساعاتي از اوقات شهروندان تلف شده و متعاقباً اعصاب و روان آنان آسيب ديده است،اين افراد براي چنين زياني بايد به كجا بروند و از كي شكايت كنند؟
فكر مي كنم سؤالاتي از اين قبيل براي جامعه امروز ما بسيار غيرطبيعي است و حتي طرح آنها باخنده مستمعين و خوانندگان مواجه مي شود چرا كه در ادارات، سازمانها و نهادهاي جامعه به اشكال مختلف مردم خسارات زيادي مي بينند كه معمولاً نه تنها امكان بيان آنها وجود ندارد بلكه ممكن است مورد خشم و عقاب مسؤول هم قرار گيرند، متأسفانه شرايط به گونه اي است كه شما پس از تمام سختي ها و زيانهايي كه درمسير يك راه متحمل مي شويد و سرانجام كارتان انجام مي شود بايد از آنها تشكر و قدرداني هم كنيد زيراكساني كه درمقام اجرايي يا در منصبي هستند انجام هر كاري را يك «لطف» تلقي مي كنند و اگر امروز چاله مورد نظر (و امثالهم كه در تمام مناطق تهران بسيار وجود دارد) تعمير شود. فقط بايد تشكر كنيد و بس.
سعيد افسر
afsar- saeed@yahoo.com



|   شناسنامه   |   آرشيو   |