شماره ۲۰۳۳ - سال هشتم - چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۰
Wed, Jan 23, 2002
Majara black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
تلخ و شيرين
سينما براي صلح
پس از حذف «كتاب سال » آمريكا
مات و مرموز مثل ديويد لينچ
انتخاب مردم...
يادداشت
«مادران» نقشهايي كه كم كم محو مي شوند
رويدادها
روانشناسي خانواده

در زمستان چگونه شاداب باشيم
آه، زمستان. فصل غذاهاي گرم دلنشين، چرت زدن زير پتو، باوجود سرما و يخبندان، فصل ورزشهاي دل انگيز و نرمشهاي زياد. خداي من! آيا شما فكر مي كنيد. هواي زمستاني براي انجام دادن ورزشها ونرمشهاي خاصي در فضاي آزاد بيش ازحد سرد است؟ اشتباه مي كنيد.
با شروع فصل سرما، ورزشهايي را كه قبلاً در فصول گرمتر در فضاي آزاد انجام مي داديد اما براي آب وهواي فعلي مناسب نمي باشند كنار بگذاريد و به ورزشهايي كه مناسب فصل هستند و براحتي مي توان آنها را در محيط باز انجام داد، مانند اسكي، روي بياوريد. البته مي توانيد به تمرين شديد ورزشهاي داخل سالن، مانند واليبال يا بسكتبال نيز، بپردازند. اگر سرما و يخبندان آنچنان شديد است كه مطلقاً نمي توانيد از منزل خارج شويد بهتر است از وسايل بدنسازي و نرمش خانگي مانند دوچرخه ساكن، دنبل، نوارهاي الاستيك مخصوص پرورش ماهيچه ها و يا حتي نوارهاي ويديوئي استفاده كنيد.براي اينكه بتوانيد بر افسردگي و دلزدگي ناشي از آب و هواي سرد و برفي فائق آييد و خمودگي را از خود دور كنيد تنوعي در برنامه روزانه تان به وجود آوريد. مطمئناً نمي توانيد مانند فصول گرمتر هر روز صبح زودتر به مدت يك ساعت به پياده روي و يا دويدن در پارك بپردازيد اما هميشه به خاطر داشته باشيد كه «در هواي سرد، پنج قدم اولي كه از خانه به بيرون مي گذاريد، از همه مهمتر و دشوارتر است. اما زماني كه شروع كرديد، نرمش كردن در هواي سرد و يخبندان به يك فعاليت لذت بخش تبديل خواهد شد كه به سادگي انجام مي پذيرد.
بنابراين، نظر خود رادرباره نرمش در هواي سرد تغيير دهيد و به سراغ فعاليتهايي برويد كه تنها در چنين شرايطي مي توان انجام داد، مثلاً سرسره بازي. نكته مهمي كه در اين رابطه بايد در نظر داشته باشيد اين است كه براي به عقب انداختن خستگي خود لازم است از لباسهاي مناسب استفاده كنيد. بنابراين صرفنظر از اينكه چه نوع ورزشي را در زمستان انتخاب كرده ايد، اطمينان حاصل كنيد كه لباسي كه به تن داريد يا نوع فعاليتي كه انجام مي دهيد متناسب است. اين بدان معني است كه بايد چندلايه لباس بپوشيد تا بتوانيد در هنگام لزوم لباسهايتان را از تن به در آوريد و يا دوباره به تن كنيد. جنس لباستان بايد به گونه اي باشد كه رطوبت حاصل از عرق كردن را از پوست شما دور نگه دارد تا بدنتان گرم و خشك باقي بماند وحتماً دستكش به دست كنيد و كلاه بر سر بگذاريد تا گرماي بدنتان به هدر نرود.
بايد توجه داشته باشيد كه از دست دادن آب بدن اتفاقي نيست كه تنها در فصل گرما رخ بدهد. بنابراين، به هنگام انجام ورزش، تمرينات صبحگاهي و يا ورزش مورد علاقه تان به اندازه كافي آب بنوشيد. سعي كنيد مايعات را قبل از شروع و پس از پايان تمرينات ورزشي خود صرف كنيد. همه نوع فعاليت حتي بازي كردن با برف و پرت كردن گلوله هاي برفي به يكديگر نيز باعث سوزاندن كالري مي شود. بنابراين، از خانه بيرون بياييد و از نعمت زمستان لذت ببريد.
وحيده دينداري

تلخ و شيرين
جمشيد مشايخي
045978.jpg
* شيرين ترين خاطره
فكرمي كنم، شيرين ترين و قشنگ ترين حادثه درزندگي براي هر مرد، ازدواج او باشد.خصوصاً ازدواجي كه با عشق صورت گيرد. شيرين ترين حادثه زندگي من ازدواج با همسر وفادارم است.
* تلخ ترين خاطره:
تصادف پسرم سام در سن ۷سالگي بااتومبيل كه باعث شد تا او ۴۸ساعت بيهوش بماند. امابه شكر پروردگار دكترها نويد دادند كه خونريزي مغزي نداشته است.

رامبد جوان
045945.jpg
* شيرين ترين خاطره:
روز پيروزي تيم فوتبال ايران درمسابقه با استراليا، من از شدت خوشحالي، آنقدر هيجان زده شده بودم كه سرم چند بار محكم خورد به سقف... هيجان عجيب و غريبي بود. ريختيم تو خيابان و آنقدر موج جمعيت، انگار همه با هم يكي شده بوديم.
آن روز، مردم منتظر بهانه اي ـ هر چند كوچك ـ بودند تا شور و شوق خود را بيان كنند و نشان دهند... يكي مرا شناخت و برد روي دوشش... و من خوشحال بودم كه وسيله اي براي ابراز خوشحالي آنان شده ام. آن روز فكركردم كه اي كاش، درموفقيتهاي هنري هم به اين يگانگي مي رسيديم.
* خاطره تلخ:
تلخ ترين خاطره من جنگ است. آن سالها اگرچه به لحاظ سني، شرايط رفتن به جبهه را نداشتم اما خب! تأثير جنگ بر روحيه ام زياد بود. بويژه كه آن سالها نوجوان بودم و با دوستانم قصه مي نوشتيم و موسيقي كار مي كرديم و به واسطه همين فعاليتهاي هنري گيرنده هايمان خيلي حساس تر بودند...
حالا دوستاني دارم كه بودن در جبهه را تجربه كرده اند و مي بينم براي بعضي از آنها، هنوز جنگ تمام نشده است و من روحيه آنها و تنهايي شان را درك مي كنم.خيلي هايشان عزيزترين دوستان و كسانشان را در جنگ از دست داده اند، كساني كه شايد بهترين دوره زندگيشان را با آنها سپري كرده بودند...

سينما براي صلح
در جشنواره برلين، لباس حراج مي كنند!
046008.jpg
دوره ۲۰۰۲ فستيوال بين المللي فيلم برلين كه پس از كن فرانسه و همپا با ونيز ايتاليا، دومين جشنواره معتبر سينماي دنيا محسوب مي شود، از ۱۷ تا ۲۸ بهمن در اين شهر قديمي آلمان برپا مي شود.
در اينجا كاري با وجوه هنري و بار فني اين جشنواره نداريم و فقط مي خواهيم به خوانندگان نشريه اطلاع بدهيم كه قرار است در روز ۲۲ بهمن و طي مراسمي در دل جشنواره لباسي كه جوليا رابرتز هنرپيشه زن ۳۶ ساله آمريكايي حين فيلمبرداري «ارين بروكوويچ» فيلم مطرح و تحسين شده سال ۲۰۰۰ استيون سودربرگ به تن داشت، به حراج گذاشته شود و عوايد آن به يونيسف و امور خيريه اين سازمان اختصاص يابد. عنوان اين پروژه «سينما براي صلح» گذاشته شده است و اداره مراسم را نيز به كاترين دونوو هنرپيشه زن پرسابقه سينماي فرانسه سپرده اند.
لازم به توضيح است كه جوليا رابرتز به خاطر ايفاي نقش يك كارآموز وكالت در فيلم مورد بحث (كه بر اساس يك ماجراي حقيقي ساخته شده است) جايزه اسكار بهترين بازيگر زن سال را به خود تعلق داد. او كه در آمريكا از محبوبيت زيادي برخوردار است، تا به حال ۳ بار در فستيوال برلين شركت كرده، اما تا به حال مشخص نشده است كه براي نظارت بر فروش لباسش به «برليناله ۲۰۰۲» نيز خواهد آمد يا نه.

پس از حذف «كتاب سال » آمريكا
سوفي به جاي قبلي اش بازگشت
045993.jpg
درسال ۱۹۷۹بود كه «ويليام استايرون» رمان نويس معروف آمريكايي كتاب «انتخاب سوفي » را نوشت و اين كتاب كه درباره وقايع تلخ زندگي يك زن لهستاني در زمان جنگ جهاني دوم و در بازداشتگاههاي آلمان نازي بود ، يكي از پرفروش ترين كتاب هاي آن سال شد وجايزه بهترين كتاب سال آمريكا را صاحب شد .با اين همه چندي پيش يك دبيرستان درشهركوچك لاميرادا درايالت كاليفرنيا آمريكا كتاب استايرون را از قفسه كتابخانه خود حذف كرد و از دسترس عموم دور ساخت ودليل آن، برخي فصول وبخش هاي آن عنوان شد كه به نظر اعتراض كننده ها با اصول اخلاقي درمدارس درتضاد بود . حتي دربين شاگردان اين مدرسه نيز برسراين موضوع اختلاف سليقه وجود داشت و برخي مي گفتند مطالعه اين كتاب و يادداشت برداري از روي آن جزو دروس اختياري شان است و به اين سبب بايد به كتابخانه بازگردانده شود.سرانجام به اصرار چندسازمان فرهنگي و تبليغاتي درجنوب كاليفرنيا ، مقرر شد كه «سوفي» به كتابخانه مدرسه مزبور بازگردد و غوغاي بپاخاسته برسرحذف موقتي آن نيز فروكش كرد.

مات و مرموز مثل ديويد لينچ
وقتي «رئيس غيرعادي ها»، قاضي مي شود
046002.jpg
هفته پيش بود كه اعلام شد ديويد لينچ فيلمساز برجسته، نوگرا اما بشدت غيرمتعارف سينماي آمريكا، به عنوان رئيس هيأت داوران دوره بعدي جشنواره بين المللي فيلم كن فرانسه انتخاب شده است، اين دوره كه پنجاه و پنجمين دوره ي فستيوال خواهدبود، از ۲۵ ارديبهشت تا ۶خرداد ۱۳۸۱ در شهر هميشه آفتابي و همواره گرم كن در جنوب فرانسه برگزارخواهدشد و يك بار ديگر به عنوان بزرگترين گردهمايي دست اندركاران سينما و فستيوال اول اين حرفه مورداستقبال عظيمي واقع خواهدشد.ژيل ژاكوب مديرآشناي فستيوال كن مي گويد: دليل انتخاب ديويد لينچ براي اداره ي هيأت ژوري «كن۲۰۰۲»، وقارذاتي و تفكر غريب و اصالت منحصربه فرد كارهاي وي است كه او را صاحب بينشي كاملاً متفاوت با سايرين كرده است. لينچ نيز كه اينك ۵۵سال دارد و فيلم جديدش به نام «مول هولند درايو» ازسوي تعدادي از سازمان هاي ناظر بر هنرسينما به عنوان بهترين اثر سينمايي سال (۲۰۰۱) انتخاب شده است، مي گويد از اهميت و دشواري و مسؤوليت كار محوله به خود كاملاً مطلع است.

انتخاب مردم...
«كلوني» و يارانش محبوب ترين شناخته شدند
045999.jpg
هفته پيش مراسم سالانه ي موسوم به «انتخاب مردم» به قصد گزينش و شناخت محبوب ترين هنرمندان و برنامه هاي هنري سال آمريكا برپا شد و براي نهمين سال متوالي سريال تلويزيوني «اي.ار» كه راجع به يك بيمارستان و تلاش كادر پزشكي آن است و جورج كلوني معروف در آن ايفاي نقش مي كند، به عنوان محبوب ترين اثر درام تلويزيوني اين كشور شناخته شد.«جوليا رابرتز» ـ هنرپيشه زن ۳۶ساله آمريكايي ـ نيز براي هشتمين بار درعمرش به عنوان محبوب ترين هنرپيشه زن سينما گزينش شد و به اين ترتيب مشخص شد كه در آرا و ايده هاي مردم هنردوست در آمريكا در قياس باگذشته نزديك تفاوتي حاصل نيامده است و باز در تكرار وقايع سال پيش، تام هنكس آمريكايي بهترين هنرپيشه مرد شناخته شد و سريال پرطرفدار «دوستان» لقب محبوب ترين سريال غير دراماتيك سال را مال خود كرد. «جنيفر انيستون» يكي ازهنرپيشه هاي اصلي اين سريال نيز لقب پرطرفدارترين هنرپيشه زن تلويزيوني را تصاحب كرد.
اين گزينش ها براساس رأي گيري شركت گالوپ از هزاران تن از مردم عادي در حدفاصل نوامبر۲۰۰۰ و دسامبر۲۰۰۱ صورت گرفت.

يادداشت
كودك، بيننده تلويزيون
تاكنون درباره تأثيرهاي مثبت يا منفي تلويزيون بر رفتار كودك بسيار شنيده و خوانده ايم. اما پيش از پرداختن به مسأله تأثير تلويزيون و به دنبال بحث ضرورت شناسايي مخاطبان به عنوان يكي از ضرورتهاي برنامه سازي تلويزيون، اكنون به اجمال به اين مسأله مي پردازيم كه تلويزيون چگونه جاي خود را در زندگي كودك باز مي كند. بطور كلي، از زماني كه كودك به تلويزيون توجه نشان مي دهد تا هنگامي كه مي تواند تصميم بگيرد كه كدام برنامه را ترجيح مي دهد تقريباً ده سال طول مي كشد. بياييد به سرعت به مسيري كه در اين سالها طي مي كند نيم نگاهي كنيم.
كودك در شش ماهگي به هر چيزي كه در ميدان ديد او حركت كند توجه نشان مي دهد، به همين ترتيب به تصاوير متحرك تلويزيون هم واكنش نشان مي دهد، اما اين واكنش فقط يك ـ دو ثانيه دوام دارد بي آنكه اثري قابل توجه بر كودك بگذارد. در يك سالگي، كودك به بعضي از تصاوير يا موسيقي هايي كه مكرراً از تلويزيون پخش مي شوند، توجه بيشتري مي كند و اين توجه چند ثانيه اي به طول مي انجامد. در اين خصوص از مادران مي شنويم كه فرزند خردسالشان مثلاً به بعضي از پيامهاي بازرگاني توجه بيشتري نشان مي دهد.
در دو سالگي كودك كم كم به اين تصاوير و موسيقي هاي آشنا علاقه مندي نشان مي دهد. در اين سن تصاوير كودكان، عروسكها يا حيواناتي كه مي شناسند براي او لذت بخش هستند. توجه كودك دوساله در حدود يك تا دو دقيقه دوام دارد و اين نخستين تجربه مستقيم كودك با تلويزيون است. اما در اين سن كودك برنامه را انتخاب نمي كند بلكه فقط بيننده تصاويري است كه ديگر افراد خانواده بيننده آن هستند.
از سه سالگي توجه و علاقه مندي كودك به تلويزيون شروع به افزايش مي كند و اگرچه مدتها طول مي كشد تا ماجرا يا قصد برنامه را دنبال كند اما برنامه مورد علاقه اش را مي شناسد و ترجيحاتش را بروز مي دهد. او تقريباً بطور مداوم دقايقي را به تماشاي تلويزيون مي پردازد و سپس به دنبال بازي يا محركهاي ديگر مي رود.در چهار سالگي كودك مي تواند تا حدود بيست دقيقه بيننده برنامه مورد علاقه اش باشد. گاهي اين زمان تا نيم ساعت هم افزايش پيدا مي كند. او از اين سن تا شش ـ هفت سالگي بيشتر به برنامه هاي كودكان و برنامه هاي طنز توجه دارد اما به برنامه هاي ديگر هم توجه مي كند. در اين سالها كودك به قهرمانان كارتونها و فيلمها علاقه بسياري دارد و خود رابه جاي آنها قرار مي دهد.
البته يادآوري مي كنيم كه در سالهاي پيش دبستاني كودك با رسانه هاي ديگر مانند كتاب و قصه، روزنامه، راديو و... آشنا مي شود. بويژه هنگامي كه بزرگترها كتابهاي قصه براي او مي خوانند يا خودش وانمود مي كند كه كتاب مي خواند، به تصاوير كتابها توجه مي كند اما همواره و تا پايان ده سالگي يعني زماني كه كودك مي تواند از همه رسانه ها استفاده كند نيز تلويزيون را ترجيح مي دهد، سرگرمي رسانه اي مورد علاقه اش را از ميان برنامه هاي تلويزيون انتخاب مي كند و هر روز بطور منظم وقت خود را براي ديدن آنها اختصاص مي دهد و در همه اين انتخابها در درجه اول در پي ارضاي نيازهاي لذت جويانه خويش است.
بدين ترتيب، تلويزيون به تدريج اما بسيار زود وارد زندگي و جهان رو به گسترش كودك مي شود و در كنار خانواده و بعدها مدرسه، نقش بزرگي را در اجتماعي كردن كودك (يعني تحولي كه به موجب آن كودك بخشي از جامعه خود مي شود، فرهنگ جامعه خود را مي پذيرد و هنجارها، نقشها، ارزشها ورغبتها و نفرتهايي كه از او انتظار مي رود، كسب مي كند) ايفا مي كند و همه رفتارهاي او را در قلمروهاي متفاوت مانند زبان، بازيها و روابط با ديگران، زير تأثير قرار مي دهد و اين تأثير به همين ترتيب تا سنين نوجواني گسترش بيشتري پيدامي كند.
در اينجا يادآوري مي كنيم كه ممكن است از حيث سن شروع توجه و علاقه مندي به تلويزيون و انتخاب برنامه ها، ميان كودكان تفاوتهايي وجودداشته باشد كه اين تفاوتها به عواملي مانند تحول هوش كودك، تحول رواني ـ اجتماعي او، ويژگيهاي فرهنگي خانواده مانند سطح تحصيلات والدين، وضعيت اجتماعي ـ اقتصادي خانواده و فضاي اجتماعي ـ فرهنگي اي كه كودك به آن تعلق دارد، وابسته است.
مهرناز احمدي

«مادران» نقشهايي كه كم كم محو مي شوند
نگاهي به نقش مادران در سريالهاي ايراني
045990.jpg
سريالها و مجموعه هاي تلويزيوني كه از سال ۷۹ به بعد توليد و پخش شده اند همگي اكثراً در انتخاب سوژه هاي خانوادگي دچار كاستي هايي هستند كه در اين ميان برخي از نقش ها را جاانداخته و به برخي بيش از حد پرداخته اند.
محو محور خانواده يعني مادر در اكثر سريالهاي جديد جريان داستان را به سمت جايگزيني نقش هاي ديگر در خانواده ها سوق مي دهد. نخستين نقش باقي خانواده «پدراني» هستند كه اكثراً با تك دختر خود به تنهايي زندگي مي كنند و در نتيجه پدر هميشه نقش همسرش را در چهره و وجود دختر خود جست وجو مي كند و مادران تنها به صورت سايه ها باقي مي مانند كه در روزگار بحران به سراغ پدران مي آيند و آنها را هشيار كرده يا بر حذر مي دارند.
سريالهاي «همسفر»، «غريبه»، «جواني»، «گمگشته»، «چاي قند پهلو»، «رستوران خانوادگي»، و «درد مهر والدين» از جمله داستانهاي به نمايش در آمده اي هستند كه درغياب مادر حضور او را محك مي زنند.
اينكه آيا بالاخره حضور مادر در زندگي و در ميان خانواده لازم است و جايگاهي دارد يا نه سؤالي است كه پس از تكرار اين موضوع در ذهن بيننده نشسته و تثبيت مي شود.
درست است كه در غياب مادران كه به خاطر وفاي خانوادگي از دنيا رفته اند ( در غيبتشان دليلي ديگر و نيز راه برگشتي ديگر ندارد).
معضلات بسياري گريبان پدران را مي گيرد و اين معضلات در خلوتهاي گلايه گونه و شكوائيه هاي تنهايي خود را نشان مي دهد؛ اما همانگونه كه گفته شد مادر تنها به عنوان سايه اي به عنوان همدم مي تواند ايفاي نقش كند. آن هم در شرايط بحران زندگي از جمله نقشهايي كه جاي خالي مادر را براي پدر پر مي كند. خواهر، برادر، همسر برادر، همسر برادر زن، پسر، دختر برادر و... هستند كه پر واضح است هيچكدام توانايي پوشاندن آن خلأ را در خانواده ندارند.
در سريالهايي چون گمگشته و درد سر والدين كه فرزندان سن خردسالي، كودكي و نوجواني را مي گذرانند پدر حتي آن حضور سايه گونه را نيز احساس نمي كند و هيچگونه حرف و سخني از لزوم حضور مادر در آن خانواده ها پيش نمي آيد.
تنها موضوعاتي كه در طي آنها پدر تنهايي خود و لزوم حضور همسر را به عنوان يك مشاور و همدم حس مي كند موضوع ازدواج فرزندان و مشكلاتي است كه براي آنها در اين مسير پيش مي آيد.
پدران سريالهايي كه اخيراً همسر از دست رفته خود را بسيار احضار مي كنند، پدران «غريبه» و «جواني» هستند كه يكي در زندگي دختر خود احساس درماندگي مي كند و ديگري در زندگي يكي از پسرانش، آن هم پسر جواني كه از مرگ مادر دچار بيماري رواني شده است.
آنچه در اين سريالها خودنمايي مي كند نبود مادراز ابتداي داستان و يا فقدان سريع او در ابتداي سريال است، در اكثر سريالهاي ياد شده مادر از ابتدا نبوده است، هيچگونه شناسنامه اي در داستان خانواده و ماجراي زندگي ندارد و اگر نيز در سريالي مثل «جواني» حضور داشته حضورش تنها با كار سنگين خانه، خود را نشان مي داد. يعني حضوري كه توسط يك كارگر و يا خدمتكار هم جايگزين مي شود؛ و اين مادر خيلي زود حضور خود را از خانه با يك بيماري قلبي و يا ... پاك مي كند و ديگران را در سوگ مي نشاند؛ در حالي كه كسي در نمي يابد اين مادر چه نقشي و چه پيوند عاطفي عميقي را در خانه ايفا مي كرده و به وجود مي آورده است.
اما سؤال بزرگ موجود اين است كه چرا نقش مادر را با نمايش جاي خالي او بايد نشان داد و نه با حضور پر رنگ خانوادگي، مديريت زندگي و حضور اجتماعي او؟
مادري كه در موضوعي چون خودكشي و يا ديگر كشي (نهايت درماندگي رواني)، همسرش را مي تواند برحذردار د.
آيا در سراسر زندگي او نمي توان نقشهاي مديريتي عمده اي را ايفا كند؟
زنان حاضر در سريالها نيز اكثر زنان خانه نشيني هستند كه گذران زندگي را با خياطي و يا كارگري در خانه هاي ديگران و يا مشاغل مجهول و ناپيداي ديگر نشان مي دهند.اتفاقاً اين زنان نيز ازحضور در زندگي كامل خانوادگي بي بهره بوده و همسرندارند.
اما در زندگيهاي مشتركي كه از مادران نشان مي دهد، اكثراً زندگيها از نظر تأمين معاش و رفاه بي كم و كسر بوده و زن تنها ميانجي حراف و تهي مغزي است در كشاكش دعواي پدران و فرزندان. در كمتر سريالي چون «همشاگردي» و يا «پليس جوان»، مادر فردي صاحب تفكر اجتماعي ـ سياسي بوده و نياز حضور خود در اجتماع را به گونه اي حس كرده اند كه خانواده را نيز تحت تأثير قرار مي داده (البته اين زنان نيز در غياب همسران زندگي مي كنند.) در برخي از سريالها نيز چون «برگبار»، حضور مادر تنها در مقطع محدودي از زندگي خودنمايي مي كند و آن هم درنقش فردي كه فقط حرص مي خورد و خود را به عنوان سنگ صبور پيش پاي مصيبتها مي اندازد و منتظر است ببيند پدر خانواده چه تصميمي مي گيرد. تا او باز ميانجي باشد. اين زنان نيزهيچ برابري اجتماعي در خانواده و تصميمات اتخاذ شده ندارند. مديريت آنها نيز در خانواده نقشي پاك شده و يا مبهم است، چرا كه آنها تنها درگير مشكل ازدواج و طلاق يكي از فرزندان بوده و مرتباً دست روي دست مي زنند و يا روي صورت خود مي زنند و فقط در حال آرام كردن پدر و يا دختر و يا پسرخانواده هستند.
اين مادران، مادراني منفعل هستند كه هيچ ابتكار عملي در مسير زندگي ندارند و از رفتار فرزندانشان بر مي آيد از ابتدا خود را سپر بلاي آنها كرده و مسؤوليت پذيري را به آنها نياموخته اند.آيا حقيقتاً زندگي مادران ايراني در خانواده ها اينگونه است و يا سريالهاي تلويزيوني قصد دارند نقش مادري را اينگونه در اذهان جا انداخته و كم كم لزوم حضور آنها را نفي كرده و زندگيهاي خانوادگي را به از هم پاشيدگي بكشاند؟
چرا كه درميان سريالها مادر از دست داده نه تنها نظر فرزندان جست وجو نمي شود! بلكه پدران نيز در كار، تصميم گيري و آينده خود درمانده اند.

جنايتكار اقيانوس آرام در دام پليس آمريكا
يك مرد آمريكايي كه ماه گذشته همسر و ۳فرزندش را كشته و اجساد آنان را در اقيانوس آرام انداخته بود، در مكزيك دستگير شد.
«كريستين لونگو»، ۲۷ ساله كه هفته گذشته در مكزيك دستگير شد، همسرش مري جين ۳۴ساله و فرزندانش زاچاري ۴ساله، سادي آن ۳ساله و مديسون ۲ساله را كشت، سپس اجساد آنان را در اقيانوس آرام انداخت.
نام وي در فهرست ۱۰ نفر فراري اعلام شده از سوي اف.بي.آي قرارگرفت. يك زن كه در هتلي در مكزيك «لونگو» را ديده بود، به اف.بي.آي توضيح داد كه او ابتدا خودش را «براد» معرفي كرده، ولي بعد گفته نامش «مايك» است.
«لونگو» زماني كه در يك كمپ در «تولوم» مكزيك زندگي مي كرده، نام مستعار «مايكل لونگو» را براي خود برگزيده بود. پليس مكزيك و نمايندگان اف.بي.آي بدون هيچ مشكلي وي را دستگير كردند. «لونگو» قبول كرد به آمريكا بازگردد و به زندان «هوستون» برده شد. نخستين جسد در تاريخ ۱۹ دسامبر ۲۰۰۱ در دهانه اقيانوس آرام پيدا شد و در تاريخ ۲۶ دسامبر، بقيه اجساد نيز از اقيانوس بيرون آورده شدند.
افراد خانواده اجساد را شناسايي كردند و «لونگو» در تاريخ ۲۷ دسامبر با يك كارت شناسايي مسروقه از سانفرانسيسكو به مكزيك فراركرد.
«جيك بيكر»، پدر مري جين در اين باره گفت: تأثير در دستگيري «لونگو» بسيار سخت بود ولي ما مي خواهيم وي بهاي ضربه يي را كه به خانواده ما وارد كرده است، بپردازد.

حمله فيل هاي وحشي و مرگ ۱۷ زن و مرد
۱۷ زن و مرد طي هفته گذشته توسط يك گله فيل وحشي در مركز هند كشته شدند. سخنگوي دولت هند از مردم خواست براي گرفتن و تربيت كردن فيل هايي كه از جنگلهاي مجاور آمده و محصولات كشاورزي را از بين مي برند، اقدام كنند.
در پي حمله فيل هاي وحشي، ساكنين چندين روستا در مركز هند از ترس، خانه هايشان را تخليه و به روستاهاي مجاور پناه برده اند.
گروههاي طرفدار حقوق حيوانات اعلام كردند فيل ها به دليل تخريب جنگلها توسط بشر، سرگردان شده و براي يافتن غذا به روستاها حمله كرده اند.

رويدادها
پيرزن ششلول بند دزد حرفه اي بانكهاي آلمان
يك زن سارق ۷۰ساله، چندهفته اي است كه آلمان را به هم ريخته وهمه جا صحبت از اوست. اين زن تا به حال سه بانك را در اين كشور زده است او هر بار با يك آرايش و سر و وضع متفاوت به اين بانكها دستبرد زده است. مطبوعات آلمان نيز به او لقب «مادربزرگ ششلول بند» را داده اند!
او طبق محاسبات تا به حال ۵۵هزارمارك از بانكها به سرقت برده است. اين گزارش حاكيست، يك تصوير تلويزيوني كه از او هنگام دزديهايش گرفته شده است او را در حالي كه اسلحه اي در دست دارد و ديگران را در يك بانك در دوسلدورف يا شهري در غرب آلمان ـ تهديد مي كند را نشان مي دهد. «اندريا شوگالا» ـ سخنگوي اداره پليس اين شهر ـ طي هفته جاري گفت: اين پيرزن بسيار حرفه اي و آرام عمل مي كند و به هر بانك هم كه مي رود، يك صندوق دار زن را در آنجا نشان مي كند و پول را به زور از او مي گيرد. تا به حال با رجوع به سوابق كامپيوتري تعدادي متهم جور كرده ايم، اما هيچ يك از آنها فرد مورد نظر نبوده اند. البته ما قصد نداريم به خانه ي مردم بريزيم و يا هر پيرزني را كه در سطح شهر تردد مي كند، بگيريم!

روانشناسي خانواده
دوراني جديد در زندگي خانوادگي
شايد هم اكنون كه در ابتداي سال ۲۰۰۲ ميلادي به سر مي بريم، سخن گفتن از تأثيرهاي فناوري و پيشرفتهاي علمي بر زندگي بشر، موضوع چندان جدي و جديدي به شمار نرود. اما واقعيت اين است كه رسوخ علم به زواياي مختلف زندگي آدمي، نه تنها كميت و حدود و ثغور زندگي ما را دستخوش تغيير قرار داده، بلكه تغييرات كيفي عميقي را در آن پديد آورده است كه بي ترديد جنبه ها و موضوعاتي نوين در تاريخ بشريت محسوب نمي شوند. تا آنجا كه حافظه تاريخ به ياد دارد ازدواج در دوران گذشته به معناي الحاق فردي جديد به درون خانواده اي گسترده و چندنسلي بود. زوج جديد در كنار ساير اعضاي خانواده قرار گرفته و با به دنيا آمدن فرزندان جديد چرخه حيات يكبار ديگر به گردش درمي آمد. در چنين ساختاري، ازدواج مرد و زن، بيشتر از آنكه تشكيل يك خانواده جديد به شمار نمي آمد و سپس رشد و بلوغ و جداشدن يكي از آنان از خانواده به منظور ازدواج (و يا الحاق فرد ديگري براي ازدواج با فرزند اين خانواده) تحولي در سامان روابط خانواده به وجود نمي آورد. پدر ومادر به دليل عدم وجود شيوه هايي براي تنظيم بارداري، صاحب فرزندان متعدد و در سنين مختلف بودند و لحاظ ازدواج يكي از فرزندان در حيات جمعي خانواده چندان تأثيري نداشت نهايتاً زن و مرد پس از طي دوران باروري و آغاز سنين سالمندي، جايگزين اسلاف خود در خانواده مي شدند و البته اين زمان به دليل عمر متوسطه كوتاه انسانها بطور كلي چندان طولاني نبود.
دو موضوع مهم وا لبته وابسته به يكديگر اين وضعيت را تغيير داد. مسأله اول تغييرات تكنولوژيك در عرصه هاي مختلف و خصوصاً علم پزشكي و بهداشت و مسأله دوم تغيير ساختار خانواده بود پيشرفتهاي علمي و مبارزه آشكار با بيماريها، بر سلامت و طول عمر انسانها افزود و از سوي ديگر امكان تنظيم تعداد و زمان تولد فرزندان را به آدمي بخشيد. تغييرات و پيشرفتهاي صنعتي نيز زمينه ساز تغييرات ساختاري در خانواده هايي شد كه مي بايست چرخ صنعت را به گردش درآورند. به دليل اقتضائات خاص زندگي مدرن، عملاً خانواده گسترده و باتعداد فرزندان زياد متناسب زندگي متحول و سريع عصر فن آوري نبود. از سويي خانواده مي بايست تحرك كافي براي پاسخگويي به نيازهاي صنعتي را داشته باشد و از سوي ديگر نيازآفريني صنعت امكان پاسخگويي پدر ومادر به نيازهاي روز افزون و چندسويه فرزندان را نمي داد.
مجموعه اين تغييرات، سه دوران مختلف را در طول عمر خانواده جديد به وجود آورد. دوران اول مربوط است به آغاز ازدواج و زماني كه زوجين هنوز صاحب فرزند نشده اند و البته طول اين دوران به شدت روبه فزوني است. دوران دوم به زماني بازمي گردد كه ورود فرزنداني البته با تعداد اندك كانون آنان را گرمي بيشتري بخشيده اند و نهايتاً دوران سوم كه بخصوص به دليل افزايش اميد زندگي بشر و طول عمر بالاتر انسانها به سرعت روبه افزايش است، دوراني است كه بار ديگر زوجين به دوران اوليه و زندگي در كنار يكديگر بازمي گردند. البته جدايي فرزندان چه به دليل مسائلي نظير اشتغال و تحصيل وچه به دليل ازدواج و تشكيل كانونهاي خانوادگي مجزا و منفك از خانواده اصلي بر اين وضعيت كاملاً تأثيرگذار است. به اين ترتيب جدايي فرزندان از خانواده ديگر صرفاً مسأله اي عاطفي محسوب نمي شود، بلكه شكل و ساختار ارتباطي در خانواده را متحول مي سازند. از اينجاست كه «انتخاب همسر» به مسأله كانوني زندگي خانوادگي در دنياي مدرن تبديل مي شود. در دوران گذشته انتخاب همسر بر عهده زوجين نبود و امري «جمعي» محسوب مي شد، البته اين مسأله پيام هاي زيادي مي توانست همراه داشته باشد، اما به دليل قرارگرفتن زوجين در متن و مجموعه روابط خانواده، گسترده از اهميت كانوني برخوردار نبود. به علاوه تولد و ورود سريع و متوالي فرزندان، روابط زن و شوهر را در سايه اي از روابط پدر ـ مادر ـ فرزندان قرار مي داد و نهايتاً به دليل عمر كوتاه انسانها زن و شوهر به ندرت دوران نسبتاً بلندي را در پايان عمر در كنار يكديگر مي گذراندند.
اهميت روابط زن و شوهري و محوري شدن نيازهاي فردي در زندگي خانوادگي و نيز طولاني شدن اين دوره نهايي، انتخاب همسر را مسأله اي فراتر ازمسائل عادي و خانواده در گذشته هاي نه چندان دور مي سازد. دوراني كه به دليل فراغت از اشتغال و مشكلات پرورش فرزندان و پاسخگويي به نيازهاي آنان، مي بايست سرشار از اعتماد متقابل و آرامش و ايمني خاطر باشد، جز باتوجه و دقت كافي در ابتداي زندگي به دست نخواهد آمد. براي بيشتر افراد، «انتخاب همسر» فرصتي منفرد، تكرارناپذير و فردي در زندگي محسوب مي شود، لذا چنين فرصتي را بايد با «بصيرت»، «دقت» و «مشورت» همراه نمود. فرزندان اگرچه ثمره اصلي زندگي محسوب مي شوند، اما هدف نهايي تشكيل خانواده «مسكون» و آرامشي است كه قرآن نويد آن را داده است.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |