الو، پليس؟ من «يلنا» هستم. كارمند شركت «بيتل». مرد جوان ناشناسي از راه بالكن همسايه كه در خانه نيستند وارد راهروي مجتمع مسكوني ما شد او برق ما را قطع كرد. لطفاً هر چه سريعتر به آدرس ما بيايين، نياز به كمك دارم…
هيجان ناشي از ترس زن جوان، وقتي اطمينان پيدا كرد كه پليس تا چند لحظه ديگر به كمكش مي آيد فروريخت. او بار ديگر از چشمي در، راهروي نيمه تاريك را تحت نظر گرفت. مرد ناشناس قوي هيكل اطراف را وارسي مي كرد. مثل اينكه مي خواست اطمينان پيدا كند كسي در طبقه دوم مجتمع مسكوني نيست.
او با قدمهايي آرام به در آپارتمان «يلنا» نزديك شد، حالا زن جوان به راحتي از پشت چشمي در چهره مرد ناشناس را مي ديد. ترس تمام وجودش را گرفته بود. چند قدمي به سمت گوشي تلفن برداشت. صداي زنگ در ورودي مجتمع به صدا درآمد. زن جوان از پشت گوشي آيفون صداي دو مأمور پليس را شنيد، به سرعت شاسي دكمه دربازكن را فشار داد. با شنيده شدن صداي بازشدن در، مرد ناشناس به طرف طبقه اول دويد ولي ديگر دير شده بود. دو مأمور پليس قرقيزي او را بازداشت كردند.
مأموران خواستند مرد ناشناس را براي بازجويي به پاسگاه پليس محلي ببرند، ناگهان در مقابل در ورودي مرد جوان، با حركتي سريع، دو قدم از مأموران پليس فاصله گرفته و سپس به سرعت اسلحه كمري را از زير لباس هايش بيرون كشيد. او قبل از آنكه دو مأمور پليس بتوانند عكس العملي نشان بدهند، با شليك چند گلوله آنان را مجروح كرده و گريخت. دو پليس جوان كه براي مداوا به بيمارستان منتقل و بستري شده بودند، اطلاعات خود را درباره مشخصات ظاهري مرد مهاجم ناشناس در اختيار بازرسان بخش پليس جنايي قراردادند. آنان با توجه به نشاني هاي دو مأمور مجروح، اقدام به طراحي تصوير چهره نگاري رايانه اي از متهم فراري كردند.
عمليات وسيع پليس براي به دست آوردن ردي از محل سكونت مرد مسلح فراري آغاز شد. پليس شهر بيشكك تمامي نيروهاي خود را براي اين كار بسيج كرد، تا اينكه ساعاتي قبل از سپيده دم، اطلاعات مربوط به مشخصات هويتي و نشاني محل سكونت او پيدا شد.
|
|
علي بابا اميري تاجر ايراني به همراه همسرش پريسا
|
طبق اين اطلاعات، جوان مسلح فراري، «واسيلي كالينسين» ۳۷ ساله متولد شهر بيشكك و داراي درجه مهندسي برق از دانشگاه پلي تكنيك بود. او با داشتن مدرك تحصيلي عاليه چون نتوانسته بود كار مناسبي پيدا كند، بالاجبار در يك آموزشگاه تكنولوژي در شمال شهر بيشكك به عنوان نگهبان مشغول به كار شده بود.
اكيپي از بازرسان زبده پليس جنايي پس از طراحي نقشه محل سكونت «واسيلي» قبل از روشن شدن هوا، خانه و خيابان هاي اطراف خانه او را تحت مراقبت هاي غيرمحسوس خود قراردادند.
ساعت ۸ صبح ۱۶ دسامبر سال ۲۰۰۱ واسيلي، بي اطلاع از همه جا خانه اش را به قصد محل كارش ترك كرد. لحظاتي بعد، هنگامي او در محدوده محاصره پليس وارد شد، يك افسر پليس با صداي بلند او را خطاب قرارداده و خواست تا بي حركت بماند: «واسيلي» كه از شنيدن صداي پليس يكه خورده بود، ابتدا چند لحظه اي بي حركت ماند. ناگهان اسلحه كمري اش را از زير لباس هايش بيرون كشيده و به طرف مأموران نشانه رفت . او مي خواست هر طوري شده راه فراري براي خود باز كند. هنوز چند قدمي ندويده بود كه گلوله يكي از مأموران به پهلوي چپ او اصابت كرد. او پس از چند بار سكندري خوردن روي زمين افتاد. ناگهان در مقابل ديدگان حيرت زده بازرسان پليس لوله تپانچه خود را در دهانش گذاشته و ماشه را چكاند. مأموران پليس پس از انتقال اسلحه كلت كمري مهاجم مسلح به مركز پليس بيشكك و انجام بررسي هاي تخصصي پي بردند گلوله هاي مورد استفاده قرارگرفته در ماجراي قتل عام يك خانواده ايراني كه ۴ روز قبل در خيابان گوگول اتفاق افتاده بود، از اسلحه اين مرد شليك شده است.
|
|
واسيلي ـ عامل جنايت كه در درگيري با پليس كشته شد
|
* ماجراي قتل عام خانواده تاجر ايراني
نخستين ساعات صبح روز يكشنبه ۱۲دسامبر ۲۰۰۱ ـ ۲۵آذرماه سال جاري ساكنان مجتمع مسكوني شماره۸ خيابان گوگول شهر بيشكك قرقيزستان به دنبال انتشار بوي تعفن از آپارتمان طبقه دوم اين مجتمع كه يك خانواده ايراني در آن سكونت داشتند، پليس امنيتي اين شهر را در جريان قرار دادند.
دقايقي بعد اكيپي متشكل از پزشكان جنايي و بازرسان ويژه قتل و گروه نجات خود را به محل موردنظر رساندند.
آنان هنگامي كه پس از در زدن هاي ممتد، دريافتند كسي در را برويشان نمي گشايد، با كمك گروه امداد و نجات، از طريق خانه يكي از همسايه ها خود را به بالكن آپارتمان طبقه دوم رساندند.
مأموران از فاصله بين پرده هاي كشيده شده پشت پنجره بالكن به داخل اتاق پذيرايي نگاه كردند، متوجه پيكرخون آلود دختربچه اي كه روي كاناپه افتاده بود، شدند.
كارآگاهان پليس شهر بيشكك بامشاهده اين صحنه، بلافاصله با شكستن در ورودي آپارتمان خود را بر بالين دختربچه رساندند، در جريان بررسيهاي مأموران مشخص شد كه قرباني حادثه بر اثر اصابت يك گلوله از ناحيه پشت سر و گردن به قتل رسيده است.
آنان وقتي تجسسهاي خود را براي آگاهي از وضعيت دو عضو ديگر خانواده ايراني آغاز كردند، در راهرويي كه به اتاق خواب منتهي مي شد، با پيكرهاي بي جان زن و شوهر ايراني روبرو شدند. بررسيهاي مأموران نشان داد كه پدر خانواده بر اثر اصابت يك گلوله به پيشاني و مادر خانواده نيز با اصابت دو گلوله به ناحيه شكم از پاي درآمده اند.
در جريان تحقيقات پليس مشخص شد كه قربانيان حادثه، سه عضو يك خانواده بوده و علي (مجيد) بابااميري ۳۷ساله، پريسا شيرفروش ۲۸ساله و پرنيا بابااميري ۳ساله نام داشتند. به دستور قاضي جنايي دادگستري شهر بيشكك، سرهنگ «سوراتچي اف» رئيس پليس اين شهر با تشكيل اكيپ ويژه اي از بازرسان كارآمد، تجسسهاي گسترده اي را براي كشف راز قتل عام اين خانواده ايراني آغاز كردند.
طي تحقيقات اين گروه ويژه، رئيس كلانتري ناحيه «اسديرالو» كه جنايت در حوزه استحفاظي او رخ داده بود، گزارشي را بدين مضمون تسليم بازرسان ويژه قتل كرد: «از آنجايي كه هيچ نشانه اي از درگيري بين قربانيان جنايت و مهاجمان ناشناس در محل وقوع حادثه ديده نشده است، احتمال داده مي شود، عامل يا عاملان جنايت آشنايي قبلي با خانواده تاجر ايراني داشته و به دعوت آنها وارد آپارتمان محل قتل شده باشند.»
با توجه به اين اطلاعات بازرسان ويژه قتل عمليات تجسسي خود را بر روي افرادي كه طي چند روز اخير به آپارتمان خانواده ايراني رفت و آمد داشتند، متمركز كردند.
بدين ترتيب آنان به بازجوي چند تن از همسايه ها دست زده و دريافتند كه هيچ يك از آنان متوجه ورود و خروج شخص ناشناس و غريبه اي به خانه تاجر ايراني نشده اند.
يكي از آنان در جريان تحقيقات پليس به نكته اي اشاره كرد كه روند تجسسهاي مأموران را تغيير داد، وي گفت: شب پنجشنبه ۱۳دسامبر ۲۰۰۱ ـ روز ۲۲آذرماه سال جاري وقتي مشغول استراحت بودم، چند صداي خفيف و به دنبال آن افتادن جسم سنگيني روي زمين را در آپارتمان تاجر ايراني شنيدم، ولي چون احتمال دادم همسايه ايراني ام در حال جابه جا كردن وسايل و اسباب و اثاثيه خانه اش است، توجهي به صداها نكردم.
با توجه به اين اطلاعات، كارآگاهان جنايي پليس از آنجايي كه هيچ يك از همسايگان صداي شليك گلوله ها را نشنيده بودند، اطمينان پيدا كردند كه عامل يا عاملان جنايت در اجراي اقدام تبهكارانه خود از صداخفه كن استفاده كرده اند.
از سوي ديگر نتيجه كاوشهاي تخصصي تيم اسلحه شناسي پليس اعلام كرد، براساس بررسيهاي انجام گرفته بر روي گلوله هايي كه براي قتل عام خانواده ايراني مورد استفاده قرار گرفته است، آلت قتاله كلت كمري از نوع «مارگالين» مجهز به صداخفه كن بوده است.
با به دست آمدن اين سرنخ مأموران پليس جنايي، با مراجعه به خانه «واسيلي» ، آنجا را مورد بررسي قرار دادند تا اينكه چند حلقه كاست ويديويي و يك دستگاه دوربين كوچك فيلمبرداري پيدا كردند. در اين كاست ها، صحنه هايي از زندگي خانواده تاجر ايراني و خانواده چند اتباع خارجي ضبط شده بود. همچنين در يكي از نوار كاست هاي پيداشده صحنه هايي از لحظات دلهره آور قتل اعضاي خانواده ايراني ضبط شده بود. با توجه به مرگ اين مرد جنايتكار، تلاشهاي پليس قرقيزستان براي به دست آوردن اطلاعاتي از ساير اعمال جنايتكارانه «واسيلي» در پرده ابهام باقي ماند. در ادامه بررسيها، پليس از گنجه اي كه داخل ديوار خانه «واسيلي» تعبيه شده بود، چند نوار كاست از فيلمهاي جنايي و كتابهاي رمان پليسي پيدا كرد. آنان احتمال مي دهند كه اين متهم تحت تأثير ديدن اين فيلم و خواندن كتابهاي جنايي دست به اين قتل ها زده باشد.
گزارش : حسين خاني