مونيكا بلوچي، بازيگر ۳۳ ساله ايتاليايي كه در اروپا از شهرت بسياري برخوردار است، اين روزها در آمريكا نيز مورد توجه عموم قرار گرفته است. او بازيگري متفاوت است، به سه زبان مختلف مسلط است و به هنر اروپا آشنايي دارد.
پس از اين كه كمپاني ميراماكس فيلم ايتاليايي «مالنا» را در امريكا به نمايش در آورد، بلوچي، بازيگر اين فيلم بسيار مورد توجه قرار گرفت. «مالنا» به روايت داستاني در يك شهر كوچك مي پردازد. بلوچي در نقش زن جوان و زيبايي ظاهر مي شود كه به دليل زندگي در اين شهر كوچك با مشكلاتي روبرو است و از سوي ديگر موجب خشم همه زنان اين شهر كوچك شده است. ايفاي اين نقش سبب شد تا برادران واچفسكي ، از بلوچي بخواهند تا در دنباله «ماتريكس» كه در سال ۲۰۰۳ ميلادي ساخته خواهد شد، بازي كند. تا موقع نمايش اين فيلم، علاقه مندان سينما مي توانند اين بازيگر را در فيلمي به نام «برادري گرگ» ببينند. «برادري گرگ» فيلم فرانسوي خوش ساختي است كه ماجراهاي آن به قبل از انقلاب فرانسه مربوط مي شود و نوعي اكشن ماتريكس است.
• چطور شد كه تصميم گرفتيد در فيلم «ماتريكس» بازي كنيد؟
•• من فقط به اين دليل كه «ماتريكس» فيلمي آمريكايي است، در آن بازي نمي كنم. هرچند كه خودم عاشق فيلم هاي آمريكايي هستم. چون اين فيلم ها، فيلم هاي بزرگي هستند. فيلم «ماتريكس» با فيلم هاي اروپايي تفاوت زيادي داشت. اين فيلم يك اكشن فوق العاده زيبا بود. اما به نظر من «ماتريكس» چيزي بيشتر از يك فيلم اكشن است. «ماتريكس» فيلمي است درباره منطق زندگي. فيلمي است درباره عشق. درداستان اين فيلم مسائل بسيار عميقي مطرح شده كه شما اگر بخواهيد مي توانيد آنها را ببينيد. در عين حال اگر طرفدار صرف اكشن باشيد، بازهم «ماتريكس» براي شما جالب خواهد بود. وقتي اين فيلم را ديدم، شيفته آن شدم. با خودم گفتم: «خيلي دوست دارم در چنين فيلمي بازي كنم.»
• فيلم «برادري گرگ» هم در نوع خود يك اكشن موفق است؛ چيزي كه در سينماي فرانسه كمي عجيب به نظر مي رسد...
•• به عنوان يك فيلم فرانسوي، «برادري گرگ» فيلم پر خرجي است. اما اگر آن را با استانداردهاي آمريكايي مقايسه كنيم، همچنان فيلمي كم هزينه محسوب مي شود. به هيچ عنوان نمي شود آن را با «ماتريكس» كه فيلمي با هزينه هاي سرسام آور است، مقايسه كرد. در يك فيلم پرخرج چيزي كه تفاوت مي كند آن است كه شما با عوامل و افراد بيشتري سرو كار داريد و يا احتمالاً با خدمات و يا غذاي بهتري روبه رو هستيد... اما وقتي جلوي دوربين هستيد، ديگر هيچ چيز فرق نمي كند. فرقي نمي كند كه در يك فيلم ايتاليايي باشيد يا در يك فيلم فرانسوي و يا حتي يك فيلم آمريكايي. در هر حال بازيگر، بازيگر است.
حتي مي بينيم كه «برادري گرگ» از جهاتي شبيه فيلم هاي آمريكايي و آسيايي است و به كميك استريپ مي ماند. داستان اين فيلم كاملاً اروپايي است چون خط بين خوبي و بدي در آن مشخص نيست.
• شما در اروپا بسيار مشهور هستيد. اما در آمريكا اين شهرت فعلاً كمتر است. قدم زدن در خيابان هاي اينجا با اروپا چه فرقي دارد؟
•• اينجا من احساس آزادي مي كنم و اين احساس را خيلي دوست دارم. راه رفتن در خيابان هاي پاريس و شهرهاي ايتاليا كار خيلي سختي است، اما به هرحال من خيلي عادي در پاريس زندگي مي كنم. ديگر از داشتن اين همه دوستدار و طرفدار خسته شده ام.
• فكر نمي كنيد بعد از اكران فيلم «ماتريكس»، زندگي شما در اينجا هم دستخوش تغيير بشود؟
•• البته اين موضوع به شيوه زندگي فرد بستگي دارد. چون من فكر نمي كنم كه در آمريكا بمانم. من قصد دارم به اروپا برگردم و همچنان در فيلم هاي اروپايي بازي كنم. فكر نمي كنم كه بتوانم در اين كشور با هنرپيشه هاي امريكايي رقابت كنم. البته هر وقت از من بخواهند كه در فيلمي آمريكايي بازي كنم، با كمال ميل قبول مي كنم. فيلم بعدي ام فيلمي است به نام «مردان جنگ» و در باره جنگ هاي داخلي در آفريقا است. در اين فيلم بروس ويليس همبازي من است. او نقش يك سرباز آمريكايي را بازي مي كند و من در نقش يكي از اعضاي گروه پزشكان بدون مرز ظاهر مي شوم.
• كدام يك از فيلم هاي بروس ويليس را دوست داريد؟
•• فيلم «رويين تن» او را دوست دارم. اين فيلم خيلي شبيه كميك استريپ هاست.
منبع: اينترتينمنت ويكلي ـ ترجمه: حميد گرشاسبي