• ارغنده پور غرق شدن در روزمرگي را آفت مديريت ورزشي مي داند، حال اينكه مديريت ورزش نيز متأسفانه همانند ساير مديريتها علمي نيست و پيشگيري از اين نوع مسائل علاوه بر نياز داشتن به زمان، طالب ارائه و دريافت راهكارهاي مناسب است.
مي توانست بگويد: «نه! همين جا در خراسان راحت تر هستم.» ولي اين چيزي بود كه رئيس جمهوري از او خواسته بود، پس نمي شد گفت: نه!!!
هنوز مهر و امضاي حكم مهندس مهرعليزاده خشك نشده بود كه اسمش دهها و صدها بار بيشتر از زماني كه استانداري خراسان را برعهده داشت در روزنامه ها چاپ شد.
مهندس؛ شما ديگر دقيقاً توي ويترين چشم ها هستيد! ما نمي دانيم قرار است براي ورزشي كه مثل يتيم ها هنوز به دنبال اثبات هويتش مي گردد چه كار بكني ولي مي دانيم كه مسؤوليت و كار رياست سازمان تربيت بدني از وزير بودن در يك وزارتخانه هم سخت تر است. مخصوصاً آنكه هر كسي اجازه اظهارنظر در مورد آن را دارد.
شايد اين چند گفت وگو با شخصيت هاي سياسي و ورزشي كشور بتواند خطوط آينده رئيس جديد سازمان تربيت بدني را بهتر ترسيم كند، شايد هم…!
بهاء الدين ادب را به عنوان يكي از منتقدان مصطفي هاشمي طبا مي شناسند او مي گويد: «به نظرم مهرعليزاده در درجه اول طرح جامع ورزش را تهيه نمايد دوم براي اجراي آن بايستي ساختار تشكيلاتي مناسب را در تربيت بدني ايجاد كند. سوم نيروهاي كارآمد و مورد نياز اجراي برنامه را در ساختار رديف دوم به كارگيرد. چهارم شخص مهرعليزاده با درايت كامل و مديريتي پويا و مشاركتي برنامه را هدايت كند. پنجم اينكه هماهنگي لازم را بين سازمان تربيت بدني و قسمتهاي مختلف ساختار ايجاد شده با دستگاههاي ذيمدخل ديگر مانند آموزش وپرورش، وزارت علوم و فن آوري، وزارت كار و … كه در ورزش فعالند را به طور منظم ايجاد كند.
نماينده مردم سنندج در پارلمان ايران در خصوص ورزش قهرماني، از لزوم ايجاد زمينه براي رشد استعدادها و صعود از پله هاي قهرماني ياد مي كند و مي افزايد: «مي توانيم زمينه را براي رسيدن به قله رفيع قهرماني المپيك مهيا كنيم و فراموش نكنيم جايگاه باشگاهها همانقدر مؤثر و پررنگ است كه فدراسيونها و هيأتها.
ورزش همگاني هم كه جايگاه خاص خود را دارد و اگر آن را تعميم دهيم، به صورتي كه صرفاً تفريحي نباشد، بلكه منظور هدفمند بودن آن باشد و از دل آن هدف، افزايش ضريب روح و روان، استعدادهاي قهرمان شناسايي شود و اين استعدادها را در باشگاهها و فدراسيونها زيرنظر بگيريم، آنگاه مي توانيم از آن به عنوان پشتوانه تيم ملي ياد كنيم.
• حوزه هاي قدرت غيررسمي يا فرصتهاي منفعت طلبانه!
ادب از حوزه هاي قدرت غيررسمي در سازمان تربيت بدني كه به جا مانده از دوران رياست قبلي به عنوان فرقه هاي منفعت طلبانه خصوصي ياد مي كند؛ معتقدم رئيس جديد سازمان بايستي بعد از اقدامات قانوني با رجوع به افكار عمومي آنها را مهار يا حذف كند و به آن بفهماند كه جامعه ورزش اجازه نمي دهد عده اي در پشت پرده خود را فراتر از قانون و مردم بدانند.
وي نگاه سياسيون را نگاهي كاملاً ابتدايي به مقوله ورزش دانست و گفت: «هنوز سياستمداران ما به درستي درك صحيحي از جايگاه واقعي ورزش در ابعاد سياسي ـ اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي پيدا نكرده اند.» ادب دلايل آن را كم كاري سازمان ورزش مي داند كه نتوانسته است تعريف جامع كامل با دلايل و براهين روشن ارائه دهد و مي افزايد: «اگر جايگاه واقعي ورزش به درستي تبيين شود دولتمردان بيشتر از حال حاضر بدان توجه مي كنند.»
پيروزي مال ما، شكستها مال ديگران
بهاء الدين نمي تواند از اشتباهات دوران رياست مصطفي هاشمي طبا چشم پوشي كند؛ «هاشمي طبا در كل امور و خارج از وظايف رئيس سازمان دخالت مي كرد به عنوان مثال مي توانم بگويم كه در كتاب «داستان يك صعود» ايشان گفته اند من به رختكن تيم ملي رفتم و گفتم… در مورد ارنج تيم ملي صحبت كردم و گفتم كه چه كساني كي و كجا بازي كنند. خب شما در نظر بگيريد كار ايشان واقعاً همين است؟! من معتقدم به اين قضيه مي شود گفت نقض مسؤوليتها. همه مي دانند در سازمان تيم ملي وظايف چگونه است. قضايايي نظير موفقيتها را به اسم خود تمام كردن و شكستها را گردن ديگران انداختن و مسائلي از اين قبيل واقعاً به دور از اخلاق جامعه ورزشي است. من مي گويم مهمترين سياست در ورزش صداقت است. با مردم بايد صادق باشيم.
• ارغنده پور: سؤال اين است؛ قهرماني يا همگاني؟
كريم ارغنده پور نائب رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران پست وزارت يا معاونت رئيس جمهور را پست تخصصي و كارشناسي مي داند؛ «علاوه بر اينها مي توانم بگويم اين پست هم سياسي است، در نتيجه به مسائل سياسي ـ اجتماعي جامعه و حتي بين المللي در ارتباط با ايران توجه مي كند در نتيجه اشراف داشتن صحيح براين امر به منافع ملي كشور كمك مي كند.» ارغنده پور مي گويد: هميشه اين پرسش در نظرش وجود داشته كه ورزش قهرماني باشد يا ورزش همگاني؟!
كدام يك بر ديگري ارجحيت دارد. اين درحالي است كه مسؤولان ورزش جامعه ما نيز هنوز سردرگم اين قضيه هستند كه واقعاً كدام يك از اين دو نوع ديدگاه در كشور ما حكمفرماست.
عضو شوراي سردبيري روزنامه نوروز ادامه مي دهد: «جامعه ما جامعه جواني است. درواقع مسائلي در كشور وجود دارد كه ورزش را براي جوانان خيلي حساس مي كند و ما مي بينيم كه براي برد يا باخت جامعه تا چه اندازه ملتهب و هيجان زده مي شود. مديريت ورزش بايد درست به اين نكته توجه كند و راهكار را ارائه دهد و بتواند به آنان پاسخي درخور دهد.
ارغنده پور غرق شدن در روزمرگي را آفت مديريت ورزشي مي داند، حال اينكه مديريت ورزش نيز متأسفانه همانند ساير مديريتها علمي نيست و پيشگيري از اين نوع مسائل علاوه بر نياز داشتن به زمان، طالب ارائه و دريافت راهكارهاي مناسب است. اين روزنامه نگار مي گويد: «من از آقاي مهرعليزاده مي خواهم از همين حالا كه آغاز رياستشان است، شعار اصلي شان را بيان كنند و من به ايشان هشدار مي دهم كه آنقدر مسائل ريزودرشت در سازمانهاي گسترده ماست كه اگر به مسائل كلان تر رسيدگي نشود دچار آسيب ورزشي مي شويم. به نظرم كشور ما محتاج به تعامل مجلس و دولت است. نهادينه شدن مديريت از طريق تصويب قانون، راه را هموار مي كند. يك مدير نبايد كارهاي خودسرانه انجام دهد چرا كه همين طرز فكر مي تواند اين بخش مهم جامعه را تخريب كند.
وي ادامه مي دهد: «يقيناً آقاي مهرعليزاده در سازمان تربيت بدني با مجموعه هايي سروكار پيدا خواهد كرد كه در مقوله ورزش شگفت آور نيست. بي توجهي ايشان و پايداري هر چه بيشتر، مطمئناً وي را به نتيجه مطلوب خواهد رساند. ايشان بدانند كه علاوه بر اشراف رئيس جمهور، مجلس نيز به او كمك مي كند پس دليلي بر مسامحه نيست و ايشان مي توانند شجاعانه تصميم بگيرند.
اصلاحات در انتخابات
صحبتهاي ارغنده پور كه او را يك اصلاح طلب مي شناسند با ديدگاه مرتضي شمس از نويسندگان ورزشي كمي مغايرت دارد.
شمس از اصلاحات بحث به ميان مي آورد؛ «من پيرو سخن رئيس جمهور هستم كه زمان ما زمان گفتمان است، جناب مهر عليزاده نبايستي تمام مجامع حاضر در فدراسيونها را تعميم دهند بلكه با مشاركت و همدلي مي توان تمام چالشهاي دوران قبل را پركرد.
شمس هر چند كه اين نظريه را داد ولي گويا چندان هم بدان معتقد نيست چرا كه مشكلاتي در سازمان وجود دارد كه احتياج به سازماندهي اساسي دارد و وي ادامه مي دهد؛ «به نظر بنده آنچه مهم است بحث اصلاحات انتخابات فدراسيونهاست» اين بحث اگرچه از لحاظ ساختاري كلمه اي به ظاهر زيبا و فريبنده بود ولي متأسفانه ما ديديم افرادي به اين پست رسيدند كه خود سازمان تربيت بدني مدنظرش بود و انتخابات سابق را انجام دادند. اين تنشي است كه بايد از ميان برده شود. من معتقدم كه بايد از افراد مجرب و استخوان پوست كنده استفاده شود.
اين ورزشي نويس قديمي معتقد است تعويض هاشمي طبا براي ابقاي مهندس صفايي فراهاني بود. اگر اين نظريه صحت داشته باشد پس بايد بگوييم نگاه سياسيون مي تواند يك نگاه حرفه اي باشد. نظريه شمس تا چه حد مي تواند صحت داشته باشد زماني كه ما شاهد گره خوردن سياست و فوتبال نه تنها در ايران بلكه در جهان هستيم؟
• الهه كولايي و استفاده از متخصصين
استفاده از متخصصين كارآمد و شايسته در امر ورزش مهم ترين نكته اي است كه مي تواند به رئيس جديد سازمان تربيت بدني تأكيد كرد. بسياري معتقدند يكي از اشتباهات دوران رياست مهندس هاشمي طبا استفاده از مشاوريني بود كه به حيطه ورزش آشنايي نداشتند.
الهه كولايي در اين خصوص مي گويد: «به نظرم اولين و مهمترين كاري كه مهندس مهرعليزاده بايد بدان توجه كند استفاده از نظريات متخصصين و كاركنان با تجربه در حيطه ورزش است. در جامعه ما در تمام زمينه ها استفاده از تجارب علمي و عملي با مشكل مواجه است و تصحيح اين امر از پايه مي تواند مؤثر باشد. لذا با در نظر گرفتن اهميت مسأله فراموش نكنيم ورزش از مقولات بسيار مهم جامعه است.
كولايي به نكته اي جالب اشاره مي كند و آن اينكه نبايد انتظار اصلاح تمام مشكلات دوران رياست هاشمي طبا را از مهندس مهرعليزاده داشت؛ «انتظار محو يكباره مشكلات و عوامل نفوذي را نبايستي داشته باشيم بلكه در اين زمينه، حرف اول را عزم استوار تصميم گيرندگان مي زند. تأكيد بر كار كارشناسي و عزم راسخ اگرچه نياز به زمان دارد ولي غيرممكن نيست.»
نماينده مردم تهران در مجلس عرصه فعاليت ورزشي بانوان را مسأله اي جدي قلمداد مي كند؛«متأسفانه ما شاهد بي توجهي هايي در اين زمينه بوديم اختصاص دادن امكانات و منابع صحيح به امور ورزشي بانوان بايستي از نو پيگيري شود و فراموش نكنيم سلامت جسمي و رواني براي زنان و دختران امروز كه مادران فردا هستند تا چه حد اهميت دارد.»
• پري فردي مي گويد: ورزش، سياست نيست!
پري فردي واليبالييست قديمي و مربي كنوني واليبال حرفهاي بيشتري در امور ورزشي بانوان دارد؛ «بها دادن به ورزش از سنين پايه در آينده نتايج روشني دارد. مخصوصاً براي دختران جامعه كه نسبت به پسران از فعاليت كمتري بهره مند هستند. من از آقاي مهرعليزاده درخواست مي كنم واقعاً از پيشكسوتها استفاده كنند. از كساني كه واقعاً عاشق ورزش هستند، من برخلاف خيليها معتقدم ورزش سياست نيست، ورزش، ورزش است. جمله من را خاك خورده هاي ميادين ورزشي به خوبي مي فهمند.»
اين پيشكسوت واليبال انتقاد شديدي نسبت به سياست رئيس پيشين سازمان تربيت بدني دارد و برخلاف عده اي از صاحب نظران كه معتقدند هاشمي طبا زحمت خود را كشيد فردي معتقد است: «انتخابات انتصابي يكي از بارزترين اشكالات و اشتباهات مهندس هاشمي طبا بود. من به عنوان شخصي كه سالها در زمينه ورزش فعاليت كرده تا به حال عكسي از مهندس نديدم كه با لباس ورزشي گرفته باشند. ورزش ما در دوران رياست ايشان به بن بست رسيد. ما متأسفانه شاهد دخالتهاي بي جاي وي بوديم اضافه بر اينكه من در جريان تعيين رئيس فدراسيون كشتي بودم و ديدم ايشان به زور آقاي خادم را به اين سمت انتخاب كردند.»
فردي ادامه مي دهد: «جابه جايي مديراني كه كارنامه صفري در دوران قبل داشتند، مي تواند حركت مناسبي از سوي آقاي مهرعليزاده باشد. من از جناب مهرعليزاده تقاضا دارم كه در تمام شاخصه هاي تربيت بدني تحولات اساسي انجام دهد وگرنه بايد مواظب كارشكني هاي بسياري باشد. ورزش بانوان را امري جدي تلقي نمايد. خانم هاشمي مي تواند جناب مهرعليزاده را ياري دهد چون ايشان شرايط خاصي دارد كه به نفع ورزش بانوان است.»
فردي در حالي اين سخن را مي گويد كه برخي تحليلگران معتقدند مهندس مهرعليزاده تمايلي به استفاده از چنين مهره هايي ندارد.
دغدغه مالي و بودجه، در اكثر سازمانها وجود دارد اما دكتربيژن ذوالفقارنسب مربي تيم مس كرمان بودجه اختصاصي به سازمان تربيت بدني در دوران رياست هاشمي طبا را بسيار خوب توصيف مي كند و مي گويد: «نمي توانيم منكر تمام فعاليتهاي جناب هاشمي طبا باشيم، ولي بنده به عنوان يكي از اهالي ورزش به نظرم ۸سال كم نيست و اختيارات و توانمنديهاي مالي ايشان بالا بود و انتظار مي رفت تحولات چشمگيري را شاهد باشيم. ما مي بينيم در ورزش قهرماني از لحاظ كمي بالا بوديم ولي از لحاظ كيفي و ورزشهاي مادر موفقيتهاي فراگيري نداشتيم. در اشاعه ورزش عمومي بايستي در طي هشت سال سازمان تربيت بدني امكانات ورزشي بيشتري مهيا مي كرد.»
تعريفي نو از دستگاه ورزش ايران
با وجود گفته هاي دكتر ذوالفقارنسب نمي توان انتظار داشت به تعريفي واقعي از ورزش فراسياسي رسيد. شايد دليل آن نيز پيچيده شدن تار سياست با جريانهاي ورزشي و بخصوص در رأس هرمهاي آن باشد.
يكي از كارشناسان قديمي فوتبال معتقد است: واقعيتي در ورزش به طور صحيح جا نيفتاده و آن دستورالعمل دستگاه ورزشي است. دستگاه ورزشي چه كاره است؟ و شامل چه بخشهايي است؟ اردشير لارودي از مهندس مهرعليزاده مي خواهد كه تعريفي نو از دستگاه بزرگ ورزشي ارايه دهد: «كار بزرگي چون ورزش، در كشور حيطه بسيار بزرگي دارد به پهناي ايران و مردمش. مردم خواهان تأمين درست و سالم ورزش هستند. به نظرم بيشترين وظيفه دستگاه ورزشي پيش بردن ورزش قهرماني به افقهاي روشن است. اين كارمنوط به كارگيري آدمهايي است كه پرورش يافته ورزش هستند. نزديك ترين آدمها به ورزش بايد جذب شوند.
سردبير روزنامه صبح ورزش اضافه مي كند: «متأسفانه در سالهايي كه ورزش به صورت مدرن بوده، از همان اول تا به حال آدمهايي كه از اين نوع صلاحيت دارا بودند، بسيار كم بودند و جا و مكان نداشته اند. در امر اشتغال مديريتي افرادي بودند كه به امر ورزش آشنايي نداشته اند و اگر هم زماني خوب بودند در حال حاضر ديگر مناسب نيستند.»
راهي دشوار
با تمام اين گفته ها به نظر مي رسد مهرعليزاده راه دشواري پيش رو دارد. راهي كه نبايد انتظار داشت تمام جزييات آن را هم رئيس سازمان تربيت بدني تبيين كند. بي شك مردمي كه براي ورزش حرص مي خورند، مرخصي مي گيرند تا مسابقات را نگاه كنند. مردمي كه براي ورزش سكته مي كنند. مي ميرند يا مردمي كه با ورزش عشق مي كنند شايسته توجه تمام مسؤولان كشور به اين مطالبه هستند.
چه كسي قادر است با كنار زدن پرده هاي زنگار گرفته سيستمهاي كهنه تيم داري، باشگاه داري و... پنجه در مركز ثقل جامعه ورزش انداخته و آن را تكان دهد؟
تكان دادني كه بي شك قربانياني نيز به همراه خواهد داشت و چه بسا اين قربانيان بعضي از قهرمانان بزرگ ورزش باشند كه حاضر نيستند پوسته تفكرات قديمي خود را بشكنند.
آيا مهرعليزاده مي تواند به عنوان يك اصلاح طلب ورزشي خود را به مخاطبان بشناساند؟
به خاطر صنعت مهم ورزش هم كه شده اميدواريم پاسخ اين سؤال مثبت باشد.
گزارش از: هومن كواكبي و وفاشمس