شماره ۲۰۳۶ - سال هشتم - شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۰
Sat, Jan 26, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گوناگون
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گفت وگو
• در بخش جوايز جنبي بيستمين جشنواره فيلم فجر ، ۱۴سازمان دولتي و غيردولتي به فيلمهاي جشنواره جايزه مي دهند
نقدي بر رمان «از چشمهاي شما مي ترسم» فرخنده حاجي زاده

گفت وگو
امروز با فريد جواهركلام
متولد ۱۳۰۴ تهران است و اولين ترجمه اش را سالها پيش با عنوان «دكتر جكيل و مستر هايد» اثر رابرت لوئيس استيونسن منتشر كرد. جواهركلام علاوه بر ترجمه، كار نويسندگي را هم پيش از انقلاب در مطبوعات با نوشتن پاورقي و داستان كوتاه آزمود كه بخشي از آنها در قالب كتاب منتشر شده است. «مفهوم ساده روانكاوي» از زيگموند فرويد با ترجمه او هشت بار تجديد چاپ شد. «ماشين زمان» رمان ديگري از اچ. ج. ولز با ترجمه او توسط فرانكلين منتشر شد و آخرين ترجمه اش «تاريخ فلسفه چين» بود كه ماه گذشته از سوي نشر فرزان روز به بازار آمد. جواهركلام داراي مدرك فوق ليسانس زبان انگليسي از دانشگاه كلرادو آمريكا است.
046590.jpg
* آقاي جواهركلام، الآن چه كتابي زير چاپ داريد؟
** كتابي كه توسط انتشارات «نگاه نو» زير چاپ است، «شهر خدا» اثر دكتروف است. دكتروف يك نويسنده پست مدرن آمريكايي است. كتاب «شهر خدا» در واقع فشرده اي از ۸ ـ ۷ رمان و بخشي از آن هم شعر است. اتفاقاً شعرهاي قشنگي هم هست. ترجمه اين اثر دكتروف كار مشكلي بود، ولي فكر مي كنم از عهده ترجمه اش به خوبي برآمدم. كتاب ديگر من «مصيبت نامه» شيخ عطار است كه آن را بطور كامل به نثر درآورده ام و كتابي خواندني شده.
* غير از اين فعاليت ديگري هم داريد؟
** در حوزه تصوف و عرفان و اديان مطالعات زيادي دارم. مدتي هم با دفتر گفت و گوي تمدن ها همكاري داشتم، قبل از مديريت آقاي مهاجراني مطابق برنامه هاي آنجا كه قرار است دايرة المعارفي منتشر كنند، من به اندازه سه ـ چهار جلد كتاب پيرامون اديان گوناگون و تصوف و عرفان مقاله نوشتم كه به شكل دايرة المعارف منتشر خواهد شد. البته كتاب ديگرم «تاريخ مردمان عرب» را نشر علمي در دست چاپ دارد. امروز كه بحث گفت و گوي بين عرب و فرنگي، بين شرق و غرب و بين مسلمان و مسيحي است. اين كتاب از پيش از اسلام شروع مي شود كه عربها چگونه بودند و تا امپراتوري اسلامي و جنگها و شكوه تمدن اسلامي بحث مي كند و به انقلاب اسلامي ايران مي رسد، البته نويسنده اين كتاب آلبرت حوراني استاد دانشگاه آكسفورد نسبت به ايران و انقلاب اسلامي نظر موافق دارد.
* كتاب «تاريخ فلسفه چين» را چگونه براي ترجمه انتخاب كرده ايد؟
** در دفتر يكي از ناشران با دوستاني چون خرمشاهي و شايگان و همايونپور صحبت از انتشار كتاب بود كه من پيشنهاد انتشار سه ـ چهار كتاب ترجمه شده خودم را دادم. از جمله كتابي از ادوارد سعيد و چند كتاب از عرفان و فلسفه و بوديسم كه دوستان نپسنديدند و من رفتم و گشتم «تاريخ فلسفه چين» را پيدا كردم كه همه پسنديدند. اين كتاب به دليل اين كه هم به فلسفه و هم به روانشناسي و عرفان نزديك است، خودم خيلي خوشم آمد و بعد هم توسط فرزان روز منتشر شد.
* چه شد از آن همه كتاب كه در زمينه روانكاوي و فرويديسم ترجمه مي كرديد، جدا شديد؟
** قبل از انقلاب، گرايش جامعه كتابخوان به سمت آثار فرويد زياد بود. من هم ترجمه مي كردم. در چاپ هفتم كتاب كه پس از انقلاب منتشر شد، در مقدمه اي ديدگاههاي فرويد را رد كردم. من امروز دو ديدگاه فرويد را مي پذيرم، يكي نظرش راجع به خواب و رؤيا است و ديگر راجع به ضمير ناخودآگاه. اين دو ديدگاه فرويد را هنوز قبول دارم. بقيه اش را بايد دور ريخت.
* در مورد كتاب «تاريخ فلسفه چين» نمي خواهيد بيشتر توضيح بدهيد؟
** اين كتاب به قلم فانگ يو لان يكي از استادان چيني ساكن آمريكا نوشته شده و تاريخ مختصري از فلسفه چين است كه از كنفوسيوس شروع مي شود. يعني نويسنده در سه فصل اول كتاب به شرح روح فلسفه چيني، زمينه فلسفه چيني و منشأ مكتبهاي چيني مي پردازد و در فصلهاي ديگر آيين منسيوس و تائو و مخالفان و موافقان آنها را مورد كنكاش قرار مي دهد و بعد به بنياد آيين بودا مي رسد و در فصلهاي پاياني فلسفه سكوت (چه آنيسم) و آئين نو ـ كنفوسيوسي و ورود فلسفه غرب به چين را مورد تجزبه و تحليل قرار مي دهد. در مجموع اين كتاب يكي از بهترينها در اين حوزه است.

استقبال روزنامه ها و تلويزيون كويت از فيلم رنگ خدا
046581.jpg
پخش فيلم «رنگ خدا» ساخته مجيد مجيدي از تلويزيون كويت با استقبال منتقدان و روزنامه هاي اين كشور مواجه شد.
يك نويسنده كويتي با تمجيد از فيلم ايراني «رنگ خدا» ساخته مجيد مجيدي خواستار استمرار پخش فيلم هاي ايراني از تلويزيون كويت شد. عبدالمحسن الشمري نويسنده روزنامه «القبس» روز پنجشنبه نوشت: فيلم رنگ خدا چهره واقعي سينماي ايران پس از انقلاب را نشان مي دهد كه تا به حال دهها جايزه بين المللي در جشنواره هاي متعدد كسب كرده است.
روزنامه كويتي «السياسه» نيز روز پنجشنبه با چاپ تصاويري از كارگردان ايراني فيلم رنگ خدا در مقاله اي به توصيف موفقيت هاي سينماي ايران در يك دهه گذشته پرداخت و دهه نود ميلادي را دهه فيلمهاي ايراني خواند.
اين روزنامه در تعريف از فيلم رنگ خدا به نقل از يك منتقد آمريكايي نوشت كه اين فيلم احساس تقرب به خداوند را برمي انگيزد و برعكس ديگر فيلمهاي مذهبي فقط به بالا مي نگرد و به راست و چپ تمايلي ندارد.
شبكه اول و ماهواره اي تلويزيون كويت جمعه شب گذشته با نمايش فيلم «رنگ خدا» به كارگرداني مجيدمجيدي از سينماي ايران به عنوان پيش قراول سينماي جهان يادكرد. فاروق عبدالعزيز منتقد سينماي جهان عرب در اين برنامه گفت كه منتقدان غربي در سينماي جديد ايران سرچشمه اي روحاني يافته اند كه در سينماي غرب مفقود شده است.
وي با بيان اين مطلب كه بازي محسن رمضاني نابيناي هشت ساله را مي توان معجزه ناميد، افزود: فيلم ايراني «رنگ خدا» بايد به عنوان يك فيلم براي آموزش در دانشكده و آموزشگاههاي سينماي جهان مورد توجه قرارگيرد چرا كه تمامي جوانب آن از جمله كارگرداني، بازي، تصويربرداري، صدا، لباس، سناريو و موسيقي نمونه اي عالي و قابل تحسين و تحليل و بررسي است.

آخرين گزارشها از جشنواره هاي بين المللي فيلم و تئاتر فجر
• در بخش جوايز جنبي بيستمين جشنواره فيلم فجر ، ۱۴سازمان دولتي و غيردولتي به فيلمهاي جشنواره جايزه مي دهند
046608.jpg
بيستمين جشنواره تئاتر فجر ۵ روز را پشت سر گذاشت و وارد ششمين روز خود شد.
بنا به گزارش خبرنگار «ايران» تا پايان شب گذشته در ۹ تالار مختلف ۳۶ نمايش جمعاً ۴۵ بار روي صحنه رفته اند.
خبرنگار ما از جشنواره تئاتر فجر گزارش مي دهد گروه اجرايي نمايش «زندگي زيباست» از مصر در جشنواره حضور پيدا نكرده اند و همين موضوع جدول برنامه ها را دچار تغيير كرده است. به همين دليل روز جمعه به جاي اين نمايش «كلفت ها» به كارگرداني دكتر علي رفيعي و امشب (شنبه) «شام شب طولاني» از سوريه در جدول اجراها قرار گرفتند.
خبرنگار ديگر ما از اجراهاي مختلف مي نويسد: «آرش» نوشته بهرام بيضايي و به كارگرداني سهيل پارسا كه از كشور كانادا در جشنواره حضور دارد، كوشش يك گروه خارجي را براي نزديك شدن به اثر بيضايي نشان مي دهد.
«آبگوشت زهرماري» به كارگرداني آرش آبسالان نمايشي متكي بر موسيقي است . خبرنگار ما از تالار وحدت مي نويسد: تالار وحدت مثل همه اجراها با استقبال تماشاگران مواجه است.
046584.jpg
نمايش «سيمرغ» تعدادي از اهالي سينما را نيز به سالن كشانده، اين نمايش بدون كلام متكي بر موسيقي لوريس چكناواريان است، و خاطره فيلم «بي تا»براي استفاده از موسيقي آن در بخشي از نمايش در يادها زنده مي شود. ساعتي ديگر نمايش «كلفت ها» آخرين كار دكتر رفيعي بر صحنه تالار اصلي تئاتر شهر است، خبرنگار ما كه نوبت قبل پشت درهاي بسته مانده بود، در نوبت ۲۰‎/۳۰ نيز همراه با جماعتي از خبرنگاران (حدود ۳۰ نفر) راه به سالن نمي يابند و اعتراضشان راه به جايي نمي برد . دقايقي پس از شروع اين نمايش، خبرنگاران معترض به حضور سرپايي در بالكن راهنمايي مي شوند، اما برخورد نامناسب مسؤولان اين تالار و كشدار بودن اثر بسياري از آنها را وادار به ترك سالن مي كند. گفته مي شود بيش از ۴۰۰ كارت براي خبرنگاران و منتقدان صادر شده، اما ظرفيت همه ۹ تالار براي خبرنگاران تنها ۲۱۵ نفر اعلام شده است.

• جوايز جنبي جشنواره فيلم فجر
سازمان دولتي و غيردولتي با بررسي آثار بخش مسابقه در بخش اهداي جوايز جنبي مشاركت دارند.
مهدي حقيقي دبير مراسم اهداي جوايز جنبي گفت: مقرر گرديده تا اين جوايز به عوامل اصلي فيلم ها، تهيه كننده، كارگردان و فيلمنامه نويس اعطا شود. وي اسامي سازمانهاي اهداكننده جوايز جنبي را بدين شرح اعلام كرد: نيروي انتظامي، وزارت آموزش و پرورش، بنياد مستضعفان و جانبازان، سازمان تربيت بدني، وزارت جهادكشاورزي (جشنواره روستا)، سازمان ميراث فرهنگي، شهرداري تهران (سازمان ترافيك)، معاونت فرهنگي ستاد فرماندهي كل قوا، ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر، سازمان توانير، وزارت نفت، دانشكده سينما تئاتر، انجمن سينماگران آزاد ايران و مجمع فيلم و عكس دانشجويان سراسر كشور.

نقدي بر رمان «از چشمهاي شما مي ترسم» فرخنده حاجي زاده
بازيابي روزگار از ياد رفته!
046428.jpg
نقاش از ركسانا منوچهري
«نزديك دروازه مشتاقيه ام. باد كه از لاي بوته ها مي گذرد. هوا پر مي شود از بوي گل سرخ. روي زمين زانو مي زنم… تيغ آفتاب دارد به وسط آسمان نزديك مي شود… اسكلت هاي فلزي وسط ميدان نگاهم را به طرف خود مي كشند. مجسمه ها به صورتي چندش آور و وحشتناك كنار هم چيده شده اند» (ص ۲۱۷)

روايت سيال و لغزنده اي كه روح «زمان» را از ياد برده، اينك از ذهن و زبان «مانا» دختري كه به فضاي جنيني اش بازگشته، به گونه اي نمادين و پر از پرش هاي پريشان تاريخي به واگوئي زندگي خود آمده است.
«ـ خنديد: «تو خود مني» و يك اسكلت فلزي از قاب پريد بيرون: دانگ، دانگ … و دروازه ها را كوبيدند، كه گفت: تمام.
و همين بود كه گم شدم و حالا اومدم توي مطب دكتر پرويز پرتو تا دنبال خود بگردم» (ص ۸)
«از چشم هاي شما مي ترسم» يك جريان سيال و يا به عبارت ديگر، يك فضاي تسخيرشده انساني است كه همواره برجسته ترين نمود آن، نمادهايي چون: «چشم» و «ترس» در يك روند داستاني پرهياهو است.
«مانا» دختري آشفته حال و رواني است كه ديگر سالهاست، در ميان فضايي از دست رفته، زندگي مي كند و از پي گمشده هاي تاريخي به دنبال اشياي ساكت و آدمهاي بي زبان مي گردد. راوي كه در نقش نويسنده اي پيگير، در پي صيد لحظه هاي شكننده و فرار است، اينجا و آنجا به دنياي پيچيده ي «مانا» پا مي گذارد، با او مي نشيند، حرف مي زند، به گذشته اش وارد مي شود و زماني هم جايش را با او عوض مي كند. لذا گاه مي بينيم كه جنس روايت در اين فضا، بسيار لغزنده و گاه بي ارتباط به نظر مي رسد و اين بي ارتباطي همانا شقه شقه شدن «زمان» در بيرون متن است. «مانا» زني است با گذشته اي پرملال. دانشجويي سرخورده كه ديگر سالهاست از دنياي «مبارزه» فاصله گرفته و اينك براي پيدا كردن خود و براي يافتن حافظه تاريخي اش، در «جزيره هاي سرگرداني» از چشم اندازي به چشم انداز ديگر، گرده عوض مي كند. كرمان كه به لحاظ تاريخي، محور وقايع اين رمان به حساب مي آيد، در ساختاري شكننده بيشترين لحظه ها را با «مانا» سر مي كند. در گوش «مانا» صدا و حرف و حديث هاي فراواني از گذشته و حال اين شهر زنگ مي زند. او از «چشم» از «تاريخ» و از «جنگ» باورهاي عميقي را به يادگار مي شناسد. اما اين شناخت فعلاً در قلمرو «ضمير»ي گمشده و غيرفعال، روزگاري به بايگاني سپرده شده است. «دكترپرتو» كه براي بازيابي روزگار از دست رفته ي «مانا» در صحنه تلاش مي كند، پيوسته «مانا» را در آشتي دادن با عنصر زمان و در اينجا و اكنون، به بازنگري در خود فرامي خواند. اما «مانا» به گونه وحشتناكي در «محاق» گير افتاده، و نيمه پنهان ذهنش، همچنان در تاريكي رها شده است. هجوم صداها و حرفها، يك لحظه رهايش نمي كنند و در اين ميان، راوي (نويسنده) ـ با ترفندهايي، به بگومگوهاي ذهنش سفر مي كند و براي شفاف سازي باورهايش، به رفتارهاي زنانه و گاه احساساتي نيز متوسل مي شود. (دست بر قضا هم راوي و هم نويسنده هر دو زن هستند.) در هر حال راوي در همه زمان هاي رمنده، با «مانا» هم سفر است و براي نشان دادن و پيداكردن پيكره روزهاي از دست رفته «مانا» با زبان و دنياي غيرواقعي وي همراه مي شود اما به راستي در اين ميان چه چيز قرار است كشف بشود؟ «از چشمهاي شما مي ترسم» كه رماني چندصدايي به حساب مي آيد، جايگاه و موقعيت آدمها در آن، فاقد توالي منطقي است، چرا كه سياليت ذهن و عبور از زمان تقويمي، در ميان هاله اي از واقعيت و رؤيا در گذر است و آنچه به روايت هاي گسسته، عينيت مي بخشد، همانا روشن شدن تدريجي كوچه هاي بن بست، تفكرات مبهم و فضاهاي گرفته انساني و تاريخي است. وجه غالب در روايت «از چشمهاي شما مي ترسم» علاوه بر از دست دادن زمان و سقوط در گرداب ناشناختگي نوعي تكرار درمقوله هاي تاريخي ـ سياسي زمانه اي اينجايي و اكنوني است اما مضمون نهفته تري نيز در درون اين «متن» جريان دارد كه حضور و تكامل انسان و باورهايش در آن به دور از غوغاهاي تقويمي است. «مانا» چه كرده است؟ چه بلائي بر سرش آمده است؟ كه اين چنين به دار مكافات آونگ گرديده و در آتش نوعي «انتظار» و «بازگشت» همچنان شعله ور است؟ راوي، پيوسته در پي پيداكردن سرنخي از گذشته هاي «مانا» با وي به مكان ها و زمان هاي زيادي سرك مي كشد. تا آن «قرار» پنهان را درچهره و شخصيت پرملال اش، به زودي دريابد. پاساژهايي كه نويسنده براي داستاني كردن فضاهاي درگير، باز مي كند، خود نوعي كش دادن ماجرا و ايجاد تمهيداتي است براي «تعليق» هاي ممكن. اما همه اين ماجراهاي جانبي، بهانه يي است براي نجات شرايط از دست رفته «مانا» و جست وجو در رفتار و منش وي، به عنوان آدمي كه قرار است روزي به اصل و مدار زندگي خويش برگردد، تا تن به واقعيت هاي جاري بسپارد.
از سوي نويسنده، در ذهن «مانا» ميداني پرآشوب برپا مي گردد، تا براي پيشبرد داستان، به شيوه اي هنري تر دست يابد اما اين لحظه ها، در همه حال يكسان، موفق و به يادماندني نيستند. چرا كه مخاطب در بخشهاي نالازم تنها حضور و دخالت نويسنده را حس مي كند. كه حرفها و نكوهش هاي خود را از شرايط زمانه بازگو مي كند از سوي ديگر در بعضي از فضاها، آدمهايي مي آيند و مي روند كه حضور منطقي شان چندان قابل لمس نيست. لابد سياليت داستان چنين ساختاري را طلب مي كند اما نكته ي برجسته ي ديگري كه در بخشهاي پاياني بيشتر خود را به نمايش مي گذارد، علاقه و دلبستگي «مانا» است به ساز و موسيقي و يادآوري چهره مشتاق علي شاه و آن داستان تكان دهنده «سنگسار»ش كه بوي ملامت و نگراني از حضور خان قاجار، پيوسته در ساز وكارش ديده مي شود. متن خبر دستگيري »شهباز بي نشان» «مانا»ي آشفته را به فضايي جادويي فرامي خواند:
«مانا خط به خط از اول تا آخر خبررا خواند. خطوط صورتش هيچ عكس العملي را نشان نمي داد. روزنامه را در سكوت آهسته زمين گذاشت و چند دقيقه بدون اينكه گريه كند به اطراف خيره شده پشتش را به ديوار تكيه داد. پاهايش را بالا آورد و از زانو به طرف شكم خم كرد، دستهايش را زير چانه گذاشت. خوابيد. مانا سالها همين طور خوابيد. آن قدر كه قاجار رفت و پهلوي آمد و بعد پهلوي رفت و انقلاب آمد. در تمام اين مدت مانا نه تنها هيچ حركت و ناله اي نكرد، بلكه بطور محسوس نفس هم نكشيد. سالهاي سال به همين حالت جنيني خوابيد. بي آنكه هيچكس حتي من نويسنده بو ببرم.»(ص۱۸۸)
در «از چشمهاي شما مي ترسم» علاوه بر تكنيك سيال و پيچيده اي كه در اينجا و آنجا وجود دارد، حس روايت و استفاده از »كلاژ» هاي دروني و بازيهاي زباني، تصويري و بهره گيري از ساخت هاي بومي همواره يك حس زيباشناسانه كويري، همراه با رنج بوم شناختي مردمي را كه در پروسه تاريخ، مظلوم و بي سرنوشت و يا بد سرنوشت مانده اند، در خود دارد. باري در چنين هنگامه اي است كه فرخنده حاجي زاده به بهانه اي روانشناختي روي مي آورد و زني را در دايره اين «ملال» بزرگ انساني به ميدان مي كشاند، تااز «بحران» پيش آمده، فضايي فرامدرن، تدارك ببيند و رفتاري از اين دست بحران زده را به نمايش بگذارد.
در رمان «از چشمهاي شما مي ترسم» كار فرخنده حاجي زاده، حركتي تازه و پر از مفاهيم و تداعي هاي آزاد وسيال به چشم مي خورد كه بوي انتظار و اعتراض به شرايط اجتماعي دشوار در بسياري از لحظه هاي آن به مشام مي رسد. در «از چشمهاي شما مي ترسم» ترسي تاريخي و انسان ستيزانه ديده مي شود. اما به لحاظ تكنيك و زبان دچار افت و خيزهايي است كه نيازمند پالودگي است.
محمود معتقدي

ويترين كتاب
046416.jpg
• سفر نامه كربلا / علي دارابي / نشر هماهنگ / تيراژ: ۳۰۰۰ نسخه / چاپ اول: /۱۳۸۰ قيمت: ۷۵۰۰ ريال.
درباره زيارت عتبات در عراق كتاب ها و سفرنامه هاي مختلفي نوشته شده است. برخي از آن آثار، جنبه تاريخي و برخي نيز جنبه خاطرات شخصي و آثاري نيز از جنبه عبادي و زيارتي به موضوع نگريسته اند. عمده اين كتابها تعلق به سالهاي گذشته دارد چرا كه جنگ ميان ايران و عراق، باعث گسست در اين گونه روايات شده است. «سفرنامه كربلا» تلاشي است در جهت پيوند اين ژانر ادبي به گذشته خود.

046419.jpg
• پرسونا / فيلمنامه / اينگمار برگمن / مترجم: بهروز توراني / نشرمينا / تيراژ: ۲۰۰۰ نسخه / چاپ اول: ۱۳۸۰ / قيمت: ۶۵۰۰ ريال.
«رنوار» را «شاعر هنر هفتم» و «برگمن» را فيلسوف آن لقب داده اند. «برگمن» بيش از چهار دهه، همآورد «سارتر» و «هيدگر» در عرصه تصوير بود. تأثير فكري «برگمن» برنسل پس از جنگ اروپا انكارناپذير است. او در «مهر هفتم» به روايت شخصي خود از اگزيستانسياليزم دست يافت؛ روايتي كه ريشه در تفكرات كي يركگارد داشت تا مثلاً سارتر. او درباره فيلمنامه پرسونا نوشته است: «من فيلمنامه اي به مفهوم عادي كلمه ننوشته ام. آنچه نوشته ام بيشتر شبيه ملودي يك قطعه موسيقي است.»

046422.jpg
• پرده / رمان پليسي / آگاتاكريستي / مترجم: رؤيا سعيدي / نشر هرمس / تيراژ: ۳۰۰۰ نسخه / چاپ اول: ۱۳۷۹ / قيمت: ۱۲۵۰۰ ريال.
بالاخره «كريستي» تسليم وسوسه نهايي شد: «پوآرو هم مرتكب قتل شد هم خود را كشت» سالها پس از انتشار «مرگ راجر آكرويد» كه «كريستي» در آن «همزاد هيستينگز» را به قتل واداشت، نويسنده در سالهاي پاياني عمر خود، به عمر بهترين مخلوق ادبي اش پايان داد. آيا كشتن رويه دوم كشف جنايت نيست؟ به ياد بياوريم كه وسوسه قتل، در اكثر شخصيت هاي رمان پليسي ديده مي شود.

046425.jpg
• نقطه ضعف / رمان / آنتونيس ساماراكيس / مترجم: مرتضي كلانتريان / نشر آگه / تيراژ: ۲۲۰۰ جلد / چاپ اول [ويراست دوم]: /۱۳۸۰ قيمت: ۱۲۰۰۰ريال.
نقطه ضعف يك نظام خودكامه دركجاست؟ احتمالاً در تغيير رويه روبات هاي انسان نمايي كه در خدمت نظام اند. اين «تم» چه در «۱۹۸۴» و چه «دنياي شگفت انگيز نو» دنبال مي شود اما «نقطه ضعف» رماني تخيلي نيست. متفكران يك سيستم امنيتي مصمم اند كه با استفاده از آخرين دستاوردهاي «روانكاوي» به اعماق روان يكي از «دستگيرشدگان» دست يابند اما در نهايت، مغلوب لايه هاي عميق انساني در وجود بهترين بازجوي خود مي شوند. براساس اين رمان يكي اززيباترين آثار سينماي ايران ـ اوايل دهه شصت ـ خلق شد اثري كه پس از آن، كارگردانش ـ محمدرضا اعلامي ـ موفق به تكرار موفقيت آن نشد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |