شماره ۲۰۴۴ - سال هشتم - يكشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۰
Sun, Feb 3, 2002
Casual black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
گردشگري
فرهنگ و انديشه
ايران
چشم انداز
يادمان
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران روستا
ديگه چه خبر؟
پنجره
افق
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه

پسربازيگر، هنرپيشه خوبي براي خواستگاري نبود
گروه حوادث: يك پسرجوان كه خود را به عنوان پسر يكي از بازيگران مطرح سينما و تلويزيون معرفي كرده و با فريب دختران جوان، طلا و پول هاي آنان را سرقت مي كرد در دادگاه عمومي تهران محاكمه شد. به حكم قاضي دادگاه اين جوان به حبس و پرداخت جزاي نقدي محكوم شد.
شش ماه پيش سه دختر جوان به دادگاه عمومي تهران مراجعه كرده و از مرد جواني به نام محسن شكايت كردند.
يكي از اين دختران جوان كه زيور نام داشت، به قاضي گفت: من در تهران دانشجو هستم و هر هفته براي ديدن پدر و مادرم، به نوشهر مي روم و بعد به تهران برمي گردم.
پانزدهم مردادماه بود كه از نوشهر به تهران آمدم. در ميدان آزادي در انتظارتاكسي بودم كه پيكاني جلوي من توقف كرد چون خسته بودم و گمان مي كردم كه اين خودرو براي مسافركشي است، به سرعت سوار آن شدم ولي لحظاتي بعد راننده به من گفت: من مسافركش نيستم و چون مسير شما با من يكي بود شما را سوار كردم.
وي افزود: از پسر جوان خواستم خودرو را نگه دارد، تا پياده شوم، ولي او قبول نكرد و گفت من پسرفردين بازيگر سينما هستم. به خاطر علاقه زيادي كه به «فردين» داشتم، صبركردم تا پسرجوان كه خود را محسن معرفي مي كرد مرا به خوابگاه برساند.
زيور ادامه داد: چندروز بعد وقتي از خوابگاه بيرون آمدم، محسن را سوار برپرايد سفيدرنگي ديدم كه كنار خوابگاه توقف كرده بود. او تا مرا ديد از خودرو پياده شد و بناي صحبت با مرا گذاشت و خاطراتي از پدر مرحومش را برايم تعريف كرد.
اين دختر جوان گفت: سرانجام در انتهاي حرفهايش از من خواستگاري كرد. من كه از اين پيشنهاد شوكه شده بودم بلافاصله جريان را با خانواده ام درميان گذاشتم و پدرم گفت محسن را به نوشهر دعوت كن. چندماهي از آشنايي مان گذشته بود. در اين مدت هراز گاهي چيزهايي از جمله انگشتر، طلا، پول نقد و گردنبند از درون كيف پولم گم مي شد و من اصلاً فكر نمي كردم كه كار «محسن» باشد. تا اينكه يك روز باهم به پارك لاله رفتيم و درآنجا او كيف پولم را كه شهريه دانشگاهم به مبلغ ۲۳۰هزارتومان بود، سرقت كرد و من پي به ماهيت او بردم.
مريم ـ دومين دختري كه فريب پسرقلابي بازيگر سينما را خورده است درباره شكايت خود گفت: به اتفاق برادرم براي تماشاي يك نمايشنامه به تالار وحدت رفته بوديم هنگام بازگشت سوار اتومبيل پيكان ـ محسن خواستگار قلابي ـ شديم تا ما را به مقصد برساند.محسن كه ظاهري فريبنده داشت و ضمناً اطلاعات زيادي از سينما و فيلم داشت با لحن خاصي و خيلي زيركانه خود را پسر بازيگر سينماي ايران معرفي كرد.
وي گفت: مدتي از آشنايي ما گذشت. يك روز به همراه او به پارك جمشيديه رفتيم. او در آنجا از من خواستگاري كرد كه نپذيرفتم، در اين لحظه ناگهان محسن عصباني شد و با تهديد چاقو پس از سرقت كيف پول و طلاهاي من از جمله انگشتري، النگو و گردنبند از آن جا گريخت.
سپس متهم محسن ـ در دفاع از اتهام خود به قاضي دادگاه گفت: من اتهام سرقت خود را قبول دارم، اما هيچگاه نگفته ام كه فرزند بازيگر سينماي ايران هستم و دوستانم بخاطر اينكه تيپ من مانند بازيگران سينما است مرا به اسم فردين صدامي زنند و من هم از دوران نوجواني به سينما و بازيگري علاقه زيادي داشتم و هميشه آرزو مي كردم يك روز مانند بازيگران مشهور سينماي ايران معروف شوم. اما شانس ياري ام نكرد و به جاي بازيگر سينما،دزد از آب درآمدم و اكنون نيز از اشتباهي كه مرتكب شده ام پشيمان هستم و از دادگاه و شاكيان پرونده درخواست عفو دارم.
قاضي پرونده پس از شنيدن اظهارات متهم به استناد دلايل و مستندات پرونده محسن ـ متهم ـ را به اتهام اغفال دختران و سرقت اموال آنان جمعاً به ۱۹ماه حبس تعزيري و تحمل ۷۴ضربه شلاق و پرداخت دوازده ميليون ريال خسارات وارده به شاكيان پرونده محكوم كرد.
گفتني است كه پرونده مزبور جهت رسيدگي نهايي به شعبه ۲۲ دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد.

پرونده «پرنده آبي» گشوده شد
048024.jpg
گروه حوادث: پرونده جنايت رستوران ايراني «پرنده آبي» در پايتخت روماني با اعلام نظر متخصصان پزشكي قانوني ايران وارد مرحله تازه اي شد.
اين جنايت، شامگاه ۱۱مارس ۱۹۹۵ ـ ۲۰اسفند ماه ۷۴ـ در يك رستوران ايراني واقع در منطقه مركزي شهر بخارست و در پي يك درگيري دسته جمعي رخ داد و در آن يك جوان ايراني به نام «بهرام فرهادي» به قتل رسيد.
بنا به اين گزارش، پليس روماني پس از روبروشدن با اين جنايت، مردي معروف به «منصور اهوازي» را تحت تعقيب قرارداد و وي را پس از دستگيري در بازجويي هاي تخصصي مجرم شناخت. در اين تحقيقات مشخص شد، روز جنايت،«منصور اهوازي» در درگيري با چند ايراني، با چاقويي كه از غلاف قهوه اي رنگ بيرون كشيده بود، ضربه اي به جمجمه قرباني وارد كرده است و «بهرام» سه روز بعد بخاطر منانژ مغز و شكستگي جمجمه در بيمارستان از پاي درآمده است.
048018.jpg
اين مرد، پس از گذشت ۶سال و تحمل كيفر در زندان جنايتكاران روماني، زماني كه از خاك اين كشور اخراج شده بود در فرودگاه مهرآباد توسط پليس ايران دستگيرشد و در اختيار شعبه ۱۶۰۳ مجتمع امورجنايي تهران قرارگرفت. «منصور اهوازي» در بازجويي هاي قاضي كاشاني و عرفان ابتدا دخالت در جنايت رستوران «پرنده آبي» را منكر شد و باوجود ادعاي اينكه اگر مجرم نيز باشم در زندان هاي روماني تحمل كيفركرده ام، خواست گزارش متخصصان پزشكي جنايي روماني كه در آن گروه خوني به دست آمده روي چاقوي وي A2 تشخيص داده شده است در حاليكه گروه خوني قرباني A مثبت است، در پزشكي قانوني تهران تحت كاوش قرارگيرد. بدين ترتيب، قاضي جنايي در نامه اي به متخصصان پزشكي قانوني مأموريت داد ابهام به وجود آمده را حل كنند و اگر گروه خوني روي چاقو با گروه خوني قرباني متفاوت است آن را روشن سازند.
بنا به گزارش خبرنگار ما، پزشكان ايراني بعد از كاوش هاي تخصصي در گزارشي به قاضي جنايي اعلام كردند باتوجه به تشخيص اوليه در روماني، گروه خوني A2 كه همان گروه خوني A مثبت است روي چاقوي متهم به دست آمده است و هيچ تفاوتي بين اين دو گروه خوني وجود ندارد.
با اين گزارش كه پرونده جنايت روماني را وارد مرحله تازه اي كرده است، قراراست درآينده اي نزديك «منصور اهوازي» براي آخرين بار در دادگاه جنايي تحت محاكمه قرارگيرد.

دستگيري اعضاي باند «ياكوزا»
048021.jpg
گروه حوادث: اعضاي باند سارقان مسلح معروف به «ياكوزا» درجريان عمليات تعقيب و شناسايي كارآگاهان دايره ۵ آگاهي تهران رديابي و دستگير شدند.
عمليات ويژه پليس براي دستگيري اعضاي اين شبكه تبهكاري به دنبال اعلام شكايت مدير گاراژ «آزاد» مبني بر سرقت كالاهاي تجاري به ارزش ۱۵۰ ميليون تومان از گاراژ او در دستور كار قرار گرفت. اين مرد درباره چگونگي وقوع حادثه گفت: نيمه شب ۱۱ بهمن ماه سالجاري ۸ مرد جوان در حالي كه هر كدام يك شمشير سامورايي در دست داشتند و به گاراژ من حمله كرده و پس از بستن دست و پاي ۳۰ كارگر حاضر در گاراژ ، كالاهاي تجاري واداري موجود را بار كاميون كرده و متواري شده اند. كارآگاهان باتوجه به اظهارات مديرگاراژ، تجسس هاي گسترده اي را آغاز كردند تا اينكه ۸ سارق مسلح را به همراه اجناس مسروقه در منطقه دروازه غار رديابي و دستگير كنند.

كلاهبرداري براي خريد علوفه
دو مرد كه در يك اقدام گسترده كلاهبردارانه ۷۰۰ ميليون تومان به جيب زده بودند، از سوي پليس رديابي و دستگير شدند. اين دو مرد كه «عليرضا» و «علي» نام دارند، از روز جمعه ۲۱ ديماه سال جاري در پي مطرح شدن چند شكايت مشابه تحت تعقيب قرار گرفتند. در تحقيقات پليسي كه از سوي تيم ويژه اي از كارآگاهان دايره ۱۴ انجام شد، آنان دريافتند دو كلاهبردار در طرحي ماهرانه با شناسنامه هاي جعلي اقدام به اخذ دسته چك از بانكهاي مختلف كرده اند، سپس در شهرهاي شمالي ايران و تهران در خريد لوازم خانگي، تحرير و برنج و علوفه چك بلامحل صادر كرده اند. دو كلاهبردار، روز دوشنبه ۸ بهمن ماه سال جاري در ردگيري، توسط پليس در خيابانهاي لاله زار و صادقيه دستگير شدند و در بازجويي ها به كلاهبرداري ۷۰۰ ميليون توماني اعتراف كردند.

مرگ غم انگيز يك مادر شوهر
048015.jpg
گروه حوادث: مادرشوهر سالخورده اي تحت تأثير اختلافات خانوادگي با عروس اش خود را از طبقه ششم يك مجتمع مسكوني در شهرك ژاندارمري به پايين انداخت.
اين مرگ هولناك ساعت ۱۲ و۳۰دقيقه ظهر شنبه ۱۳بهمن ماه سالجاري در خيابان فرشته واقع در شهرك ژاندارمري رخ داد و در آن زن ۷۰ساله اي با نام «اشرف» جان باخت.
بنا به اين گزارش، كارگر جواني ظهر روز حادثه با مشاهده ماجراي سقوط يك زن از ارتفاع طبقه ششم يك مجتمع مسكوني مأموران پليس ۱۱۰ را در جريان قرارداد. دقايقي بعد اكيپي از كارآگاهان تجسس كلانتري ۱۳۹ مرزداران با حضور در محل حادثه دست به تحقيق روي آثار و نشانه هاي برجاي مانده زدند. كارآگاهان در نخستين اقدام تجسسي از آنجايي كه حركات و رفتار عروس زن سالخورده غيرعادي بود او را تحت بازجويي قراردادند.
اين عروس ۴۰ساله كه «شيرين» نام دارد، در بازجويي هاي مقدماتي منكر هرگونه اطلاعي از علت و انگيزه اقدام مادرشوهرپيرش شد. پليس باتوجه به ضد و نقيض گويي هاي عروس جوان، شوهر او را تحت بازجويي قرارداد. وي در اين باره به مأموران گفت: «مادرم از چندسال پيش به دنبال مرگ پدرم، به خانه ما آمده و در خانه من زندگي مي كرد. ابتدا مشكل آنچناني نداشتيم ولي از مدتي قبل همسرم به وجود وي در خانه ما اعتراض كرد. چون من تنها پسرخانواده هستم، حاضرنشدم مادرم را از خانه ام بيرون كنم و اين مسأله باعث شد تا دامنه اختلافات بين همسر و مادرم هرروز بيشتر شود تاجاييكه شب قبل از حادثه اختلاف بين آن دو شديد شد. من نمي دانستم چه كار بايد بكنم.»
048027.jpg
اين پزشك افزود: وقتي تلاش هاي من براي آرام كردن آن دو بي نتيجه ماند، به حالت قهر خانه را ترك كردم و در راه پله هاي مجتمع به انتظار پايان بحث و درگيري آنها ماندم، حدود ۲ساعت گذشت ولي آن دو همچنان باهم درگير بودند. وقتي وضعيت را اينگونه ديدم تصميم گرفتم شب را به بيمارستان محل كارم بروم. صبح وقتي به خانه آمدم در صورت مادرم آثار كبودي ديدم هنگاميكه در اين باره از همسرم پرسيدم پاسخي نداد ولي مادرم ادعا كرد پس از اينكه من خانه را ترك كردم همسرم او را در حمام خانه حبس كرده است. باتوجه به اظهارات اين پزشك مأموران بارديگر عروس جوان را تحت بازجويي قراردادند.
اودرباره چگونگي وقوع حادثه گفت: «شب قبل از حادثه ما باهم درگير شده بوديم، صبح براي انجام كاري از خانه خارج شدم. وقتي به خانه بازگشتم متوجه شدم كه مادرشوهرم خودرا از پنجره خانه بيرون انداخته است.» از آنجايي كه هيچ يك از ساكنان مجتمع قبل از وقوع حادثه صداي درگيري را از آپارتمان طبقه ششم نشنيده بودند، قراراست به زودي به دستور اسماعيلي ـ قاضي كشيك دادگاه جنايي ـ عروس جوان بارديگر تحت بازجويي هاي پليسي قرارگيرد.
بنا به اين گزارش، دقايقي پس از وقوع اين حادثه مأموران كلانتري طي تماس با پزشكي قانوني، آنان را در جريان حادثه قرارداده و درخواست كردند تا براي انتقال جسد قرباني حادثه اقدام كنند ولي پس از گذشت نزديك به سه ساعت جنازه همچنان بر كف آسفالت خيابان مانده بود. چندتن از رهگذران و اهالي منطقه با گلايه از اين وضعيت خواستار رسيدگي به اين موضوع شدند.

جزئيات تازه اي از گروگانگيري مرگبار تهران
گروه حوادث: بازجويي هاي قضايي از عامل گروگانگيري مرگبار خيابان «ابن يمين» تهران، جزئيات تازه اي از انگيزه اين اقدام هولناك را فاش ساخت. در اين اقدام قضايي كه نخستين ساعات روز گذشته صورت گرفت، قاضي همت يار رئيس شعبه ۱۶۰۸ دادگاه جنايي تهران، با حضور در بيمارستان، متهم جوان را تحت بازجويي قرار داد. عامل اين جنايت كه در بازجويي هاي قبلي هويت خود را «رضا دفتري» معرفي كرده بود، در جريان بازجويي مجدد گفت: نام واقعي من «محمود» است. دانشجوي سال آخر «شيمي» هستم. علاقه شديدي به تماشاي فيلمهاي جنايي دارم. بارها با تماشاي اين فيلمها آرزو كرده بودم همانند سارقان داخل فيلم با تهديد به بمب، دست به سرقت بزنم. متهم جوان ادامه داد: به همين دليل با استفاده از دزدگير خودرو و مواد محترقه دو بمب كوچك قابل كنترل ساختم. روز حادثه در خيابان «ابن يمين» حوالي سيدخندان در كمين طعمه اي نشستم. تصميم داشتم با تهديد راننده يك خودرو گرانقيمت، از او اخاذي كنم. وقتي خودرو «شورلت بليزر» را ديدم، يك سنگ به شيشه عقب خودرو زدم، راننده كه يك مرد سالخورده اي بود، چند متر جلوتر توقف كرد، هنگامي كه از خودرو پياده شد، با اسلحه قلابي كه به همراه داشتم، او را تهديد و سوار خودرو شدم. وي افزود: راننده پير را تهديد كردم اگر يك ميليون تومان برايم فراهم نكند، بمب را منفجر مي كنم. براي اطمينان او يك بمب را داخل خودرو منفجر كردم. گروگانم سعي كرد با فروش خودرو، پول مورد نظر مرا تهيه كند، ولي كسي حاضر به خريد خودرواش نشد، به همين دليل با خانه اش تماس گرفت تا پول را برايش بياورند. چون احتمال مي دادم او دست به اقدامي بزند، بمب را به دور گردنش آويزان كردم، وقتي پسرش آمد، مأموران همراهش بودند، مأموران به سمت من شليك كردند، من هم شاسي بمب را فشار دادم.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |