شماره ۲۰۳۰ - سال هفتم - يكشنبه ۳۰ دي ۱۳۸۰
Sun, Jan 20, 2002
History black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
كودتاي نظامي در عراق
* سرتيپ عبدالكريم قاسم: اينجا جمهوري عراق است روز پيروزي ملت فرارسيده
* نيروهاي امريكا و انگلستان وارد خاورميانه شدند
* ملك فيصل، ملك عبدالله و نوري سعيد تيرباران شدند
* سرتيپ عبدالكريم قاسم بر سراسر عراق مسلط شد
045483.jpg
سحرگاه چهاردهم ژوئيه ۱۹۵۸ خبري از راديو، بغداد پخش شد كه جهان بويژه مردم خاورميانه را غرق شگفتي كرد.
در ايران بازتاب اين خبر ابعاد وسيعي به خود گرفت كه مبدل به يك زلزله سياسي بسيار سخت در اركان نظام شد. ملك فيصل و نوري سعيد از دوستان نزديك شاه و هرسه نفر از پايه گذاران پيمان بغداد جهت استحكام نظام خود و مبارزه بانفوذ كمونيسم بودند. خبر سحرگاه چهاردهم ژوئيه ۱۹۵۸ شاه را از آينده خود و نظام شاهنشاهي نگران كرد. خبر را باهم بخوانيم:
كميته يي از افسران جوان ارتش عراق عليه نظام سلطنتي عراق كودتا كردند.
ملك فيصل دوم و عبدالله نايب السلطنه (عموي ملك فيصل دوم) و نوري سعيد نخست وزير آن كشور در لحظات اوليه كودتاي نظامي در دادگاه انقلاب محاكمه و به جوخه اعدام سپرده شدند.
رهبري كودتاي نظامي با سرتيپ عبدالكريم قاسم بود و عبدالسلام عارف از دوستانش در ارتش او را ياري كرد. نوري سعيد از دوستان و خدمتگزار وفادار انگلستان بود.
علل نارضايتي
علل نارضايتي نظاميان از نظام سلطنتي عراق چنين بود:
ـ عراق با عضويت در پيمان بغداد از جهان عرب جداماند.
ـ عراق به هنگام كانال سوئز به كمك جهان عرب بويژه مصر نيامد.
ـ در آغاز سال ۱۹۵۸ بسياري از نظاميان آرزو داشتند عراق نيز به وحدت سوريه و مصر بپيوندد و از اعضاي مؤثر جمهوري متحده عربي گردد.
ـ نزديكي اردن و عراق مبدل به يك ماشين جنگي عليه نهضت ناصري (عبدالناصر) بود كه آرزوي انگلستان بوده است.
ـ بسياري از افسران عراقي پس از شكست كودتاي رشيد عالي گيلاني (۱۹۴۱) كه عليه انگلستان و به نفع آلمانها بود از رهبران كشور سخت ناخرسند شدند.
045492.jpg
تفنگداران دريايي امريكا در سواحل لبنان پياده شدند
كميته محرمانه
از سال ۱۹۵۲ سازمان افسران آزاد عراق بسيار محرمانه تشكيل شد كه مانند نمونه كميته افسران آزاد مصر بود. بتدريج همه شرايط براي كودتاي نظامي در عراق آماده شد.
نهضت ملي شدن صنعت نفت در ايران به رهبري دكتر محمد مصدق كه نخستين مبارزه ضداستعماري پس از پايان جنگ دوم در خاورميانه بود تكان سختي به نظاميان كشورهاي عربي داد تا از ايران درمبارزه عليه استعمار درس بگيرند.
ملك فيصل دوم به هنگام اعدام ۲۳ سال داشت. پادشاه عراق يك روز پيش از سفر به استانبول جهت شركت در يك كنفرانس بين المللي كشته شد.
پيش از كودتا نظاميان عراقي از رفتن به اردن و لبنان جهت سركوبي شورشيان در آن دو كشور خودداري كرده بودند.
دو ماه بود كه كاميل شمعون رييس جمهوري لبنان با شورش مردم روبرو بود و از عراق طلب كمك كرد ولي سربازان عراقي حاضر نشدند به نفع كاميل شمعون در شورش لبنان شركت كنند. كاميل شمعون از قدرتهاي غربي طلب كمك كرد به بهانه اينكه مزدوران خارجي شورشيان را ياري مي دهند ولي كميته ويژه سازمان ملل متحد نظر رييس جمهوري لبنان را تأييد نكرد.
تفنگداران امريكايي
پس از كودتاي نظامي در بغداد دوايت ايزنهاور رييس جمهوري امريكا فوراً پنجهزار و چهارصد نفر از تفنگداران دريايي امريكا را به لبنان فرستاد.
تفنگداران دريايي امريكا در بيروت پياده شدند تا شورش مسلمانان را در لبنان سركوب كنند.
روز ۱۷ ژوئيه يعني سه روز پس از كودتاي نظامي در عراق، انگلستان يك هنگ از چتربازان ارتش خود را براي كمك به ملك حسين كه شورشيان موقعيت او را به خطر انداخته بودند به اردن فرستاد. شوروي به مداخله امريكا وانگلستان در مسائل خاورميانه بشدت اعتراض كرد.
اشتباه سياسي
محافل سياسي معتقد بودند كه مداخله نظامي امريكا و انگلستان در امور لبنان و اردن اشتباه بزرگ سياسي بود زيراكاميل شمعون نارضايتي عمومي را برانگيخته بود. ژنرال فوآد شهاب به عنوان جانشين كاميل شمعون تعيين گرديد. رشيد كرامه رهبر شورشيان نيز رييس حكومت شد. در عراق عبدالكريم قاسم به دول غربي قول داد كه نفت عراق همچنان به آنها فروخته مي شود. در پي اين اطمينان دول جهان رژيم عبدالكريم قاسم را به رسميت شناختند.
045489.jpg
ملك فيصل دوم پادشاه عراق
چهارقيام
وقايعي از سال ۱۹۳۰ تا سال ۱۹۵۸ در عراق روي داد كه ارتش را به سوي ملت راند.
ارتش ابتدا در فاصله سالهاي ۱۹۳۱ و ۱۹۳۶ چهار قيام را درهم كوبيد و در عين حال به قدرت خود پي برد.
در سال ۱۹۳۳ هنوز احزاب سياسي عراق جوان و بدون برنامه بودند. آنها به وجود مي آمدند و بي آنكه نشاني از خود برجاي گذارند از بين مي رفتند.
تنها يك حزب به نام «لاهالي» پايداري كرد كه مأواي روشنفكراني چون عبدالفتاح ابراهيم و محمد حديد بود كه سوسياليست بودند.
در سال ۱۹۳۴ سه نفر به اين حزب پيوستند: جعفر ابوتيمان از رهبران انقلاب ،۱۹۲۰ حكمت سليمان و كمال چادرچي كه نامش مظهر مقاومت مردم عراق مي باشد.
اتحاد چپ ها
در سال ۱۹۳۶ حزب «لاهالي» به دو گروه منشعب شد. يكي گروه كارگران كه «محمد حديد» رهبر آن بود و ديگري ترقي خواهان متمايل به فرانسه به رهبري «كمال چادرچي». در سال ۱۹۳۶ گروههاي چپ متحد شدند و حزب «اصلاح الوطن» را به وجود آوردند. چادرچي و اسماعيل بوستاني عضو حزب كمونيست از رهبران آن بودند.
حزب كمونيست در سال ۱۹۳۷ به رهبري «يوسف سليمان» رسماً تشكيل شده بود. سياست حزب اصلاح الوطن همان است كه در كودتاي نظامي ۱۹۵۸ و يا به گفته مردم عراق انقلاب ۱۹۵۸ مي بينيم. از نظر سياست خارجي آن حزب خواستار دولتي متساوي با تمام قدرتها و حفظ بي طرفي بود.
وزراي سوسياليست
از نظر داخلي آنها خواستار اصلاحات داخلي، تعميم آموزش عمومي و احداث دهكده هاي نمونه، تأسيس بانكهاي دولتي و ايجاد انحصارات بودند.
در انتخابات سالهاي ۱۹۳۷ ـ ۱۹۳۶ دست چپي ها ده نماينده داشتند. ولي محافظه كاران به وحشت افتادند. ارتش ابراز نگراني كرد و قاضي جانشين فيصل اول نيز ناراضي بود. آنها حكمت سليمان نخست وزير عراق راواداشتند تا از دوستان دموكرات خود ببرد. چهار وزير سوسياليست كنار رفتند و تحت نظر قرار گرفتند.
طي جنگ دوم جهاني عراق بار سنگيني بر دوش داشت. ميزان استخراج نفت آن ۶۱ درصد افزايش يافت. طي جنگ در عراق ۳۸۰ ميليارد مترمكعب گاز طبيعي تهيه شد. به دنبال همين جريان بود كه پاي امريكاييها در مناطق نفت خيز خاورميانه باز شد.
045486.jpg
ملك فيصل دوم و عموي او عبدالله در ديدار از شهر لندن
فقر و ثروت
جنگ تمام شد و بغداد به صورت شهري درآمد كه در آن مجلل ترين كاباره ها دركنار حقيرترين خرابه ها قرار گرفت.
روز سوم ژوئيه ۱۹۵۸ نوري سعيد كه در لندن بود ناگهان تصميم گرفت به بغداد بازگردد. روز ۱۴ ژوئيه همه اعضاي خانواده سلطنتي در قصر «رحاب» گرد آمده بودند، حرارت هوا به ۵۰ درجه سانتيگراد بالاي صفر رسيده بود. همه چيز در عراق آرام و عادي بود.
ولي دور از بغداد لشكر دوم زرهي به حال آماده باش درآمده بود. به هنگهاي ۱۹ و ۲۰ اين لشكر كه عبدالكريم قاسم و عارف فرمانده آنها بودند دستور حركت به اردن داده شده بود.
امير عبدالله
امير عبدالله كه كنترل ارتش را به دست داشت سلاحهاي زيادي در اختيار اين دو هنگ گذارده بود و اين نشان مي داد كه دولت عراق به قاسم و عارف اعتماد دارد. ساعت سه بعد از نيمه شب سرتيپ عبدالكريم قاسم ۳۷ ساله با نيروهاي خود وارد بغداد شد. او از پل فيصل گذشت و راديو بغداد را تصرف كرد.
نيروهاي او عبارت بود از پنجاه نفر نظامي و چند جيپ مسلح به بازوكا وچند زره پوش همين. دو جيپ همراه بيست سرباز سپيده دم روز ۱۴ ژوئيه ۱۹۵۸ خود را به قصر «رحاب» رساندند. توپها شليك شد و نگهبانان به حمله كنندگان پيوستند.
امير عبدالله خواست با بي سيم مخصوص به پايگاه انگليسي «حبانيه» تلفني كند و لي رابطه قطع شده بود.
نخستين پيام
عبدالكريم قاسم كه در راديو بغداد مانده بود و مي ترسيد نيروهايش شكست بخورند نخستين پيام را خطاب به مردم صادر كرد و گفت: اينجا جمهوري عراق است روز پيروزي ملت فرا رسيده است دشمنان خدا كشته شدند.
بعد سرود «مارسيز» پخش شد. (مارسيز سرود انقلابيون فرانسه). مردم خوشحال به كوچه و خيابانها ريختند.
بدين ترتيب عراق كه هميشه سرزمين آتش و انقلاب بوده است در راهي جديد قدم نهاد راهي كه به كودتاي ۱۴ رمضان منتهي شد اما اين بار عبدالسلام عارف همرزم ۱۴ ژوئيه ۱۹۵۸ قاسم از راديو خبر كشته شدن پرچمدار انقلاب ۱۹۵۸ عراق را پخش كرد تا آينده چه بخواهد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |