متولد ۱۳۰۴ تهران است و اولين ترجمه اش را سالها پيش با عنوان «دكتر جكيل و مستر هايد» اثر رابرت لوئيس استيونسن منتشر كرد. جواهركلام علاوه بر ترجمه، كار نويسندگي را هم پيش از انقلاب در مطبوعات با نوشتن پاورقي و داستان كوتاه آزمود كه بخشي از آنها در قالب كتاب منتشر شده است. «مفهوم ساده روانكاوي» از زيگموند فرويد با ترجمه او هشت بار تجديد چاپ شد. «ماشين زمان» رمان ديگري از اچ. ج. ولز با ترجمه او توسط فرانكلين منتشر شد و آخرين ترجمه اش «تاريخ فلسفه چين» بود كه ماه گذشته از سوي نشر فرزان روز به بازار آمد. جواهركلام داراي مدرك فوق ليسانس زبان انگليسي از دانشگاه كلرادو آمريكا است.
* آقاي جواهركلام، الآن چه كتابي زير چاپ داريد؟
** كتابي كه توسط انتشارات «نگاه نو» زير چاپ است، «شهر خدا» اثر دكتروف است. دكتروف يك نويسنده پست مدرن آمريكايي است. كتاب «شهر خدا» در واقع فشرده اي از ۸ ـ ۷ رمان و بخشي از آن هم شعر است. اتفاقاً شعرهاي قشنگي هم هست. ترجمه اين اثر دكتروف كار مشكلي بود، ولي فكر مي كنم از عهده ترجمه اش به خوبي برآمدم. كتاب ديگر من «مصيبت نامه» شيخ عطار است كه آن را بطور كامل به نثر درآورده ام و كتابي خواندني شده.
* غير از اين فعاليت ديگري هم داريد؟
** در حوزه تصوف و عرفان و اديان مطالعات زيادي دارم. مدتي هم با دفتر گفت و گوي تمدن ها همكاري داشتم، قبل از مديريت آقاي مهاجراني مطابق برنامه هاي آنجا كه قرار است دايرة المعارفي منتشر كنند، من به اندازه سه ـ چهار جلد كتاب پيرامون اديان گوناگون و تصوف و عرفان مقاله نوشتم كه به شكل دايرة المعارف منتشر خواهد شد. البته كتاب ديگرم «تاريخ مردمان عرب» را نشر علمي در دست چاپ دارد. امروز كه بحث گفت و گوي بين عرب و فرنگي، بين شرق و غرب و بين مسلمان و مسيحي است. اين كتاب از پيش از اسلام شروع مي شود كه عربها چگونه بودند و تا امپراتوري اسلامي و جنگها و شكوه تمدن اسلامي بحث مي كند و به انقلاب اسلامي ايران مي رسد، البته نويسنده اين كتاب آلبرت حوراني استاد دانشگاه آكسفورد نسبت به ايران و انقلاب اسلامي نظر موافق دارد.
* كتاب «تاريخ فلسفه چين» را چگونه براي ترجمه انتخاب كرده ايد؟
** در دفتر يكي از ناشران با دوستاني چون خرمشاهي و شايگان و همايونپور صحبت از انتشار كتاب بود كه من پيشنهاد انتشار سه ـ چهار كتاب ترجمه شده خودم را دادم. از جمله كتابي از ادوارد سعيد و چند كتاب از عرفان و فلسفه و بوديسم كه دوستان نپسنديدند و من رفتم و گشتم «تاريخ فلسفه چين» را پيدا كردم كه همه پسنديدند. اين كتاب به دليل اين كه هم به فلسفه و هم به روانشناسي و عرفان نزديك است، خودم خيلي خوشم آمد و بعد هم توسط فرزان روز منتشر شد.
* چه شد از آن همه كتاب كه در زمينه روانكاوي و فرويديسم ترجمه مي كرديد، جدا شديد؟
** قبل از انقلاب، گرايش جامعه كتابخوان به سمت آثار فرويد زياد بود. من هم ترجمه مي كردم. در چاپ هفتم كتاب كه پس از انقلاب منتشر شد، در مقدمه اي ديدگاههاي فرويد را رد كردم. من امروز دو ديدگاه فرويد را مي پذيرم، يكي نظرش راجع به خواب و رؤيا است و ديگر راجع به ضمير ناخودآگاه. اين دو ديدگاه فرويد را هنوز قبول دارم. بقيه اش را بايد دور ريخت.
* در مورد كتاب «تاريخ فلسفه چين» نمي خواهيد بيشتر توضيح بدهيد؟
** اين كتاب به قلم فانگ يو لان يكي از استادان چيني ساكن آمريكا نوشته شده و تاريخ مختصري از فلسفه چين است كه از كنفوسيوس شروع مي شود. يعني نويسنده در سه فصل اول كتاب به شرح روح فلسفه چيني، زمينه فلسفه چيني و منشأ مكتبهاي چيني مي پردازد و در فصلهاي ديگر آيين منسيوس و تائو و مخالفان و موافقان آنها را مورد كنكاش قرار مي دهد و بعد به بنياد آيين بودا مي رسد و در فصلهاي پاياني فلسفه سكوت (چه آنيسم) و آئين نو ـ كنفوسيوسي و ورود فلسفه غرب به چين را مورد تجزبه و تحليل قرار مي دهد. در مجموع اين كتاب يكي از بهترينها در اين حوزه است.