شماره ۲۰۳۵ - سال هشتم - جمعه ۵ بهمن ۱۳۸۰
Fri, Jan 25, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
قديما
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
سگ كشي در واقعيت
جشنواره فجر مثل سال هاي گذشته
برداشت آخر
قابل توجه «كا.گ.ب»
يادداشت سينمايي

سگ كشي در واقعيت
باور كنيد اين دعوا برنده اي ندارد
046344.jpg
كم پيش مي آيد كه داستان فيلم در همان زمان نمايش بدل به واقعيتي تمام عيار شود. اما به نظر مي رسد اين اتفاق در مورد فيلم سگ كشي در حال رخ دادن است و مي رود تا در روزهاي جشنواره جنجالي بزرگ را در سينماي ايران باعث شود...
در اين روزهاي بي خبري، كه تمام اخبار حاكي از شركت يا عدم شركت فيلمها در بيستمين فستيوال فيلم فجر است، شكايت تهيه كننده فيلم سگ كشي از كارگردان آن مي توانست سروصداي چنداني نداشته باشد. اما اگر در نظر آوريم كه اين تهيه كننده جوان، به ادعاي خودش مداركي را در دست دارد كه مي تواند شخصيتي با پيشينه بهرام بيضايي را روانه سلولهاي تاريك زندان كند، بحث، اهميتي حتي فراتر از فستيوال فيلم پيدا مي كند.
بهروز هاشميان، تهيه كننده جواني كه پس از سرمايه گذاري در فيلم اميرنادري، به توصيه او به ايران آمد تا فيلم بهرام بيضايي پس از ده سال روي پرده سينماها بيايد، ادعاهايي دارد كه در صورت اثبات آن شوكي بزرگ بر سينماي ايران وارد خواهدشد. در خبري كه در صفحه پيگرد با سابقه ترين ماهنامه سينمايي كشور به چاپ رسيده، آمده است كه: «... هاشميان اتهامهاي ديگري را هم متوجه بيضايي كرده، اتهاماتي مانند جعل سند و امضا، زيرپا گذاشتن توافقها و قراردادهاي قانوني و...» اين نزاع حيرت انگيز و اين اتهامات غم انگيز، شايد غيرمحتمل ترين اتفاقي بود كه مي شد سال گذشته آن را به ذهن آورد...
در جشنواره نوزدهم فيلم فجر، وقتي در جلسه پرسش و پاسخ فيلم در سالن مطبوعات هاشميان كنار بيضايي نشست، بي شك پس از بيضايي و حتي چون او، محبوب ترين فرد جمع بود. دوستداران «استاد» كه اين روزها بدل به كنايه اي شده، هاشميان را به عنوان منجي بيضايي مي شمردند. اين محبوبيت، حتي تا زمان نمايش فيلم هم ادامه يافت، اما اكنون به نظر مي رسد درگيريهاي مطبوعاتي باعث فروكش كردن مقبوليت هاشميان شده باشد.
بيضايي كه سال گذشته، به ادعاي هاشميان، در نامه اي به مديران جشنواره خواسته بود تا نام هاشميان هم به عنوان تهيه كننده بيايد، بعدتر، مدعي شد كه هاشميان فقط سرمايه گذار است و اوست كه تهيه كننده حقوقي فيلم به شمار مي آيد. اين باعث نزاعي شد كه درنهايت به ضبط كردن فيلم توسط هاشميان انجاميد، و سرانجام، پس از رأي هيأت داوري خانه سينما به نفع بيضايي، با پرداخت مبلغي به هاشميان كه توسط فارابي صورت گرفته، به نظر مي رسيد دعوا ختم به خير شده باشد. اما گويا هنوز اول راه است.
بهرام بيضايي كه مي گويند دعواهاي اخير او را بسيار فرسوده، ادعا مي كند مداركي در دست دارد كه مي تواند دعوا را ختم به خير كند. اين دقيقاً همان حرفي است كه هاشميان هم مي زند و بنا به نوشته نشريه فيلم به دليل رعايت حال فيلم از پيگيري آن منصرف شده است. در اين ميان، «فرهنگ تماشا» مجري طرح سگ كشي كه احمدرضا درويش يكي از مديران آن است، ادعا دارد كه بيضايي برخلاف قرارداد و توافق اوليه فيلم را در اختيار بنياد سينمايي فارابي قرارداده است. در حالي كه روابط عمومي بنياد فارابي از پاسخگويي به اين سؤال طفره مي رود، بهرام بيضايي، چندماه پيش اشاره كرده بود كه فقط پخش خارج از كشور فيلم به هاشميان مربوط است و پخش ايران، در اختيار تهيه كننده بيضايي است...
به هر تقدير، نتيجه دادگاه ادعايي طرفين هرچه باشد توفيري در اين مسأله ايجاد نمي شود كه چنين حوادثي به سود سينماي ايران نيست. بيضايي كه احتمالاً چندي ديگر ساخت فيلم جديدي را آغاز خواهدكرد، اكنون نبايد و نمي تواند خود را درگير چالش هاي فرسوده كننده اي سازد كه نتيجه آن از پيش معلوم است. با تمام اتفاقاتي كه رخ داده، «استاد» براي تمام دوستداران بيضايي، هنوز مفهوم كنايه آميزي پيدا نكرده، گرچه «سگ كشي» پس از ده سال، اندكي به اسطوره اي كه از كارگردان در اذهان ساخته شده بود، خدشه وارد كرد...
دامون بهاري

جشنواره فجر مثل سال هاي گذشته
بسياري از فيلم ها آماده نيستند
046350.jpg
در حالي كه روز به روز به آغاز جشنواره فيلم فجر نزديك مي شويم و تب و تاب جشنواره بيش از پيش احساس مي شود، خبرمي رسد كه هنوز بسياري از فيلم هايي كه در بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر پذيرفته شده اند، براي نمايش آماده نيستند. اين، خاطرات تلخ سال هاي گذشته را دوباره پيش چشم آورده و زنده مي كند كه چگونه همواره شاهد بوديم فيلم هايي در آخرين لحظات، از برنامه روزانه جشنواره به ناگهان به بهانه نرسيدن حذف مي شدند و اين سؤال پيش مي آيد در حالي كه يكي از شروط امسال جشنواره تحويل بموقع فيلم ها بود، چگونه بسياري از فيلم ها كه قاعدتاً ديده شده و انتخاب گشته اند، هنوز آماده نمايش نيستند؟!
از ميان فيلم هاي مطرح جشنواره، در حال حاضر، «ارتفاع پست» ابراهيم حاتمي كيا هنوز در مرحله تدوين به سرمي برد، «خانه اي روي آب» بهمن فرمان آرا توسط مسعود بهنام در استوديو بهمن صداگذاري و ميكس مي شود. «بماني» مهرجويي، تازه ميكس خود را به پايان رسانده است. ملاقلي پور فيلمبرداري «قارچ سمي» را تازه به پايان رسانده، وميرشكاري هم صداگذاري و ميكس «مزاحم» ساخته سيروس الوند را در استوديو پويا به انجام مي رساند. تمام اين ها در حالي است كه خبرمي رسد فيلم «كاغذ بي خط» ناصرتقوايي هم هنوز در مراحل فني است و نمي توان اين فيلم را آماده نمايش ناميد. از ديگر فيلم ها مي توان به «امتحان» ناصررضايي اشاره كرد كه در استوديو كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان توسط چنگيز صياد صداگذاري مي شود. «تيك» اسماعيل فلاح پور در مراحل فني است و…
در حالي كه از ميان فيلم هاي بخش مسابقه سينماي ايران، فقط «شام آخر» فريدون جيراني، «ايستگاه متروك» عليرضا رئيسيان، «پرنده بازكوچك» رهبرقنبري و چند فيلم كم شمار ديگر آماده نمايش است و علاوه بر فيلم هاي برشمرده در بالا، «نان و عشق و موتور ۱۰۰۰» ابوالحسن داودي، «نگين» اصغر هاشمي، «يك الف ناقابل» محمدعرب و… هم آماده نشده اند، به ما حق بدهيد كه درباره جشنواره امسال، اندكي (فقط اندكي) نگران باشيم. آيا اين حق را نداريم؟
مهيار خسروي

برداشت آخر
اين هفته: مجيد مظفري
ما اصلاً سينما نداريم
046347.jpg
• آقاي مظفري چرا فيلم تان به جشنواره نرسيد؟
•• علت اصلي اش عقب افتادن و طولاني شدن زمان مونتاژ فيلم بود. ضمن اينكه بعد ازدرگيري صداوسيما و ارشاد و تحريم جشنواره توسط سيما، فيلم هاي رسيده دوباره مورد ارزيابي قرارگرفتند و فيلم من هم از جشنواره عقب افتاد. البته من نوار كارم را به جشنواره رساندم اما آن نوار اصلي كار من نبود.
• درگيري تلويزيون و ارشاد چه ارتباطي به فيلم شما دارد؟
•• خوب بعد از ماجرايي كه بين دفتر جشنواره و صداوسيما اتفاق افتاد، فيلم من هم مشمول اين تحريم شد.
• پس تهيه كننده فيلم تلويزيون است؟
•• بله. شبكه دوم سيما
• چطور شد كه به سمت كارگرداني كشيده شديد؟
•• قصه اش طولاني است. اما علت اصلي اش بي ثبات شدن حرفه سينما است. بي ثباتي اين حرفه همكاران خيلي خوب و پرتوان مرا به سمت كارهاي ديگري كشيد. اما چون من كارديگري غير از بازيگري و كارگرداني بلد نيستم، تن به اين كار دادم.
• يعني از قبل تصميم نداشتيد كارگرداني كنيد؟
•• نه، اصلاً. متأسفانه سياستهاي غلط اين ۶ ۵، ساله اخير باعث بيكار شدن خيلي از حرفه اي هاي خوب سينما شده است.
• منظورتان مشخصاً سياستگذاري هاي معاونت قبلي سينمايي است؟
•• من بيشتر با زمان سياستگذاري ها كار دارم تا با افراد. درا ين ۶ ۵، ساله اخير متأسفانه سينماي ما به طرف بي ثباتي و بي فرهنگي و اشاعه پوچي و اداي فرنگي ها را درآوردن و فيلم هاي هندي و ساختن صورتك هايي كه شبيه هم هستند رفت. من اصلاً با جوان گرايي مخالفتي ندارم. اما كاركردن براي جوانان با كاركردن با جوانان خيلي فرق داره.
• اما آن زمان هم سينماي ما فقير بود و سرمايه اوليه را فيلم ها برنمي گرداندند.
•• نخير. اتفاقاً سرمايه را هم برمي گرداندند. شما الان توجه كنيد. چرا محمد بزرگ نيا بعد از ۱۱ سال نبايد كار تازه بسازد. چرا مهرجويي بيكار شده! بهرام بيضايي بايد سالي يك بار فيلم بسازد. ما چطور در جشنواره به فلان فيلمبردارو فلان صدابردار جايزه مي دهيم درحالي كه اصل مسأله هنوز لاينحل مانده است. آيا واقعاً اين صدابرداري، همان صدابرداري روز جهان است؟
به نظر من ما اصلاً سينما نداريم. درواقع ما الان داريم شوخي مي كنيم كه از سينما حرف مي زنيم. اگر سينما مي خواهيم بايد هر سال ۵،۶ سالن سينمايي به شهرمان اضافه شود. از اول انقلاب چند سالن سينما ساخته شده است. چند سالن تعمير شده است؟ چند سالن تعطيل شده است؟ ما بايد اول تكليف خودمان را روشن كنيم. اگر سينما مي خواهيم بايد سالن بسازيم بعد فيلم بسازيم.
الف. دبير

قابل توجه «كا.گ.ب»
جيمز باند آذرماه ۱۳۸۱ بازمي گردد
046362.jpg
دوشنبه هفته تازه (اول بهمن) مصادف با آغاز سومين هفته فيلمبرداري بيستمين قسمت از سري فيلم هاي پرماجرا و خيالي جيمزباند است. همان «مأمور ۰۰۷» كه مجوز قتل هر كس و هر مقامي را در دست دارد و مخلوق ذهن ايان فلمينگ بود و پس از اتمام كتابهاي ۱۶ گانه وي و البته پس از مرگ خود او در ۴ فيلم اخير عده اي جور او را كشيده و داستانهاي تازه اي را به فراخور شرايط سياسي و اجتماعي امروز دنيا براي اين مأمور اينتليجنت سرويس كه قرار است تمام تبهكاران و خواستاران نابودي دنيا را سر جايشان بنشاند (!) نوشته اند.
نام قسمت بيستم ماجرا هنوز مشخص و اعلام نشده وفقط اين نكته محرز است كه فيلمبرداري در ارديبهشت سال آينده به پايان مي رسد و دليل طول كشيدن تا آن زمان وقوع حوادث قصه در۶ كشور مختلف منجمله كره، هنگ كنگ، كوبا و انگليس است كه سفر به تمام آنها را مي طلبد. در اين فيلم كه زمان عرضه ي آن اوايل آذرماه ۱۳۸۱ ذكر شده است براي چهارمين مرتبه متوالي پي يرس براسنان ايرلندي نقش جيمز باند را ايفا خواهند كرد. نام او را «باند يك ميليارددلاري» گذاشته اند و اين اشاره اي به آن است كه سه فيلم قبلي با حضور او در سطح جهان حدود اين رقم فروش داشته اند. ضمن اين كه جيمزباند پرفروش ترين «سري فيلم هاي تاريخ» محسوب مي شود و سري آثاري مشابه مثل «جنگ ستاره ها» كه تا به حال ۴تايش عرضه شده اند، هنوز اين قدر نفروخته اند و برآورد شده است كه بيش از ۷۰ درصد مردم دنيا حداقل يك فيلم جيمز باند را ديده اند. كارگرداني قسمت تازه با لي تاماهوري فيلمساز اهل نيوزيلند است و وي مي گويد: با احتساب اين كه حتي در كشورهايي مثل فيجي و استوني نيز باند هزاران طرفدار دارد و همه با ايده فعلي موجود از او به عنوان يك مرد باهوش بزن بهادر و منجي حيات روي كره خاكي (!) عادت كرده اند، قصد ندارد اين برداشت را از روي او تغيير دهد و بنابراين در فيلم تازه نيز باند از در و ديوار بالا مي رود و هر كاري كه تصور كني، از دستش برمي آيد! به همين خاطر است كه مي گويند يكي از دروس اختياري و كلاسهاي انتخابي در سازمان «كا.گ.ب» (پليس مخفي روسيه) تماشاي فيلم هاي جيمز باند و آشنايي با آرتيست بازيهاي اوست تا در حالات مشابه و حقيقي بدانند كه چه بايد انجام دهند و مثل باند روئين تن (!) باشند.
اين بار «باند» در قصه ي تازه از همراهي «هاله بري» هنرپيشه زن سياهپوست آمريكايي به عنوان زن اول قصه برخوردار است و نقش آدم بد ماجرا را نيز توبي استينفنز بازي مي كند. او با واقع بيني تلخي مي گويد: من مي دانم كه نقش جيمز باند را هيچ وقت به من نخواهند سپرد. پس ايفاي نقش آدم منفي اين ماجرا بهترين چيزي است كه احتمال داشت شامل حالم شود. و براسنان كه باند است و جاي «باند»هاي قبلي سينما يعني شون كانري، جورج لازنبي، راجر مور و تيموتي دالتون را گرفته است مي گويد شايد بعد از بازي در پنجمين «باند» خود، خداحافظي كند. بنابراين منجي بعدي زمين آماده باشد!

يادداشت سينمايي
همه برابرند، اما...
مشكلاتي كه روزهاي گذشته ميان صدا و سيما و دفتر جشنواره پيش آمده و در نهايت منجر به كناركشيدن يك فيلم از جشنواره فيلم شد، سيمايي كلي دارد كه يك سوي آن ناكارآمدي روابط و مناسبات را در سينماي ايران و سوي ديگرش تعريف نشدگي چيستي و چگونگي و ساز و كارهاي برگزاري و يا حضور در مراسمي چون فستيوال فيلم فجر را باز مي كاود. بازكاوشي كه نتيجه محتوم آن از همين ابتدا، بي تجربگي و يا عدم حسن نيت طرفين درگير وخصوصاً طرف مدعي اين كارزار را به اثبات مي رساند:
۱ـ صدا وسيما، ادعا دارد كه فستيوال فجر با سوءنيت به حذف فيلمهاي اين تهيه كننده از جشنواره مبادرت ورزيده است. اين ادعايي كلي است كه چند پرسش كوچك ناآگاهانه بودن و يا رويكرد فرافكنانه اين ارگان را آشكار مي سازد:
الف: طبق چه قانون و ضابطه اي جشنواره مجبور است تمام فيلمهاي يك تهيه كننده را در بخش مسابقه شركت دهد؟
ب: آيا عدم شركت چند فيلم يك تهيه كننده در بخش مسابقه دليل مناسبي است براي كناركشيدن مابقي فيلمهاي آن تهيه كننده از جشنواره؟
پ: سينماي ايران تهيه كننده پرقدرت كم ندارد. اگر تمام تهيه كنندگاني كه بيش از دو فيلم در جشنواره شركت داده اند خواستار شركت تمام آثارشان در بخش مسابقه باشند حساب كنيد بخش مسابقه چه معجوني خواهد شد؟
د: تهيه كنندگان خصوصي را نيز اگر يك تماميت عمومي فرض كنيم، مي توانند چنين ادعايي را مطرح كنند. آيا به صرف اين كه تهيه كنندگان خصوصي از ابزارهاي فشار بي بهره اند، مي تواند چنين حقي را براي تهيه كنندگان حكومتي محفوظ داشت؟
۲ـ صدا و سيما همواره از ابزارهاي شخصي خود در نگاه گزينشي و خصوصاً در پخش تيزرهاي تلويزيوني عمل كرده و مجوزهاي ارشاد را در تصميم گيري هاي نهايي بي تأثير دانسته است. حال اين تهيه كننده چگونه به خودش حق مي دهد انتخاب هاي جشنواره اي را زير سؤال ببرد كه انتخابش را نه برپايه سلايق شخصي كه براساس تصميمات جمعي هيأتي از فعالان خوشنام عرصه سينما انجام داده است؟
۳ـ بسياري اعتقاد دارند كه ادامه اين بحث ها به اتخاذ تصميماتي شديدتر از جانب تلويزيون خواهد انجاميد. اگر واقعاً چنين چيزي صورت بگيرد، قطعاً در آن جا شعارهاي اخلاقي تلويزيون ايران كاملاً خنثي و مخدوش شده و سيماي يك لجبازي كودكانه را به خود خواهد گرفت.
۴ـ نمي توان براين نكته چشم پوشيد كه صدا وسيما تهيه كننده بسياري از آثار به ياد ماندني تاريخ سينماي ايران است. اما حتي اين همه حقي براي اين نهاد ايجاد نمي كند، مگر اين كه قائل به اين مسأله باشيم كه برخي ها در قوانيني كه قاعدتاًهمه در برابر آن برابرند، برابرترند! آيا واقعاً چنين است؟
امين فرج پور

هفته نامه «سينما جهان» توقيف شد
هفته نامه «سينما جهان» به مدير مسؤولي «محمد هادي كريمي»، با رأي رئيس شعبه ۱۴۱۰ دادگاه عمومي تهران توقيف موقت شد.
«سعيد مرتضوي» روز پنجشنبه در نامه اي به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دليل توقيف اين نشريه را نشر اكاذيبب به قصد تشويش اذهان عمومي، هتك حرمت، چاپ مطالب و تصاوير خلاف عفت عمومي و استفاده ابزاري از تصاوير زنان در جهت ناامن كردن فضاي مطبوعات كشور، اعلام كرد.
مرتضوي افزود: شكايات واصله عليه مدير مسؤول اين هفته نامه سينمايي، از طرف معاون رئيس كل دادگستري استان تهران به عنوان مدعي العموم و شاكي خصوصي بوده است. رئيس شعبه ۱۴۱۰ در اين نامه تصريح كرد: دادگاه باتوجه به تقاضاي مدعي العموم براي اعمال مقررات ماده ۱۲ و ۱۳ قانون اقدامات تأميني و به موجب بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران «سينما جهان» را توقيف كرد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |