ريشه شرارتها و ناامني هاي موجود در شرق و شمال كشور تركيبي از موضوعات سياسي، اقتصادي، فرهنگي، نظامي و اطلاعاتي بوده و براي مقابله با آن نيز لازم است به تلفيقي از راهكارها و روشهاي مشابه روي آورد. در اين زمينه مي توان به وجود رابطه اي مستقيم بين منافع اقتصادي مردم منطقه و شرارت و ناامني اشاره كرد، در واقع سيستم امنيتي كشور بايد در چهارچوب برنامه اي منظم بتواند اين رابطه را به شكل مخالف جريان موجود سازماندهي نمايد. براي رسيدن به اين هدف بر لزوم مشاركت تمامي نهادهاي فرهنگي، سياسي، اطلاعاتي، انتظامي و نظامي تأكيد مي شود.
آسيبهاي رواني و فرهنگي، گرايش به مصرف موادمخدر و خطرات ناشي از آن نه تنها جمهوري اسلامي ايران بلكه تمامي جوامع بين المللي را مورد تهديد قرار داده است، در حالي كه جمهوري اسلامي ايران با استفاده از هزينه هاي ملي و سپس قرار دادن آن به تنهايي بار مبارزه با يك تهيد جهاني را به دوش مي كشد.
به نظر نگارنده براي مبارزه با قاچاق و مصرف موادمخدر و معضلات ناشي از مرزهاي ناامن، لازم است اراده اي بين المللي وجهاني شكل گرفته و هزينه هاي مقابله با آن را همه كشورهاي جهان بر عهده گيرند.
تشابهات فرهنگي و همگني ساختار جمعيتي دوسوي مرزهاي شرق كشور، فضا ومحيط مساعدي را براي رشد و سرايت هر نوع ويروس ضدامنيتي در منطقه به وجود آورده است. براي تغيير ساختار و بافت جمعيتي منطقه و ايجاد جريان همگرايي در حاشيه مرز شرقي كشور لازم است طرحهايي مبتني بر واقعيت علمي و عملي تهيه و اجرا شود.
اين طرحها مي توانند در قالب طرحهاي اقتصادي (صنعتي، كشاورزي) و با اعطاي مزاياي ويژه و با انتقال و يا كوچ و به صورت بلندمدت اجرا شود. (اجراي اين طرحها نيازمند مطالعات عميق وگسترده مسائل فرهنگي، اجتماعي، سياسي منطقه با بهره گيري از كارشناسان زبده و متعهد مي باشد).
در اينگونه محيط ها، عمليات اطلاعاتي در زمينه هاي مختلف ارجحيت داشته و با توسعه و گسترش عمليات اطلاعاتي مي توان ضمن صرفه جويي در هزينه هاي مادي و معنوي و با بهره گيري از يك شبكه متمركز و كارآمد اطلاعاتي به نتايج قابل قبولي دست يافت. متأسفانه نظام اطلاعاتي موجود ما به دليل موازي بودن عملكرد آن و پراكندگي دستگاههاي متعدد ضمن صرف هزينه هاي كلان مادي و معنوي از كارآيي مطلوبي برخوردار نيست.
به طور كلي ويژگي هاي حاكم بر تاكتيك ها و روشهاي حمل و قاچاق موادمخدر و شرارتهاي مختلف توسط اشرار از نوع نامنظم وجنگ كم شدت بوده و براي مقابله با آن نيز بايد از شيوه هاي جنگ چريكي بهره گرفت كه در آن واحدهاي كوچك نظامي از قدرت تحرك سريع و انبوهي برخوردار باشند. در اين زمينه لازم است الگوهاي مناسب سازماني در منطقه شرق كشور به كار گرفته شوند.
شرارتها و ناامني هاي انجام شده به وسيله اشرار به صورت يكپارچه مي باشد كه از تاكتيكها و روشهاي يكساني برخوردارند. درحالي كه اقدامات انجام شده به وسيله نيروهاي خودي داراي تنوع و گوناگوني بوده وهريك از نيروها اعم از سپاه، ارتش، ناجا، بسيج و اطلاعات به شيوه خاص خود عمل مي كنند. براي مقابله با اين وضعيت يكپارچه كردن سيستم فرماندهي و كنترل و اطلاعات از ملزومات اوليه ادامه مأموريت در شرق كشور مي باشد.
از ديگر راهكارهاي مؤثر براي مقابله با ناامني، انتقال جريان مبارزه با قاچاقچيان و اشرار به داخل كشور افغانستان است. در اين راستا ايجاد حاشيه امنيتي در عمق ۳۰كيلومتري خاك افغانستان با بكارگيري عشاير مرزي و گروههاي افغاني، توسعه جزاير و پايگاههاي داخل افغانستان، پرداخت هزينه هاي جانبي مبارزه با اشرار به افغانيها (نظير تحت پوشش قراردادن خانواده هاي شهدا، مجاهدين و پرداخت حق الكشف و جايزه معدوم سازي اشرار به آنها) از جمله مواردي است كه مي تواند نتايج بسيار خوبي را به همراه داشته باشد.
باوجود اقدامات انجام شده، اشرار و قاچاقچيان با شيوه هاي مختلف اقدام ورود به كشور كرده و درمنطقه تردد مي كنند. وجود برخي نارسايي ها، يكنواخت شدن روشهاي برخورد و تعقيب اشرار از جمله عواملي هستند كه مي توانند باعث افزايش مجدد و تدريجي دامنه شرارت و ناامني در منطقه بشوند.
براي مقابله با ورود اشرار و قاچاقچيان انجام مجموعه اقداماتي مانند بازنگري در سازمان رزم نيرويي تيپها وگردانهاي ويژه مناطق آلوده مرزي، به كارگيري شيوه هاي نوين انسدادمرز (استفاده از رادار رازيت و دوربين هاي مختلف)، اصلاح نظامهاي اطلاع رساني و ارتباطي، توپخانه و ادوات هوايي، كنترل جمعيت و… مي تواند نقش مؤثري را براي ايجاد امنيت و سركوبي اشرار ايفا نمايد.
توسعه رده هاي مقاومت در منطقه امكان مناسبي را براي برقراري و تأمين امنيت به وجود آورده است ولي اقدامات انجام شده از رشد لازم برخوردار نيست. براي بالندگي بيشتر در اين راستا و افزايش مشاركت مردمي در امنيت ومردمي كردن آن، انجام مجموعه اقداماتي مانند گسترش شعاع حضور بسيج، تشكيل گروههاي بسيج روستايي، ايجاد هسته هاي مقاومت در سكونت گاههاي پيراموني، تشكيل و توسعه رده هاي مقاومت، تقويت توان مديريتي و فرماندهي مراكز بسيج، تشكيل هسته هاي رزمي از عشاير محلي، استفاده از گروهانهاي ضربت رزمي در گلوگاهها ومعابر حساس، بازنگري در شيوه تسليح پايگاهها و توجه به اشتغال بسيجيان ومردم روستايي و نگرش جامع به مسائل فرهنگي و اجتماعي منطقه ايجاب مي نمايد.
بديهي است با عنايت به موارد بالا جهت توسعه پايدار در شرق كشور باتوجه به رابطه مستقيمي كه با منافع ملي و آرمانهاي وسيع و درازمدت نظام جمهوري اسلامي دارد نگرش همه جانبه به استناد مواردي كه گفته شد بيش از پيش اهميت مي يابد. به اميد روزي كه نگاه امنيتي در شرق كشور منحصر به جنبه هاي نظامي نبوده بلكه تمامي ابعاد سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي وا منيتي و فقرزدايي را شامل شود.