|
|
|
كار هر سالشان است. هر سال همين موقع ارواحشان از روي پله هاي خالي و افسرده اداره تئاتر، بالا مي روند و مثل همان روزهاي اول عاشقي شان ساكت و مرموز پشت درهاي بي حوصله سالنهاي تمرين ـ كه حالا نام خودشان را يدك مي كشند ـ مي ايستند و مثل كودكي هاي خاطراتشان از سوراخ در آنها را تماشا مي كنند. آنها كه حالا اسم و رسمشان را بيرون در گذاشته و آنجامشغول تمرين اند. گاه صداي ضجه «زني» مي آيد و آنها مي دانند كه در اوج حس گرفتن براي رسيدن به جشنواره است. ارواح «هادي اسلامي»، پرويز فني زاده و «رقيه چهره آزاد» و ديگران هر سال، همين شبها آرام مثل خزيدن نسيم از لاي پرده ها مي آيند و تمرينهاي شاگردان خود را مي بينند. اداره تئاتر، اين روزها پر از چهره هاي دوست داشتني و دوست نداشتني تئاتر است. تمام سرمايه تئاتر ايران اين ستاره هاي دوست داشتني و دوست نداشتني نيستند، اما هرچه كه هست و به هر دليل آنها خودشان را وقف جشنواره كرده اند. حداقل اين چند هفته. هرچه باشد بايد آبروداري كرد. مخصوصاً كه فرنگي ها هم هستند. مخلص كلام اينكه تب وتاب جشنواره همه را گرفته است. حتي ارواح گذشتگان بزرگوار را كه اين شبها در اداره تئاتر و پشت صحنه هاي نمايش جا خوش كرده اند. بدون هيچ بليت و پارتي!
|
|
|
• محمد رحمانيان:
در محاسن و مضرات كارگرداني مشترك
• آقاي رحمانيان امسال هم در جشنواره حضور داريد. علت خاصي دارد كه اين چند سال در جشنواره حضور داريد؟
•• علت خاص كه نه. اما قرار است كه تمام اين كارها كه در جشنواره حضور پيدا مي كنند در نوبت اجراي عمومي قرار بگيرند. متأسفانه دو سالي است كه سر اين قضيه ما به خنسي برمي خوريم. «نمايشنامه لباسي براي ميهماني» كه اجرا نشد نمايشنامه «خروس» هم كه سال گذشته ما براي جشنواره آماده كرده بوديم، احتمالاً اسفند امسال اجرا خواهد شد.
• در تئاتر شهر؟
•• بله. سالن چهارسو.
• بازيگران نمايش چه كساني هستند؟
•• آقاي احمد آقالو و حبيب رضايي، خانم نصيرپور و جهاندوست.
• كمي از كارگرداني مشترك برايمان بگوييد؟
•• مدتها بود كه با آقاي امجد درتلاش بوديم تا يك كارگرداني مشتركي با همديگر داشته باشيم، يا اينكه اثري از ايشان را من كار كنم يا اثري ازمن راايشان كار كنند. حتي پارسال تا مرز اجراي نمايشنامه «بي شير و شكر» هم رفتيم. اما متأسفانه نشد. البته من با ايشان قبلاً در تلويزيون تجربه كاري مشترك داشتم.
• كدام كار؟
•• مجموعه اي به نام گپ. امسال قرار بود كه هم من كارگرداني مشترك داشته باشم هم آقاي امجد كه من به اتفاق آقاي رضايي توانستيم اين كار را انجام بدهيم. اما آقاي امجد كه با آقاي حمزه قرار بود كارگرداني مشترك انجام بدهند، مسائل مربوط به نمايش «مهرو آينه ها» طولاني شد و هنوز هم ادامه داره، اساساً ايشان نتوانستند در جشنواره شركت بكنند.
• با توجه به اينكه كار مشترك، نيازمند تفاهم دو ديدگاه شايد كاملا ً متفاوت است چه محاسن و معايبي براي كارگردانها مي تواند داشته باشد؟
•• محاسنش در مورد كار خودم اينكه، چون من نمايشنامه نويسي هستم كه كارگرداني كارم را هم خودم انجام مي دهم، حتماً به يك نگاه از بيرون احتياج دارم تا ضعف و مشكلات كارگرداني ام را در طول مراحل كارگرداني و اجرا كسي به من گوشزد كند. مسأله دوم اين است كه در مورد آقاي رضايي، ايشان از سابقه خوبي در سمت بازيگرداني و كار با بازيگر برخوردارند كه نمونه هاي موفق اين كارها را امسال در سينما حتماً خواهيد ديد.
• در كدام كارها؟
•• «من ترانه پانزده سال دارم» كار آقاي صدرعاملي و «ارتفاع پست» كار آقاي حاتمي كيا. اصولاً در ارتباط با گروه بازيگران، آقاي رضايي خيلي بهتر از من عمل مي كنند. دراين كار هم بخش مربوط به اجرا و كار با گروه بازيگران را آقاي رضايي برعهده گرفته اند و وظيفه ميزانسن ها و مسائل بيرون متن مربوط به من است.
• از مضرات اين كار بفرماييد؟
•• مضراتش همان است كه شما گفتيد. ممكن است دو ديدگاه با هم هماهنگ نباشند و نتوانند با همديگر در يك جهت كار كنند. ممكن است كار دچار گسست و پراكندگي و چندگانگي و درعين حال خطر اينكه به هيچكدام از اهدافشان نائل نيايند، اين خطر خيلي خيلي زياد است.
• مي توانيم ادعا كنيم رحمانيان در مجلس نامه ژانر موردنظر خودش را پيدا كرده؟
•• نه (مي خندد) چون نمايشهاي بعدي ام ديگر هيچ ربطي به آن كار نداشت. نه از نظر مفهوم و نه از نظرساختار. درواقع به نظر من شكلهاي مختلف نمايشي بهانه اي هستند براي بيان تصويرهايي كه در روح و ذهن من بازتاب دارند. بعد از آن من نمايشنامه «دعوت» مرحوم غلامحسين ساعدي را بازنويسي كردم و پس از آن هم نمايشنامه اي درباره افغانستان داشتم كه اصلاً به لحاظ فرم و ساختار و محتوي كاملاً با هم متفاوت هستند.
• دليل اين وفادار نماندن به يك ژانر چيست؟
•• به نظرمن همه اين سبكها بهانه است. اينها بهانه اي هستند براي آنكه هر اثر نحوه اجراي خودش را پيدا كند. بستگي به دستور كاري دارد كه خود اثر براي ماتجويز مي كند. اينجا ديگر وظيفه كارگردان از نمايشنامه نويس جدا مي شود.
• فرهاد آئيش:
من اصلاً چيزي درباره ي جشنواره نمي دانم
• آقاي آئيش ، جشنواره فجر به شكلي كه الآن اجرا مي شود، چقدر باب ميل هنرمندان است؟
•• من اصلاً نمي دانم كه جشنواره چگونه برگزار مي شود. در اين باره خيلي هم تعمق نكردم. اما به هر حال شرايط فرهنگي ايران به گونه اي است كه كاملاً با شرايط فرهنگي غرب متفاوت است. به همين دليل هم مسلماً شرايط جشنواره در ايران مثلاً با انگلستان تفاوت اساسي دارد. اما خب بطور طبيعي جشنواره ايران مشكلات خاص خودش را دارد. كه من اين مشكلات را نمي شناسم.
• شما در چه بخشي از جشنواره حضور داريد؟
•• كار من در بخش مرور آثار سال گذشته است. معمولاً كارهاي جشنواره در ايران، كارهاي نو و جديد هستند. من در اين ۳سال گذشته سعي كردم در بخشهاي ديگر جشنواره حضور داشته باشم كه متأسفانه نتوانستم…
• چرا؟
•• خب قبل از هر چيز اين ماراتن رساندن كارها به جشنواره تحت هر شرايط باعث ايجاد يك فضاي خيلي فشرده مي شود.
• چرا ماراتن؟
••خب گروههاي متعدد، كمبود امكانات، عجله همه عوامل براي رسيدن كار به جشنواره و نبود امكانات اوليه مناسبي مثل دكور، نور، حتي فضاي لازم براي تمرين… اينها خواه ناخواه روي كيفيت جشنواره تأثير مي گذارد. يك مثلي بين هنرمندان هست كه مي گويند ما مشكلات را به هم مي بخشيم.
• شما در مورد گروههاي خارجي شركت كننده چقدر مي دانيد؟
•• به هر حال حضور اين گروهها در نهايت به نفع تئاتر كشور تمام مي شود اما به نظر من گروههايي كه دعوت شده اند جزو معمولي ترين گروههاي خارجي هستند اما در مورد بودجه اي كه صرف اين گروهها مي شود من با شك و ترديد به اين قضيه نگاه مي كنم.
• چرا سراغ بهترين گروهها نمي رويم؟
•• دست و بال مسؤولين خيلي بسته است. كمتر گروههايي پيدا مي شوند كه مثل آقاي چولي از خودشان مايع بگذارند. ضمن اين كه خيلي از گروههاي خوب دنيا نمي توانند خودشان را با عرف و فرهنگ غالب ما كه يك فرهنگ اسلامي است وفق دهند.
• گلاب آدينه:
همدلي از همزباني بهتر است
• خانم آدينه. امسال هم مثل پارسال در جشنواره حضور نداريد؟
•• بله. من متأسفانه امسال هم مثل پارسال درگير يك پروژه سينمايي هستم و در آن به امر انتخاب بازيگر و بازيگرداني مشغولم. و عليرغم اينكه چند پيشنهاد خوب به من شده بود من نتوانستم در جشنواره حضور داشته باشم.
• خانم آدينه، شما استفاده از كارگردانان خارجي براي كارگرداني متون ايراني ـ مشخصاً منظورم چولي است ـ را براي تئاترمان چقدر مفيد مي دانيد؟
•• به نظر من خيلي خوبه. بايد از اين مسأله استقبال كرد. چون به هر حال مي توانيم با تئاتر روز دنيا آشنا شويم. اين حضور مي تواند تجربه خيلي مفيدي براي كساني كه با اين كارگردانها كار مي كنند باشد. اينكه با يك غيرهمزبان همكاري بكنيم خيلي مهم است. درواقع همدلي از همزباني بهتر است.
• چقدر مي توان به آنچه چولي به تئاتر ما عرضه مي كند اعتماد كرد؟
•• قرار نيست به مجموعه تئاتر ما چيز خاصي ارائه شود و به اين مجموعه تئاتر ما كمك كند اما استمرار اين حركت مهم است. اگر استمرار داشته باشد، مسلماً ما با جريانات روز جهان نزديك شود اما اگر حتي فقط چولي ختم شود حداقل باعث شناخت ما از فرهنگ وي خواهد شد.
• يعني نمايش ايراني ضعيف تر از نمايش غرب است؟
•• نه مسأله اصلاً ضعيف بودن نيست. ما كارهاي چولي را ديديم، شايد عده اي موافق نباشند اما به هر حال چولي يك انتقال تجربه است در نمايش ما و حاصل يك تجربه حتماً آموختن است.
• در جشنواره به عنوان يك تماشاگر حضور خواهيد داشت؟
•• بله! حتماً.
• به صورت ميهمان؟
•• نه خير. من تمام بليت ها را براي خودم و گروهم خريده ام. البته براي گروهمان با تخفيف ۴۰%
• ترجيح مي دهيد كدام كارها را ببينيد؟
•• كارهاي خارجي…
• چرا؟
•• به هر حال ترجيح مي دهم كارهاي ايراني را در طول سال ببينم چون فشردگي و عجله گروهها و كارگردانها براي رساندن آثارشان به جشنواره، باعث مي شود كه كاربا خواست اصلي كارگردان ها فاصله داشته باشد.
• دكتر رفيعي:
تلاشهاي بي دريغ
• آقاي رفيعي شما در جشنواره امسال حضور داريد؟
•• بله
• بطوركلي از چند و چون جشنواره راضي هستيد؟
•• بله. روز به روز متحول تر مي شود. سال به سال متحول تر مي شود. جهاني تر و بهتر شده است و به نظرم يواش يواش داره خيلي جدي مي شود.
• اين جدي تر شدن چه تأثيري بر نمايش ما دارد؟
•• مسلماً موجب ارتقاي سطح كيفي تئاتر مي شود. اميدوارم بازتاب اين جشنواره در تئاتر ما در تمام طول سال باشد و محدود به همين جشنواره نشود.
• به نظر شما گروههايي كه دعوت شده اند استانداردهاي جشنواره و حضور در آن را دارند؟
•• نه ممكنه بهترين ها نباشند، اما لااقل كاري كه امشب روي صحنه است (ريچارد دوم) يكي از بهترهاست. يكي از بهترين تئاترهاي جهان است. .ولي اين اجرا را نمي دانم. مهم هم نيست كه بهترين ها باشند، ولي به هر جهت خوبها هستند. بايد اعتماد بكنيم به انتخاب مسؤولين.
• براي تئاتر ما چه تأثيري مي تواند داشته باشد اين قضيه؟
•• موجب گسترش نگاه ما خواهد شد. ما را با آنچه كه در جهان خارج اتفاق مي افتد بهتر و بيشتر آشنا مي كند. وسعت ديد به ما مي دهد و با تحولات صحنه اي جهان آشنا مي شويم.
• فشردگي كارها، براي شركت كنندگان ايراني در جشنواره چقدر در كيفيت نمايشهاي ما مؤثر است؟
•• به هر حال اين جشنواره ها باعث ديده شدن ما هم هست.
• بله اما عجله براي رسيدن كارها به جشنواره آيا باعث نزول كيفيت آثار نمي شود؟
•• به هر حال اين ويژگي جشنواره است. متأسفانه هيچ كاري هم نمي شه كرد.
• در تمام جشنواره هاي دنيا همينطوري است؟
•• يك مقدار شايد متفاوت باشد. مخصوصاً كه من زياد با مسائل ديوانسالاري جشنواره آشنا نيستم كه قصد مقايسه داشته باشم. ولي واقعاً دارم مي بينم كه كوششهاي بي دريغي براي تئاتر مي شود و ما بايد اين مسأله را حمايت كنيم.
• حرف آخر؟
•• اميدوارم تئاتري پررونق و وسيع را در سرتاسر ايران و نه فقط در تهران و در جشنواره داشته باشيم و بازيگران خوب، كارگردانهاي خوب، طراحان خوب و … ظهور بكنند، رشد بكنند تا در آينده بتوانند تئاتر ما را جهاني بكنند.
مهدي هاشمي:
** تماشاگر آثار خارجي
• امسال در جشنواره كار نداريد؟
•• نه خير، ندارم.
• چرا؟
•• مشغول بازي در سريالي هستم. كاري را البته دست گرفتم و يك مقدار تمرين كردم. بعد ديدم نمي رسم و متأسفانه گذاشتم بعد از جشنواره.
• شما چقدر با اين بدو بدوهاي جشنواره موافق هستيد؟
•• اين داستان قديمي همچنان ادامه دارد. وقت و امكانات كم براي متقاضي زياد.
• پس امسال در جشنواره فقط تماشاگر هستيد؟
•• بله، حتماً
• كدام كارها را خواهيد ديد؟
•• خوب امشب كه آمدم، ريچارد دوم را ببينم. شبهاي آينده هم بليت كارهاي خارجي را گرفتم. البته كارهاي ايراني هم تا آنجا كه مي شود مي ببينم.
• آيا جشنواره فجر قبل از دوم خرداد با بعد از دوم خرداد تفاوتي هم داشته؟
•• قبل از دوم خرداد كه اصلاً تئاتري وجود نداشت. تئاتربه صورت گسترده وجود نداشت و تنها كار يك عده معدودي بود كه كار مي كردند و سوت و كور بود به هر حال.
• بعد از دوم خرداد چطور؟
•• بعد از دوم خرداد همچنان كه اميدي براي بهتر زندگي كردن دراين مملكت براي همه سطوح به وجود آمد، تئاتر هم رونق گرفت.
• بعد از دوم خرداد البته شاهد حضور مجدد چهره هاي دورمانده و فراموش شده در تئاتر بوديم اما دوباره خيلي زود صحنه هاي نمايش را ترك كردند.
•• من فكر مي كنم افراد شاخصي كه در قبل از دوم خرداد تئاتر كار نمي كردند و فقط قبل از انقلاب تئاتر كار مي كردند، كم و بيش مشغول كارهستند، منتهي موضوع اصلي اين است كه متقاضي زياد است اما امكانات كم است. يعني دولت بايد خيلي بيشتر از اينها براي مشتاقان تئاتر سالن بسازد و امكانات ديگر را فراهم كند. الآن موضوع اصلي اين است . وگرنه قديمي ها كم و بيش كار مي كنند.
• شما با اين شيوه كه اول كارها در جشنواره اجرا شوند، بعد براي عموم اجرا شود موافقيد؟ فكر نمي كنيد بهتر باشد اول نمايشها به اجراي عموم درآيند و سپس به جشنواره راه يابند؟
•• اين البته باز هم به امكانات برمي گردد. بايد سالنها زياد باشد تا همه هر نمايشي كه دارند اجرا كنند. ولي متأسفانه مي بينيم كه اينطور نيست. فقط يك سالن تئاترشهر را داريم كه تازه آن هم هيچگونه امكانات ايمني ندارد. به نظر من فارغ از مسائل سياسي و حرفه اي از همه مهمتر سالن نمايش است.چون امكانات محدود مجبور هستيم در جشنواره ها تن به گزينش و انتخاب ـ توسط هيأت بازبيني ـ بدهيم. اما اينكه چه كساني گزينش مي كنند و چه كساني مي بينند موضوع ديگري است كه من چون در جريانش نيستم خيلي اطلاعات نداريم.
• فاطمه معتمدآريا:
سينما و تئاتر هردو
• شما جشنواره را دنبال مي كنيد؟
•• الآن كه اول جشنواره است (مي خندد).
• منظورم اين است كه كدام بخشهاي جشنواره را دنبال مي كنيد؟
•• من دنبال نمي كنم. من مي آيم تئاتر مي بينم در جشنواره .
• كدام كارها را؟
•• همه كارهاي خوبي را كه به من گفتند ببينم.
• خب چه كارهايي را بهتان گفتند ببينيد؟ چرا اينقدر مرموز حرف مي زنيد؟
•• مرموز نيست. من اصلاً اهل مصاحبه نيستم.
• نظرتان راجع به جشنواره چيست، چرا در جشنواره كار نداريد؟
•• من خيلي ساله تئاتر كار نمي كنم…
• خيلي سال نيست.
•• دو سال است!
• يعني نظر خاصي راجع به جشنواره نداريد.
•• نه، فقط مي دانم خيلي خيلي زحمت مي كشند براي يك چنين جشنواره اي مخصوصاً اينكه از كشورهاي ديگردعوت كرده اند، حتماً زحمت زيادي كشيده اند. و فكر مي كنم براي همه جوانها و علاقه مندان به تئاتر اين يك فرصت استثنايي است براي اينكه تئاترهاي خارجي ببينند.
• شما اين گروه هاي خارجي را گروه هاي خوبي براي جشنواره مي دانيد؟
•• فكر مي كنم اين به بين المللي شدن جشنواره كمك شاياني مي كند. براي اينكه در سالهاي گذشته با محدوديت جشنواره تئاتر برگزار مي كرديم اما امسال بامديريت و درايت خوب و انتخابهاي خوبي كه براي جشنواره شده است جشنواره واقعاً به استانداردهاي خوبي نزديك مي شود.
• شما چرا در جشنواره شركت نكرديد؟
•• من اصولاً اهل جشنواره نيستم. بنابر اين هر وقت فرصت كنم تئاتر كار مي كنم.
• در اين جشنواره كدام كارها را بيشتر سعي مي كنيد دنبال كنيد؟
•• والله… اول از همه تمام كارهاي خوبي را كه از كشورهاي ديگر آمده و بعد حتماً حتماً همه كارهاي ايراني را كه فرصت كنم. چون كارهاي ايراني را در طول سال مي توانم برم ببينم.
• مي توانيم ادعا كنيم فاطمه معتمدآريا چون به سمت سينما رفته است به تئاتر بي مهر شده؟ يا تئاتر شرايطي برتئاترحاكم است كه فاطمه معتمدآريا از آن دور شود؟
•• نه. الآن كه مسلماً نه. ولي خب تا چند سال پيش اصلاً خيلي ها نمي دانستند من اصلاً درس تئاتر خواندم و بعد رفتم سينما… خيلي سال پيش ها چرا بي مهري شده ولي الآن نه واقعاً.
• الآن بين سينما و تئاتر كدام را انتخاب مي كنيد؟
•• من هردو را.