|
|
مصطفي اسداللهي
|
در هفته گذشته جلسه مطبوعاتي هفتمين دوسالانه كاريكاتور باحضور اصغر فرهادي(نماينده انجمن صنفي)، مصطفي اسداللهي(دبير دوسالانه) قباد شيوا(نماينده هيأت انتخاب)، مرتضي مميز(مدير برنامه ريزي و هيأت اجرايي دوسالانه) و علي رشيدي (نماينده شوراي برگزاري) در كتابخانه موزه هنرهاي معاصر برپا شد.
در ابتداي جلسه مصطفي اسداللهي روند برگزاري و شكل گيري هسته اوليه دوسالانه هفتم را چنين بيان كرد: «در ۱۷ خردادماه سال جاري طرح برگزاري دوسالانه هفتم در مجمع صنفي انجمن گرافيك مطرح و در همين روز با انتخاب و معرفي شوراي برگزاري اهداف اوليه ترسيم و مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
اموري همچون، تعيين شكل گيري سازمان كاري و گروه هاي اجرايي، پيش بيني برنامه هاي بلندمدت، تعيين بخش هاي مختلف، تعيين مقررات، تعيين برنامه هاي درنظرگرفته شده براي دوسالانه هفتم و همايش ها و همچنين تصميم به برگزاري مراسم بزرگداشت براي جلال شباهنگي و قباد شيوا، دعوت از سه تن از طراحان برتر اروپا و تعيين روند كاري ديگر عوامل اجرايي.
كليت برنامه ها درتاريخ ۲۵ شهريورماه به رياست مركز ارائه شد كه بعد از چند جلسه بحث و بررسي مورد تصويب قرارگرفت…»
در ادامه مرتضي مميز دوسالانه هفتم را چنين تشريح كرد: «در دوسالانه هفتم براي اولين بار در تاريخ برگزاري اين فعاليت ها خود انجمن صنفي برگزاري را بر عهده گرفته است و بايد بگويم كه در اين اولين تجربه مستقل ما نتوانستيم نمايشگاه را طبق خط مشي خودمان برگزار كنيم چرا كه براي برپايي چنين دوسالانه هايي بايد برنامه ريزي اساسي داشت.»
وي در ادامه با اشاره به مشكلات موجود درعرصه گرافيك ايران گفت: «از زمان پيدايش و حضور كامپيوتر در ايران، اين ابزار علي رغم كيفيت بالاي تكنولوژيكي تأثير منفي و خاصي را درگرافيك ايران به جاگذاشته است. كامپيوتر به دليل سهل الوصول و سهل الاجرا بودن به هركسي اين امكان رامي دهد كه به دور از هرگونه تجربه و دانش كافي، از امكانات گسترده اين ابزار استفاده و يا به عبارت بهتر سوءاستفاده كند.
|
|
قباد شيوا
|
و مسلماً اين وظيفه انجمن است كه حافظ منافع صنفي و فرهنگي «هنر گرافيك» باشد. هرچند ما با معضل ورود افراد غيرحرفه اي به انجمن روبرو شده ايم. البته به نظر من اين مشكل همه سازمانهايي است كه از كامپيوتر استفاده مي كنند.
كامپيوتر وسيله اي است در اختيار يك گرافيست تا وجوه برتر خلاقيت هاي خود را به نمايش بگذارد. اما افراد غيرحرفه اي با دراختيار گرفتن آن بخش مهمي ازعرصه گرافيك ايران را به خود اختصاص داده اند.
در اين دوسالانه ما شاهد آثار زيادي از اين دست هستيم. البته بايد يك نكته اي را همين جا مطرح كنم و آن هم تعداد آثار است كه نسبت به دوسالانه هاي قبل كمترشده كه بخشي از آن به دليل فضاي محدود فرهنگسراي نياوران است.»
مميز افزود: درست است كه عوامل حاضر در انجمن و اين جلسه بارها در ديگر دوسالانه ها حضور داشته اند اما زماني كه خودمان مجري اصلي شديم، چشم انداز ديگري پيش رويمان قرار گرفت.
در وهله نخست ما با هجوم افراد غيرحرفه اي روبرو شديم و بخش عظيمي از برنامه ريزي ما متوجه مقابله با اين هجوم و ارتقاي فكري و فرهنگي گرافيك در ايران شد. درحدود ۳۵ سال است كه طراحان گرافيك در ايران به شكلي جدي حضور داشته و تأثيرگذار بوده اند.
زماني ما تنها سفارش كارت ويزيت مي گرفتيم و سفارش دهنده هيچ شناختي از گرافيك و ابزارهاي تبليغاتي نداشت. اما درحال حاضر سفارش دهندگان با مقوله «هنر گرافيك» و تأثيرگذاري آن آشنايي دارند كه اين خود باعث پيشرفت كارهاي ما شده است و باتوجه به روند برنامه ريزي شده در اين دوسالانه و بعدي، من از حالا مي خواهم اعلام كنم كه دوسالانه هشتم حتماً داراي تغييرات عمده اي است. به نظر من بزرگترين حركت در اين دوسالانه خارج شدن از زير چتر حمايت دولتي است چرا كه چنين نمايشگاههايي بايد با حمايتهاي ملي و انجمن برگزار شود تا در فرهنگ اين مملكت تأثيرگذار باشد.»
در ادامه قباد شيوا نماينده هيأت انتخاب آثار با اشاره به اينكه معيارهاي انتخاب قبلاً توسط هيأت برگزاري مدون شده و در اختيار هيأت قرار گرفته بود، گفت: ما در ابتدا با يك بررسي سطحي شروع كرديم تا آثاري را كه از لحاظ كيفي مورد قبول كليه اعضا نبودند كنار بگذاريم، سپس به همان شيوه رأي گيري مرسوم عمل كرديم. نكته قابل بحث شيوه برخورد گرافيست هاي ما با دوسالانه است. آنها مسأله حضور در اين دوسالانه را از زاويه تجاري آن ديده اند و به صرف اينكه حتماً بايد اثري از آنها در اين دوسالانه باشد تامشتري به سراغشان برود شركت كرده اند. اما غافل از اينكه هركسي به عنوان گرافيست جايي كار مي كند و درآمد خود را دارد.
برگزاري دوسالانه ها در هرجاي دنيا يك خاصيت فرهنگ دهي دارد و فقط هم از اين بعد به آن توجه مي شود. ما گرافيست هاي توانا زياد داريم اما شايد آنها ندانند كه وظيفه يك دوسالانه چيست.
|
|
رضا عابديني
|
گرافيك در ايران شديداً تحت تسلط ابزار سالاري و سليقه حاكم غربي است. هرچند ما بايد مشخصه ايراني بودن آثار را در نظر مي گرفتيم اما اگر هم مي خواستيم چنين سخت گيريهايي را اعمال كنيم شايد پنج اثر هم بر ديوار نمايشگاه آويزان نمي شد!»
او درباره بعد فرهنگسازي دوسالانه گفت: «ما از اولين دوسالانه گرافيك كه برگزار شد، اصلاً انجمن صنفي نداشتيم و ماهم فقط به صورت مشاور حضور داشتيم و شايد هم دراين زمينه مشكلات كمرنگ تر از پيش بودند، اما اكنون زمان برتري «گرافيك» است و انجمن به دليل دفاع از حرفه برگزاري دوسالانه را پذيرفته است.
و در بعد ابزارسالاري نكته مهم اين است كه كامپيوتر نبايد جاي تفكر را بگيرد، هر ابزاري در گرافيك وسيله اي براي پياده سازي تفكر است و حضورش بايد زمان و انرژي ذهني را كه يك گرافيست در استفاده از ابزار مصرف مي كند، كاهش دهد تا فضاي آزاد را گرافيست به خلاقيتش اختصاص دهد. چرا كه بدون فكر ما تنها تبديل به عروسك خيمه شب بازي مي شويم.
دانشجويي كه هم اكنون طراحي نمي داند و فقط مي تواند طرح خود را ازكامپيوتر پرينت بگيرد، كارش ارزش ندارد.
در حال حاضر در جهان غرب به تصاوير خلق شده به كامپيوتر لقب «فحشاي تصويري» داده اند و در آنجا هم به آماتورهايي كه با كامپيوتر كار مي كنند، بها نمي دهند.
من فكر مي كنم فرهنگ بصري سنتي ما بسيار قوي است و ما بايد به عنوان يك گرافيست شرقي سليقه حاكم بر دنيا باشيم و نه غربي ها. و دراين زمينه (تاريخ تصويري) منابعي در اختيار ما است كه غربي هاندارند درحالي كه ما نشسته ايم كار مي كنيم تا شبيه به آنها بشويم. ما بايد شخصيت خودمان را در گرافيك پيدا كنيم.
حتي ايرادي از سوي ميهمانان خارجي سال گذشته به آثار گرفته شده بود كه آنها را شديداً غربي مي دانستند يكي از آنها به من مي گفت مگر كامپيوتر تازه به ايران وارد شده كه شما اينقدر از آن استفاده مي كنيد؟ درباره آثار اين دوسالانه بايد بگويم هرچند سليقه حاكم غربي است اما كپي صرف از آنها نيست…»
در بخشي ديگر از اين جلسه مميز دليل تغيير مكان برگزاري دوسالانه را چنين مطرح كرد: «در برنامه ريزي اصلي موزه هنرهاي معاصر كه توسط بنيانگذار آن آقاي ديبا شكل گرفته، صريحاً اشاره شده كه اين مكان بايد مكاني براي عرضه هنرهاي معاصر و پژوهش در هنر باشد و نه يك مكان نمايشگاهي صرف.
اما بعد از انقلاب افرادي كه در رأس بودند، اينجا را تبديل به يك دكان نمايشگاهي كردند و خاطرم هست يكي از دبيرستانهاي تهران نمايشگاهي از دستاوردهاي شاگردان خود را دراينجا به نمايش گذاشت كه اين يكي واقعاً با هدف پايه گذاران در تضاد كامل است.
اما حضور رياست فعلي بسيار خشنودكننده است ايشان به اصل قضيه پرداخته اند و روند پژوهشي صحيح را پيش گرفته اند. و اين واگذاري دوسالانه به خود گروهها و اصناف حمايتگر هنرهاي تجسمي اتفاق مهمي است چرا كه از اعمال نظرهاي گاه و بي گاه نيز جلوگيري مي كند. خاطرم هست كه در دوسالانه سوم گرافيك آراي هيأت انتخاب و داوران به كلي مخدوش شد و هرچه كه تصميم گرفته شده بود بر ديوار نمايشگاه قرار گرفت.
و در اين دوسالانه ما دست به يك انتقاد و خودبازنگري دروني زده ايم كه گام اول است واماا ميدوارم موفقيت آميز باشد…»
مصطفي اسداللهي دبير دوسالانه هفتم نيز درباره اهداف اين نمايشگاه و برنامه هاي جنبي از جمله ميهمانان خارجي گفت: «مواردي كه به عنوان اصل به هيأت انتخاب براي گزينش آثار ارائه شد شامل شاخصه هاي خلاقيت يك اثر گرافيك، شاخصه هاي آكادميك يا مدرسه اي و شاخصه هاي ارتباط تصويري بود.
سالانه انبوهي كار دركشور توليد مي شود كه فاقد معيارهاي اوليه هستند و هدف ما از برگزاري به اين شيوه شناخت يك اثر سالم و قابل است. ما از همه اساتيد و مشاوران حاضر تقاضا كرده ايم نظرات شخصي خود را مكتوب كنند تا امكان انتشار آن را داشته باشيم. اما به هرحال معيارهاي درنظر گرفته شده براي مقابله با آفتي كه به جان گرافيك ايران افتاده و آن را به توليد انبوه رسانده، كيفيت لازم راندارد و ممكن است اين معيارها در دوسالانه بعدي تكميل شود و يا با نگاه روز به آنها پرداخته شود. اما درمورد انتخاب ميهمانان خارجي، ما آنها را ازكاتالوگ AGI (انجمن بين المللي گرافيك) انتخاب كرده ايم، هرسه آدمهاي مطرحي هستند و هركدام گرايشهاي خاصي دارند. «كاستلو» طراح نشانه است و حضور او به نوجويان ماياد مي دهد كه چگونه كار كنند. «لوكرنگ» نيز پوسترهايي فرستاده كه از لحاظ طراحي و ايده قابل توجه هستند مخصوصاً در حيطه گرافيك روز دنيا.
ما قصد داريم سال آينده دوسالانه گرافيك را بين المللي كنيم، باحضور طراحان منتخب ايراني و خارجي، چرا كه تنها حركتهايي اين چنيني گرافيك ايران را متحول مي كند. ما بايد براي گرافيست هاي ايراني انگيزه ايجاد كنيم تا آنها را به سطح جهاني برسانيم.
ما همه ظرفيت وموجوديت خودمان را در اين چندين و چنددوسالانه ابراز كرده ايم و ديگر حرفي براي گفتن نداريم، اكنون زمان آن است كه وارد عرصه جهاني شويم.
|
|
مرتضي مميز
|
رضا عابديني يكي از اعضاي هيأت داوران نيز درباره دوسالانه گرافيك هفتم نظرات خاص خودش را دارد. او مي گويد: «در همه جاي دنيا اغلب همه مسابقه هاي حرفه اي به همين شكل داوري مي شود و اين اشتباه كشور ما بوده كه تا به حال دولت برگزاركننده چنين اتفاقهايي بوده است، البته از سويي هم دولت چاره اي نداشته و همين امر باعث برگزاري دوسالانه هاي غيرتخصصي شده است. من به شخصه از روش اجرايي آقاي اسداللهي خيلي راضي هستم و دليل موفقيت او نيز، درگير نكردن داوران در مسائل حاشيه اي است.
در جلساتي هم كه براي برگزاري اين دوسالانه برگزار شد، ديدگاه خاصي براي داوري مطرح نشد و فقط درباره ملاكهاي يك داوري خوب صحبت شد و بحث هايي نيز پيرامون آثار گرافيكي خوب انجام شد. از جمله بحث جدي گرفتن «هويت» در آثار بود كه از لحاظ فرهنگي نيز حرفي براي گفتن داشته باشند.
اما از آنجايي كه گرافيك يك هنر وارداتي است و باوجود سابقه ۵۰ يا۶۰ ساله ما مستقيماً در روند شكل گيري اين هنر دخالتي نداشته ايم. البته اين به معناي آن نيست كه نمي شود به كار گرافيكي لهجه ايراني داد. گرافيك هنري است كه مستقيماً با سفارش دهنده ارتباط دارد و هويت بخشيدن به آن كاري زمان بر و پيچيده است. مثلاً ژاپن درگرافيك صاحب سبك است اما اين اتفاق ۸۰ يا۹۰ سال طول كشيده و براي زمان اندكي كه ما در اختيار داشته ايم اين توقع هويت ايراني نابجا است هرچند كار سختي نيست.
ممكن است در بررسي روند يك دو سالانه نتوان لهجه هاي ايراني را مشخص كرد، اما مي شود در آثاري كه گرافيست ها در اين سالها خلق كرده اند رگه هايي از هويت ايراني را شناسايي كرد. به هرحال ما زماني از كار خود راضي مي شويم كه هويت ايراني پشت آن باشد. اما در باب ابزارسالاري، خيلي ها فكر مي كنند چون من جوان هستم (البته نسبت به اساتيد اين رشته) و كارهاي مدرن انجام مي دهم نبايد به اين معضل توجهي داشته باشيم، درحالي كه من اولين كسي هستم كه در اين مورد هشدار دادم ومقاله نوشتم و حتي اوضاع را نيز پيش بيني كردم.
كامپيوتر به گرافيست اعتماد كاذب مي دهد، اين وسيله روش فكري بسياري از طراحان باسابقه را عوض كرده است.
فضاي گرافيك طراحي شده توسط كامپيوتر بسيار ساده انگارانه است كه منجر به فراموش شدن مسائل فني مي شود و خيلي روي سطح كيفي اثر تأثيرگذاشته است و اين تأثير محتوم اين اتفاق در ۶ يا ۷ سال گذشته بارزتر است.
اما اين دوسالانه موقعيت بسيار خوبي، سمينارها وميزگردهايي دارد كه به مسائل حاشيه اي خواهند پرداخت و همچنين حضور ميهمانان خارجي و آثارشان فرصت خوبي است.
و در خاتمه فكر مي كنم حضور همه نوجويان و اساتيد در اين دوسالانه هفتم و جدي گرفتن آن ضروري است و نويدبخش فضاهاي نويني در عرصه هنر گرافيك ايران خواهد بود.
مهرداد حبيبي