شماره ۲۰۳۳ - سال هشتم - چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۰
Wed, Jan 23, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
وزير ارشاد:
گزارش «ايران» از اولين شب بيستمين جشنواره تئاتر فجر
گفت وگو
يك واقعه ناب؛ «اسكات فيتز جرالد» بر پرده سينما
• فرانسيس كرول: بي اطميناني و ترس و تنها بودن، سرانجام «فيتز جرالد» را از پاي درآورد.

وزير ارشاد:
كتابخانه هاي عمومي به امكانات ديداري و شنيداري مجهز مي شوند
گروه فرهنگي: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: «استفاده از شبكه هاي اطلاع رساني در كتابخانه هاي عمومي براي بهره برداري صحيح مراجعان بويژه جوانان و آشنايي آنان با اطلاعات روزآمد ازجمله وظايف اين وزارتخانه است.» احمدمسجدجامعي كه در چهل و نهمين نشست هيأت امناي كتابخانه هاي عمومي كشور سخن مي گفت، افزود: «از آنجا كه در جامعه ما اعتماد خاصي به فضاهاي كتابخانه هاي عمومي وجود دارد، وزارت ارشاد همه تلاش خود را در جهت حفظ اين فضاها با ايجاد امكانات ديداري و شنيداري با در دسترس قراردادن انواع نوارها و سي.دي هاي صوتي و تصويري، به كارخواهدبرد.در اين نشست مهندس معين فر دبيركل هيأت با ارايه طرح استفاده از مواد ديداري و شنيداري و لزوم استفاده از اين موارد در كنار موادمكتوب در كتابخانه هاي عمومي كشور، يادآور شد: امانت اين مواد همچون كتاب از وظايف كتابخانه هاي عمومي به شمار مي رود.

گزارش «ايران» از اولين شب بيستمين جشنواره تئاتر فجر
استقبال هنرمندان و اهالي تئاتر از اولين اجراهاي جشنواره
046122.jpg
بيستمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر اولين شب خود را با استقبال اهالي تئاتر و تماشاگران علاقه مند پشت سرگذاشت.
به گزارش خبرنگا ما از اين جشنواره، دوشنبه شب جمعاً ۹ اثر نمايشي از آلمان و ايران به روي صحنه رفتند كه از ميان آثار ايراني۳نمايش «شب نشيني در جهنم» به كارگرداني رحمان سيفي آزاد، «آرش» به كارگرداني سعيد شهريار از يزد و «يك كاسه نذر» به كارگرداني محمدناصري از كاشمردر بخش مسابقه قرارداشتند.
به گزارش خبرنگار ما از تئاتر شهر در بخش خارج از مسابقه «بازرس» به كارگرداني عليرضا كوشك جلالي و «هملت» به كارگرداني مجيد جعفري در تالارهاي اصلي و چهارسو به اجرا درآمدند كه البته هر دو اثر با استقبال تماشاگران مواجه شدند.
به نظرمي آيد اجراي متون مشهور از نويسندگاني همچون ويليام شكسپير و نيكلاي گوگول با اجراي بازيگران سينما از دلايل استقبال اين دو اثر باشد.
براساس همين گزارش، از نمايش «هملت» گرچه ميترا حجار براي اولين بار در صحنه تئاتر ديده مي شود، اما بازي اش همچون مهتاب كرامتي در اندازه سينما نيست.
شب دوشنبه در تالار قشقايي «ديوان تئاترال» نيز به كارگرداني محمود استادمحمد در بخش مرور سال ۸۰ به روي صحنه رفت كه علاقه مندان را براي ديدن بازي «اكبرعبدي» به سالن كشانده بود. در تالاروحدت اما استقبال بيش از ساير تالارها به نظرمي آمد. در اين تالار اثر ديگري از شكسپير با نام «ريچارد دوم» به روي صحنه رفت. اين نمايش به كارگرداني «الكساندر ريترفون مارويچ» در بخش بين الملل شركت داشت. «ريچارد دوم» نمايشي بود كه ۴ساعت به طول انجاميد اما تعدادي از تماشاگران از ميانه نمايش سالن را ترك كردند و دليل اين امر را استفاده از نمايشهاي ديگر، طولاني بودن بيش از حد و نداشتن ارتباط حسي به واسطه ندانستن زبان آلماني عنوان كردند. اما ازسوي ديگر آلماني هاي مقيم تهران، اهالي تئاتر و هنرمندان شناخته شده سينما و تئاتر از تماشاي اين اجرا راضي به نظر مي رسيدند.
اصغرهمت بازيگر و مدرس بازيگري در گفت وگو با خبرنگار ما درباره اين نمايش گفت: همين كه به جاي گروه هرساله چولي يك گروه ديگر از آلمان در جشنواره حضور پيدا كرده اند جاي تقدير دارد اما از آنجايي كه اين گونه آثار به زبان آلماني اجرا مي شود و امكان استفاده از زيرنويس همزمان هم وجود ندارد ارتباط برقراركردن تا حد زيادي دشوار مي شود.
وي افزود: با اين همه مي توان با شيوه هاي اجرايي يك گروه خارجي آشنا شد.

گفت وگو
امروز با رضا ژيان
رضا ژيان براي اولين بار است كه در جشنواره فجر شركت مي كند. او پس از انقلاب كمتر به تئاتر پرداخته و تنها سه سال پيش نمايش «دوستان با محبت» را در تالار اصلي تئاتر شهر اجرا كرده است. ژيان اين بار هم متني از حميد جبلي را تحت عنوان «عشق روي خرپشته» كارگرداني كرده است.
046092.jpg
* آقاي ژيان، شما يكي از كارگردانان علاقه مند به تئاتر ايراني و ملي هستيد كه پيش از انقلاب به اين گروه پيوسته ايد، نظرتان را درباره اين نوع تئاتر بگوييد.
** قبل از انقلاب، من به طور كلي به هنر تئاتر مي پرداختم، گروهي داشتيم كه در كارگاه نمايشي وابسته به تلويزيون كار مي كرد. اين گروه به نام «كوچه» بود كه صددرصد كارهاي ايراني انجام مي داد و صددرصد به فرهنگ پالايش شده زمان خودمان و يا فرهنگي كه در معرض لطمات خاصي قرار داشت، احساس وابستگي مي كرديم. به هر حال نوع كارمان ـ هر چند با كارهاي آقاي جوانمرد كه تحت عنوان تئاتر ملي بود، تفاوتهايي داشت. كار ما كمتر به سوي شخصيتهاي اسطوره اي و نمادهاي ملي و تاريخي مي رفت. بلكه بيشتر به فرهنگ پايين شهري و افرادي كه در كوچه و بازار به صورت اجتماعات پاتوق گونه ديده مي شدند، مي پرداخت. بنابراين خودمان را نزديكتر به تئاتر ملي مي ديديم.
* به لحاظ ساختاري چگونه عمل مي كنيد؟
** ما علاقه مند به تركيب تئاتر سنتي و مدرن بوده ايم. مثلاً در كار فعلي كه در جشنواره اجرا مي شود، همه چيز جنبه رئاليستي پيدا مي كند وچندان توجهي به جنبه هاي استيليزه شده و نمادين نمي شود. من به مكانها، شخصيتها واتفاقات واقعي و ملموس متكي بوده ام.
* بازتاب جشنواره تئاتر فجر را در وضعيت فعلي تئاتر كشورمان چگونه ارزيابي مي كنيد.
** به دليل آنكه من براي اولين بار در جشنواره فجر شركت مي كنم، نمي توانم بگويم كه اين جشنواره چقدر در وضعيت فعلي تئاتر كشورمان تأثير داشته است. آنچه مسلم است اين است كه جشنواره، امكاني به وجود مي آورد تا ما كارهاي داخلي و خارجي ـ با فرهنگها و مليتهاي متفاوت را با هم ببينيم و از اين طريق به وضعيت فعلي خودمان در جهان تئاتر پي خواهيم برد و اين امكان براي حرفه اي ها، دانشجويان وعلاقه مندان خاص تئاتر به وجود خواهد آمد كه نسبت به تئاتر دنيا شناخت پيدا كنند. ولي تشريفات، اين حركت فرهنگي را تبديل به حركت سيستماتيك و اداري مي كند كه از ارزش آن مي كاهد و نمي تواند تأثير مطلوب داشته باشد. اگر از جشنواره امسال تاجشنواره سال آينده برنامه ريزي مرتب داشته باشيم، به يقين سالهاي بعد موفق تر عمل خواهيم كرد.
* جشنواره براي چهارمين سال است كه بين المللي شده است، اين جريان تا چه حد مي تواند در پيشرفت تئاتر كشورمان مؤثر باشد؟
** اگر هدف از بين المللي شدن جشنواره اين باشد كه ارتباطي دوجانبه و تبادل فرهنگي ميان كشورمان و كشورهاي خارجي صورت بگيرد، مي تواند اين ارتباط بسيار تأثيرگذار باشد. در ضمن من به عنوان كسي كه در زمينه تئاتر فعاليت مي كنم در جريان اتفاقات تئاتري در اروپا، امريكا و ديگر نقاط جهان قرار مي گيرم و آنها نيز نسبت به تئاتر ما اطلاعاتي كسب مي كنند كه اين ارتباط مانع در جا زدن و رخوت و عقبگرايي تئاتر ما مي شود و ما را به پيش مي برد. قطعاً در حال حاضر اتفاقات جالبي در تئاتر دنيا مي افتد و امروز چارچوبها و قالبهاي گذشته رنگ تازه اي به خود گرفته است كه ما در اين جشنواره تا حدي مي توانيم با آنها آشنا شويم.

نخستين بي ينال مستقل، در حوزه گرافيك اسفندماه برگزار خواهدشد
جلسه مطبوعاتي دوسالانه هفتم كاريكاتور ديروز (سه شنبه) در محل موزه هنرهاي معاصر با حضور مرتضي مميز، مصطفي اسداللهي، قباد شيوا، اصغرفرهادي، علي رشيدي و جمعي از خبرنگاران برگزارشد.
در ابتداي جلسه مصطفي اسداللهي درباره نحوه برگزاري جشنواره گفت: در هفته اول آذرماه بروشور و مقررات شركت در دوسالانه براي بيش از هشتصدنفر از طراحان گرافيك كشور ارسال شد. از اين ميان ۵۷۱ نفر با ارسال ۱۸۹۳اثر در هشت بخش طراحي نشانه، طراحي پوستر، طراحي روي جلدكتاب، گرافيك تبليغات، گرافيك بسته بندي، طراحي بروشور، طراحي وب و مالتي مديا و ساير آثار گرافيكي به دفتر جشنواره ارسال شد كه از اين ميان ۳۴۴ اثر از ۲۷۳ نفر در اين هشت بخش پذيرفته شده است.
طبق گفته وي، گستره سني شركت كنندگان از ۱۶ تا ۶۵ سال است كه از اين لحاظ قابل توجه و چشمگير است. در ادامه مرتضي مميز در بررسي دوسالانه هفتم گفت: به همت رياست كنوني موزه هنرهاي معاصر و تلاشهاي بي دريغ انجمن صنفي گرافيك، اين دوسالانه به عنوان اولين تشكل مستقل از كمكها و حمايتهاي دولتي برگزار شده است كه اين خود دستاورد بزرگي در جهت اعتلاي هنر گرافيك در ايران است. پس از مميز، قباد شيوا نماينده هيأت انتخاب آثار درباره شيوه گزينش آثار گفت: هيأت انتخاب با استفاده از معيارهايي كه توسط شوراي برگزاري مدون شده است، عمل كرده، در وهله نخست ما يك وظيفه اداري (كه همان برگزاري انتخاب و گزينش بود) داشتيم كه بايد انجام مي شد. گفتني است اين دوسالانه از ۲۳ بهمن ماه در مركز آفرينش هاي فرهنگي نياوران افتتاح و تا ۲۱ اسفندماه ادامه خواهد داشت. اين دوسالانه همچنين شامل بزرگداشت جلال شباهنگي و قبادشيوا نيز هست.

يك واقعه ناب؛ «اسكات فيتز جرالد» بر پرده سينما
مرگ يك قهرمان رمانتيك
• فرانسيس كرول: بي اطميناني و ترس و تنها بودن، سرانجام «فيتز جرالد» را از پاي درآورد.
046044.jpg
فيلمي از روي زندگي نامطمئن و پرلرزش «اف،اسكات فيتز جرالد» نويسنده معروف ۴ دهه نخست قرن بيستم آمريكا در حال تهيه است. اين فيلم براساس كتاب خاطرات منشي اين نويسنده كه اكنون ۸۶ ساله است و فرانسيس كرول نام دارد و در اصل براي شبكه تلويزيوني شوتايم آمريكا ساخته مي شود و سپس راهي شبكه ويديويي مي گردد و آنگاه درگستره محدودي در اين كشور و كانادا اكران عمومي مي شود.
يك حادثه ي ناب در سينما و عالم فيلمسازي در حال شكل گيري است:

• برخلاف جريان آب
فرانسيس كرول فقط ۲۳ سال داشت كه توسط اسكات فيتز جرالد استخدام شد و اين به واقع آخرين سال حيات اين نويسنده توانا بود. سال ۱۹۳۹ بود و دنيا تازه وارد جنگ جهاني دوم مي شد. اما در آمريكاي بعد از جنگ، فيتز جرالد (خالق رمان هايي بزرگ همچون «گتسبي بزرگ» و«آخرين غول») دلمشغولي هاي ديگري داشت و نگران جانيفتادنش در هاليوود و موفق نشدن برخي از كتابها و سناريوهايش بود. كرول كه در آن ماههاي سخت و آخر حيات بحران زده ي فيتز جرالد با وي همراه بود مي گويد فضاي بي اطميناني و ترس و تنها بودن در زندگي، عوامل اصلي مرگ اين نويسنده بوده اند و اين ايده را در كتاب خاطراتش به نام «برخلاف جريان آب» نيز مطرح كرده است. اين كتاب در سال ۱۹۸۵ عرضه شد و ۱۶ سال بعد يعني حالا شوتايم در حال برگرداندن آن به يك فيلم بلند در شهر تورنتوي كانادا است.

• تفاوت هاي دو عصر
به گفته ي كرول، فيتز جرالد يك قهرمان رمانتيك بود كه به بهترين شكل مردان مطرح عصر موسوم به «جاز» را در اواخر دهه ۱۹۲۰ جلوه گر مي شد اما به محض رسيدن عصر موسوم به «افسردگي» (يعني دهه ۱۹۳۰) تحليل رفت و رنج كشيد و سرانجام از پاي درآمد. و اين همان عصر فشار و كمبودهاي شديد اقتصادي در آمريكا بود.

• زير سايه
كرول اينك، يعني در زمستان سال ۲۰۰۲ مي گويد: فيتز جرالد ابتدا در عصري مي زيست كه دوره ي رفاه اقتصادي در آمريكا بود. زماني كه اكثريت مردم به سرعت ثروتمند مي شدند. اما عصر «افسردگي» آمد و ديگر كسي حوصله ي رمان هاي رمانتيك فيتز جرالد وكارهايي از آن دست را نداشت و آن نسل از هنرمندان زمان ناگهان و اجباراً خاموش شدند. فيتز جرالد مي خواست ابدي باشد و به استعدادش نيز ايمان داشت اما تمام ناآرامي هاي موجود در زندگي خصوصي و اجتماعي وي با ناملايمات زمان درهم آميخت و او را بشدت زير سايه برد. و همان جا بود كه فيتز جرالد ابتدا از نظر روحي و سپس به لحاظ جسماني مرد.

• كمتر از صفر
كرول مي گويد در ديداري كه اخيراً از محل فيلمبرداري «برخلاف جريان آب ـ پروژه ي اف. اسكات فيتز جرالد» داشته، صحنه ها را بسيار زنده و حقيقي و هنرپيشه ها را تصويري كامل از انسان هاي همان زمان يافته است. درست مثل آدم هايي كه وي ۶۰ سال پيش كنارشان زندگي وكار كرد و رويدادهايي خاص را به چشم ديد. «شوتايم» براي اينكه فرانسيس كرول به اين باور برسد و تماشاگران فيلم نيز در زمان اكران آن (ارديبهشت ۱۳۸۱) چنين اعتقادي را بيابند، خانه اي با اسباب و اثاث «اسپانيايي مانند» شبيه به آنچه آن نويسنده در دهه ۱۹۳۰ در لس آنجلس در آن روزگار مي گذراند، پيدا كرده است. قيمت هاي كمتر موجود در حومه تورونتو اين امكان را فراهم آورد كه فيلم فقط با بودجه اي ۶ ميليون دلاري ساخته شود كه در بازار روز سينما چيزي كمتر از صفر است.

• انگار ديروز بود
كرول مي گويد: ديدن آن صحنه ها، مرا دقيقاً و عيناً به درون گذشته فرو برد. مثلاً صحنه اي كه جرمي آيرونز (هنرپيشه برجسته بريتانيايي ايفاكننده ي نقش فيتز جرالد) با نيوكمپبل (ايفاكننده ي نقش كرول) صحبت مي كند. انگار خودم بودم. انگار ديروز بود.

• بهترين انتخاب
اين فيلم بسيار شبيه به حقيقت تلخ را هنري برامل نوشته و كارگرداني كرده است. برامل نويسنده ي سابقه نشريه معتبر و سنگين «نيويوركر» است كه اولين فيلم بلند سينمايي اش را به نام «آشوب» در سال ۲۰۰۰ عرضه كرد. باز از كرول بشنويد كه مي گويد: برامل بهترين فرد براي انجام اين كار بود. چرا كه در صحبت هايم با او متوجه شدم كه چقدر خوب با زندگي وكارهاي فيتز جرالد آشنا است.
نقش و سهم خود كرول نيز در ساختن اين فيلم زياد بوده است. به عنوان مثال او ساعاتي متوالي با جرمي آيرونز صحبت كرد تا تكه ها و عادات فيتز جرالد را به او ياد بدهد و به نيوكمپبل يعني ايفاكننده ي نقش خودش نيز متذكر شد كه در قبال حرف هاي فيتز جرالد چطور عكس العمل نشان بدهد و حركات دست و پاها و نحوه حرف زدن هريك از آنان چگونه باشد. كرول مي گويد: زماني كه منشي فيتز جرالد شدم، دختر وي دقيقاً همسن من بود. در نتيجه بسيار ملاحظه ي مرا مي كرد و نمي گذاشت به من سخت بگذرد.

• فقط يك مشكل
اما هنري برامل مدعي است در تهيه ي اين فيلم بر او سخت گذشته است. او مي گويد ايده ي اوليه و قدم نخست در تهيه آن ۱۱ سال پيش و هنگامي كه براي بار اول رمان كرول را خوانده، در وي شكل گرفته است و مي افزايد: اين فيلم نه يك بيوگرافي مستقيم است و نه يك اثر مستند. در اين فيلم هيچ چيز نمي بينيد كه واقعاً اتفاق نيفتاده باشد و يا اين كه نمي توانسته اتفاق بيفتد. تنها مشكل من اين بود كه مي بايست سكانس هايي مخصوص و تازه را در مورد حضور فرانسيس كرول در صحنه ها خلق كنم چون او خودش دركتاب حضوري فعال ندارد و فقط قصه گو است.

• تجربه اي تازه
نيوكمپبل، يعني كاراكتر فرانسيس فيلم برامل نيز مي گويد: براي من اين يك تجربه ي تازه است. چون اولين باري است كه نقش كسي را بازي مي كنم كه واقعاً وجود داشته است و دارد.

• اگر او مي دانست…
نيوكمپبل تنها زن شاخص اين فيلم نيست. ما در اين فيلم، «زلدا» يعني همسر تنوع طلب فيتز جرالد را نيز با بازي سيسي اسپيسك هنرپيشه دوباره مطرح شده و ۵۲ ساله آمريكايي مي بينيم. فيتز جرالد حقيقي، سرانجام در ۲۱ دسامبر ۱۹۴۰ براثر حمله قلبي درگذشت، درحالي كه ۴۴ سال بيشتر نداشت. كرول مي گويد اگر فيتز جرالد مي فهميد كه اكنون يعني در سال ۲۰۰۲ و ۶۲ سال پس از مرگش اينقدر مشهور است و اين همه نوشته هايش مورد استناد و توجه است، تعجب زده مي شد. زيرا در سالهاي آخر عمرش دائماً تلاش مي كرد چيزهايي بنويسد كه وي را دوباره در انظار قرار دهد و با مردم ارتباط برقرار كند و چون موفق نمي شد، در يك حالت پريشاني و نااميدي به سر مي برد و حتي رمان «آخرين غول» او نيز ناتمام ماند.
اما برامل و گروه هنرپيشه هايش، داستان فيتز جرالد را خوب به پايان رسانده اند.

ويترين كتاب
046032.jpg
* گزيده ادبيات معاصر (۱۲۶- شعرهاي سودابه اميني/ كتاب نيستان/ چاپ اول: /۱۳۸۰ تيراژ: ۱۰۰۰۰ نسخه/ قيمت: ۵۵۰۰ ريال «شبگير خواهم آمد از ابتداي دوزخ/ خواهم برآمد از مرگ در تنگناي دوزخ/ گفتي قيامت افتاد در عمق چشمهايت/
آشوب آسمان بود در هاي هاي دوزخ/ من مي رهم از اين درد تا مرگم از درآيد/ درد از دهان سنگي در سنگناي دوزخ/ پرواز بي نشاني ست محو عبور خويشم/ تا باز چوب برآييم از ماجراي دوزخ/ ما را ز مرگ بالي ست بال دگر از آتش/ برخيز تا بميريم در انتهاي دوزخ»

046035.jpg
* كاغذ‎/ از مجموعه كتاب هاي «مرجع نشر»‎/ عليرضا پورممتاز، شهره مدرسي تهران‎/ خانه كتاب ايران‎/ چاپ اول: ۱۳۸۰ ‎/ تيراژ: ۳۰۰۰ نسخه‎/ قيمت: ۳۵۰۰۰ريال
نويسندگان در پيشگفتار نوشته اند:
«كتابهاي مجموعه مرجع نشر، دستنامه هايي هستند كه در پيوند باچاپ و انتشار كتاب (بطور خاص) و زمينه هاي مرتبط، اطلاعاتي كاربردي و نظري به دست مي دهند. در كتاب حاضر اطلاعات مختلفي از كاغذها وكاربردهاي آنها داده شده است. بعضي از اطلاعات كاربري مستقيم دارند و ديگران مي توانند با ديدي كه به خواننده مي دهند، او را در تصميم گيريها و انتخاب ها ياري دهند.»

046038.jpg
* روباه و خروس / داستان كودكان / محمدرضا شمس / انتشارات سروش / چاپ سوم: ۱۳۸۰ / تيراژ: ۵۰۰۰ نسخه / قيمت: ۳۰۰۰ ريال.
«يك روز سارا كوچولو در دفتر نقاشي اش يك خروس كشيد؛ يك خروس خيلي قشنگ، زبر و زرنگ، با پرهاي رنگ به رنگ. سرخ و سفيد، سبزو بنفش، طلايي رنگ. خروس، سرش را پايين انداخته بود و از روي زمين دانه برمي چيد. بعد سارا يك روباه كشيد؛ يك روباه بلا، خاكستري و ناقلا؛ دمش بلند، پوزه اش باريك، پاهايش كوتاه» اين داستان متعلق به مخاطبان گروه سني الف و ب است و چنان كه از متن حاضر برمي آيد از خصوصيات نثر آهنگين ـ كه از ويژگي هاي آثار متعلق به اين گروه سني است ـ بهره مند است.

046041.jpg
* زندگي و مرگ دايناسورها/ علم براي نوجوانان / دكتر اسماعيل كهرم / انتشارات سروش / چاپ دوم: /۱۳۸۰ تيراژ: ۵۰۰۰ نسخه / قيمت: ۹۵۰۰ ريال.
كتاب حاضر در برگيرنده خلاصه اي است از آخرين نظراتي كه درباره ظهور و نابودي مارمولك هاي عظيم الجثه پيش از تاريخ ارائه شده. در تاريخ نشر ايران، «كتابهاي طلايي» سالها قبل به انتشار كتابهاي مشابه براي نوجوانان دست زد كه تحولات بيست ساله اخير كشور، انتشار علم براي نوجوانان ـ علي الخصوص در زمينه زيست شناسي ـ را دچار وقفه كرد. انتشار اين كتاب و نظاير آن، از رويكرد ناشرين دولتي به طرح مباحث جدي علمي براي نوجوانان خبر مي دهد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |