در تاريكي شامگاهي وقتي پيرمرد سرايدار براي سركشي به طبقه اول برج نيمه ساز «پارك ونك» در حوالي شهر «چانگ چنگ چونگ» رفت، در انتهاي راهرو مردي را ديد كه بي حركت ايستاده است. او ابتدا گمان كرد شايد اين مرد از ولگردهايي باشد كه بخاطر سرما به اين برج پناه آورده است، اما وقتي نزديكتر شد، ترس و هراس تمام وجود او را گرفت، او بلافاصله مأموران پليس محلي را در جريان قرارداد.
دقايقي بعد خودرو اكيپ بازرسان پليس جنايي و گروه امداد و آتش نشاني آژيركشان در مقابل محوطه برج متوقف شدند، افسرجواني كه فرماندهي اكيپ ويژه را برعهده داشت، با راهنمايي پيرمرد سرايدار خود را به محل حادثه رساند. همه چيز در آنجا اسرار آميز بود. مرد بلندقدي بدون آنكه هيچ وسيله اي به همراه داشته باشد، از ستون سقف با طنابي آويزان شده بود. در بازرسي هاي بدني از مرد ناشناس، مشخص شد كه او ۴۷ساله، ايراني و «فريدون مهدي زاده فخر» نام دارد.
بازرس جوان در تشريح وضعيت قرارگرفتن قرباني حادثه براي قاضي جنايي شهر «چانگ چنگ چونگ» اينگونه نوشت: «ساعت ۱۸ و ۳۰دقيقه ۱۳اكتبر سال ۲۰۰۱ـ طبقه اول يك برج در حوالي شهر، مرد جواني كه براساس مداركش ايراني است، شلوار جين آبي، پيراهن سبز آستين كوتاه به تن دارد، با زدن گره كراواتي از سقف خود را آويزان كرده است. به جز پاسپورت و يك ساعت مچي هيچ مدرك ديگري به همراه ندارد.» قاضي جنايي وقتي گزارش بازرس جوان را خواند، با اين احتمال كه اين مرد قرباني يك جنايت شده باشد، پليس جنايي را مأمور تحقيق درباره مرگ اسرارآميز مرد ايراني كرد.
بازرسان پليس در نخستين قدم از تحقيقات خود، با مراجعه به اداره مركزي فرودگاه بانكوك، پي بردند كه «فريدون»، يك ماه قبل با پرواز هواپيمايي چارتر از فرودگاه مهرآباد به همراه برادرش «فرشاد» به تايلند رفته بود.
در ادامه بررسي هاي مأموران معلوم شد كه اين مرد ايراني از سال ها قبل به تجارت خاك طلا از كشورهاي مختلف آسياي جنوب شرقي مشغول بوده و در اين سفر در حالي كه بيش از ۱۰هزاردلار به همراه داشت، وارد شهر بانكوك شده و در يك هتل بين المللي چهارستاره به نام «گريس» اقامت كرده است.
بازرسان پليس جنايي با به دست آمدن اين سرنخ ها، در كاوش هاي خود توانستند سرنخي از يك كارگاه دندانپزشكي در مركز شهر بانكوك به دست آورند. وقتي شاگرد جوان اين كارگاه از سوي مأموران تحت بازجويي قرارگرفت، گفت: «چندماه قبل با تاجر ايراني طلا به نام فريدون آشنا شدم. او مبلغي پول به من داد تا در ازاي آن هرچه خاك طلا به هنگام كار دندانپزشكي توليد مي شود، براي او جمع آوري كنم. مرد ايراني چند روز قبل به همراه جوان ديگري كه مي گفت برادرش است، به كارگاه ما آمد ولي چون هنوز مقدار خاك طلاها كافي نبود، قرارشد چندروز ديگر مراجعه كند.
كارآگاهان پليس جنايي شهر بانكوك باتوجه به اظهارات شاگرد كارگاه دندانپزشكي ادامه تحقيقات خود را درباره «فرشاد» و سرنوشت او متمركز كردند. آنان در همين راستا به هتل «گريس» مراجعه كرده و در اين باره دست به تحقيق زدند.
|
|
تاجر ايراني در اين محل توسط عوامل مافيايي بانكوك به دار آويخته شده بود
|
مديرهتل درباره دو مسافر ايراني خود گفت: آن دو تا عصر روز ۱۱اكتبر در اتاق شماره ۳۲۱ما اقامت داشتند، تا اينكه عصر همان روز يكي از آنان كه بسيار جوان بود، پس از تسويه حساب، بانكوك را به مقصد تهران ترك كرد، مسافردومي نيز روز بعد يعني ۱۲ اكتبر پس از تسويه حساب هتل را ترك كرد.
بدين ترتيب وقتي تجسس هاي پليس براي كشف راز مرگ اين تاجر ايراني به بن بست رسيد آنان دست به دامن كارشناسان پزشكي جنايي شدند.
پزشكان جنايي «بانكوك» با مبهم خواندن چگونگي مرگ قرباني حادثه اعلام كردند پليس بايد وقت بيشتري را براي انجام آزمايش هاي سم شناسي در اختيارشان قرار دهد.
از طرف ديگر به دستور قاضي جنايي بانكوك، پليس بين الملل تايلند باارسال نمابري از پليس بين الملل تهران خواست تا پس از تحقيق درباره اين تاجر ايراني نتيجه را به آنان گزارش دهد. باتوجه به اطلاعاتي كه پليس تايلند از قرباني حادثه در اختيار پليس تهران قرارداده بود، آنان سرانجام توانستند محل سكونت او را در تهران شناسايي كنند.
«فرشاد» در جريان بازجويي هاي پليس گفت: «فريدون از من خواست تا به تهران بازگردم او قراربود روز ۱۲اكتبر با پرواز هواپيمايي چارتر به شماره M5K9B به تهران بيايد ولي هرچه منتظر مانديم خبري از او نشد، از طرفي وقتي با هتل محل اقامتش تماس گرفتيم ادعا كردند كه آنجا را ترك كرده است. احتمال داديم براي تهيه خاك طلا به شهر ديگري رفته باشد.»
برادر قرباني حادثه در ادامه گفت: «او روحيه خوبي داشت. اصلاً هيچ دليل موجهي براي اقدام به خودكشي وجود ندارد. او سال ها بود كه با سفر به كشورهاي سنگاپور، مالزي، تايلند و… به تجارت خاك طلا مي پرداخت. روز ۱۱اكتبر كه من به تهران آمدم، او مبلغ زيادي پول نقد به همراه داشت.»
از طرف ديگر وقتي اعضاي خانواده «فريدون» در گزارش پليس خواندند كه او بازدن گره كراواتي اقدام به حلق آويز كردن خود كرده است، اطمينان پيداكردند كه او قرباني يك نقشه از پيش طراحي شده است. چون آنان ادعا كردند تاجر ايراني در تمام طول عمرش هرگز قادر به بستن كراوات و زدن گره كراواتي نبوده است.
با ارسال اين اطلاعات براي كارآگاهان پليس بين الملل تايلند، معماي مرگ تاجر ايراني خاك طلا پيچيده تر شد.
آنان وقتي پي بردند كه تاجر ايراني زمان ترك هتل محل اقامتش مبلغ ۱۰هزاردلار پول نقد، دوربين عكاسي و سه خط موبايل و يك كيف سامسونت به همراه داشته، ولي به هنگام پيداشدن جسدش هيچ يك از وسايل موردنظر يافت نشده است، احتمال دادند او قرباني توطئه سارقان براي به دست آوردن پول هايش شده باشد.
در همين راستا به دنبال اعلام شكايت خانواده اين تاجر خاك طلا در شعبه ۱۶۰۸دادگاه جنايي تهران، قاضي محمدسلطان همتيار به پليس بين الملل «بانكوك» مأموريت داد تا هرچه سريعتر پس از مشخص كردن ماجراي مرگ اسرارآميز تاجرايراني، نتيجه را براي دستگاه قضايي ايران ارسال كنند.
پليس جنايي بانكوك با اين فرضيه كه ممكن است تاجر ايراني قرباني توطئه يك شبكه مافيايي شده باشد، تجسس هاي خود را در اين باره آغاز كرده است.