شماره ۲۰۴۳ - سال هشتم - شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۰
Sat, Feb 2, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گوناگون
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
نگاهي به كتاب
«تنديس و رؤياي گل آبي»
از «دكتر مسعود تهراني»
* «تنديس و رؤياي گل آبي» چيست؟ رمان؟ داستان بلند؟ داستان كوتاه غيرموجز؟ داستان كوتاه موجز اما قرن نوزدهي؟
* از لحاظ «شكلي» و عناصر «شكلي»، «تنديس و رؤياي گل آبي» بازآفريني «بوف كور» محسوب مي شود كه در آن «زن اثيري» بدل به «زن خميري» شده است.

ويترين كتاب
047457.jpg
* افسانه هاي كوچك چيني / مترجم: احمد شاملو / انتشارات مرواريد / تيراژ: ۳۳۰۰ جلد / چاپ سوم: ۱۳۸۰ / قيمت: ۷۵۰۰ ريال.
شاملو در مقدمه كتاب مي نويسد: «در افسانه چيني، مهم نكته اي است كه به كنايه گفته مي شود. هر افسانه حاوي اتفاقي كوچك است كه فشرده مي شود و در آخر به صورت نتيجه اي روشن مي شكفد. به همين سبب است كه افسانه ها عمري دراز مي يابند و شتابان از دهاني به دهاني، از سرزميني به سرزميني، از قرني به قرني، از ديروز به امروز و از امروز به فرداهاي دور سفر مي كنند.»

047475.jpg
* طبال ها / رمان نوجوانان / رينر زايمنيك/ مترجم: طاهره علوي / انتشارات دوست / تيراژ: ۳۳۰۰ نسخه/ چاپ اول: ۱۳۸۰ / قيمت: ۵۰۰۰ ريال.
طاهره علوي از نويسندگان خوب ادبيات بزرگسال است كه اينك با اين ترجمه، به حيطه ادبيات نوجوان هم گام نهاده است. طبال ها با اين سطور آغاز مي شود: «سالها پيش درشهري كه هنوز ميان جنگل هاي بزرگ تنها و دورافتاده بود، اتفاقي افتاد: طبالي خيابان به خيابان دويد و فرياد زد: «ما زندگي بهتري آغاز مي كنيم. ما به سرزمين ديگري كوچ مي كنيم» كليسايي بزرگ درست از ميان اين شهر سربرافراشته بود.»

047463.jpg
* مكبث / نمايشنامه / ويليام شكسپير/ مترجم: داريوش آشوري / با پي گفتاري از دكتر بهرام مقدادي / انتشارات آگه / چاپ چهارم: /۱۳۸۰ تيراژ: /۲۲۰۰ قيمت: ۱۵۰۰۰ ريال.
«مكبث» را عموماً با «سريرخون» كوروساوا يا «مكبث» پولانسكي به ياد مي آوريم. «مكبث» تبلور تفكر قدرت است در مكانيزم هاي بسته. شخصيت «مكبث» از قضا و قدر يا خبث طينت به بدي نمي گرايد. او اسير چارچوب هاي نظام اجتماعي خويش است. در تحليلي نو از «ليدي مكبث» مي توان به فوران حس «مردستيزي» رسيد. «ليدي مكبث» به قدرت «مكبث» نمي انديشد او به «گسست قدرت» اميد دارد چيزي كه در نهايت به آن مي رسد.

047466.jpg
* هاشمي رفسنجاني و دوم خرداد / دكتر صادق زيباكلام / انتشارات روزنه / چاپ اول: ۱۳۸۰ / تيراژ: /۵۰۰۰ قيمت: ۹۵۰۰ ريال.
طرحي كه بر جلد كتاب نقش بسته نشان از تعارض ميان هاشمي رفسنجاني و دوم خرداد دارد. نويسنده كتاب كه ماهها و سالها در پي آشتي دادن اين «دو پديده» اجتماعي جامعه ايران بوده؛ اينك به نظر مي رسد كه به تأويل اين تعارض دست زده است. شايد بهتر آن بود كه نظريه پردازان جبهه دوم خرداد به تحليلي كه هاشمي رفسنجاني، در نخستين اظهارنظر رسمي خود، نسبت به انتخاب «رئيس جمهوري خاتمي» ارائه داد، بهتر گوش مي سپردند. او گفت كه با هر دو جناح ـ چپ و راست ـ كاركرده است و در سطوح بالا، تعارضي ميان اين دو نمي بيند.

047469.jpg
*مقدمه اي بر تحليل سياسي / دي.ا.استريكلند، ال.ويد؛ آر.جانستون / مترجم: دكتر علي معنوي / انتشارات آگه / چاپ اول: ۱۳۸۰ / تيراژ: ۲۲۰۰ / قيمت: ۹۰۰۰ ريال.
در ميان علوم اجتماعي مدرن، بي ترديد «سياست» پيچيده ترين و پردامنه ترين علم است و عرصه سياسي به دليل پيوند نزديك با زندگي پرالتهاب دنياي كنوني تنها به مخاطباني خاص محدود نمي شود؛ به عبارتي، امروزه ديگر اين عقيده ي عاميانه كه:«سياست فقط كار سياستمداران است.» مصداق ندارد. كتاب حاضر در برگيرنده هفت بخش است كه در هر يك تعاريف بنيادي با ذكر نمونه هاي واقعي و نيز مثال ها و مسأله ها، خواننده را با مفاهيم اساسي علم سياست آشنا مي سازد.

047472.jpg
* جهاني شدن [تئوري هاي اجتماعي و فرهنگ جهاني]/ رونالد رابرتسون / مترجم: كمال پولادي / نشر ثالث با همكاري مركز بين المللي گفت وگوي تمدنها / چاپ اول: /۱۳۸۰ تيراژ۲۲۰۰: / قيمت: ۲۸۰۰۰ ريال.
طي دهه هاي گذشته نظريه هاي كلان چندي در تبيين عمده ترين مسائل جهان معاصر عرضه شده است. از جمله مهمترين اينها عبارتند از: نظريه امپرياليسم (هايسن ـ لنين)، نظريه وابستگي (گندر فرانك)، نظريه نظام جهاني (والرستين)، تئوري هاي نوسازي (پارسونز، آلموند، وريا…) و نظريه تجدد (گيدنز)، نظريه جهاني شدن از سنخ همين نظريه ها و واكنشي در برابر نارسايي هاي آنهاست.

نگاهي به كتاب
«تنديس و رؤياي گل آبي»
از «دكتر مسعود تهراني»
... و كودك مستبد مي شود
* «تنديس و رؤياي گل آبي» چيست؟ رمان؟ داستان بلند؟ داستان كوتاه غيرموجز؟ داستان كوتاه موجز اما قرن نوزدهي؟
* از لحاظ «شكلي» و عناصر «شكلي»، «تنديس و رؤياي گل آبي» بازآفريني «بوف كور» محسوب مي شود كه در آن «زن اثيري» بدل به «زن خميري» شده است.
047454.jpg
متن: [«من راوي» در سلولي انفرادي زنداني است. او زنداني رژيم شاهنشاهي ايران است. «كلان روايت» داراي تك «شخصيت» است كه همان راوي است اما «متن» در «خرده روايات» شكل مي گيرد با «شخصيتهايي محدود». ما از جهان ذهني راوي به كودكي، بزرگسالي و تغيير او، از انساني آزادمنش به انساني مستبد، راه مي بريم. راوي در سلول خود با خمير نان مجسمه مي سازد و بعد به كمك ذهن، آنها را جان مي بخشد. اين «جان بخشي» البته «عيني » نيست. «مجسمه خميري» محبوبش، «محبوبش» است؛ زني كه از دختربچه اي دبستاني تا زني ميانسال رشد كرده است. راوي از روزني خيالي [شايد هم واقعي] كه در ديوار است به «منظره گل آبي» مي نگرد. از سوي ديگر، او ميان «تركه ارجن» مدير مدرسه اش، كمربند پدر و شلاق شكنجه گر همانندي مي بيند و درنهايت «تركه ارجن» را به دست مي گيرد تا «زندانبان خميري» را شكنجه كند.]
فرامتن: [مسعود تهراني نويسنده كتاب است. او شاعر است و نويسنده. در خارج از مرزها، روزنامه نگار است. دست اندركار كمك به محيط زيست است و از همه مهمتر، ارائه دهنده نظريه «فرويديسم اجتماعي»، در ايران است. «فرويديسم اجتماعي»، انسان را براساس الگوهاي «ايگو» (من ـ كودك)، «سوپرايگو» (من ـ والد)، و «سوپراايگو» (من ـ سيستم اجتماعي يا من ـ اجتماع پدرشاهي، مادرشاهي) ارزيابي مي كند و «استبداد آسيايي» را نيز به محيط مي افزايد تا ما با نگريه اي «اجتماعي ـ جهان سومي» روبرو باشيم. «تهراني» در تبيين نظراتش، به نمادگرايي روانكاوانه فرويد، بيش از هر عنصر ديگري توجه مي كند و البته اين بار، آن را با نمادهاي «درون فرهنگي شرق» پيوند مي زند تا به نتايج «جامعه شناسانه» دست يابد.]
|
«تنديس و رؤياي گل آبي» چيست؟ رمان؟ داستان بلند؟ داستان كوتاه غيرموجز؟ داستان كوتاه موجز اما قرن نوزدهي؟ رمان نيست چرا كه شخصيتها، وقايع، مكانها، زمانها و كنش ميان اين چهار عنصر، متنوع و پيچ در پيچ و در هم تنيده و متكثر نيست. رمان البته در «روزگار نو»، ديگر با خط كش «۵۰سانتي» صحافها، بدل به رمان نمي شود. براساس معيارهاي نو ، داستانهاي كوتاه يا بلند «فاكنر»، رمانهايي كوتاهند، حتي مي توان راديكالتر نظر داد و «مزاحم» بورخس را با حجمي كمتر از «۵۰سطر» به عنوان رمان پذيرفت؛ اما «تنديس و رؤياي گل آبي» داستان بلند هم نيست چراكه داستان بلند، تلاقي يك يا چند شخصيت [صفت «متقلل» را به جاي «متكثر» به محيط اضافه كنيد] محدود با مكانها، زمانها، وقايع و كنشهايي متناسب، با آن «تحديد» است در چارچوبي عيني. [و فقط عيني؛ داستان بلند ذهنيت را برنمي تابد. تنها رمان و داستان كوتاهند كه به حيطه ذهنيت و زير مجموعه هاي شكلي و ساختاري آن گام مي نهند چرا كه رمان «جهان ساز» است و داستان كوتاه «وضعيت ساز» و در هر دو، ذهنيت امكان ظهور مي يابد اما داستان بلند، نه جهان مي سازد و نه وضعيت؛ اين «شكل داستاني»، توصيف گر جهاني از پيش آماده است كه به «خلق مجدد» نياز ندارد و چنان درگير «وضعيت»هاست كه يك «وضعيت خاص» امكان برجسته شدن نمي يابد. درواقع داستان بلند، اجتماعي از عناصر مختلف اما متفاوت است كه به صورت جزايري تنها، دركنار هم قرارمي گيرند اما ممزوج نمي شوند و پرچم مشتركي را نمي پذيرند و هنگامي تشخص مي يابند كه به عيني ترين شكل توصيف شوند.]
به نظر من داستان آقاي تهراني، يك داستان موجز قرن نوزدهمي است كه به اعتبار درگيري اش با نمادها [و نه استعاره ها؛ و نه همزادهاي شيئي؛ دستاوردهايي كه داستان نويسي قرن بيستم و به تبع آن قرن بيست و يكم، جايگزين نماد ساخت.] وضعيتي در حال «تكثير» را نه در «زيرساخت» [يا حتي «زيرگفتار»] كه در «روساخت» [و «روگفتار»] توصيف مي كند. كلمه «تكثير» را از آن جهت مي آورم تا تظادش را با كلمه «متكثر» عيان كنم. [وضعيت متكثر، در «زيرگفتار» خود به چالش ميان ديدگاهها مي انجامد و از ستيز ميان «تز»ها، به كمك «جهان نگري» متفاوت هر خواننده ـ به مثابه قابله اي حاضر وناظر ـ وضعيتي نورا متولد مي كند.] پس جايگاه «شكلي» اين داستان مشخص است. اگر زمان روايت رابه روزگار «كمون پاريس» برگردانيم هيچ اتفاق تازه اي رخ نمي دهد؛ از سر اتفاق هماهنگي بيشتري هم با «فضا» خواهدد اشت چراكه «رؤياي گل آبي»، رؤيايي متعلق به جهان رمانتيك است و اگر نويسنده نسبت به «ذهنيت ايراني» شناخت بيشتري داشت احتمالاً «رؤياي يك درخت سرسبز كنار يك كوچه باغ» را يا «رؤياي يك كوچه آبزده در تابستان» را يا... جايگزين مي ساخت تا لااقل رمانتيسيزم موجود در اثر، برگ و باري ايراني بيابد و نه هندي. [و نه حتي المثنايي از شرق؛ چنان كه در آثاري همزمان با «كمون پاريس» شاهديم.]
|
اين داستان، داستاني ساختمند است چراكه نه تنها به «روايتي مدور» مجهز است بلكه «خرده روايت»ها، به تقابل هاي دوتايي و چند تايي مي انجامند و در نهايت، ساختاري منسجم را رقم مي زنند؛ اما اين ساخت هنگامي «معنا» مي شود كه به «فرامتن» چنگ بزنيم و مسعود تهراني را با تمام سخنرانيها، ايده ها و مقالاتش در باب «فرويديسم اجتماعي» بر سر خوان اين «متن» بنشانيم، چراكه «ساختار موجود » نه براساس ضرورتهاي «درون متني» كه براساس پيش فرض هاي نويسنده، بنا نهاده، شكل گرفته و به انتها رسيده است. تقاطع ميان «ايگو» [راوي]، «سوپرايگو» [پدر راوي] و «سوپراايگو» [زندان ـ زندانبان]، تقاطعي «فرامتن فرموده» و نه «متن فرموده» است.
از لحاظ «شكلي» و عناصر «شكلي»، «تنديس و رؤياي گل آبي» بازآفريني «بوف كور» محسوب مي شود كه در آن «زن اثيري» بدل به «زن خميري» شده است. سرگشتگي راوي و «روان رنجوري» او و «زن پريشان كننده و ويران كننده» دنباله شكلي «بوف كور» است. [البته استواري «بوف كور» در «متن» و نه «فرامتن» را هم لحاظ كنيد.]
فضاي اثر، متأثر است از «دست به دست» ويكتور آلبا [كه توسط احمد شاملو به پارسي برگردان شده است.] همان معماري و همان عناصر تشكيل دهنده فضا، در داستان تهراني ديده مي شود با اين تفاوت كه در اثر «آلبا» ، ما همه چيز را به وضوح مي بينيم چراكه «فضا» از عناصر اصلي است اما در اثر «تهراني»، همه چيز كدر است مثل اينكه اتاقي را از پشت شيشه اي مه گرفته ببينيد. «پي رنگ» اثر «تهراني»، متأثر است از فيلمنامه «سن ميكله يك خروس داشت» از «برادران تاوياني». در آنجا هم، يك مبارز براي فرار از سرخوردگي و جنون، در سلول انفرادي اش به بازسازي جهان ذهني خود و جهان عيني بيرون از زندان مي پردازد.
|
نقطه قوت «تنديس و...» در «زن خميري» آن است كه بالعكس «زن اثيري» [كه زاييده ذهن «زن ستيز» هدايت است] خواهان ويراني مرد داستان نيست بلكه خواهان «گسست در قدرت» است؛ قدرتي كه مرد را هم همچون مجسمه اي خميري، در دستهاي خود مي فشرد و نابود مي كند. زن در اين داستان، به مثابه پايين ترين عنصر «هرم قدرت»، در رؤياهاي مرد دست به شورش مي زند و اين شورش، زنده كننده شورشي ديگر است كه نياي ادبي «زن اثيري» و «زن خميري» محسوب مي شود: «ليدي مكبث» . «ليدي مكبث» نيز به «ويراني قدرت» مي انديشد و در نهايت، آن را رقم مي زند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |