شماره ۲۰۳۳ - سال هشتم - چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۰
Wed, Jan 23, 2002
Think black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه

گلبرگ انديشه
• زن خواه حق رأي داشته باشد يا...
ذفرويد درنامه اي به نامزدش مي نويسد: «طبيعت براي زنان چنين مقرر كرده است كه... بخاطر دلنشيني و زيبايي و جذابيتشان در جواني موجودي دوست داشتني و محبوب باشند و در زمان جاافتادگي همسري عزيز و گرامي... هر دختري، خواه از حق رأي و ديگر حقوق قانوني برخوردار باشد يا نباشد، آنگاه كه مردي دستش را مي بوسد و حاضرمي شود همه چيزش را به پاي او بريزد، مي تواند در اين زمينه راه درست را نشان دهد.»

• صداقت انتخاباتي
دراثناي نطق انتخاباتي جان استوارت ميل براي كارگران، يكي از مخالفان او پلاكاردي را به جمعيت نشان داد كه بر روي آن از رساله «تأملاتي درباره اصلاح پارلمان» به قلم او چنين نقل شده بود: «نجيب زادگان انگلستان دروغ نمي گويند، اما كارگران انگلستان عموماً دروغ مي گويند، هرچند كه برخلاف كارگران برخي كشورهاي ديگر از اين كارخود شرمنده اند» و سپس از او پرسيد آيا واقعاً چنين جمله اي در كتاب خود آورده ايد؟ ميل بدون ذره اي ترديد و درنگ پاسخ داد: «بله». جمعيت بخاطر صداقت و صراحت او بشدت تشويقش كرد. (جان استوارت ميل، انقياد زنان، ترجمه علاءالدين طباطبايي، ص سيزده)

• آنچه روزگاري خنده آور بود
جان استوارت ميل در يكي ازنطقهاي انتخاباتي هنگامي كه در مقابل حضار كه بخش اعظمشان را كارگران تشكيل مي دادند، اعلام داشت كه از حق رأي زنان حمايت مي كند، صداي خنده جمعيت بلند شد. اما وقتي حضار صداقت و حرارت او را ديدند بتدريج آرام شدند. (جان استوارت ميل، انقياد زنان، ترجمه علاءالدين طباطبايي، ص دوازده

درآستانه ها
• اماميه و سياست
«اماميه وسياست» را محمد كريمي زنجاني اصل، تأليف كرده كه درآن تاريخ تشيع درحوزه سياست مورد بررسي قرار گرفته و بزودي توسط نشرني راهي بازار كتاب مي شود.
«كتابهايي ازعهد عتيق » نيز اثر ديگري است كه براساس كتاب اورشليم تنظيم شده و پيروز سيار آن را تنظيم و تصحيح كرده ودرآينده نزديك دراختيار علاقه مندان قرار مي گيرد.
كتاب ديگري كه تا اواسط بهمن ماه توسط نشرني منتشر خواهد شد «مقدمات زبان شناسي» نوشته لارنس توسك است كه فريار اخلاقي آن را ترجمه كرده است.
از مجموعه «صدسال سينما، صدفيلمنامه » هم «شب شكارچي» و «اتاق سبز» منتشر مي شوند.

• «حماسه ايران » از زبان فردوسي
حماسه ايران (يادماني از فراسوي هزاره ها) عنوان كتابي است كه شامل سي وپنج گفتار، نقد و بررسي شاهنامه شناختي است و پژوهش ونگارش آن را جليل دوستخواه از ايرانيان مقيم استراليا و عضو انجمن ايران شناسي استراليا انجام داده است وهفته آينده توسط انتشارات آگاه به بازار عرضه خواهد شد.
«نشانه شناسي » نوشته پي يرگيرو نيز توسط همين ناشر در اواسط بهمن ماه منتشر خواهد شد اين كتاب كه توسط محمدنبوي ترجمه شده است درتلاش است تا نمايي از فضاي تفكرنشانه شناختي را درهمه عرصه هاي فردي وجمعي زندگي روزمره آدمي ترسيم كند.
«پسامدرنيسم دربوته نقد» به گزينش و ويرايش خسروپارسا، «صور خيال در شعرپارسي » نوشته دكترشفيعي كدكني و «روشن تر از خاموشي » برگزيده اشعار امروز ايران نيز ازجمله آثاري هستند كه در طي هفته آينده توسط اين ناشر تجديد چاپ خواهند شد.
همچنين رمان «پوست انداختن» اثر كارلوس فوئنتس با ترجمه عبدالله كوثري نيز بالاخره توسط همين ناشر منتشر شد. اثر ديگري كه همراه با اين كتاب درهفته جاري منتشر شد رمان «سرزمين باد» نوشته گراتسيادلدا بود كه بهمن فرزانه آن را به فارسي برگردانده است.

• پارساترين بانوي شهر
رمان «پارساترين بانوي شهر» نوشته بنتيوپرث گالدوس باترجمه كاوه ميرعباسي بزودي توسط انتشارات طرح نو راهي بازار مي شود. گالدوس رمان نويس مشهور اسپانيايي است كه پس از سروانتس برجسته ترين چهره ادبي اين كشور محسوب مي شود. وي دراين رمان جدال ميان سنت پرستي وتجددخواهي را مضمون اصلي قرار داده است.
طرح نو دراين هفته كتاب «سياست گذر از ميان چپ و راست» را به بازار عرضه كرد اين كتاب كه توسط محمدعلي كريمي ترجمه شده است ، اثري از بودوهومباخ مي باشد. وي كه دوست ومشاور صدراعظم آلمان (گرهارد شرودر) محسوب مي شود دراين اثر تحولات اجتماعي ـ سياسي آلمان درچند سال گذشته را به تصوير كشيده است.

زندگي يافتن رابطه هاست و رسيدن به شعوري يكدست
انسان آشناي خاك و خداست. گرفتار غربت و دغدغه. مي خواهد برگردد. به چه؟ به كجا؟... به كودكي... به قبل از آن.
آن زمان ماه بود و ستاره. آفتاب بود و آب. باد بود و باران. كوهها سركشيده... دشتهاي وسيع... و اين همه را كسي نبود به تماشا بنشيند. جاي انسان خالي بود و جهان نيازمند يك فريب زنانه... فرزندان ناخواسته.
و انسان زير سقف پرنقش آسمان بر ناهمواري زمين جست و جو آغاز كرد. پايي به جلو در پي ماجرا وتجربه... نگاهي به عقب باحسرت آرامش... به دنبال نيروانا... گستره اي امن و خيال انگيز.
هرمان هسه مي گويد، آنجا كه تضادها محو شده باشند نيرواناست.
و من
از راه خيال خود را به نيروانا رساندم. بهشت موعود. سرزمين طلايي. جايي كه دل هميشه در شوق رسيدنش بود. چندروزي گذشت. همه چيز آرام، همه چيز مطلق بود. «مطلق» با سرشت انسانيم در تعارض بود. ظلمتي نبود تا نور را تفسير كند. بدي نبود تا خوبي حس شود. هيچ هدفي نبود كه در پي اش بروي. هيچ دري بسته نبودكه بازش كني. زشتي نبود، كژي نبود، سياهي نبود، جنون شبگردي نبود، دچار وحشت شدم. در جواب درد و رنجهايم، آنچه كه آنجا مي ديدم آزارم مي داد. همه چيز سخت رضايت بخش بود!
ـ حتي درخيال، تاب آنجا نياوردم كه نياز به تجربه در مسيرهاي تازه دارم و همواره دلهره هاي آزمودن را بر آرامش ترجيح داده ام و بارها از لبه اعتقاداتم سقوط كرده ام و باز به شوق تجربه اي ديگر برخاسته ام. تاريخ آخرين باورم را به ياد ندارم.
ـ تنها يقين نورانيم، ايمان به يك بي نهايت بي واژه اي است كه به من اجازه اشتباه مي دهد كه به ما فرصت تجربه كردن مي دهد و شايد به گونه اي خود را درما مي آزمايد. با مي خندد... با ما رنج مي برد... و اين عين عدالت است.
و در دلتنگي هاي جنون آميزمان فقط او با ماست.
ناهيد عباسي

جامعه در آينده
046053.jpg
مقدمات جامعه شناسي/ مارتين البرو/ ترجمه منوچهر صبوري/ نشر ني۱۳۸۰
«مقدمات جامعه شناسي» را مي توان كتابي براي درس مباني جامعه شناسي به شمار آورد كه دانشجويان علوم اجتماعي در نيمسالهاي اوليه تحصيل موظف به انتخاب آن هستند؛ هرچند كه نويسنده كتاب را غيرتخصصي مي داند و هدف آن را جلب نظر خوانندگان عام مي داند. البرو كه اين كتاب را در سال۱۹۹۹ نوشته زمان فعلي را فرصت بسيار خوبي براي پرداختن به اصول پايه جامعه شناسي مي داند و در ابتداي كتاب تأكيد مي كند كه: «موضوع مطالعه جامعه شناسي، يعني جامعه بعد از بيست سال در سايه بودن بار ديگر مركز توجه واقع شده است. از زماني كه هربرت اسپنسر كتاب مطالعه جامعه شناسي رادر سال۱۸۷۳ نوشت جامعه شناسان گهگاه مسائل اصلي اين رشته را دوباره بيان كرده اند. آنها دانش موجود و بحثهاي جاري در اين حوزه را سنجيدند و بحثهاي پايه سودمندي براي زمان خود فراهم كردند. هدف من نيز اين است كه از رويكرد آنان پيروي كنم.
كتاب در پنج فصل تنظيم شده است. در نخستين فصل كه «طبيعت جامعه انساني» نام دارد، با بيان ويژگيهاي منحصر به فرد «جامعه» تلاش مي شود تا به اين پرسش، پاسخ داده شود كه: جامعه شناسي چيست؟
در فصل دوم با عنوان «علم جامعه شناسي» مشاهده مي كنيم كه چگونه جامعه شناسي براي پي بردن به سرشت ويژه جامعه انساني، روشهاي علمي گوناگوني را برمي گزيند. در اين فصل مؤلف با اشاره به مفهوم پارادايم چنين مي نويسد: نظريه پارادايم نشان مي دهد كه بهتر است جامعه شناسي را بيشتر مجموعه اي از شيوه هاي عمل، از جمله روشهاي تحقيق، سازماند هي، آموزش و غيره بدانيم نه صرفاً نظريه. اما در جامعه شناسي، نظريه بيشتر از رشته هايي نظير روانشناسي، جغرافيا يا زيست شناسي، نقش هدايت كنندگي دارد زيرا سنت تفكر درباره جامعه در غرب از ديرباز وجود داشته است.
«نظريه جامعه شناختي» عنوان فصل سوم است كه با اين جمله آغاز مي شود: با گذشت زمان تعادل نظريه و تحقيق در درون رشته هاي علمي تغيير مي كند و بين كساني كه توجه خود را بر نظريه متمركز مي سازند و كساني كه آن را مي آزمايند يا به كار مي برند تقسيم كار صورت مي گيرد.
در ادامه فصل سوم با بيان اين نكته كه انحطاط اجتماع سنتي دربرابر مدرنيته مسأله اصلي جامعه شناسي در اروپا به تفاوت حوزه هاي نظري جامعه شناسي در اروپاو آمريكا اشاره مي كند به اين صورت كه معتقد است: در اساس نظريه جامعه شناختي اروپايي نوستالژي نهفته كه هرگز از ميان نرفته و برعكس ايالات متحده آمريكا در آغاز به ايجاد آينده اي جديد مي انديشيد.
در اواخر فصل نيز با توصيف دگرگونيهاي نيمه دوم قرن بيستم مسأله معاصر براي نظريه در جامعه شناسي را مفهوم «جهاني شدن» مي داند.
در فصل چهارم با به كارگيري مفاهيم جامعه شناختي تلاش مي شود تا خواننده با چگونگي كاركرد «نهادهاي اجتماعي» اعم از سياسي، فرهنگي و اقتصادي آشنا شود. به نظر نويسنده: قراردادها، لاتاري ها، انتخاب سوگواري، تعطيلات و ماليات نمونه هاي نهادهايي از حوزه هاي گوناگون زندگي هستند كه وجود آنها بستگي دارد به اينكه حتي كساني كه تماشاگر هستند يا شركت كنندگاني كه از آنها منتفع نمي شوند و نيز كساني كه از آنها منتفع مي گردند آنها را به رسميت بشناسند.
البته به اين نكته نيز واقف است كه هدف همه نهادها منفعت عمومي نيست و نابرابري و شكاف به همان اندازه كه در جمع هاي انساني وجود دارد در نهادها نيز آشكارند.
روند فصل پنجم مشابه فصل چهام است با اين تفاوت كه مؤلف قصد دارد تا نشان دهد آينده جامعه چگونه خواهد بود؟ وي معتقد است: در عصر جهان جديدي كه در آن زندگي مي كنيم راههاي بسياري وجود خواهد داشت كه طي آنها انسانها در جست وجوي تعادلي بين حوزه هاي زندگي برمي آيند كه با شرايط جديد متناسب باشد و در اين شرايط جامعه شناسي آماده است تا به دولتها، مردم و متخصصان كمك كند واقعيت جديدي را كه به ساختنش كمك كرده اند ارزيابي كنند اما نه به شيوه هايي كه آنها در نظر داشته اند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |