علي اكبر افراسياب پور داراي مدرك دكتراي عرفان و استاد دانشگاه است. اولين كتابش را باعنوان «منطق به زبان ساده»در سال ۷۵ منتشركرد و «كتاب شناسي نهاوند» را امسال، «زيبايي پرستي در عرفان اسلامي» كتاب ديگر اوست كه اين هفته به بازار آمد و هفته ديگر نيز «تماشاي جان» را منتشر خواهدكرد. دكتر افراسيابپور تحصيلات حوزوي نيز دارد.
* شما در مقدمه كتاب زيبايي پرستي در عرفان اسلامي گفته ايد كه اين تحقيق براي نخستين بار ارائه شده، منابع شما چه بوده است؟
** مقصود اين است كه تاكنون هيچ كتاب يا مقاله ي مستقلي درباره مكتب جمال نوشته نشده است. اما اين مكتب مانند گنجي در عرفان و ايران وجود داشته و بسياري از دانشمندان در آثار خود به آن اشاره كرده اند. اصول اين مكتب را مي توان از قرآن مجيد، احاديث و روايات و آثار عرفاني اسلامي و ايراني و بالاخره از بررسي عقايد بزرگان مكتب جمال پيداكرد كه در اين تحقيق همين كار براي نخستين بار انجام شده است.
* در كتابتان آمده كه نشاط و خنده و شادي به خداوند نزديك تر است، در حالي كه به نظرمي رسد عرفان مناسبات چنداني با خنده و رفاه نداشته باشد؟
** اين برداشت نامناسب از آنجا به وجود آمده كه برخي براي اهدافي ديگر خود را به عرفا و صوفيه منسوب نموده اند و عرفان و تصوف را بدنام كرده اند. به همين دليل بنده در اين تحقيق عرفان را به دو بخش تقسيم نموده ام: عرفان مثبت و عرفان منفي. كه مقصود از منفي همين منسوبان به عرفان است كه در حقيقت آنها را نبايد بخشي از عرفان به شمار آورد. در عرفان و تصوف اصيل چون تمام مخلوقات الهي زيبا هستند و خداوند بد و زشت نيافريده و احسن الخالقين است، پس انسان را براي گريه نيافريده و عرفان مثبت كه نماينده ي آن مكتب جمال و عرفاي ايراني هستند، هميشه خنده و نشاط را ترويج مي كرده اند به اصالت انسان، عدالت و آزادي اعتقاد داشته اند و گفته اند:
چرخ شنيد ناله ام گفت منال سعديا
كاه تو تيره مي كند آينه ي جمال من(سعدي)
* نوشته ايد كه مكتب جمال در عرفان اسلامي نگاه نو به انسان امروز از لحاظ فلسفي و هستي شناسي ارائه مي دهد، آيا نمود مكتب جمال در ادبيات كلاسيك است يا در آثار فلسفي؟
** بزرگان مكتب جمال از هنرهاي مختلفي بهره داشته اند. شخصي مانند ملاصدرا كه فيلسوف بوده ديدگاه جمالي خود را در فلسفه اش بروز داده و ديگران در آثار ادبي و عرفاني نشان داده اند . ملاصدرا مي گويد: عالم و هستي زيباست و از زيبايي خداوند است، پس كسي كه عالم را دوست داشته باشد در واقع زيبايي خدا را دوست داشته است. اين سخن متعلق به بزرگترين فيلسوف جهان اسلام است كه در عرفان متعلق به مكتب جمال بود و ديدگاه جمالي خود را با بياني فلسفي نوشته است.
* چگونه مي توان عرفان را از خانقاه بيرون آورد و آيا در شرايط فعلي جهان چنين كاري لازم است؟
** نه تنها اين كار لازم است، بلكه از واجب ترين كارها براي نجات انسان ها از بحران هاي روحي، خانوادگي و اجتماعي در آينده است. حتي بزرگترين خدمت به اديان اين است كه تفسير عرفاني از آنها ارايه شود. عرفان از ابتدا در جامعه بوده و هرگز در چهارديواري خانقاه محبوس نبوده است. اما براي جوانان آينده اين عرفان است كه مي تواند به همه سؤالات عقيدتي پاسخ دهد. خانقاه داراي اصالت ذاتي نبوده و نيست، مكاني مناسب آن قرون بوده و به نيازهاي عصر پاسخ مي داده، زيرا عرفا و صوفيه را از مسجد بيرون كردند، ناچار به مكاني ديگر پناه بردند.
* ديدگاه مكتب جمال نسبت به عشق زميني چيست؟
** مگر مي توان بدون درك عشق زميني به عشق الهي رسيد؟ غيرممكن است ؛كسي كه زيبايي يك گل را درك نكرده چطور زيبايي خداوند را درك خواهدكرد؟ مگر مي توان بدون عبور از مرحله ي تولد، كودكي، نوجواني، جواني به مرحله پيري رسيد؟ اگر كساني يكباره به مرحله عشق الهي رسيده باشند يا پيامبر بوده اند يا معصوم وگرنه هيچ انساني بدون عبور از عشق زميني به عشق آسماني نمي رسد. مگر در قرآن مجيدعشق يوسف و يعقوب كه زميني بوده آنها را به عشق الهي نمي رساند مگر در سليمان و بلقيس، آدم و حوا و غيره چنين نيست. به قول مولوي:
عاشقي گر زين سرو گر زان سر است
عاقبت ما را بدان شه رهبر است.