عباس مسعودي در سر مقاله مورخ ۱۳۲۰/۸/۳ در روزنامه اطلاعات نوشت : شاهپورها به قدري لو س و ننر ، از خود راضي و مغرور شده بودند كه به حرف وليعهد هم ترتيب اثر نمي دادند
سپهبد امير احمدي فرماندار نظامي تهران ، طي اعلاميه يي سانسور مطبوعات را براي نخستين بار بعد از سقوط رضاشاه، برقرار كرد و اين در حالي است كه فقط ۶۵روز از سقوط شاه مي گذرد. امير احمدي در اعلاميه شديداللحن خود كه در جرايد پايتخت انتشار يافت و در راديو خوانده شد اعلام داشت:
«به موجب ماده ۸ قانون حكومت نظامي، اگر مطبوعات بر ضد اقدامات دولت چيزي بنويسند، آن روزنامه توقيف خواهد شد و اگر در مطالب روزنامه تحريك بر ضد دولت شده باشد متصديان يا مديران آنها موافق حكم محكمه نظامي، مجازات خواهند شد.»
سربازگيري از سر گرفته شد
سرتيپ آق اولي رئيس نظام وظيفه عمومي، كليه افرادي را كه قبل از تمام شدن ۲سال خدمت وظيفه مرخص شده و همچنين كساني را كه به سن مشموليت رسيده بودند به خدمت ارتش فراخواند. بدين ترتيب ۶۵روز پس از فروپاشي ارتش اينك بار ديگر بازسازي آن آغاز شد.
جمعه ۲آبان ۱۳۲۰
روزنامه اطلاعات از خط مشي خود دفاع مي كند
روزنامه اطلاعات به اتهام زدوبند با دولت چند روزي است كه مورد اعتراض روزنامه نويس ها و مردم قرار گرفته است. عباس مسعودي مدير اطلاعات در دفاع ازخود مي نويسد: «روزنامه اطلاعات به موجب آمار صحيح بعد از روزنامه «الاهرام» مصر كه شماره انتشار آن متجاوز از يكصد هزار مي باشد از لحاظ انتشار (تيراژ) هيچ روزنامه يي درتركيه ـ عراق و افغانستان به پاي آن نمي رسد. بنابراين اطلاعات دومين روزنامه يي است كه در كشورهاي اسلامي از حيث انتشار (تيراژ) شايان توجه مي باشد اگر من دنبال افكار زشت و فكرهاي شخصي و منافع خصوصي مي رفتم مي توانستيم چنين موفقيتي براي روزنامه اطلاعات كه از هيچ شروع شده است پيدا كنيم؟ ـ درحال حاضر شماره اطلاعات بين ۴۵ و ۵۰ هزار نسخه در روز و بودجه آن در ماه ۸۰۰هزار ريال و عده كساني كه در مركز و شهرستانها در پيرامون اين روزنامه نان مي خورند از ۳هزار نفر متجاوز مي باشد و مصرف كاغذ اطلاعات در روز ۲تن است:
ما بايد آزادي راكه خوشبختانه امروز پيدا كرده ايم با كمال قوت حفظ كنيم و ديگر نگذاريم ما را آلت اجراي مقاصدي كنند كه در نتيجه به قهقرا برگشته و وضعيت اسفناك گذشته، خداي نخواسته تكرار شود.
|
|
سرلشگر اميرفضلي
|
جمعه دوم آبان ماه ۱۳۲۰
قزوين تخليه شد
مطبوعات نوشتند؛ نيروهاي شوروي مشغول تخليه قزوين هستند و اين شهر همين روزها تخليه خواهد شد.
تهران ـ سوم آبانماه ۱۳۲۰
تلاش براي محبوبيت شاه جديد
در حالي كه با ريخته شدن ترس مردم و افشاگريهاي مطبوعات بي سانسور، صداي اعتراض مردم نسبت به عملكرد مستبدانه دولتهاي ۲۰سال گذشته روز به روز طنين تازه تري پيدا مي كند، عوامل وابسته به رژيم قديم كه اينك با تثبيت سلطنت در خاندان پهلوي دورشاه جديد جمع شده اند، در تلاش آن هستند كه مردم را قانع كنند كه شاه فعلي با پدرش فرق دارد و تحصيلكرده و دموكرات است. عباس مسعودي مدير اطلاعات در نخستين جشن سالگرد تولد شاه جديد در شماره سوم آبان ۱۳۲۰ مي نويسد:
«پادشاه جواني كه امروز بر اريكه سلطنت جلوس نموده و از روي ايمان و عقيده به آزادي و مشروطيت احترام مي گذارد نمي خواهد جز آنچه قانون اساسي براي ايشان وظيفه معين كرده به هيچ كاري دخالت نمايد. روزهاي اولي كه شاهنشاه جوان ما به مقام سلطنت رسيد نگرانيهايي ديده مي شد و تصور مي كردند شكل قضيه عوض شده والا اساس فرق نكرده است. مردم حق داشتند نگران باشند چون شاه جوان و روشنفكر خود را نمي شناختند. شاه در دوران ولايتعهدي خود نمي توانست و جرأت نداشت كوچكترين عقيده خود را درخصوص كارهاي كشور با پدر خود بگويد، اين موضوع را همه رجال اين كشور به خوبي مي دانند. شاه نمي توانست نيات قلبي خود را در آن روزها ظاهر كند و عقايد و افكار خويش را بيان نمايد و روي آن رفتار كند. چه بسيار و بسيار از كارهاي نارواي پدر خود را با بدبيني مي نگريست ولي جرأت و جسارت اظهار مخالفت و جلوگيري از آن را نداشت.
ملاحظه فرماييد: چنان رعب و وحشتي همه را فراگرفته بود كه حتي فرزند والاتبار كه بيش از هر كس در نزد شاه سابق عزيز و محترم بود جرأت نداشت در مسائل كشور و قضايا وارد و اظهار عقيده نمايد. من به جرأت قسم مي خورم كه شاه فعلي نه فقط با بسياري از كارهاي پدر خود موافق نبود بلكه قبلاً نيز از بعضي از اقدامات شاه متأثر مي گرديد. ولي جرأت دم زدن نداشت. تمام اعمال و رفتار شاهپورها كه نبايد گفت، از نظر اعليحضرت زشت و ناپسند بود و مورد مؤاخذه وليعهد قرار مي گرفت ولي به قدري لوس و ننر و از خود راضي و مغرور شده بودند كه به حرف وليعهد هم ترتيب اثر نمي دادند. همين آقاي سرلشگر يزدان پناه كه اكنون رئيس ستاد ارتش مي باشد و در آن روز رياست دانشكده افسري را داشتند بهتر از هركس شاهد و ناظر اين قضايا بودند وليعهد مكرر در حضور شخص ايشان شاهپورها را مورد سرزنش و ملامت قراردادند ولي اثر نكرد.»
با توجه به روحيات مرحوم عباس مسعودي ترديد نبايد داشت كه تمامي اين مطالب با اطلاع خود شاه تهيه و تنظيم شده است. به نظر مي رسد كه به اقتضاي سياست روز روزنامه اطلاعات از پدر و برادران شاه بد مي گويد تا پايه هاي سلطنت شاه جديد استوار شود. از نزديكان مرحوم مسعودي شنيدم كه «شاه در سالهاي آخر سلطنتش اكثر محارم و نزديكان خود را تارانده بود و جز مسعودي و چند نفر ديگر مشاوري نداشت و اينها هفته اي يك روز در دربار با شاه ناهار مي خوردند تا اينكه مسأله يي پيش آمد كه مسعودي نيز مغضوب شد و او را ديگر به دربار دعوت نكردند و همان موجب مرگ ناگهاني مسعودي شد.»
مالكين املاك شمال براي دادخواهي به مجلس شوراي ملي رفتند
يكشنبه ۲۰/۸/۴ عده اي از مالكين شمال كه املاك آنها در حكومت بيست ساله به زور گرفته شده بود به مجلس شوراي ملي رفته با رئيس مجلس گفت وگو كردند.
|
|
سرلشگر ضرغامي
|
و چون عده يي از اين مالكين از شهرستانها آمده بودند و مكاني براي زندگي نداشتند به دستور رئيس مجلس دو اتاق در اختيار ايشان گذاشته شد تا به شكايت آنها رسيدگي شود ـ در مجلس شوراي ملي نيز بحث استرداد املاك غصبي به شدت مورد بحث نمايندگان بود.
تهران ـ ۲۰/۸/۶
فرماندهان حكومت كودتا بركنار شدند
اعلام شد كه اكثر فرماندهان ارتش رضاشاه ـ شاه سابق ـ بازنشسته مي شوند و اسامي اين افراد به شرح زير در جرايد پايتخت انتشار يافت.
سرلشگر كريم بوذرجمهري ـ سرلشگر علي نقدي ـ سرلشگر ضرغامي ـ سرلشگر خراغي ـ سرلشگر خدايار خان ـ سرلشگر اميرفضلي و چند سرتيپ ديگر.
سخني پيرامون اميران بازنشسته
از ميان ۱۳ امير بازنشسته چندنفر آنها از محارم رضاشاه بودند كه شرح حال آنها از نظر خوانندگان گرامي مي گذرد
كريم آقاخان
كريم آقاخان بوذرجمهري در ديويزيون قزاق همايوني كه تحت فرمان افسران روس اداره مي شد. در شمار درجه داران بود و بعدها به درجه افسري رسيد وي چند سالي در قزاقخانه همايوني همنشين و مونس رضاخان بود. بعد از كودتا وقتي رضاخان وزير جنگ شد كريم آقا را در پست رئيس بلديه (شهرداري) به كار گماشت.
كريم آقا توجه خاصي به نوسازي شهر تهران مبذول داشت ولي شيوه هايي كه در اين مورد به كار گرفت آمرانه و غيرقانوني بود. لذا، موجب نارضايتي مردم شد. كريم آقا در دهه ۱۳۰۰ مسؤول املاك شخصي شاه شد و با به كار گرفتن شيوه هاي نادرست و ناپسند به تصاحب اموال مردم پرداخت، وي در سال ۱۳۰۸ با حفظ سمت شهردار تهران وزير فوائد عامه شد در سال ۱۳۱۲ به درجه سرلشگري رسيد وي تحصيلات مرتبي نداشت و به خاطر سوابق خدمت در قزاقخانه ،كمي روسي مي دانست. بعد از شهريورماه ۱۳۲۰ در دوران بازنشستگي براي معالجه سفري به فلسطين كرد.
در آن زمان نوه آقا شيخ فضل الله نوري مجتهد معروف سركنسول ايران در بيت المقدس بود.
سرلشگر بوذرجمهري در كنسولگري به ديدار سركنسول رفت سركنسول از او پرسيد تيمسار در دوره رياست شهرداري شما تمام دروازه ها و آثار قديمي پايتخت را خراب كردند چرا با ميراث فرهنگي مملكت خود اين معامله راكرديد، سرلشگر با صداقت تمام گفت: ما آدمهاي بي سوادي بوديم نمي دانستيم كه اين كارها را نبايد بكنيم.
|
|
سرلشگر كريم آقا بوذرجمهري
|
سرلشگر اميرفضلي
وي از مهاجرين قفقازي بود و اجدادش بعد از جداشدن ۱۷ شهر قفقاز زير بار حكومت تزارها نرفته به ايران كوچ كرده بودند و مورد توجه شاهان قاجار بودند وي در ۱۲۹۹ دركودتا شركت كرد و در ارتش جديد تا درجه سرلشگري ترفيع مقام يافت.
وي ۱۳۰۲ والي آذربايجان شد و بعد از آن به استانداري خوزستان رسيد. وي در سال ۱۳۱۵ كفيل وزارت جنگ بود سپس مغضوب شد و از كار بركنارگرديد.
سرلشگر خدايارخان
وي از صاحب منصبان ديويزيون قزاق بود وي در سال ۱۲۸۵ درجه سرهنگي داشت خدايارخان در جريان توپ بستن مجلس كه بريگاد قزاق عامل اجراي آن بود از خدمت قزاقخانه به علامت اعتراض كناره گيري كرد و پس از سقوط محمدعلي شاه به خدمت بازگشت. خدايارخان از زمان خدمت در قزاقخانه با رضاخان دوستي صميمانه اي داشت.
«كلنل استاروسلسكي» آخرين فرمانده روسي قزاقخانه او را به اتهام رشوه خواري از قزاقخانه اخراج كرد. خدايارخان بعد از استاروسلسكي به قزاقخانه بازگشت و در كودتاي ۱۲۹۹ به رضاخان پيوست وي وارد ارتش جديد شد و به درجه سرلشگري رسيد خدايارخان علاوه برمشاغل نظامي چند بار متصدي وزارتخانه هاي مختلف شد.
خدايارخان بيشتر وقت خود را صرف توسعه املاك سلطنتي مي كرد مرحوم اميرموثق (سپهبد محمد نخجوان) به اين نگارنده اظهار داشت بيشترين بدآموزيها به رضاشاه از طريق خدايارخان انجام مي شد و او بود كه شاه را به خريد املاك بيشتر و غصب اموال مردم تشويق مي كرد.