|
دانشگاه، عرصه رقابت تشكلها
• وزارت علوم آيين نامه اي دارد كه به احزاب اجازه ورود به دانشگاه را نمي دهد.
|
|
|
در نبود احزاب قدرتمند مدتي است دانشگاهها به عرصه مجادله بي پايان گروههاي سياسي تبديل شده اند. تصوري كه در بيرون از تشكلهاي عمده دانشجويي وجود دارد اين است كه آنها هر يك به نماينده يكي از گروههاي سياسي تبديل شده اند. اين تشكلها چنين نسبتي را رد مي كنند و نهادهاي قدرت رقيب را به نفوذ در دانشگاهها متهم مي كنند. وارد كردن چنين فشاري بر دانشگاهها قابل پذيرش نيست. دانشگاهها بايد كاركرد خود را به عنوان پيشروترين نهاد جامعه مدني در جهت انديشه سازي انجام دهند. ولي به قول يك كارشناس مسائل سياسي دانشگاههاي ايران كاركرد نيم قرن پيش دانشگاههاي اروپا را پيدا كرده اند. دكتر سيداسدالله اطهري مي گويد: «دانشگاه جاي كف زدن براي گروهها نيست. كاركرد دانشگاه اين است كه به توليد انديشه بپردازد و در چارچوب منافع ملي به نقد برنامه ها و عملكرد گروهها بپردازد و آنها را تحت تأثير قرار دهد. اينكه آلت دست احزاب و نهادهاي حكومتي و يا ابزار ترقي اشخاص باشد در تئوري نمي گنجد.»
اخيراً نيز كه رئيس جمهوري در جمع دانشجويان حاضر شده بود تأكيد كرد تشكلهاي دانشجويي بايد از نهادهاي حكومتي و احزاب مستقل باشند. در همين جلسه به محض اينكه نماينده يكي از تشكلهاي منتسب به جناح محافظه كار شروع به حرف زدن كرد با هو كردن و شعارهاي اعتراض آميز بقيه مواجه شد. اين موضوع با دلخوري تشكلهاي مقابل همراه بود. دبيركل جامعه اسلامي دانشجويان اين حركت رانشانه نفوذ احزاب در دانشگاهها قلمداد كرد: «آنها معدودي افراد منزويند كه با شعارهاي خاص شركت كردند تا نماد جنبش دانشجويي تلقي شوند.»
اتفاقاتي از اين دست در دانشگاهها نادر نيست. اظهارنظرها حاكي از وجود جوي متشنج بين تشكلهاي دانشجويي است كه هر يك ديگري را به وابستگي به احزاب و نهادهاي حكومتي متهم مي كنند. جواد صالحي عضو شوراي مركزي تحكيم وحدت اين جو را به يك «جنگ رواني»، «انگ زدن و برجسته كردن نقاط اتهام»، «فضاي تخريب فعالان سياسي» براي «منافع آني» توصيف مي كند كه مانع انسجام نهادهاي دانشجويي مي شود و كساني كه جنبش دانشجويي را نمي پسندند به آن دامن مي زنند: «برحسب نزديكي يا دوري از جريانهاي فكري نوعي قضاوت بر سر آنها قرار گرفته و گروههاي موجود سعي مي كنند گروه مخالف يا رقيب را به بيرون از دانشگاه و به يكي ازمنابع قدرت وصل كنند. همين باعث شده تشكلهاي دانشجويي به دو قطب راست يا چپ منتسب شوند و بين وابستگي به مشاركت تا مؤتلفه در نوسان باشند.»
در صورتي كه عنصر جبهه مشاركت به دامنه بحث افزوده شود مي توان فضاي مشاجره حاكم بر دانشگاهها را تا اندازه اي ترسيم كرد.
حسين رباني دبيركل جامعه اسلامي دانشجويان مي گويد: «اگر احزاب مشكل قانوني داشته باشند يا نخواهند مواضعشان را صريح بگويند تشكلهاي دانشجويي را به عنوان خط مقدم در اعلام مواضع جلو مي فرستند تا جامعه را تست كنند و در صورت آمادگي جامعه گامهاي بعدي را بردارند.»
جواد صالحي عضو شوراي مركزي تحكيم وحدت تشكل نزديك به جبهه دوم خرداد نفوذ احزاب را مصرانه رد مي كند. وي مي گويد: «هيچ تحليل عيني و آشكاري در اين باره صورت نگرفته. بخش اعظم جنگ رواني است و واقعاً اينطور نيست. من اين اتهامات را رد مي كنم. درعين اينكه گرايشات سياسي بخشي از جنبش دانشجويي راناديده نمي گيرم كه از گروههايي حمايت و هواداري مي كنند» و نكته جالب اينكه وي تصريح مي كند: «جنبشهاي دانشجويي هركدام خاستگاهها و پايگاههاي حمايتي، از حمايت مالي تا سياسي، دارند. بسياري از حمايتها جنبه مالي آشكاري ندارند و فضاسازي براي آن از دل نظام صورت مي گيرد.»
دبيركل جامعه اسلامي دانشجويان مستقيماً از احزابي كه استقلال تشكلها را از بين برده اند صحبت مي كند: «براساس بعضي ادعاها مشاركت نفوذ دارد و پس از دستگيريها از اين نظر نهضت آزادي رده چندم را دارد.»
ميثم سعيدي رئيس شاخه جوانان حزب مشاركت كه بخش دانشجويي حزب را نيز شامل مي شود اين ادعا را رد مي كند: «جبهه مشاركت شاخه و گروه دانشجويي منتسب در محيط دانشگاه ندارد. بلكه مانند سطح جامعه هواداراني در بين استادان و دانشجويان دارد. واقعيت اين است كه گروههايي در دانشگاه با استقبال مواجه مي شوندكه يا در برنامه ها و خط فكريشان به حقوق شهروندي توجه دارند يا اينكه حاكميت برخوردي نامهربانانه با آنها انجام داده كه مظلوم واقع شده اند و در نتيجه واكنش دانشجويان كه عناصر حركتشان دفاع از آزادي و برابري است نسبت به گروه سياسي مظلوم واقع شده برانگيخته شده است كه حمايت از حقوق گروه خاص و حقوق شهروندي نيز به معني تأييد آن گروه نيست.»
وي مي گويد: «موضوع نفوذ جبهه مشاركت را كساني كه بحران مقبوليت دارند و برنامه هايشان مورد استقبال قرار نمي گيرد در بوق و كرنا مي كنند. آنها مي خواهند قواعد بازي سياسي را به هم بزنند تا هر اتفاقي بيفتد به مشاركت وصل كنند. بايد پرسيد شما كه علاقه منديد در دانشگاه حضور يابيد چرا نمي توانيد. اين نشان مي دهد دانشگاه خط بردار نيست.»
وي مي گويد: «اگر فرد الف با جناح خاصي بدون اينكه با هم درتماس باشند يك جور اظهارنظر كنند و اشتراك فكري داشته باشند نبايد به نشانه عدم استقلال تلقي كرد. آيا جامعه اسلامي دانشجويان راكه ۸۰درصد ديدگاههايش به جناح راست نزديك است بايد به اين جناح منتسب كرد؟ مشورت گرفتن از افراد باتجربه كه سابقه طولاني در دانشگاه دارند هم نافي استقلال نيست.»
سعيدي درعين حال به عنوان عضو يك حزب اصلاح طلب، بخشي از حكومت را به نفوذ در تشكلها متهم مي كند: «در محيط دانشگاه شاهد حضور تشكلهايي با انديشه هاي مختلف هستيم كه اسمشان را تشكل مي گذارند اما دقيق كه مي شويد از حيث پشتيباني و مالي و فكري ممكن است به عرصه هاي مختلف به ويژه ناحيه حكومت وصل باشند.
دامنه اختلافات پاي يك نهاد ديگر را هم به ميان مي كشد. به اين ترتيب كه تشكلهاي نزديك به جناح راست وزارت فرهنگ و آموزش عالي را به جانبداري عمدي از مشاركت متهم مي كنند و تشكيلات مقابل وزارت علوم را كاملاً بي طرف تشخيص مي دهند.
دبيركل جامعه اسلامي دانشجويان مي گويد: «در حوزه معاونت دانشجويي فضاي جناحي حاكم است و وزارتخانه خودش فضا را براي تحركات احزاب فراهم مي كند. حزب مشاركت از تريبونهايي كه وزارتخانه در اختيارش قرار مي دهد استفاده مي كند. وزارتخانه اجازه بروز تفكرات مستقل رانداده يا فكر نكرده كه بايد نفوذ احزاب را كم كند. درنتيجه مجموعه هاي مستقل كه بايد از كانال وزارتخانه رد شوند بلوكه مي شوند. وزارتخانه بايد مثل پدر باشد وامكانات مساوي ايجاد كند. نه اينكه برخي را رقيب سياسي احساس كند.»
عضو شوراي مركزي تحكيم وحدت در جواب مي گويد كه وزارت علوم هيچ تبعيضي قايل نمي شود و همه فعالان سياسي بطور مساوي از امكانات استفاده مي كنند.
رئيس شاخه جوانان جبهه مشاركت نيز از دكتر معين تقدير مي كند كه از عهده كار برآمده و به همه گروهها اجازه فعاليت داده. وي تصريح مي كند: «وزارت علوم آيين نامه اي دارد كه به احزاب اجازه ورود به دانشگاه را نمي دهد.»
با اين وصف نمي توان نتيجه گيري كرد كه دانشگاهها از نفوذ احزاب و نهادهاي حكومتي بركنارند. نمي توان اين ادعاي برخي تشكلها را پذيرفت كه تحت تأثير احزاب و نهادهاي قدرت قرار ندارند. آنها تنها تشكلهايي را كه تأييد نمي كنند تحت نفوذ احزاب ونهادهاي قدرت قلمداد مي كنند و به اين ترتيب نمي توان اميد داشت با اين فضا دانشگاهها نقش راهبردي خود را در توليد انديشه ايفا كنند.
گزارش: حميده احمديان راد
|