|
• غيرمنتظره و عياري وار
|
|
|
|
قال هفته
|
|
|
|
۸ـ افزايش توليد: بازارهاي منطقه اي
|
|
|
|
|
كيانوش عياري
• غيرمنتظره و عياري وار
|
|
|
* تجربي ترين فيلمساز سينماي ايران، لقبي برازنده ي كيانوش عياري است. فيلمسازي كه به رغم كارنامه ي بسيار پرفراز و نشيب اش، همواره در حال تجربه هاي تازه بوده و بي هراس از نام واعتبار به دست آورده به ميان خطر مي رود. مثل ماجراي سه ساله ي ساخت «سفره ي ايراني» كه رمق و انرژي او را بسيار تحليل برد و البته همه ي اينها براي او كه فرزند خوزستان ـ سرزمين مردان يكدنده و سخت است كمترين اهميت را ندارد. او فيلم مي سازد چون احساس مي كند كه بايد فيلم بسازد. گرچه كيانوش عياري يكي از ستايش شده ترين فيلمسازان نسل پس از انقلاب است اما شاهكار او «بودن يا نبودن» كه قطعاً در فهرست فيلم هاي محبوب بسياري از مخاطبان جدي سينما جا دارد ـ البته آنهايي كه فيلم را ديده اند، چون به دليل اكران نامناسب اين فيلم، افراد كمي موفق به تماشايش شدند ـ بسيار مهجور ماند و هيچ جايزه ي مهم داخلي را به دست نياورد. به همين دليل است كه پس از گذشت سه سال از نمايش عمومي بد اين فيلم، بسياري به او پيشنهاد داده اند كه فيلم اش را دوباره راهي پرده كند.
كيانوش عياري، فيلمسازي را از سال ۱۳۴۹ در سينماي آزاد اهواز آغاز كرد و به زودي به چهره ي شاخص اين جريان تجربي سينماي غيرحرفه اي تبديل شد. او در اين دوران فيلمسازي بي رقيب بود. «خاكبازان»، «آواز تابستاني»، «خاك شير»، «نبض قطار» و «آن سوي آتش» كه اين آخري بعدها توسط او در سينماي حرفه اي بازسازي شد و تبديل شد به يكي از مهمترين فيلم هاي دهه ي اول انقلاب، از جمله فيلم هاي كوتاه و تجربي عياري به شمار مي روند. او با سه فيلم اولش كه طي دو سال آنها را ساخت، منتقدان وكارشناسان سينما را شوكه كرد، آنها ناگهان دريايي از نبوغ و استعداد سينمايي را كشف كردند، چيزي كه سينماي آن سالهاي ايران، نيازي حياتي به آن داشت. نگاه تحليلگر اجتماعي عياري در فيلم هاي او صحنه هاي درخشاني از زندگي آدم هاي گم شده در لايه هاي مختلف جامعه را به وجود آورد. آدم هاي حاشيه يي و كمتر ديده شده اي كه براي خودشان زندگي و رؤياهايي داشتند و عياري آنهارا كشف مي كرد و به ضرب تنهايي برنده شان، جامعه ي بي تفاوت و بي رحم را سلاخي مي كرد. «شبح كژدم» هنوز هم در چندباره ديدن هاي پياپي، اثري نو با روايت و ساختاري بديع و درخشان است كه طراوت خود را همچنان حفظ كرده است. نكته ي طعنه زننده ي فيلم يكي هم اين كه عياري باوجود وحشت شخصي كه از ارتفاع دارد، فيلم را با تصاوير هولناكي از تله كابين معلق مانده ميان برف به پايان مي رساند. سينما به طرز حيرت انگيزي بزرگترين دغدغه و تفريح عياري است. گرچه دوازده سال پس از آخرين فيلم مهمش «آن سوي آتش» بود كه او شاهكار كوچك ديگري خلق كرد ـ «بودن يا نبودن».
باوجود اهميت و تأثيرگذاري تفكر عياري و فيلم هايش به سينماي اجتماعي ايران، يافتن تأثيرپذيري نمونه هاي مستقيم سينماي كشور از او كاري دشوار است، زيرا عياري از معدود فيلمسازان غيرقابل تقليد ايراني است كه سينمايش، ويژگي ها و مؤلفه هاي خاص او را دارد و با ديدن تنها يك سكانس كوتاه از فيلمي از عياري، به راحتي مي توان امضا و نگاه قابل ستايش او را شناخت.
از سوي ديگر سينماي شاخص عياري، گرچه به گنجينه ي سينماي ايران فيلم هاي مهمي افزود اما براي او هزينه هاي مالي فراواني دربرداشت، تاجايي كه او مجبور شد طي يك دوران ۱۲ساله، سه فيلم تجاري «روز باشكوه»، «دو نيمه سيب» و «شاخ گاو» را كه دوتاي اول حقيقتاً براي او فيلم هاي بدي به حساب مي آمدند بسازد و تنها بتواند در اين دوران يك فيلم (آباداني ها) از نوع سينماي خود آن هم با فيلمبرداري سياه و سفيد بسازد. فيلم برداشت آزادي از «دزدان دوچرخه» ساخته ي بسيار مشهور ويتوريا دسيكا بود، اما نتوانست اعتبار گذشته ي عياري را احيا كند. اما بالاخره در سال ،۷۶ شرايطي فراهم شد تا او بتواند «بودن يا نبودن» را بسازد. يكي از لطيف ترين و انساني ترين فيلم هاي ايراني كه شرايط سياسي و اجتماعي پس از دوم خرداد سال ۷۶ در ساخته شدن آن نقش مهمي داشت. گرچه بلاهايي كه بر سر اين فيلم آمد، ممكن بود هر فيلمساز قوي ديگري را از پا درآورد اما عياري پس از آن همچنان در اشتياق ساخت فيلم هاي تازه اي بود. «بودن يا نبودن» همچنان درباره ي زندگي آدم هاي حاشيه نشيني است كه در مواجهه با تحولات جديد جامعه ي شهري، هنوز درگير مناسبات بسته ي سنتي خود هستند. سينماي عياري گرچه سينمايي ناب و به شدت ايراني است (قابل توجه كساني كه دربه در دنبال سينماي ملي مي گردند)، اما فيلم هاي اصيل او هرگز نتوانسته اند در نمايش عمومي يا با حضور در جشنواره هاي خارجي، بازدهي مالي مناسبي براي تداوم جريان فيلمسازي عياري فراهم كنند، به همين دليل است كه او در لابه لاي فيلم هايش، مدام مجبور است دست به كارهايي بزند كه از سينماي مورد علاقه اش فاصله دارند. با اين وجود او در اين سالها نه اهل گلايه بوده و نه مثل بسياري ديگر، به دنبال جلب كمك هايي ديگر، شايد بزرگداشت او در جشنواره ي امسال دست كم راهي باشد براي اكران مناسب فيلم هايش و در رأس آنها فيلم كمتر ديده شده ي «بودن يا نبودن».
با اين وجود بزرگداشت عياري، هيچ فايده اي كه نداشته باشد دست كم فرصتي است براي علاقه مندان به سينما، تا اين فيلم درخشان را در برنامه بزرگداشت او ببينند. گرچه شايد «سفره ي ايراني» هم ـ كه توسط هيأت انتخاب شايسته ي حضور در بخش مسابقه نبوده است ـ فيلمي متفاوت و«عياري وار» باشد. او فيلمساز غيرمنتظره اي است!
متولد ۱۳۳۰ در اهواز.
فيلم ها: تنوره ديو(۱۳۶۴)، شبح كژدم، آن سوي آتش(۱۳۶۵)، روزباشكوه(۱۳۶۷)، دو نيمه سيب(۱۳۷۰)، آباداني ها(۱۳۷۱)، شاخ گاو(۱۳۷۴)، بودن يا نبودن(۱۳۷۷)، سفره ايراني (۸۰ـ۱۳۷۸).
مجموعه هاي تلويزيوني: خانه به خانه(۱۳۷۵)، دورراهه(۱۳۸۰)، با ساير عنوان ها: مرد پنجم(مشاور فيلمنامه)، زن امروز، مرباي شيرين (تدوينگر)، پرپرواز(نويسنده فيلمنامه و تدوينگر).
جوايز:
لوح زرين بهترين كارگرداني از جشنواره چهارم فجر و جايزه ويژه از اولين جشنواره روستا براي فيلم «تنوره ديو».
لوح زرين بهترين كارگرداني از جشنواره ششم فجر و جايزه بزرگ فيپاي طلايي از سومين جشنواره توليدات تلويزيوني فيپا و جايزه نقره اي بهترين فيلمنامه از سوي انجمن مؤلفان و مصنفان دراماتيك فرانسه، جايزه بهترين فيلم از جشنواره هاي توكيو، بروژ(بلژيك) براي فيلم «آن سوي آتش».
۳ـ برنده يوزپلنگ نقره اي از چهل و هفتمين جشنواره لوكارنوسوئيس براي فيلم «آباداني ها».
۴ـ برنده پروانه هاي زرين، ديپلم افتخار و جايزه ويژه هيأت داوران از جشنواره يازدهم فيلم كودك و نوجوان، برنده كتاب زرين بهترين فيلم بلند از بيست و ششمين جشنواره فيلم رشد براي فيلم «بودن يا نبودن».
منبع: كتاب سال سينماي ايران ،۱۳۷۷ صفحه ۳۳۷/
|
|
|
|
|
قال هفته
گفت وگو با يك فيلمساز بزرگ
اشاره:
فيلمساز بزرگ ما يكي از چهره هاي درخشان همه قرون هاي مختلف بويژه قرون متمادي آتي مي باشد. ايشان از آنجا موردتوجه ما و بويژه ستون ما قرار دارند كه شخصاً نه تنها به ايشان ارادت داريم بلكه عموماً همه بايد به ايشان نه تنها ارادت داشته باشند، بلكه هم بيشتر. لذاست كه درآستانه بيستمين جشنواره گاهي فرخنده و گاهي بد وافتضاح فجر با وي مصاحبه اي نموده ايم و نظرات ايشان را درباره موضوعات حياتي بشري واينها جويا شده ايم و مي شويم. به عنوان يكي از دلدادگان و سينه چاكان وسينه زنان زيرعلم و علم ايشان مي سپاريم اميرقادري حال همه مخالفان وي و ما را اخذ نموده و نمايد. حالا تمركز نماييد وتصور كنيد مشغول استماع يك موسيقي راك بوده ومي باشيد، هنگامي كه طبال روي طبلش آب مي ريزد تا بهتر صدا بدهد يا چه مي دانيم چه بشود.
گفت وگوي عميق و غيره
• آيا قبول داريد كه شما شخصيت مهمي مي باشيد؟
•• بله
• منو دوس داريد؟
•• بله . بويژه كه شما آدم چيزفهمي هم هستيد (مي باشيد).
• من عاشق آن صحنه خاص فيلم شما هستم. آن جا كه شخصي كه نماد ايران است مثل صحنه اي از فيلم «چتري براي دونفر» و آن ديالوگ معركه اش كه رضا كيانيان به بچه اش مي گويد «يه لپ بده بينيم بابا» بازي خاصي ارائه مي نمايد.
•• بله. نه تنها آن بازيگر من بلكه خودم شخصاً نماد بارز ايران هستم (مي باشم). البته منظورم روزنامه و بويژه پيوسته (ضميمه)ي روشن احوال (معلوم الحال) ايران نيست. گرچه خانمم هرهفته پيوسته «ماجراي زندگي » را مي خرد و بيش از پيش و پيشتر از بيش به بزرگي من و آثارم، ازجمله آخرين شاهكارم كه درجشنواره امسال حضور دارد و اگر همه جايزه ها را به آن و من ندهند معلوم مي شود كه كاسه اي زيرنيم كاسه شان است ، پي مي بريم.
• نظرتان درباره جشنواره فجر چيست؟
•• گاهي مثل امسال و پارسال خوب است . اصولاً هروقت ما و بويژه من فيلم داشته باشم وجشنواره پربار باشد توطئه گران كار و زندگي شان را ول مي كنند وبا حرف هاي دري وري و شش من سه شاهي شان نمي گذارند فيلم من فروش كند. گرچه من آدم روشنفكري هستم (مي باشم) وكار فرهنگي مي كنم وبه پول وساير اينها اهميتي نمي دهم اما توطئه گران با هردسيسه و نيرنگي، ازجمله لبخندزدن درفرودگاه، سينما يا جاهاي ديگر از ما و بويژه من كه استوانه محض (Ostovane - ye - Mahz) سينماي ايران هستم (مي باشم) ممانعت به عمل مي آورند.
• نظرتان درباره فيلم هاي جشنواره امسال چيست؟
•• ما يك سينماي دري وري و احمقانه جشنواره اي داريم كه به هيچ وجه تحت تأثير من نيست و راه خودش را به تركستان و توران و شبه جزيره عرب و مغولستان و كن واينها مي رود. اما يك سينماي ديگر هم هست كه بقيه كار مي كنند و به نظرهمه اش يا موضوع هاي اجتماعي دارد يا خانوادگي و عشقي و اكشن و جنايي و ورزشي و سياسي و حتي كودكان كه اين هم صنار نمي ارزد. مي ماند ما و بويژه من كه هراز گاهي با رنج فراوان مي آيم حالي به سينماي مملكت مي دهم وچشم خارجي ها را ميخاً سولاخ مي كنم، اصلاًعمراً كارگردان مارگردان بيتر از ما يافت مي نشود. مثلاً همين خود تو عمراً فيلمي از مال بيتر(بهتر) ديدي؟ يه تيكه آشغال گوشت و زباله كلپاچ (Kal Pach) بيشتر نيستي اگه بگي آره.
• نه. مشخصاً و بويژه كه نه.
•• من شما را ستايش مي كنم (مي نمايم). گرچه اين تأثير كمال همنشين است.
• البته . سؤال بعدي ام درباره سيمرغ هايي است كه به كوري چشم همه توطئه گران، امسال وهرسال به شما مي دهند و خواهند داد. آنها را چي كار مي كنيد؟
•• سيمرغ هويت تاريخي ما و بويژه من است. دراسطوره ها قدمتي قديمي وهويتي فرهنگي داشته و دارد و خواهد داشت مخصوصاً اگرآن را به من و ما بدهند كه شعور خودشان را ثابت كرده اند وگرنه به وكيلم مي گويم زنگ بزند تهديدشان كند.
• آخرين اثرتان را درچه شرايطي آفريديد؟
•• درشرايطي كه خانه و كاشانه بوي عشق مي داد.
• شما در آستانه بيست وچندسالگي يك الگوي روشن و جذاب و همه جانبه براي سينماي ايران هستيد (مي باشيد). براي جوانان اين مرز و بوم مسأله دار چه پيامي داريد؟
•• هيچكاك مي گويد يانمي دانم اين يارو زر مفت زده گفته، حالا زياد هم فرق نمي كند، مهم اين است كه من مي فرمايم ماخودمون شخصاً پياميم(پيام مي باشيم) وحالمونم از هرچي منتقد پنتقد و روزنامه نگار وايناس به هم مي خوره، همه شونم بايد سروته آويزون كرد وست (وسط) خرابه هاي تخت جمشيد وباغ فردوس واينا. اگه من «قيصر» رو كه البته فيلم دري وري و مزخرفي هم هست مي ساختم، جاي برادراي آب مونگول (۴۷كروموزومي ـ دراصل آب منگول يا Ab mangol است )، اين قلم به مزداي (مزدهاي ) مزدورو روزنامه چي (Roznameh - chy) ها را نشون مي دادم كه خودشون بدتر از اونا واسه ما آدم حسابيا چاقوشونو تيز كردن وعليه مون توطئه مي كنن. ديدين به سر آقا مسعود چي آوردن؟
من آدمي نيستم كه مثه اون مملكتمو ول كنم برم سوئد يا سوئيس ياچه مي دونم مغولستان ياچي.
• چي ؟
•• به هرحال . گفته باشم. اين خط اينم نشون ، ازاين لحظه به بعد، چه تو جشنواره چه هرجاي ديگه، اگه كسي خواست درباره ما نقدمقدي چيزي چاپ كنه، باهاس اول به من خبربده تا اجازه شو بدم. آقايون داورا هم چون وكيلمون گفته به اصل استقلال قاضي واينا معتقد باشيم، حق دارن برا حفظ استقلال كاري و شخصيت خودشون به ما جايزه بدن وگرنه حق مق دري وري ي محضه. حاليت شد يا بزنم تو مختا؟
• من كه طرفدار شما بودم، چرا سرمن داد مي زنيد؟
•• من از همه بدم مي آد چون همه دارن عليه ما و بويژه من توطئه مي گنن. تو هم روزنامه چي هستي وچون روزنامه تون به من سيمرغ نداده، قاط زدم، الآن هم End عصبيت واينام پاشو جل وپلاستو جمع كن بزن به چاك تا دك و دنده تو داغون نكرده ، مرتيكه ي توطئه گر…
• ولي استاد ، گمونم اشتباهي شده، من مي خواستم از شما تعريف كرده باشم.
•• به گور پدر پدرسوخته ات خنديدي. مي دانيد كه واژه پدرسوخته (Pedar Sokhteh) ريشه در دوران صفويان و سلطنت شاه عباس كبير دارد. هنگامي كه مجرمي را…
توضيح ضروري
به دليل قاط زدن فرد مورد مصاحبه وتلاش همكارمان براي قانع كردن ايشان ـ كه البته بي نتيجه ماند ـ از انتشار بقيه مصاحبه معذور هستيم (مي باشيم). اميدواريم همه سيمرغ هاي همه جشنواره هاي سالهاي بعد را هم همين امسال يك جا بدهند به ايشان وگرنه ممكن است بلاهايي سرمان بيايد.
عين.متعمد
|
|
|
|
|
۸ـ افزايش توليد: بازارهاي منطقه اي
صادرات فرش يا فيلم؟!
|
|
|
گفتيم كه سينماي ايران براي افزايش توان اقتصادي خود، نيازمند گردش مالي وسيع تري است؛ و اضافه كرديم كه گردش اقتصادي گسترده تر، تنها از طريق افزايش توليد، روند مطلوب وكاملي خواهد يافت. همچنين اشاره كرديم كه براي افزايش توليد ـ باتوجه به امكانات و محدوديت هاي فني سينماي ايران، بخصوص معضل كمبود سالن نمايش ـ بايد به راهكارهاي اجرايي ديگري انديشيد.
ث ـ بازارهاي منطقه اي
يكي از طبيعي ترين اشكال رونق اقتصادي ـ در توليد هر كالايي ـ گسترش بازار است. يعني كالاي مورد نظر بايد بتواند در اختيار طيف وسيع تري از مصرف كنندگان آن كالا قرار بگيرد. طبعاً سينما ـ با تعريف صنعتي آن ـ نيز از اين قاعده مستثني نيست. هنگامي كه ظرفيت بازار داخلي ـ بنا به دلايل متعددي ـ محدود است، آيا توليدكننده بايد توليد رامتوقف كند؟ بديهي است كه در چرخه صنعتي، اين اقدام غيرعقلاني ترين روش است. طبعاً راه اصلي، تشخيص بازارهاي جديد ـ و مصرف كنندگان تازه ـ و نحوه نفوذ در اين بازار است. همچنان كه در امر صادرات بسياري از اقلام اقتصادي، بازارهاي منطقه اي موجود در اطراف كشور، نخستين گام در جهت گسترش صادرات و ورود به بازارهاي جديد بوده اند، اين اقدام در مورد سينما نيز ـ به عنوان كالايي فرهنگي ـ قابل طرح و بررسي است.
به ياد داشته باشيم كه بيش از دو دهه از آغاز حضور سينماي نوين ايران در عرصه بين المللي مي گذرد. اين سينما بتدريج توانسته است توجه محافل بين المللي بسياري را به خود جلب كند و تقريباً جايزه سينمايي معتبري در سطح جهان ـ بجز اسكار ـ وجود ندارد كه فيلم هاي متفاوت ايراني آن را به دست نياورده باشند. اما همه اين اتفاقات، تنها به عنوان زمينه حضور گسترده با بازدهي اقتصادي است كه معنا مي يابد. بازدهي اقتصادي نيز به معناي منتفع شدن تنها صاحب يك فيلم نيست. بلكه اين نفع بايد به چرخه كلان اقتصاد سينماي ايران منتهي شود. و اين امر هم، تنها با فروش تعداد فيلم هاي بيشتري به ساير كشورها متحقق خواهد شد. اما براي حصول نتيجه مطلوب، عملي ترين اقدام چيست؟ به نظر مي رسد نخستين اقدام براي حضور گسترده سينماي ايران به بازار سينماي بين المللي، ورود به بازارهاي منطقه اي باشد. يعني كشورهاي عربي همسايه و حاشيه خليج فارس، تركيه و كشورهاي آسياي ميانه نزديك ترين بازارها به ما هستند. طبيعي است كه اين بازارها نيز گستردگي و محدوديت هاي خاص خود را دارند. اما واقعاً طي چند جلسه و چه بحث هايي در اتحاديه تهيه كنندگان، معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و ساير مراجع ذيربط، اين موضوع مورد بررسي كارشناسانه قرار گرفته است. تا با اطلاعات كافي و منطقي ـ كه نتيجه بررسي هاي علمي و آماري بوده اند ـ ظرفيت هاي بالقوه تشخيص داده شوند. سينماي ايران چنان دركلاف روزمرگي گرفتار شده است كه هيچگاه بطور جدي مباحث كلان آن مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار نگرفته است. و در صورتي هم كه توجهي به برخي مباحث شده باشد، مقطعي و بدون حاصل بوده كه به نتيجه نهايي و راهبردي نيز نرسيده.
سينماي ايران طي سالهاي مختلف، «هفته فيلم هاي» مداومي را در برخي از كشورهاي عربي و آسياي ميانه برگزار كرده است. اين اقدام، در نخستين گام، براي معرفي و شناساندن سينماي نوين ايران به اين كشورها صورت گرفته است. اما سؤال همچنان باقي است: شناساندن به چه منظور؟ به نظر مي رسد كه همان نگرش صرفاً فرهنگي به مقوله سينما، وظيفه خود را با انجام شناساندن سينماي ايران به حوزه مورد نظر، تمام شده فرض كرده است. در صورتي كه در نگرش اقتصادي و صنعتي به سينما، اين تازه آغاز راه است. براي تعميق اين شناسايي، بايد حضور مداوم داشت و حتي به بخشي از ذائقه هاي اين حوزه ها پاسخ مناسب داد. بنابرا ين، نمايش مداوم فيلم هاي ايراني در سينماهاي كشورهاي عربي و آسيانه ميانه، چندان امر غريب و غيرقابل تصوري نيست. معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد بتواند در بحث هاي كارشناسي مشترك با اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع فيلم ايراني، ارتباط مناسبي با نهادهاي فرهنگي/ سينمايي اين كشورها برقرار كند. ارتباطي كه بايد به حضور جدي فيلم هاي ايراني در اين كشورها منجر شود. البته طبيعي است كه درمبادلات فرهنگي، آنان نيز انتظاراتي از ما داشته باشند و چون سطح فرهنگي/ سينمايي اين حوزه ها از ما پايين تر قرار مي گيرد، نبايد نتيجه نهايي، بازگشت آب به سرچشمه باشد! حتي سينماي ايران مي تواند به صورت مشاركت در ساخت يا اداره كردن سالن هايي در اين كشورها، به حصور مداوم سينماي ايران در منطقه بينديشد. تا هنگامي كه با آزمون و خطا، حضور در بازارهاي كوچك منطقه اي را تجربه نكنيم، ورود به بازارهاي وسيع تر بين المللي امري بعيد خواهد بود.
طبيعي است كه بخشي از اين حضور مورد اشاره در بازارهاي منطقه ي عربي و آسياي ميانه، با انجام توليدات مشترك معنا مي يابد. اتفاقاً اين امر، بازهم ـ باتوجه به اقدامات كارشناسانه كلان نگر و آينده نگر ـ به نفع سينماي ايران خواهد بود. برتري تكنيكي، فني، علمي و دانش نيروي انساني سينماي ايران، امري صوري نيست. بنابر اين، تجربه حضور در توليدات مشترك از سوي سينماگران ايراني ـ البته اگر مداوم باشد ـ اين حاصل را خواهد داشت تا دست اندركاران حرفه هاي مختلف سينمايي، امكان عرضه دانش خود را در سطح بين المللي به دست بياورند. و همين نكته، يكي از دريچه هاي غيرمحسوس ورود سينماي ايران به گستره هاي جدي بين المللي خواهد بود.
اين بحث را در شماره آينده پي خواهيم گرفت.
|
|
|
|