• مدير كل امور فرهنگي وزارت علوم: هنجارسازي در شكل گيري نگرشها از وظايف اصلي اين نشريات است.
دانشگاههاي سراسر كشور در چندسال اخير شاهد پديده اي بوده اند كه به گواهي تاريخ۶۰ساله جنبش دانشجويي ايران در هيچ دوره اي نمي توان مشابه آن را بدين شكل يافت. مطبوعات دانشجويي امروز به يكي از بانشاط ترين و پركارترين عرصه هاي جريان دانشجويي تبديل شده اند. حضور بيش از ۷۰۰ الي۸۰۰ نشريه دانشجويي گواه اين مدعاست. گسترش سريع و چشمگير اين مطبوعات كه به لحاظ كيفيت محتوايي و ظاهري طيف بسيار وسيعي را شامل مي شوند، نشان دهنده وجود نوعي عزم همگاني است كه دانشجويان بيشتر دانشگاهها را به خود معطوف داشته است به نحوي كه مي توان ادعا كرد هيچ عرصه ديگري در دانشگاهها پذيراي اين حجم دانشجو با چنين تنوعي نيست هرچند همراه با رشد سريع نشريات مؤلفه هاي مهمي چون غناي محتوايي و كيفيت بصري از ياد رفته باشد، اما باز مي توان حضور اين نشريات را ضروري دانست.
|
|
|
براي دستيابي به كم و كيف نشريات دانشجويي اعم از روش و ترتيب انتشار محدوده توزيع و امكانات مورد استفاده ناگزير بايد به سراغ آمارها و نظرسنجي ها برويم تا بتوانيم تصويري كلي از نشريات دانشجويي به دست آوريم. هرچند رشد روزافزون اين نشريات در چند سال اخير سبب گشته است تا بخشي از تلاش هاي ارگانهاي مسؤول براي دسترسي به آماري دقيق همواره با مشكلي مواجه شود. همچنين عدم اطلاع معاونتهاي فرهنگي از تعداد نشريات دانشجويي در دانشگاهها و نبود آرشيوي معتبر كه همه نشريات دانشجويي دانشگاههاي آزاد، غيرانتفاعي و سراسري را دربرمي گيرد داشتن آماري صحيح در اين مورد تقريباً غيرممكن مي سازد. طبق نظرسنجي هاي انجام شده در دو سال گذشته انتشار نشريه عمده ترين فعاليت دانشجويان در زمينه فرهنگي بوده است و سپس مسائل علمي و سياسي موضوعات مورد علاقه دانشجويان به حساب آمده است.
دكتر «سيد عبدالحميد احمدي» معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي درخصوص ارزيابي وضعيت نشريات دانشجويي مي گويد: اين نشريات هيچگاه يك كل واحد و يكپارچه نبوده اند. از سالهاي پيش از انقلاب جريان نشريات دانشجويي وجود داشته است اما علي الاصول مقصود پرسش، نشريات بعد از انقلاب به ويژه دور جديد انتشار نشريات دانشجويي در پنج سال اخير است لذا چون از نظر تاريخچه انتشار نشريات، دوره هاي مختلفي وجود داشته است ارايه يك ارزيابي دقيق از اين نشريات امكانپذير نيست زيرا در سطوح و انواع بسيار متفاوتي منتشر مي شوند و برخي از آنها از روحيات خاص دانشجويي نشأت مي گيرند (مثل نشرياتي كه نوعي هيجان زدگي سياسي در آنها ملاحظه مي شود) در جشنواره هاي نشريات دانشجويي سعي شد در قالب برپايي جلسات سخنراني نوعي بررسي در اين مورد صورت گيرد اما به دليل تنوع و اختلاف بسياري كه از نظر كيفي و محتوايي دارند و نيز به دليل تأثيرپذيري شديد آنها از جريانهاي سياسي نمي توان به داوري دقيقي در اين زمينه دست يافت.
دكتر احمدي با اشاره به نياز اين نشريات به يك متولي مي افزايد: بحث اهرم نظارتي همواره مطرح بوده است و در اين خصوص آيين نامه هاي مربوطه هم تدوين شده است درحال حاضر در دانشگاهها از طريق مراجع رسمي مثل شوراي فرهنگي دانشگاه و… اين نظارت به صورت صوري وجود دارد اما بعيد به نظر مي رسد كه از اين راه كنترل و نظارت دقيقي صورت گرفته باشد.
عرصه نشريات دانشجويي يكي از عرصه هاي حساس فعاليتهاي دانشجويي است كه متأسفانه كمتر مورد حمايت و هدايت اصولي قرار گرفته و بيشتر حمايتها رنگ و بوي سخت افزاري و تأمين ملزومات فني داشته است، بنابر اين نظام مديريتي دانشگاه بايد براي حمايت نرم افزاري و و محتوايي و نيز امكان رشد آنها برنامه داشته باشد در مجموع وجود يك شبكه نظارتي را از جهات متعدد ضروري مي دانيم.
بطور كلي نشريات دانشجويي بيان كننده ديدگاههاي صنفي و محيط دانشگاهي هستند كه به نوعي مي توانند بر كل جامعه تأثيرگذار باشند. دكتر «سلطاني فر» مديرمسؤول روزنامه «ايران نيوز»در اين مورد مي گويد: اگر بپذيريم كه دانشجو عامل حركت جنبش هاي سياسي دركشور است پس بايد به نظرات وي توجه شود و نيز بايد بدانيم كه او چگونه فكر مي كند يا چگونه حركت مي كند بنابر اين شناخت اين مسير تنها از راه ارزيابي اين نشريات امكانپذير است. وي روند نشريات دانشجويي را مثبت تر از فضاي حاكم بر جامعه دانشجويي ارزيابي مي كند و اينطور ادامه مي دهد كه معتقدم اين نشريات تأثيرگذارتر از حركتهاي دانشجويي در كشور بوده اند.
دكتر سلطاني فر در عين اينكه معتقد به كنترل مركزي روي نشريات دانشجويي نيست، مي گويد: اين نشريات مانند ديگر نشريات به دليل مشخص بودن اسم و آدرسشان بايد متولي خاص داشته باشند آنچه كه امروز نسبت به آن نگرش منفي وجود دارد، نظارت دولتي است. همه چيز از كانال سيستمهاي دولتي اداره و كنترل مي شود و همين عامل ايستايي در جوامع ماست چنانچه بپذيريم كه فكر را نمي توان و نبايد كنترل كرد بايد اين را هم بپذيريم كه نشريات دانشجويي به دليل فكري بودنشان نبايد متمركز وكنترل شده حركت كنند بلكه با يك سيستم پيگرد قانوني چنانچه خلاف قانون عمل كردند با آنان برخورد شود نه اينكه به روشي پيشگيرانه مطالب آنان را قبل از چاپ كنترل و سانسور كرد.
از سوي ديگر فضاي مطبوعاتي كشور از جهات مختلف داراي ضعف ونارسايي است و يكي از نارسايي هاي جدي جامعه مطبوعاتي كشور فقدان يك نيروي انساني توانمند است.
معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي پيرامون كيفيت كار نشريات ونزديك كردن زبان اين نشريات به ساختار نوشتاري رايج مطبوعات مي گويد: نشريات دانشجويي بستر مناسبي براي گرايش اصحاب انديشه و دانش به كار مطبوعاتي است اگر اين نيرو امروز حمايت و هدايت شود گرانبهاترين ذخيره نيروي انساني براي مطبوعات كشور حاصل مي شود. چه بسا بسياري از صاحبان فكر و نظر دركشور هستند كه بدين معنا از اهل قلم نيستند و در دايره اي از آموزش يا تحقيقات فعاليت مي كنند. مقايسه وضعيت مطبوعات برخي كشورهاي عقب تر از ايران با اوضاع مطبوعات ما نشانگر يك ضعف بنيادي براي ماست. ساختار مطبوعات ما داراي نقصان، ضعف كاركرد، عدم پيمايش مسير اصولي پذيرش نقش نهادهاي جايگزين (مثل احزاب) و امثال اينهاست. طبعاً تقويت بنيانهاي نشريات دانشجويي مي تواند به تقويت ساختار مطبوعات كشور كمك كند. اين نشريات از منظر دانش فعاليت فرهنگي ايفاكننده نقش هاي چندوجهي هستند بدين معنا كه رشد آنها در بسياري از شاخص هاي فرهنگي مؤثر است. نشريات دانشجويي به خودي خود به فرهنگ مكتوب خدمت مي كنند بنابر اين اينگونه نشريات مي توانند نقش آفريني مثبت داشته باشند.
نشريات دانشجويي مشروط بر اينكه گرفتار سياست زدگي نشوند، بستر مناسب اطلاع رساني سريع در دانشگاهها و به تبع آن كل جامعه هستند، با عنايت به ضعف روزنامه ها در زمينه اطلاع رساني، وجود يك شبكه قوي و سراسري از نشريات دانشجويي، مي تواند منبع غني اطلاعات براي روزنامه ها باشند.
«صديقه شكوري راد» مديركل امور فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، نشريات دانشجويي را تنها محور اصلي بيان كننده مسائل دانشجويان مي داند و مي گويد: نشريات بايد به عنوان يك ابزار آموزشي مورد توجه قرار گيرند و در صحنه مشاركت در جامعه نيز حضوري فعال داشته باشند. بدين معنا كه اگر مطبوعات به عنوان ركن چهارم كشور تلقي مي شوند، بايد به نشريات دانشجويي هم كه در سطح دانشگاهها منتشر مي شوند از همين منظر نگاه كرد. زيرا دانشجويان علاوه بر اينكه بايد به مسائل داخلي دانشگاهها اشراف داشته باشند با فضاي بيرون از دانشگاه و مسائل ديگر نيز بايد ارتباط برقرار كند.
وي هنجارسازي در شكل گيري نگرشها را از وظايف اصلي و اساسي نشريات دانشجويي عنوان مي كند و ادامه مي دهد البته وزارت علوم به عنوان يك دستگاه دولتي موظف است دانشجوياني را كه در زمينه انتشارنشريات دانشجويي فعاليت مي كنند را از طريق آموزشهاي حضوري يا غيرحضوري تحت حمايت خود قرار دهد و آنها را به حق و حقوق خويش نيز آشنا كند. وي با اشاره به آيين نامه نشريات دانشجويي تصريح مي كند كه آيين نامه نشريات دانشجويي احتمالاً نقايصي دارد كه سعي مي كنيم آنها را به حداقل برسانيم و از طرفي ديگر در برخي از دانشگاهها امكاناتي را در اختيار آنها قرار دهيم تا فضا را براي انتشار اين نشريات مساعدتر كنيم زيرا نياز دانشجويان به اينگونه نشريات ضروري است. بنابراين دادن مجوز به نشريات متعدد نبايد منجر به اين مسأله شود كه هر گروهي كه تصميم به انتشار چنين نشريه اي گرفت بطور سريع و آني مجوز دريافت كنند.
دكتر احمدي انسجام نشريات دانشجويي را امري ضروري عنوان مي كند و مي افزايد: انسجام اين نشريات ضروري است اما نبايد كثرت، تنوع و ديگر اوصاف مثبت آنها را فداي انسجام بخشيدن كرد زيرا اين انسجام در گرو وجود يك منبع حمايتي از هر دو وجه مادي و معنوي است به هر حال نبايد گذاشت كه يك گروه خودجوش و با انگيزه دانشجويي در توليد و نشر در كار خود احساس تنهايي كند. از سوي ديگر نبايد اين احساس ايجاد شود كه هر جا بحث از حمايت است، به دنبال آن دخالت هم شروع مي شود و همچنين امر عدم دخالت بدين معنا ارزيابي شود كه هر نشريه دانشجويي به صرف اينكه چنين عنواني دارد به هر مسير كه تمايل دارد مي تواند برود و از اين منظر نشريات دانشجويي ما بيشتر به جامع نگري و واقع بيني محتاج هستند. همچنين براي انسجام بخشيدن به اين نشريات تا ميزان قابل توجهي به وجود يك مرجع قانوني براي ضبط و ربط هويتي و شناسنامه اي آنها مربوط است.
وي جايگاه دانشكده هاي روزنامه نگاري در حمايت از نشريات دانشجويي را ضعيف توصيف مي كند و مي گويد: اين دانشكده ها در ايفاي نقش خود با مشكل مواجه هستند، دانشكده هاي روزنامه نگاري براي تربيت نيروي متخصص مطبوعات هم مشكل دارند تا چه رسد به نشريات دانشجويي.
مطالعه وضعيت دانش آموختگان اين دانشكده ها و جذب آنها به مشاغل غير روزنامه نگاري اين امر را آشكارتر مي كند. بنابراين لازم است دانشكده هاي روزنامه نگاري برنامه هاي تقويتي و ترويجي مثل برگزاري دوره هاي كوتاه مدت دعوت از خبرگان غيردانشگاهي نيز داشته باشند.
معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي فضاي موجود در دانشگاهها را بيشتر فضايي سياسي مطرح مي كند و مي افزايد: بايد شرايط و فضاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي حاكم بر دانشگاهها در رابطه با نشريات دانشجويي مورد توجه قرار گيرد. شواهدي كه وجود دارد بيانگر اين مسأله است كه فضاي دانشگاه و جامعه به نوعي اين شرايط را ايجاد مي كند كه دانشجويان بيشتر به مسائل سياسي و اجتماعي حساس شوند و اين مسأله طبعاً مي تواند در روند كاري نشريات دانشجويي اثرگذار باشد. تجربه بعد از دوم خرداد به خوبي بيانگر اين است كه ما شاهد رشد قابل توجه نشريات دانشجويي هم به لحاظ كيفي و هم به لحاظ كمي باشيم و به نظر من يكي از موانع جدي براي رشد اين نشريات مي تواند به نوعي تبديل شدن آنها به سخنگوي احزاب سياسي فعال در جامعه باشد البته برخي از اين موانع هم مي توانند دروني باشد و هم بيروني.
دكتر احمدي همچنين برگزاري جشنواره نشريات دانشجويي را دچار دوگانگي و شايد هم چندگانگي عنوان مي كند و مي گويد: در دو جشنواره اول اين مراسم به صورت يكپارچه بين نشريات دانشگاههاي آزاد و دولتي برگزار شد اما در چند سال اخير به دليل تعدد سلايق شاهد برپايي آن به صورت پراكنده و ناقص هستيم.
پيرامون عوامل مؤثر در چگونگي نشريات دانشجويي مي توان اين مسأله را ذكركرد تأثير محيط دانشگاهي و علمي، برخورداري از روحيات جواني، آزاديخواهي و آرمان طلبي و... مي تواند از عوامل مؤثر در چگونگي انتشار اين نشريات باشد.
به هر حال از آنچه تاكنون ذكر شد، مي توان دريافت كه بايد در سطح نظام آموزش عالي و دانشگاهها اين تلقي و اين باور هميشه حاكم باشد كه وجود نشريات زنده، با كيفيت و فراوان نشانگر پويايي و تحرك گروههاي دانشجويي است و هيچگاه نبايد از يك فضاي خشك و سرد كه از تنوع فرهنگي برخوردار نيست، احساس رضايت كرد.
پريسا عظيمي