شماره ۲۰۴۰ - سال هشتم - چهارشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۰
Wed, Jan 30, 2002
Think black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
به انگيزه خاموشي چراغ عمر يك جامعه شناس پرآوازه فرانسوي
گفت وگو با كويك وك كوانت
پي ير بورديو جامعه شناسي براي تمام عرصه ها
* فكر مي كنم اگرجامعه شناس نشده بودم، فردي ضدروشنفكر مي شدم. دنياي روشنفكران هميشه مرا به هراس مي اندازد.
* بورديو بيست وپنج كتاب به رشته تحرير درآورد و به مطالعه خاستگاه تكويني تمايزات طبقاتي وساختارهاي قدرت توجهي ويژه داشت.
* بورديو مخالف نئوليبراليسم كه ديدگاه ايدئولوژيك جديدي در عرصه جهاني است ـ و براي همه چيز راه حل بازار را تجويز مي كند ـ بود.
* بورديو به عقل، به علم و به نقشي كه اين دوبايد درجوامع جديد ايفا كنند، متعهد بود.
047037.jpg
بورديو، دريك نگاه
پي ير بورديو جامعه شناس معروف ويكي از بزرگترين متفكران فرانسه روز چهارشنبه ۲۳ ژانويه، در بيمارستاني درپاريس و درسن ۷۱سالگي براثر عارضه سرطان چشم از جهان فروبست.
بورديو بيست وپنج كتاب به رشته تحرير درآورد و به مطالعه خاستگاه تكويني تمايزات طبقاتي وساختارهاي قدرت توجهي ويژه داشت. وي در تبيين طيف گسترده اي از موضوعات ازجمله آموزش، تلويزيون ، الگوهاي مردانگي ، روشنفكران ، رسانه ها، زبان و فقر از آرا و نظريه هاي خود بهره گرفته است.
اگرچه بورديو ديرزماني است كه درحوزه هاي دانشگاهي فرانسه و ايالات متحده فردي صاحب نفوذ محسوب مي شود اما تنها در دهه گذشته به پيروي از سنت اميل زولا و ژان پل سارتر نقشي درحوزه عمومي برعهده گرفت واين زماني بود كه به نوشته لوموند درنقش «روشنفكر مرجع» براي جنبش ها و حركتهاي مخالف روند جهاني شدن وسنت بازار آزاد، ظاهر شد. بورديو درهمين جهت حملات خود را متوجه گردانندگان ميزگردهاي تلويزيوني كرد، چرا كه به عقيده وي اينان صرفاًتأمين كننده «غذاي آماده فرهنگي » براي عامه مردم اند. او درعين حال بسياري از روشنفكران را نيز متهم مي كرد كه از موقعيت ممتاز اجتماعي خود درجهت اظهارنظر درمورد مسائلي كه آگاهي از آن ندارند سوءاستفاده مي كنند.
بورديو حزب سوسياليست فرانسه را خائن و پيمان شكن مي دانست و وضعيت سياسي خود را قرارگرفتن در «موضع چپ جناح چپ» توصيف مي كرد و بدين گونه در قلب حوزه روشنفكري فرانسه قرار گرفت.
بورديو صاحب كرسي جامعه شناسي كالژ دوفرانس بود و ضمن تدريس درمدرسه عالي علوم اجتماعي سردبيري يك مجله تخصصي جامعه شناسي را نيز برعهده داشت . وي از چنان شهرتي برخوردار بود كه خبر مرگ وي درصدر اخبار روزنامه لوموند قرار گرفت، لئونيدژوسپن، نخست وزير سوسياليست فرانسه او را استاد جامعه شناسي معاصر توصيف كرد و اظهار داشت «آثار بورديو او را درهيأت رهبر مكتب فكري درآورد كه جامعه سرمايه داري را صريح و بي پرده نقد مي كند».
يكي از نظريه هاي مهم بورديو آن بود كه پرورش اجتماعي و فرهنگي نقش اساسي دردسترسي فرد به قدرت و شأن اجتماعي دارد. با اين همه داستان زندگي او نشان از آن داشت كه نظام حكومتي فرانسه حداقل براي برخي ، نظامي شايسته سالار است . بورديو دراول اوت ۱۹۳۰ در دنگوئن در كوهپايه هاي پيرنه به دنيا آمد. پدر پستچي او درابتدا كشاورز بود. خانواده بورديو درخانه به زبان گاسكن كه زبان محلي درحال انقراضي است، سخن مي گفتند. پي ير جوان دانش آموزي باهوش بود كه دربهترين دبيرستان منطقه تحصيل مي كرد وتوانست جواز ورود به اكول نرمال سوپريور در پاريس، كه بطور سنتي مهد روشنفكران فرانسوي است، را به دست آورد وپيش از روي آوردن به جامعه شناسي به تحصيل فلسفه بپردازد.
هرچند بورديو با كسب بالاترين رتبه فارغ التحصيل شد اما به واسطه فقر و پيشينه خانوادگي خود را در جمع فرزندان نخبگان فرانسه فردي غريبه احساس مي كرد، احساسي كه حتي زماني كه عضوي از روشنفكران فرانسه محسوب مي شد، همچنان در وي باقي ماند. وي در مصاحبه اي كه سال گذشته با روزنامه نيويورك تايمز انجام داد، گفت: «بيشتر آنچه من تاكنون انجام داده ام درواكنش به محيط اكول نرمال بوده ، فكر مي كنم اگرجامعه شناس نشده بودم، فردي ضدروشنفكر مي شدم. دنياي روشنفكران هميشه مرا به هراس مي اندازد».
بورديو در اوايل سال ۱۹۵۸ در دانشگاه الجزيره به تدريس مشغول شد واين درست زماني بود كه جنگ استقلال برعليه سلطه فرانسه تشديد شده بود، همين تجربه دراولين كتاب وي با نام «جامعه شناسي الجزاير» انعكاس يافته است. وي در بازگشت به فرانسه درليل و پاريس به تدريس پرداخت.
بعدها با تثبيت نقش خود به عنوان استاد جامعه شناسي تأليفات خود را پي گرفت. «تمايز: نقدي اجتماعي بر داوري سليقه» كه در ۱۹۷۹ در فرانسه و در ۱۹۸۴ در ايالات متحده به چاپ رسيد، از طرف انجمن بين المللي جامعه شناسي در زمره ۱۰كتاب مهم جامعه شناسي درقرن بيستم قرار گرفت. از جمله ديگر آثار اثرگذار بورديو مي توان از «اشرافيت دولتي : مدارس نخبگان درميدان قدرت» ، «انسان دانشگاهي » ، «تأملات پاسكالي » ، «درنقد نقش تلويزيون»،و «سنگيني جهان: مصيبت وآلام اجتماعي در جوامع جديد» كه وي ويراستاري آن را برعهده داشت، نام برد.
بورديو نسبت به امكانات اقتصادي و اجتماعي كه در دسترس اكثر مردم است ديدي تقديرگرايانه داشت و معتقد بود كه افراد با تجاربي پاي به دوران بزرگسالي خود مي گذارند كه مشخص كننده پيروزي يا شكست آنان درآينده است. وي درمصاحبه اي با روزنامه تايمز اظهار داشت : «نكته اي كه دركارهاي من وجود دارد آن است كه نشان دهم فرهنگ و آموزش تنها جنبه سرگرمي و تفنن نداشته و در زمره اموري نيست كه اثري ناچيز از خود به جاي بگذارد، بلكه در ايجاب تفاوت بين گروهها و طبقات اجتماعي و نيز درباز توليد اين تفاوت ها نقشي بسيار مهم ايفامي كند».
بورديو باور داشت كه بيشتر مردم فرانسه از شانسي برابر براي رشددرجامعه برخوردار نيستند ولذا به طرفداري از ستمديدگان پرداخت و در رأس همه حامي كساني بود كه با بي عدالتي مشهود ساخته و پرداخته سرمايه داري مهارنشده به مبارزه برمي خيزند.
|||
كويك وك كوانت مؤلف مشترك كتاب «دعوتي به جامعه شناسي بازانديشي» با پي يربورديو بوده و درحال حاضر استاد جامعه شناسي دانشگاه كاليفرنيا دربركلي است . وي در روز مرگ بورديو درمصاحبه اي از زندگي، آثار و ميراث فكري او اين گونه سخن گفت.
** درك ميزان آوازه و شهرت بورديو درفرانسه قدري مشكل است. گاهي بورديو را با ژان پل سارتر مقايسه مي كنند. اگرچه اين مقايسه تاحدي بي مورد است ، اما به واقع بورديو درسال هاي اخير موردتوجه افكار عمومي قرار گرفته بود. شما ويژگي نقش او را چگونه مي بينيد؟
* لوموند روزنامه مهم فرانسه امروز انتشار خود را به تعويق انداخت تا خبر مرگ بورديو را در صفحه اول خود اعلام كند. نخست وزير فرانسه و احزاب مختلف چپ مراتب تأثر و تسليت خود را ابراز داشتند. بورديو بسيار مشتاق بود تا ثمره كار علمي خود در زمينه جامعه شناسي را در موضوعات مهم روز به كار گيرد. در طول هفت، هشت سال گذشته وي در بيشتر مباحث عمومي فرانسه چهره اي شناخته شده بود علاوه براين او در اروپا و بخصوص درآلمان چهره اي به مراتب شناخته شده تر از فرانسه داشت. بورديو مخالف نئوليبراليسم كه ديدگاه ايدئولوژيك جديدي در عرصه جهاني است ـ و براي همه چيز راه حل بازار را تجويز مي كند ـ بود و در تحليل حيطه علم، هنر، رسانه ها و آموزش تلاش مي كرد تا نياز به حفاظت از اين حوزه ها را در برابر اثرات تخريبي و ضددموكراتيك حكومت درحال ظهور كالاها و اجناس ، نشان دهد.
بورديو سعي مي كرد كه تاحد ممكن به افراد بيشتري ابزاري براي تفكر بدهد، ابزاري انتقادي كه پوسته نظرات و گفتمان هاي پيش پنداشته را بشكافد، تا بدين ترتيب افراد بيشتري بطور جمعي در بحث هاي روشنگر شهروندي شركت كنند. فكر مي كنم كه وي بيش از هرچيز مطرح كننده يك عصر جديد روشنگري است. بورديو به عقل، به علم و به نقشي كه اين دوبايد درجوامع جديد ايفا كنند، متعهد بود.
** توصيفي كه از بورديو ارائه مي دهيد درتداوم اصرار وتأكيد وي براين موضوع است كه فعاليت او درمحدوده علوم اجتماعي بوده و نه درحيطه فلسفه. بورديو درعين حال نقدهاي صريحي برسنت فرانسوي روشنفكري جامع الاطراف دارد. درك شما از رابطه بين احساس وي درمورد دقت علمي از يك طرف و فعاليت هاي سياسي وي از طرف ديگر چيست؟
* يك نوع تغيير در شكل و صورت اما محتوايي هميشه يكسان.اگر به كارهاي اوليه بورديو در مورد تغيير شكل و دگرگوني جامعه كشاورزي الجزاير تحت حاكميت استعمار و اقتصاد بازار و جنگ هاي استقلال الجزاير [كه در اوايل دهه ۱۹۶۰ نوشته شده ] نگاهي بيفكنيم درخواهيم يافت كه موضوعي داغ تر از اين درآن زمان وجود نداشته تا بدان پرداخته شود. اما درعين حال بامطالعه اين كتاب درخواهيم يافت كه بسيار دقيق وباريك بينانه نوشته شده و تحليلي از دگرگوني اين جامعه، هرچند درقالبي خشك و بي روح، ارائه مي كند. از همان ابتدا شيوه كار بورديو آن بود كه از خشك ترين و روشمندترين شيوه براي صورت بندي داغ ترين و مطرح ترين موضوعات روز بهره بگيرد. همين امر را در كار بعدي او درباره آموزش و پرورش مشاهده مي كنيم. مردم در زمان شورش هاي خياباني ماه مه ۱۹۶۸ كتاب «وارثان» [كه تحليلي از زندگي دانشجويان فرانسه است] را درسنگرها در دست داشته و مطالعه مي كردند. تحليل دقيق بورديو از دگرگوني و تغيير نظام آموزشي ابزارهايي را دراختيار مردم قرار مي داد كه زندگي و جامعه خود را بشناسند. آنچه كه در دهه ۱۹۹۰ اتفاق افتاد آن بود كه وي شكل بيان نظرات خود درمورد ابعاد گوناگون زندگي شهروندي را تغيير داد.
بورديو با حس و منطق قوي خود معتقد بود كه ما اكنون در وضعيت و بحراني مهم به سر مي بريم، در وضعيتي كه امكان دارد بسياري از نهادهاي عدالت اجتماعي و حفاظت اجتماعي جاي گرفته در درون دولت رفاه، در عرض چندسال از بين بروند. لذا شيوه اي متفاوت را پي گرفت ، به شكلي صريح تر مي نوشت تا بر بحث هاي عمومي درمورد بازنشستگي ، بودجه ، رسانه ها ، آموزش و نظاير آن تأثير بگذارد.
ادامه دارد
* ترجمه و تلخيصي از مقالات كرونيكل Chronicle و نيويورك تايمزNew York Times ، ۲۵ژانويه ۲۰۰۲ ولوموند Lemonde ، ۲۴ژانويه .۲۰۰۲



|   شناسنامه   |   آرشيو   |