نگاهي به ماجراي دختران و زنان جواني كه بر اثر بي احتياطي در دام مزاحمان خياباني گرفتار شدند
* آمار نگران كننده جرايم
كامبيز نوروزي ـ حقوقدان و پژوهشگر مسائل حقوقي درباره علل گرايش به جرايم جوانان و ايجاد نا امني براي شهروندان از سوي آنان گفت: در حال حاضر آمارهاي جرايم، وضعيت بسيار نگران كننده اي را در كشور نشان مي دهد. بنابر آمارهاي منتشر شده از سوي دستگاه قضايي در سال ،۸۰ نزديك به ۳ ميليون پرونده كيفري مختومه شده است. درواقع اين آمار، تعداد جرايمي است كه كشف شده و در مراجع قضايي در مورد آن رأي صادر شده است. اگر ما تعداد جرايم كشف نشده و جرايمي كه قبل از ارجاع به مراجع قضايي مختومه شده را مدنظر قراردهيم، مشخص مي شود كه تعداد جرايم رخ داده وحشت آور است. وي افزود: از طرفي بنابر آمارهاي موجود، ميزان گردش سالانه زندانها رقمي حدود ۷۰۰هزارنفر است كه اين ميزان بسيار نگران كننده و وحشتناك است. مجموعه اين آمارها نشانگر آن است كه جامعه ايران، جامعه اي جرم زا و مجرم خيز است بايد توجه داشته باشيم آماري كه ذكر شد باتوجه به جنس و سن مرتكبين مربوط به جمعيت فعال كشور است. وي ادامه داد: دستگاهها و سازمانهايي كه وظيفه نظارت بر جرايم و آسيب هاي اجتماعي را برعهده دارند، از روشهاي ناكارآمد بهره مي برند. اكنون هركدام از اين دستگاهها نيروهاي زيادي را جذب كرده اند، بدون آنكه كارشان مثمرثمر باشد. درحقيقت درك و تحليل درستي از وضعيت آسيب هاي اجتماعي و جرايم و روشهاي صحيح برخورد با آنها وجود ندارد. وي در ادامه گفت: روند رو به رشد نرخ آسيب هاي اجتماعي و جرايم نشاندهنده اين واقعيت است كه نظام حكومتي كشور در اين بخش ناتوان بوده، بنابراين در چنين وضعيتي طبيعي است كه كشور با بحران روبرو باشد. چون وقتي پيشگيريها ناكارآمد باشد، شيوه ها و ابعاد و نوع جرايم هم گسترده تر و پيچيده تر مي شود. اين حقوقدان ادامه داد: متأسفانه برخوردهاي سياسي با مسائل اجتماعي و برخورد دستوري و غيرعلمي، همگي باعث وخيم تر شدن اوضاع شده است. ابعاد مسأله آنقدر گسترش يافته كه صرفاً يك عزم ملي براي مقابله با آن نياز است، جامعه از نظر قواعد اجتماعي و حقوقي و اخلاقي در وضعيت بحراني و شكننده اي قراردارد. رفع اين بحران از روشهاي اقتدارگرايانه ناممكن است. چراكه تجربه دو دهه برخورد با اين روش را تجربه كرديم. تنها لازم است جامعه شناسان، حقوقدانان، روانشناسان و... اقدام به تجزيه و تحليل و بررسي هاي كارشناسانه در اين موارد بكنند. برخورد علمي لازم است.
|
|
|
* برخي نياز هاي جوانان
دكتر مريم يوسفي ـ جامعه شناس و استاد دانشگاه درباره علل گرايش جوانان به ارتكاب بزههايي مثل آزارجنسي دختران مي گويد: مشكل اساسي جوانان مشكل اقتصادي است، درگذشته قبل از پيروزي انقلاب شرايط به گونه اي بود كه شخص به نوعي مي توانست بعضي از نيازهاي خود را در مكانهاي بخصوصي برآورده كند، امروز واقعيت اين است كه چون او در سد موانع و محدوديتهاي موجود گرفتار مي آيد، از طرفي پول و توانايي مالي لازم براي ازدواج به هر طريقي را ندارد، دست به ابتكار و خلاقيت مي زند در همين راستاست كه او از روشهاي گوناگون افرادي همانند خود را مي يابد و آنان را در ارتكاب به كاري كه قصد دارد انجام دهد، با خود همراه مي كند.
وي مي افزايد: اغلب اين جوانان افرادي رانده شده از طبقات پايين جامعه هستند. تنوع و تفريح براي گذراندن و ارضاي هيجانات دروني خود را ندارند البته گروهي از اين افراد هم بيماران رواني از نظر جنسي هستند كه مسأله آنها متفاوت است، چون تعدادشان بسيار محدود است. ولي اگر دقت كنيد، متوجه مي شويد كه اغلب اين آزارهاي جنسي و ربودن دختران، با دو هدف انجام مي شود، سرقت و ارضاي غرايز جنسي، مشخص است آن جوان هم از نظر مالي در فقر به سر مي برد و هم از نظر جنسي سركوب شده است.
او در ادامه مي گويد: به نظر مي رسد تنها دولتمردان و مسؤولان بايد آستين همت را بالا زده و چاره انديشي كنند، اگر بگوييم شرايط ازدواج از سوي خانواده ها تسهيل شود، اشتباه كرده ايم، چون به فرض جوان ازدواج كرد ولي تا زماني كه درآمد و كاري نباشد، فشارها دوبرابر بر او وارد مي شود. فكر قتل و جنايت و سرقت هم به دنبال آن به ذهن او راه مي يابد.
* مواد مخدر و شهامت براي خلاف
دكتر كيومرث فرد، روانشناس اجتماعي و استاد دانشگاه درباره علل گرايش جوانان به خلاف مي گويد: تزلزلهاي رواني، تضادهاي دروني در بين جوانان باعث مي شود او ناخودآگاه دست به كاري بزند كه به هيچوجه با تمايلات دروني و خواسته قلبي اش همخواني ندارد. در موارد زيادي آن جوان اگر به تنهايي باشد، جرأت و جسارت ارتكاب به كار خلاف را ندارد ولي اگر او در ميان جمع قراربگيرد، تحت فشارهاي گروهي تن به كاري كه باب ميل اش نيست، مي دهد.
اگر بررسي عميقي در ميان جواناني كه مخصوصاً پس از ربودن دختران جوان آنان را از نظر جنسي مورد آزار و اذيت قرارمي دهند، انجام شود، مشخص مي شود كه بسياري از آنان تحت تأثير موادمخدر شهامت اين كار را پيدا مي كنند. چون موادمخدر وجدان را از بين مي برد. بدون شك هرنوع استرسي كه امروزه به نسل جوان وارد مي شود محركي براي سوق داده شدن او به راههاي خلاف است. جوان وقتي تحت تأثير اين استرس ها با مشكلات عديده اي روبرو مي شود، چون نمي تواند مشكل را به طريقه منطقي حل كند، اين كار را به صورت جبر و به زور انجام مي دهد. نداشتن تنوع براي جوانان، عدم وجود سرگرمي هاي سالم و... همگي شرايطي را به وجود مي آورد كه جوان براي ارضاي هيجانات دروني اش متوسل به راههايي شود كه بيراهه اي بيش نيست.
او وقتي فعاليتي را نتواند در چارچوب قانون انجام دهد، با مهيا شدن شرايط در جهت خلاف حركت كرده و دست به كارهاي خلاف مي زند. تضادهاي به وجود آمده در محيط كار، دانشگاه، خانواده، جامعه و... همه دست به دست هم مي دهند و البته نبايد از شرايط بد فرهنگي و اقتصادي او براحتي گذشت. او درحقيقت خشم هاي رواني اش را با توسل به اين كارها بيرون مي ريزد. دكتر فرد درباره راهكار پيشگيري از اين نوع اعمال گفت: جوان در مرزي است كه مي خواهد از خانواده ببرد، مستقل شود، او اگر در اين برهه حساس نتواند هويت واقعي خود را بيابد، مانند موم در شرايط رنگ و شكل مي گيرد. اگر با افرادي ورزشكار و سالم همنشين شود، او هم ورزشكار مي شود و برعكس اگر افراد خلافكار به تور او بخورند، او هم به بيراهه مي رود. بايد امكانات جامعه در حدي باشد كه او را با جايگاه و هويت واقعي اش آشنا كند، در آن صورت او ديگر از راه راست و حقيقت منحرف نمي شود.
* تقويت فرهنگ خانواده
آيت الله بجنوردي علل ارتكاب جوانان به مسائلي مانند ربودن دختران و زنان جوان و آزار و اذيت آنها را در بعد فرهنگي جامعه دانسته و مي گويد: اگر فرهنگ عمومي جامعه متزلزل شود، جوان از راه صحيح و درست منحرف شده و مرتكب بزه هايي از اين قبيل مي شود، لازم و ضروري است كه فرهنگ خانواده تقويت شود.
وي مي افزايد: از اساسي ترين علل اين قبيل بزه ها مي توان به تجرد و مشكلات و موانعي كه در راه ازدواج جوانان وجود دارد اشاره كرد. بيكاري، عدم تأمين جوان از نظر اقتصادي باعث مي شود جوان به ولگردي كشانده شده و در گروههاي بزهكار عضو شده و اقدام به خلاف كند. آيت الله بجنوردي، عدم اشتغال به تحصيل، مطالعه كم و كم توجهي خانواده ها به رفت و آمدهاي فرزندان را از ديگر عوامل اين نوع بزهكاري دانسته و مي گويد: حكم عقل و شرع اسلام بر تربيت صحيح فرزندان است. توصيه هاي مختلفي از علماي دين نيز در اين باره شده است، خانواده ها به دليل قرار گرفتن در شرايط فرهنگي نامناسب، گاهي از تربيت فرزندان خود غافل مي شوند.
وي ادامه داد: تسهيل در ازدواج از سوي خانواده ها، برداشتن قيدوبندهاي موجود در راه تشكيل زندگي مشترك جوانان و عمل به قوانين ازدواج اسلامي مي تواند گره گشاي بسياري از اين ناهنجاري ها باشد.
وي گفت: امروزه متأسفانه در هنگام خواستگاري به تنها چيزي كه توجه نمي شود، بحث معنويات است، ماديات در رأس همه چيزها قرار گرفته، ارزش هاي فرهنگ عمومي جامعه تنها ماديات شده است، در چنين جامعه اي بايد منتظر اتفاقاتي از اين دست باشيم، روحانيت ، علما، دانشجويان و... بايد ارزشهاي واقعي را به جوانان بشناسانند.
* افزايش ضريب آگاهي جامعه
سردار طلايي در اين خصوص گفت: تشديد مجازات اقدام خوبي است، اما كاربرد آن كوتاه مدت است به اين علت اگر جامعه نسبت به اين موضوع و ساير مسائل حساسيت نشان دهد و توجه داشته باشد، نتيجه مطلوب تري را خواهيم گرفت. وي افزود: بزهكاري و بزهكاران يك آفت اجتماعي بخصوص براي جوامع شهري به حساب مي آيند و راه مقابله بنيادي با اين آفت اجتماعي افزايش ضريب آگاهي جامعه نسبت به بزهكاري ها است. همچنين بايد جامعه را در پيشگيري ومقابله با بزهكاري مشاركت داد. ما هر اندازه بتوانيم آگاهي را بالا ببريم. به همان نسبت سطح پيشگيري را افزايش داده ايم و در اين صورت است كه نتيجه بهتري را در مبارزه با بزهكاري خواهيم داشت. سردار طلايي در مورد مزاحمت هاي خياباني افزود: در اين موضوع خاص كه متأسفانه متوجه آسيب پذيرترين قشر جامعه ـ زنان و دختران ـ است، راهكار عملي براي پيشگيري اين است كه در باب تردد، حمل و نقل و جابه جايي هاي درون شهري زنان و دختران از وسايط نقليه عمومي استفاده كنند. وي افزود: در بخش سرقت و تجاوز به عنف كه ناشي از پوشش مسافركشي و عنوان مسافر است باعث مي شود، راننده ومسافر هردو مورد تعرض قرار گيرند.
وي ادامه داد: در جاده هاي بين شهري و مسيرهاي اطراف شهر بيشتر شاهد اينگونه مشكلات هستيم و تأكيد ما بر افزايش سرويس دهي هاي حمل و نقل عمومي متناسب با محورهاي حمل و نقل است. و بايد اين مسأله توسط بخش هاي ذيربط اتوبوسراني و تاكسيراني انجام گيرد ولي مسأله مهم ديگر تأكيد بر شناخت است، شناخت وسيله نقليه اي كه مورد استفاده قرار مي دهيم و توجه به وضعيت ظاهري راننده ومسافران نكته اي است كه بايد به آن توجه كرد.
فرمانده ناحيه انتظامي تهران بزرگ اظهار داشت: عمده اينگونه حوادث ـ تعرض به زنان ـ در پايان ساعات شب صورت گرفته است، لذا توجه خانواده ها به سرويس فرزندانشان و هوشياري خود افرادي كه از وسايط نقليه استفاده مي كنند، مي تواند عامل مهمي در پيشگيري از اين حوادث باشد. وي گفت: نكته مهم اطلاع رساني به موقع به مركز فوريت هاي پليسي است. در صورتي كه خداي ناخواسته با اين موارد روبه رو شديد موضوع را به مركز پليس ۱۱۰ اطلاع دهيد و در صورتي كه با روش هايي كه افراد بزهكار به كار مي برند، روبه رو شديد، ضمن تسلط برخود و حفظ خونسردي كارهايي مثل در خودرو را بازكردن، درگير شدن… را انجام دهيد تا به نوعي مورد توجه قرار گيريد ومردم و پليس بتوانند از خطري كه شما را تهديد مي كند خبردار شده و به شما كمك كنند. سردار طلايي ضمن هشدار به دختران جوان از آنان خواست كه فريب حرف هاي جوانان و علاقه هاي ظاهري آنان را نخورند و اضافه كرد: ما براي مبارزه بامشكلاتي كه عده اي از جوانان بزهكار براي دختران و زنان جوان به و جود مي آورند چند موضوع را در دستور كار خود قرار داده ايم و به شدت بااين معضل برخورد مي كنيم. سردار طلايي ادامه داد: مأموران نيروي انتظامي با خودروهايي كه مبادرت به ايجاد مزاحمت خياباني مي كنند، به شدت برخورد مي كنند و در صورت مشاهده اين مزاحمت ها براي بانوان درمعابر شهري اين خودروها را توقيف كرده و نيروي انتظامي به عنوان شاكي عمل خواهد كرد. وي ادامه داد: از آنجا كه افرادي كه مبادرت به سرقت و مزاحمت خياباني مي كنند، از خودرو دوستان و آشنايان خود استفاده مي كنند، به تمام كساني كه بدون تحقيق خودروهاي خود را دراختيار دوستان، آشنايان يا اقوام خود قرار مي دهند، هشدار مي دهيم كه پس از تحقيق خودرو خود را به ديگران بدهند زيرا اگر خودرو آنان در مزاحمت خياباني، سرقت… مورد استفاده قرار گيرد، از اين پس توقيف خواهد شد.
• طعمه هاي باند شكارچيان بي نقاب چه گفتند؟
شهناز، زن ۴۶ساله اي كه در دام نقشه هاي شوم اعضاي باند «شكارچيان بي نقاب» گرفتار شده است، مي گويد: «ساعت ۸صبح روز پنجم آذرماه سال جاري وقتي مي خواستم به خانه دخترم واقع در خيابان آزادي بروم در پونك سوار خودروي پيكان سفيدرنگي شدم كه دو پسرجوان سرنشين آن بودند.
وقتي راننده خواست سوار شوم من در كنار پسري كه تصور مي كردم مسافر است و در صندلي عقب نشسته بود، نشستم. راننده با طي مسافتي به بهانه اينكه ترافيك سنگيني پيش رويمان است، اجازه گرفت از بزرگراه يادگار امام تغيير مسير دهد.»
اين زن كه حالت روحيه اي به هم ريخته دارد، افزود: «من پذيرفتم و خودرو به بزرگراه خلوت و تاريك پيچيد، مقداري احساس ترس داشتم اما دو پسر خيلي جوان بودند و چهره اي آرام داشتند، در ميانه راه وقتي من مي خواستم پول كرايه را از كيف خارج كنم ناگهان پسري كه در كنارم نشسته بود چاقويي را به پهلويم فشرد. او خواست سرو صدايي نكنم و بعد به راننده گفت به محله هميشگي برود، خودرو وقتي از بزرگراه خارج شد و به فرعي تاريكي پيچيد، به يك زيرگذر رفت.
در آنجا هيچ رفت و آمدي نبود، دوجوان انگار اطمينان داشتند زيرگذر مكان امني است. با آسودگي كيف پولم را كه دو فقره چك مسافرتي به ارزش ۱۰۰هزار تومان و ۱۵۰هزارتومان پول نقد داخل آن بود را از من گرفتند، انگشتر طلايم را به زور از انگشتانم بيرون كشيدند و... زن جوان گفت: دعا مي كردم دو جواني كه اين چنين بي رحمانه مرا مورد اذيت و آزار قرارداده اند، دستگير شوند و من مجازاتشان را ببينم تا اينكه شنيدم پنج پسرجوان بخاطر اين جور كارها دستگير شده اند وقتي در اداره آگاهي آنها را ديدم دوتن از پسران كه «مهدي» و «امير» نام دارند را شناسايي كردم. اي كاش مي شد خودم با دستانم آنان را مجازات كنم.»
يكي ديگر از طعمه ها مرد ۵۸ساله اي است كه نشان مي دهد اعضاي باند «شكارچيان بي نقاب» به جز در كمين دختران و زنان جوان نشستن، از مردان نيز زورگيري مي كردند، اين مرد كه «جعفر» نام دارد و كارمند است، مي گويد: ساعت ۷ و ۳۰دقيقه عصر روز ۱۱آذرماه وقتي در ميدان صادقيه منتظر تاكسي بودم تا به ميدان وليعصر بروم، خودروي پيكان سفيدرنگي با دو سرنشين مرا سوار كرد.راننده به بهانه اينكه مي خواهد سريعتر به ميدان وليعصر برسد، وارد بزرگراه يادگار امام شددقايقي نگذشته بود كه راننده اشاره اي به پسرجواني كرد و او بسرعت چاقويي از ميان لباسهايش بيرون كشيد و به من حمله كرد.
چاره اي جز تسليم شدن نداشتم، كيف پول و همه مداركم را برداشتند و در گوشه اي از بزرگراه، در حاليكه خودرو حركت مي كرد مرا از آن بيرون انداختند.
يك دانشجوي دختر در رشته پزشكي كه «مونا» نام دارد، درباره جزئيات به دام افتادنش درنقشه باند «شكارچيان بي نقاب» مي گويد: روز ۲۴آذرماه، هوا تاريك شده بود كه من در خيابان رسالت سوار خودروي پيكان سفيدرنگي شدم تا به ميدان نوبنياد بروم در ميانه راه وقتي خودرو در بزرگراه شهيدبابايي حركت مي كرد، سه سرنشين جوان آن به من حمله كردند، از ترس خشكم زده بود هرلحظه احتمال مي دادم مرا بكشند.
آنان با خودرو به پارك جنگلي لويزان رفتند. در آنجا ابتدا كيف پولم را كه ۸۰هزارتومان داخل آن بود، سپس گردنبند و انگشتر طلايم را از من گرفتند و ... ـ گريه ـ
من در اداره آگاهي سه جوان سنگدل كه «مهدي»، «امير» و «بابك» بودند را ديدم، همه چهره مظلومي به خود گرفته بودند و اظهارپشيماني مي كردند، من هيچوقت آنها را نمي بخشم، اذيت و آزارهايشان كابوس شبانه ام شده اند، هنوز هم مي ترسم.
«الهام» زن جواني است كه چهارتن از اعضاي باند «شكارچيان بي نقاب» در واقع او را به زور سوار خودروي پيكان سفيدرنگ خود كرده اند، مي گويد: «من از خريد به خانه ام در نارمك بازمي گشتم كه سرنشينان خودرويي با تهديد چاقو مرا به زورسوار كردند، آنان انگار مي دانستند چه كنند، بسرعت در حاليكه دهانم را گرفته بودند داخل ساختمان نيمه كاره اي در لويزان شدند.
خيلي ترسيده بودم، آنها را به جان عزيزانشان قسم دادم اصلاً اعتنايي در كار نبود.
اين زن در اداره آگاهي با ديدن «مهدي»، «امير» و «پيام» آنان را شناخت و تحقيقات نشان داد جوان چهارم، «پيام» ديگري است كه هنوز فراري است.
اما «شكارچيان بي نقاب» بيشتر اوقات در تاريكي و خلوتي شب، وقتي زنان و دختراني را در گردش شبانه مي ديدند، آنان را اسيرمي كردند و در پارك هاي جنگلي اطراف تهران به اذيت و آزارشان دست مي زدند.
«سميرا»، دختري است كه ادعا مي كند اورا وقتي با نامزدش در ميدان تجريش قدم مي زد، ربوده اند و مورد اذيت و آزار قرارداده اند.
اين دختر، مي گويد: من به همراه دو دختر از آشنايانمان با نامزدم و دوست وي در تجريش سوار يك تاكسي شديم تا نامزدم مرا به خانه برساند، هنوز تاكسي مسافتي را طي نكرده بود كه يك جيپ شكاري با سرعت جلوي خودرو پيچيد.
دوپسر در حاليكه چاقو داشتند در جلوي خودرو را بازكردند من را بيرون كشيدند و در برابر چشمان وحشتزده نامزدم و دختران ديگر سوار جيپ كرده و به راه افتادند.
«سميرا» با بيان وحشتي كه در داخل خودروي جيپ داشت، گفت: ابتدا تصورم اين بود كه آنها مي خواهند مرا بكشند چون اگر انگيزه ديگري داشتند دو دختر ديگر نيز همراه من بود، اما آنها مرا بدون اينكه چيزي بگويند به سمت محدوده خوجير راندند و...
«شكارچيان بي نقاب» نيمه هاي شب ۱۰آبانماه در آخرين اقدام شوم خود دو دختر جوان به نام هاي فاطمه و شهرزاد را به همراه خودروي پرايد خود آنها ربودند و به جنگل پرچين بردند.
فاطمه كه هنوز از يادآوري خاطره آن شب هولناك، وحشت دارد مي گويد: خوشحالم از اين كه خودم توانستم پليس را در دستگيري اين پنج پسر بي رحم ياري كنم. آنها كاري را كرده اند كه هركسي نمي تواند انجام دهد، خيلي سنگدلانه بود، انگار انسان نبودند، اصلاً توجهي به التماس ها و گريه و زاري هايمان نداشتند.
اين دختر، گفت: «نيمه هاي شب بود من به همراه خواهر و يكي از دوستانم داخل خودروي پرايد در حال گردش شبانه بوديم كه در يكي از فرعي هاي اطراف ميدان تجريش خودروي پيكاني جلوي پرايد پيچيد.
خواهرم كه رانندگي مي كرد از ترس ترمز كرد، دو جوان از دو خودروي پيكان و جيپ شكاري پياده شدند، خواهرم را از خودرو بيرون انداختند و خود پشت فرمان نشستند.
دوپسر با سرعت پرايد را به حركت درآوردند و اين درحالي بود كه خودروهاي دوستانشان ما را تعقيب مي كردند، در ميانه راه سؤالاتي مي پرسيدند كه از ترس چيزهايي مي گفتيم تا اينكه به داخل جنگلي رفتيم و...
گفت وگو با دو شكارچي بي نقاب
«مهدي» رئيس باند است، او ازهمه سن كمتري دارد و با ۲۰ سال سن توانسته است گردانندگي باند «شكارچيان بي نقاب» را برعهده بگيرد.
اين جوان كه خود را «امير» معروف به «مهدي» معرفي مي كند، درحالي كه سعي دارد مظلوم نمايي كند به پاي گفت وگو با خبرنگار ما نشست.
مثل اينكه تو رئيس باندي؟
ـ نه، شما چرا باورمي كنيد، سن بچه ها رو ببينيد، همشون ازمن بزرگترند، آخه كجاي دنيا يك مرد ،۳۵ ۲۷ساله عقلشو مي ده دست يك جوان ۲۰ساله.
خب، رئيس بودن كه سن و سال نمي شناسه؟
ـ چرا نمي شناسه، مگه من به اونا دستورمي دادم، ازهمه ساده تر بودم هرچه بوده انداختند گردنم، مي گن من مي گفتم بريم سراغ خانما، حتي اگر من مي گفتم جووني بود اونا چرا با من مي اومدن.
تا حالا چندمورد، زنها و دخترها رو برديد، اذيت و آزارشون داديد؟
ـ اگه بخواهيم حساب كنيم، چهارمورد اين جوري بود.
تا اونجايي كه شنيديم، تو توي تهرانپارس موادمخدر قاچاق مي كني؟
ـ نه بابا، من توي مغازه پدرم كارمي كنم و فقط شب هايي كه فرداش تعطيل بود با بچه ها قرارمي گذاشتيم مي رفتيم بيرون، خيابان گردي.
از شكارهاي خود بگو؟
ـ ببينيد، اولين بار ما اصلاً قصد اين كار را نداشتيم براي قليون كشي رفته بوديم دربند وقتي برمي گشتيم سه دختر و دوپسرجوون رو ديديم، اونارو تعقيب كرديم دخترها با صداي بلند مي خنديدند تا اينكه سوار يك تاكسي شدند، وقتي تاكسي رفت توي فرعي به «پيام» كه رانندگي مي كرد گفتم جلوشوبگيره، همه اش براي تفريح بود.
خب، بعد چه كرديد؟
ـ هيچي، فقط اون دختررو از تاكسي پياده كرديم و سوار جيپ شديم و به راه افتاديم، اون خيلي ترسيده بود.
گفته شده اين دختري كه تو مي گي پيش نامزدش بوده و با تهديد چاقوي تو اونو دزديديد؟
ـ من نمي دونستم نامزدداره، همه بچه ها چاقوداشتند اما خب من بيشتر اونو به دستم مي گرفتم.
هرچهارموردي كه گفتي با اين روش بود؟
ـ بله، دراين چهارمورد، ۶دختر را ما ربوديم «سميرا» اولي بود بعد «غزل» كه دخترفراري بود و از كرمان به تهران آمده بود، سومي دو دختر ارمني بودند و آخري اش هم «فاطمه» و «شهرزاد» بودند كه داخل پرايدبودند.
دزدي ها مثل اينكه زيرسرتوبود؟
ـ همه خبرداشتند، من طلاها و پول ها را مي گرفتم اما بچه هاي ديگه هم خبرداشتند حتي دوربين فيلمبرداري رو «بابك» ازمن گرفت اما الآن مي گويند كسي چيزي نمي دانست و من به تنهايي سرقت مي كردم.
پس بقيه شاكي ها رو چي مي گي؟
ـ من نمي دانم آنها چرا شكايت كرده اند و اصراردارند ما اين كار را با آنها انجام داده ايم، اصلاً اينجوري نيست من پشت كنكوري ام بعد از گرفتن ديپلم رياضي فيزيك داشتم درس مي خوندم، چه جوري مي تونم اين همه كار انجام داده باشم، من ازسوي دوستانم اغفال شدم.
چه جوري اغفال شدي در حالي كه همه مي گويند تو خط مي دادي؟
ـ دروغ مي گويند، من نمي تونستم رئيس باند باشم، «فرهاد» كه از ژاپن اومده بودهميشه پيشنهاد مي داد .
اصلاً چه جوري با دوستانت آشناشدي؟
ـ من و «امير» با «بابك» بچه يك محل در تهرانپارس بوديم، «فرهاد» كه پسرخاله بابك بود ازطريق وي با من آشناشد و «پيام» هم كه دوست «فرهاد» بود ازطريق او وارد گروه ما شد.
همه پنج تاي شما، مجرديد؟
ـ بله همه مجرديم تنها «امير» مدتي متأهل بود كه از يك سال پيش همسرش را طلاق داد، حتي اون دوست فراري كه «پيام عدنان» نام دارد نيز مجردبود.
شما هميشه با هم بوديد؟
ـ خير، گاهي بعضي بچه ها نمي آمدند يا كاري داشتند كه نمي توانستند باشند.
پشيمان نيستي؟
ـ خيلي پشيمانم، اونقدرها كه ما را گنده كرده اند ما گنده نيستيم.
مي پذيرم اشتباه كرده ايم اما همه اش مقصر ما نبوديم. اين يك درس عبرت براي ما بود.
آينده ات را چگونه مي بيني؟
من آبرويم نزد پدر و مادرم رفته، نمي دانم چه حكمي برايم در نظر گرفته اند. اگر روزي از زندان آزادشدم ديگر در تهران نمي توانم زندگي كنم، حاضرم بروم در شهرستان دور افتاده اي زندگي كنم.
يك دانشجوي جوان را مي توانيم، كم جرم ترين اين باند مخوف، بدانيم، او بشدت پشيمان است و در اظهاراتش دوري از انسانيت را عامل اصلي روي آوردن به اين اقدامات بي شرمانه مي داند، گفت وگو با اين جوان را در زير مي خوانيد:
تو چرا؟ مثلاً آينده ساز مملكتي؟
- خودم هم نمي دونم، خيلي اتفاقي پيش اومد، وقتي يكي از دوستانم به نام «فرهاد» پس از چهار سال زندگي در ژاپن به ايران آمد، من به واسطه اون با پسرخاله اش و با مهدي و امير آشنا شدم.
«مهدي»، چه نقشي در اذيت و آزار دخترها داشت؟
ـ او، محرك اصلي بود تا اونجايي كه مي دونم توي كار قاچاق مواد مخدر بود و همه ما از اون حساب مي برديم، هميشه يك چاقو به همراهش بود و با چاقو دخترها رو مي ترسوند.
تو التماسهاي دخترها رو نمي ديدي؟
ـ چرا، اما نظر جمع چيز ديگري بود.من تنها مي توانستم خودم را كنار بكشم.
پس در يك مورد چرا اين كار را نكردي؟
ـ نمي دانم، خيلي از اين بابت پشيمانم.
چه كسي دزدي مي كرد؟
ـ در چند مورد اول ما اصلاً نفهميديم حتي وقتي از دخترها پرسيدم كسي از شما چيزي به زور گرفته است، آنها چيزي نمي گفتند اما مورد آخري فهميديم كه «مهدي» طلاها و دوربين فيلمبرداري را از «فاطمه» گرفته است. ابتدا اعتراض كردم اما بعد وقتي ديدم دوستانم با اين مسأله كنار آمده اند، چيزي نگفتم.
چه كمبودي داشتي كه به اين راه كشيده شدي؟
ـ هيچي، براي من ناخواسته بود، مي خواستم «فرهاد» از دستم ناراحت نشود، او مي گفت: برويم و من با او همصدا مي شدم، «فرهاد»، عاشق هيجان بود تا دوسال پيش پسر خوبي بود.
چه جوري دستگير شديد؟
ـ دو دختري كه آخرين بار به همراه پرايد شان به زور به داخل جنگل پرچين برده بوديم، ما را به دام پليس انداختند.
ماجراي اين دو دختر، چي بود؟
ـ راستشو بخواهي دو جور شنيده ام، يكي اين كه «مهدي» گفته و من هم خودم چند صحنه اي رو ديده ام و يكي ديگر ادعاهاي «فاطمه» و «شهرزاد» توي اداره آگاهي.
اونا چه جوري شما رو به پليس معرفي كردند؟
ـ خيلي اتفاقي، بعد از اينكه اونا شكايت كرده بودند و قرار شده بود افسر پرونده به همراه «فاطمه» و «شهرزاد» بره به بازديد از محلي كه ما دخترها رو برده بوديم اونجا، مأمور مي خواد به خونه يكي از متهمانش بره و از خونواده اون تحقيق كنه.
«فاطمه» و «شهرزاد» هم كه توي ماشين پليس بودند به همراه اون مي آيند به تهرانپارس، اونجا بود كه «فاطمه» ، «امير» رو روي يك موتورسيكلت مي بينه و به مأمور مي گه، پليس با بازداشت «امير» يك راست مي آد سراغ «مهدي» كه من هم اونجا بودم، بعد وقتي منهم دستگير شدم «فرهاد» با تلفن همراه من تماس مي گيره، يك قرار باهاش گذاشتم اومد سر قرار اونو دستگير كردند و بعد «بابك» با تلفن همراه «فرهاد» تماس مي گيره، مي آد سر قرار و دستگير مي شه.
پشيمان نيستي؟
ـ چرا، خيلي پشيمانم، هيچكس توي فاميل با ور نمي كنه من اين كارها رو كردم، خودمم باور نمي كنم اما شده، من از خدا دور شدم و اين بلا سرم آمد، واقعاً اعتقاداتمون را زير پا گذاشتيم، از همه مردم معذرت مي خواهم.
آخر اين پرونده رو چه جوري مي بيني؟
ـ نمي دونم، اونقدرها هم كه موضوع بزرگ شده ما اينجوري نبوديم نه اينكه بي گناهيم بلكه گناهكاريم اما نه به اين اندازه.
قاضي پرونده «شكارچيان بي نقاب» چه گفت؟
«جعفر صابري ظفرقندي» قاضي ستاد ويژه دادگستري تهران كه پس از فاش شدن اقدامات بي شرمانه اعضاي باند «شكارچيان بي نقاب» مأموريت دارد مجازات آنان را تعيين كند، مي گويد: «روز شنبه ۲۴ آذرماه سال جاري، زن جواني به كلانتري ۱۰۱ تجريش مراجعه كرده و ادعا مي كند چندجوان با سد راه خودروي پرايد وي، خواهرش و دوست وي به نامهاي «فاطمه و شهرزاد» را ر بوده اند.
در اين شكايت، زن جوان اعلام مي كند كه آدم ربايان با خودروهاي پيكان و جيپ شكاري و سرقت پرايد، دو دخترجوان را به جنگل پرچين برده اند و پس از اذيت و آزارشان با سرقت طلاوجواهرات و يك دستگاه دوربين فيلمبرداري، آنها را رها كرده اند.»
وي در ادامه افزود: «با اين شكايت اكيپي از كارآگاهان دايره يك به سرپرستي سرهنگ فرج زاده و سرهنگ خسروي وارد عمل شدند تا اينكه توانستند شش جوان را كه در قالب باندي به گردانندگي پسر ۲۰ساله اي به نام «مهدي» دست به چند موردمشابه نيز زده بودند، دستگير كنند.»
پرونده باند شكارچيان بي نقاب، با وارد شدن به مرحله حساسي، در شعبه ۱۶۱۰ دادگاه ويژه مستقر در فرودگاه مهرآباد تحت رسيدگي قرارگرفت و تاكنون با اعترافات صريح و بي پرده شش متهم بازداشت شده، نخستين جلسه محاكمه اين باند را نيز پشت سرگذاشته ايم.
قاضي صابري، ادامه داد: «براساس اعترافات شش متهم اين پرونده به آنها فعاليت شبانه خود را از يك سال پيش شروع كرده اند و در تيمهاي سه يا چهارنفري با دو دستگاه خودروي پيكان و جيپ در كمين دختران و زنان جوان كه از شخصيت اجتماعي بالايي برخوردارند، نشسته و اقدام به ربودن و اذيت و آزار آنان مي كردند.
اين شش پسر از افراد شرور و زورگير منطقه تهرانپارس و رسالت هستند و رئيس باند ـ مهدي ـ نيز با وجود سن كم داراي سه سابقه كيفري سرقت، موادمخدر و زورگيري است، اين جوانان فعاليت خود را با شناسايي زنان خياباني، دختران فراري و خانه هاي فساد آغاز كرده اند اما پس از مدتي بخاطر ترس از مبتلا شدن به بيماريهاي مسري مانند ايدز، دست از اين كار برداشته و سراغ دختراني رفته اند كه سالم بودند.
وي با اشاره به اينكه شيوه كار اين باند به صورتهاي مختلف بوده است، گفت: آنان ابتدا به بهانه مسافركشي دختران و زنان جوان را به محله هاي خلوت مي كشاندند و مورد اذيت و آزار قرارمي دادند و در موارد ديگري نيز با پرسه زدن در خيابانها جلوي خودروها را مي گرفتند و با تهديد چاقو دختران و زنان را از آن پياده مي كردند و مي ربودند.
در اين اقدامات، جنگل هاي اطراف تهران مدنظر اعضاي باند بود و آنان پس از ربودن طعمه هايشان، آنان را در تاريكي شب و خلوتي اين جنگلها مورد اذيت و آزار قرارمي دادند و با سرقت اشياي قيمتي و جواهرات آنان، رهايشان مي كردند.
قاضي صابري، افزود: از زماني كه شش تن از اعضاي اين باند دستگير شده اند و يكي از آنها تحت تعقيب قرارگرفته است، بيش از ۸۰ زن و دختر جوان كه موردتعرض و آزار و اذيت آنان قرارگرفته بودند با ستاد ويژه تماس گرفته اند كه كليه شكايات شان در سه كاست نوار ضبط شده اند.
از اين ۸۰ زن و دختر تاكنون ۱۰تن به دادگاه مراجعه كرده اند و دادخواستشان كتبي در پرونده است اما بقيه بخاطر آبرو و حيثيت خانوادگي به بيان شكايت و گريه از پشت تلفن قناعت كرده اند.
وي گفت: «همه متهمان، در مراحل تحقيقات با ابراز ندامت و پشيماني كليه اتهامات خود را پذيرفته اند و حتي نحوه ربودن، سرقت و اذيت و آزارشان را كاملاً شرح داده اند كه قابل انتشار نيست. آنها در رو در رويي با شاكيان شناسايي شده اند و مرحله نخست تحقيقات پايان يافته است.»
قاضي پرونده «شكارچيان بي نقاب» افزود: پس از نخستين جلسه محاكمه، شش جوان روانه زندان شده اند اما باتوجه به چگونگي اقدامات آنان و مجازاتي كه در قانون پيش بيني شده است، آنان اگر جرمشان در دادگاه ثابت شود، به مجازات سنگيني محكوم خواهندشد.
توصيه قاضي
قاضي صابري با بيان تأثر از وجود چنين باندهاي ضدارزشي، در توصيه اي گفت: «زنان و دختران جوان بايد درنظر داشته باشند كه در ترددهاي شبانه و شامگاهي خود از خودروهاي متفرقه سواري استفاده نكنند بلكه از تاكسي يا خودروهاي كرايه اي شناخته شده بهره بگيرند و حدالمقدور از آژانسهاي محله خود خودرو كرايه كنند.
از مردم انتظار داريم در صورت مواجه شدن با اراذل و اوباش و يا جوانان شرور و افرادي كه تحت پوشش راننده مسافركش به نواميس تعرض مي كنند با شماره تلفن ۲۳۵۱۹۰۲ مأموران ستاد ويژه تماس بگيرند كه در دو ماه گذشته اين همكاري موجب شده است تاكنون سه باند زورگير و آدم ربا از سوي مأموران شناسايي شوند.»
وي در پايان گفت: اميدواريم با محتاط كاريهايي كه بايستي در زندگي اجتماعي مدنظر قرارگيرد، شاهد چنين اقدامات گستاخانه اي در سطح جامعه نباشيم و با مجازات اعضاي اين گونه باندها، به ديگران درس عبرت بدهيم.
گروه حوادث