* دولت شهر سوسياليستي
از سه مقاله اي كه در كتاب حاضر گرد آمده است دو مقاله مستقيماً به آرا و انديشه هاي ماركس نظر دارد. درمقاله ي نخست با عنوان «دولت شهر سوسياليستي» نظر ماركس درباره اقتصاد و حكومت مدني در عهد يونان باستان شرح شده است و در مقاله ي سوم كه «زيبايي شناسي: آزادسازي احساس» نام دارد ديدگاه ماركس درخصوص كار و توليد، هنر و آفرينش، هنر و ايدئولوژي، هنر و انقلاب توضيح داده شده است. بي گمان اين دو مقاله در ترسيم حدود و ثغور دولت شهر سوسياليستي سهمي درخور دارد. اما اين پرسش در ذهن خواننده اين كتاب خلجان مي كند كه گنجاندن مقاله اي با عنوان «اراسموس و بدن: گفت و شنود و تسامح» در كتاب حاضر بنا به كدام توجيه و توضيح است. گواينكه مقاله دوم، مقاله اي دقيق و باريك انديشانه است و در حد خود، اطلاعات و تحليل هاي قابل تأملي در اختيار خواننده مي گذارد اما سؤال آن است كه نشستن آن درجوار دو مقاله پيرامون دولت شهر سوسياليستي چه دليل و توجيهي دارد.
به هر تقدير به نظر مي رسد مترجم كوشا و خوش سليقه اين كتاب مي توانست طي مقدمه اي كه به قلم خود بر كتاب مي افزود، بسياري از نكات لازم را در آن بگنجاند.
* ديباچه اي برفرهنگ استبداد درايران
نحوه تعامل «فرهنگ سياسي » با «قدرت سياسي » راز ماندگاري يا زوال يك نظام سياسي را رقم مي زند. قدرت سياسي همواره بر شالوده فرهنگ سياسي مناسب با خود شكل مي گيرد و براي تداوم بقاي خود ، فرهنگ مناسب وملايم با آن را تقويت مي كند. دراين فرآيند، قدرت سياسي از ميان عناصر و ذخاير متنوع فرهنگي ، عناصري را برمي گيرد و تقويت مي كند كه در تثبيت قدرت سياسي، قابليت لازم را دارند و درمقابل، عناصري را كه بالفعل و يا بالقوه قدرت سياسي را نشانه مي رود، به حاشيه مي راند. كتاب نو انتشار «ديباچه اي برفرهنگ استبداد در ايران» نحوه تعامل فرهنگ سياسي جامعه ايراني را با نظام شاهنشاهي پهلوي بررسي و تحليل كرده است.
احمد ميري نويسنده اين كتاب معتقد است دولت پهلوي كوشيده است تا آن جنبه از فرهنگ را در جامعه گسترش دهد كه تثبيت كننده نظام شاهنشاهي واستمرار آن باشد. براين مبنا، نوعي از فرهنگ رسمي درقالب ايدئولوژي شاهنشاهي را رواج داده است تا مردم در چارچوب آن ، زندگي و فكر كنند:
ساختار استبداد فرهنگ سياسي همواره نوعي از رفتار را درمقابل قدرت سياسي آفريده است. پاره اي از اين رفتارها رامي توان در جلوه هايي از تسليم، تملق، سياست گريزي، بي خويشتني سياسي، بدبيني نسبت به سياست، بي اعتمادي نسبت به نخبگان سياسي ، خودسانسوري و خشونت سياسي ديد.
كتاب « ديباچه اي برفرهنگ استبداد درايران»، افزون برچارچوب نظري، از پنج فصل تشكيل شده است: .۱ ساختار قدرت سياسي درنظام استبدادي .۲ تأثير سياست بر فرهنگ .۳ جامعه پذيري سياسي دراستبداد مدرن .۴ كاركردهاي استبداد مدرن .۵ ادبيات سياسي درعصر استبداد مدرن.
نشر نگاه معاصر به تازگي اين اثر را روانه بازار كرده است.