محمدنبوي فوق ليسانس زبان شناسي از پژوهشگاه علوم انساني است و به دو زبان انگليسي و فرانسه تسلط كافي دارد. متولد ۱۳۴۳سمنان است و در سال ۷۶ كتاب «بسوي زبان شناسي شعر» را با همكاري مهران مهاجر منتشر كرد و در همين سال «شوپنهاور و نقد عقل كانتي» را از رامين جهانبگلو به فارسي برگرداند. «هرمنوتيك مدرن» اثر ديگري است كه با همكاري بابك احمدي و مهران مهاجر منتشر ساخت. محمد نبوي امسال نيز دوعنوان كتاب تازه در حوزه نظري منتشركرده كه «بوطيقاي ساختارگرا» اثر تزوتان تودوروف و «نشانه شناسي» اثر پي ير گيرو متفكر فرانسوي است. به مناسبت انتشار اين دو كتاب گفت وگويي كوتاه با او داريم كه مي خوانيد:
شما بوطيقاي ساختارگرا را هم از تزوتان تودوروف امسال ترجمه كرده بوديد؟ جايگاه اين كتاب در ميان آثار تودوروف كجا است؟ آيا پيش از شما از تودوروف كتابي هم ترجمه شده بود؟
اين كتاب از يك نظر جزو مهمترين كتاب هاي تودوروف نيست. مهمترين كتاب هاي تودوروف آنهايي هستندكه او در آنها نظريات تازه و بديع خود را ساخته و پرداخته كرده است؛ ماننددرآمدي برادبيات شگرف، دستور زبان دكامرون و ادبيات و دلالت. اما اهميت كتاب بوطيقاي ساختارگرا در اين است كه تودوروف در اين كتاب چكيده تمام پژوهش هاي ساختارگرايانه در باب متن ادبي، بويژه داستان و رمان، را به صورت بسيار دقيق و البته بسيار فشرده در اختيار ما گذاشته، بطوري كه رابرت اسكولز از آن به عنوان «بيانيه ساختارگرايي» يادكرده است.
اما اهميت اين كتاب را نسبت به ساير كتاب هايي كه در اين زمينه به زبان فارسي منتشرشده اند، طبيعتاً بايد در تفاوت هاي آن با آثار ديگر جست وجو كرد. عمده كتاب هايي كه در اين زمينه در اختيار داريم به شرح آراي افرادي مي پردازند كه در شكل گيري و اوج گيري جنبش ساختارگرايي از سوسور تا تودوروف و ژرارژنت ايفاي نقش كرده اند. اما اين كتاب رهيافتي متفاوت به اين موضوع دارد و مي كوشد تا به ما بگويد وقتي كتابي مي خوانيم، چگونه مي توانيم با استفاده از نگره ساختارگرا درباره آن حرف بزنيم و تحليلي از آن به دست دهيم، مي كوشد به ما بگويد چه روش هايي را بايد به كار بگيريم و به چه عناصري توجه كنيم و براي اين كار مفاهيم و مقولاتي را در اختيار خواننده قرارمي دهد.
اما بايد توجه داشته باشيم كه اين كتاب ها هر يك جايگاه و اهميت خاص خود را دارند و در واقع مكمل هم هستند. بازهم بگويم كه باوجود چندكتاب در اين زمينه ما هنوز با فقر عظيم منابع نظري روبروييم.
ترجمه آثار تئوريك مثل نشانه شناسي و بوطيقاي ساختارگرا در پاسخ به نياز منتقدان و نويسندگان است، يا دلايلي ديگر براي اين كار داريد؟
اگر من عمدتاً به ترجمه آثار تئوريك مي پردازم دو دليل دارد: يكي طبيعتاً علاقه شخصي خودم به اين آثار است و ديگري نيازي است كه احساس مي كنم جامعه ما به اين قبيل آثار دارد. ببينيد، ما يا بايد قيد بهره گيري از دستاوردهاي فكري بشر را بزنيم، يا اگر مي خواهيم از آنها استفاده كنيم بايد مواد و مصالح آن را فراهم كنيم و فكر مي كنم يكي از راههاي آن، ترجمه هرچه بيشتر آثار نظري و همچنين تأليف آثاري براي شرح آنها است. همان طور كه پيشتر گفتم تا رسيدن به حد مطلوب و قابل قبول فاصله زيادي داريم.
بازتاب انتشار كتاب «به سوي زبان شناسي شعر» در ميان خوانندگان چگونه بود؟
در مورد استقبال از به سوي زبان شناسي شعر فكر مي كنم ناشر آن بهتر بتواند جواب شما را بدهد. اما من همين قدر مي توانم بگويم كه انتشار اين كتاب هيچ بازتابي در جامعه ما نداشته است، نه در ميان دوستداران شعر و ادبيات و نه در ميان زبان شناسان و منتقدان ادبي و من هيچ مقاله اي در نقد آن نديده ام. نمي دانم دليلش چيست. شايد دليلش اين باشد كه اين كتاب به جامعه خوانندگان معرفي نشده است.
شايد فشردگي مسائل مطرح شده و نيز زبان فني و گاه دشوار آن خوانندگان را پس زده باشد و شايد هم كتابي درباره زبان شناسي شعر ارزش توجه كردن نداشته است. اما به هر حال ما هيچ پاسخي از جانب هيچكس نگرفتيم وبه قول ميخائيل باشين هم «هيچ چيز هراس انگيزتر از نبودن پاسخ نيست» اين مسأله اي است كه ما در همه عرصه هاي حيات اجتماعي و فرهنگي مان با آن دست به گريبانيم.
الان چه كتابي را در دست انتشار داريد و مشغول ترجمه چه كتابي هستيد؟
يك كتاب كوچك بازهم با عنوان «نشانه شناسي» ترجمه كرده ام كه به زودي در مجموعه «قدم اولِ» نشر شيرازه منتشر خواهدشد. آن كتاب رهيافتي كاملاً متفاوت با اين يك دارد و عمدتاً مبتني به شرح آراي نشانه شناسان به صورت مصور است.
اما در حال حاضر من و مهران مهاجر مشتركاً روي دو كتاب كار مي كنيم كه هر دو در مراحل پاياني كار هستند. يكي واژه نامه ادبيات و نظريه ادبي است كه يك واژه نامه دوزبانه انگليسي و فارسي است و احتمالاً تا عيد به زيرچاپ مي رود. ديگري دانشنامه نظريه ادبي معاصر است كه در واقع دانشنامه اي توصيفي است حاوي شرح رويكردها و اصطلاحات موجود در نظريه ادبي سده بيستم. بخش اعظم اين كار انجام شده و احتمالاً تا اواخر بهار آماده چاپ مي شود. هر دوي اين كتاب ها را نشر آگه منتشر خواهد كرد.