شماره ۲۰۴۴ - سال هشتم - يكشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۰
Sun, Feb 3, 2002
Tourism black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
گردشگري
فرهنگ و انديشه
ايران
چشم انداز
يادمان
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ايران روستا
ديگه چه خبر؟
پنجره
افق
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
شاهچراغ
گبه
از قرآن موسوم به «هفده من »

ضرورت بازشناسي فارس
047955.jpg
فارس، ميراث دار تمدن كهن ايران، سرچشمه جوشان ادب و فرهنگ، در گذار از تلاطم تاريخ، گاه خسته و گاه بانشاط، پديدار گشته و هربار گوهري گرانبها به گنجينه معرفت خويش، افزوده است.
مردمان پارس از نياكان خود، سختكوشي، مهرباني، نوع دوستي و صبوري را به يادگار گرفته اند و برآنند تا با بهره گيري از اين ميراث، آباداني و فر و شكوه را براي آيندگان اين ديار به يادگار گذارند. مردماني كه با پشتوانه عظيم فرهنگ ملي و ديني خود، تفاهم را اصل و اساس مراودات خود قرار داده و ساليان سال، بدون تكيه بر اختلافات با صميميت و يكرنگي به زندگي در كنار پيروان ساير مذاهب و اديان در سرزمين خويش ادامه داده اند. يزدان پاك نيز همواره، شكرانه مردمان اين ديار را پذيرفته و خوان نعمت را بر آنها گسترانيده است. وجود آب و هواي معتدل، خاك حاصلخيز، باغهاي مصفا، معادن غني، مشاهير علم و ادب و مردماني نيك در فارس، گوشه اي از بيكران الطاف خداوندي به اين سرزمين بوده است.
اما بايد ديد كه اكنون بهره گيري مطلوب از اين استعدادها تا چه ميزان صورت گرفته و متوليان امور استان يا به عبارتي خدمتگزاران مردم از اين منابع تا چه اندازه در ايجاد رفاه و آسايش عمومي استفاده مي كنند.
با اينكه در فارس، بيشتر زمينهاي كشاورزي به شيوه سنتي اداره مي شود، اين استان از نظر توليد محصولات كشاورزي و باغي از جمله گندم، جو، ذرت دانه اي، شلتوك و خرما در كشور سهم عمده اي دارد و اين درحاليست كه مقادير زيادي از محصولات كشاورزي توليدشده به دليل كمبود صنايع تبديلي و بسته بندي، از بين رفته يامورد استفاده بهينه قرار نمي گيرد. در زمينه فعاليتهاي صنعتي نيز جز در زمينه صنايع پتروشيمي و نفت و گاز، سرمايه گذاري كلان ديگري به چشم نمي خورد و بيشتر واحدهاي صنعتي كوچك به فعاليت مشغولند در صورتي كه زمينه هاي مستعد براي سرمايه گذاري هاي كلان صنعتي در فارس به خوبي مهيا است. كشف منابع سرشار نفت و گاز در مناطق جنوب غربي استان فارس و احداث پالايشگاه گاز پارسيان، نشانگر وجود پتانسيل هاي اكتشافي در اين منطقه است.
در زمينه توليد صنايع دستي، به دليل عدم حمايت و توجه كافي، برخي از رشته هاي اين صنعت در استان كم كم به دست فراموشي سپرده شده ولي هنرمندان فارس در رشته هاي خاتم سازي، منبت كاري و بافت قالي، گليم و گبه بسيار فعال هستند. وجود بناهاي تاريخي تخت جمشيد «بزرگترين مجموعه سنگي جهان» ،پاسارگاد، نقش رستم، معبد آناهيتا و جاذبه هاي طبيعي جهانگردي استان فارس نيز مي توان به بهشت گمشده، آبشار مارگون، درياچه هاي پريشان، طشك بختگان، كافتر و ارژن و آبگيرها و تالابهاي متعدد و پيست اسكي سپيدان اشاره كرد اما جاي تأسف است كه اقدام كافي در جهت ارائه خدمات براي جلب بيشتر جهانگردان در اين مكانها صورت نمي گيرد و اين مسأله در شهرستانها درمقايسه با شيراز از شدت بيشتري برخوردار است. تنها با برنامه ريزي صحيح براي استفاده از قابليتها و استعدادهاي موجود در فارس مي توان در جهت رفع مشكلات استان از جمله بيكاري به عنوان عمده ترين معضل، به نتيجه مطلوب رسيد. در صورت ايجاد اشتغال براي جوانان نيز از ميزان افسردگي، سرگرداني، ابتلا به موادمخدر و ايدز و بزهكاري در اين قشر كاسته خواهد شد.
زينب كارگر

شاهچراغ
ستاره اي از كهكشان عشق
047964.jpg
شيراز شهر شاهچراغ(ع) است، ديار تاريخ ايران و تاريخ اسلام. شاهچراغ شمعي براي گردآمدن پروانه هاي مشتاق خاندان اهل بيت در شيراز است. ديري است كه مشتاقان و زائران دلسوخته از مناطق دور و نزديك به نيت پابوسي آن حضرت به شيراز مي آيند.
گنبد متبرك حضرت احمد ابن موسي شاهچراغ(ع) درمبدأ ورودي شيراز پس از گذر از تنگ الله اكبر پيدا مي شود. هنوز هم مسافراني كه از راه دروازه قرآن وارد شيرازمي شوند با ديدن آن گنبد مينايي دهان را به ذكر صلوات خوشبو مي كنند. شاهچراغ(ع) خانه بسياري از دلسوختگان بي پناهي است كه هر شب زمزمه هاي نيايش را بر لب دارند و در آن آستان مقدس دخيل مي بندند. حتي عروس و دامادهاي جوان نيز زيارت شاهچراغ را آغازي فرخنده براي زندگي خود مي دانند و با طواف بر گرد وجود مبارك آن حضرت پيوند زناشويي خويش را آغاز مي كنند. فضاي ملكوتي، شبستان روحاني و گلدسته هاي زرين حضرت شاهچراغ هر روز شاهد نغمه هاي دعاو نيايش از سوي دلسوختگاني است كه يقين دارند شاهچراغ گره گشاي مشكلاتشان است. چقدر ديدني است حال شاهچراغ(ع) در روز عاشورا، وقتي دسته هاي سوكوار سيدالشهدا(ع) براي اداي تسليت بر گرد بقعه متبرك حضرت احمدابن موسي(ع) مي چرخند، مويه مي كنند و باز دسته اي ديگر و نوايي ديگر. اينجا شبستان چشمهاي مشتاق به نور عشق روشن مي شود. اينجا در طرح سيماي هر زائري زمزمه اشراق معنويتي موج مي زند كه برگرفته از سيماي نوراني محمد(ص) است.
قفلهاي بسته، پارچه هاي رنگين، هزار هزارآينه در آينه و تركيب گلاب و نيايش در رواق مطهر آن حضرت همه حكايت از ارادت دوستداران شاهچراغ دارد.
صفاي باطن خادمان حضرت، خلوص نيت كفشداران و آشنايي مرمرهاي سبز آستان مقدس با دستهاي نيازمند چه تعبيري جز وصال عاشق و معشوق دارد. در شيراز هيچكس نيست كه پابوسي حضرت شاهچراغ را فخر خود نداند و اين بزرگوار چقدر كريمانه سايه لطفش را بر سر مردمان اين سرزمين گسترانيده است. اي كاش حضرتش ما را نيز در كنارمريدان فرزانه اش بپذيرد، اي كاش باشيم و باز هم پژواك زمزمه هاي اذان را از گلدسته هاي افراشته اش بشنويم.
نيكنام خشنودي

زبان خاتم، عاطفه هاي شرقي
047958.jpg
در زمان ناصرالدين شاه قاجار، خاتم سازان خوبي در شيراز كار مي كردند كه خاتم شش را از مفتول ومثلث هاي ريز پره اي تهيه كردند و به جاي پره چهارمثلث از نه مثلث استفاده كردند ولي همان ابعاد و پره چهارمثلثه را به كار بردند و همچنين مثلث توگلوي خاتم را كه قبلاً يك، هفت يا ۱۳ و حداكثر ۱۶مثلث بود به ۳۶مثلث تغيير دادند كه به نام خاتم پره وار توسط استادان شيرازي رايج و معروف شد. در اوايل دوره پهلوي (۱۳۰۴ هجري شمسي ) دو دكان خاتم سازي در شيراز وجود داشت كه متعلق به مرحوم محمدحسين صنيع خاتم (امين الصنايع) و ديگري متعلق به گلريز خاتمي بود. درهمان زمان درتهران تنها يك خاتم ساز به نام مرحوم حاج محمد صنيع خاتم (صنيع ديوان) و در اصفهان دو كارگاه خاتم سازي كسب و كار ضعيفي را اداره مي كردند . مرحوم امين الصنايع درسال ۱۳۱۱ هجري شمسي از شيراز به تهران دعوت شد و به همت او كارگاه خاتم سازي درمجتمع بزرگ هنرهاي دستي آن زمان شروع به كاركرد. به گفته كارشناسان هنري، آثار خاتم شيراز از اصالت خاصي برخوردار است و درتهيه آن از مواد طبيعي همچون فوفل ، چوب عناب، عاج يا استخوان وآبنوس استفاده مي شود.
درحال حاضر به علت عدم رونق خريد آثار خاتم وگران شدن مواد اوليه اين كار، تعداد مشتاقان فراگيري اين هنر كاهش يافته است وتعداد انگشت شماري از اساتيد خاتم سازي درشيراز باقي مانده اند. سراي مشير، خيابان هاي زند، وصال ، لطفعلي خان زند وطالقاني ازجمله مناطقي از شيراز است كه خريد و فروش خاتم درآن رونق دارد. قاب عكس ، عصا، ميز كوچك ، قلمدان ، قاب آيينه ، جعبه جواهرات، ميز تحرير، سيني ، شمعدان وگلدان هاي خاتم ازجمله بهترين محصولاتي است كه با خاتم پيرايه مي شوند.
خاتم سازي يكي از هنرهاي مطرح و قديمي شيراز است و به عنوان سوغات محلي اين شهر از طرفداران زيادي برخوردار است . به گفته پيشكسوتان اين هنر، پيشينه خاتم سازي درشيراز به بيش از يك هزارسال قبل مي رسد، اما خاتم سازي در دوره صفويه و بخصوص زنديه در اين شهر از رواج و رونق بسياري برخوردار بوده است. در دوره زنديه بخصوص در زمان سلطنت كريم خان زند براثر تشويق هنرمندان خاتم ساز، شاهكارهاي هنري متعددي خلق شد كه يكي از نفيس ترين آنها صندوق خاتم مرقد حضرت علي (ع) است كه ساخت آن در زمان كريم خان شروع شد و نصب آن تا زمان لطفعلي خان به طول انجاميد وطرح آن «گره تند» كار هنرمندان شيراز است.
ديگر صندوق خاتم مرقد حضرت سيدالشهدا(ع) در كربلاست كه طرح روي آن «تند» و اطراف آن «كندهشت ودوازده ضلعي » است كه متعلق به استادان خاتم شيراز است . ازديگر آثارخاتم صندوق مرقد حضرت ابوالفضل(ع) است كه با طرح «كند وتند» ساخته شده است وبازهم ساخته دست استادان شيرازي به شمار مي آيد. طرح هاي «كند» ازچندضلعي هايي با زواياي باز و بيشتر از ۹۰درجه و طرح هاي «تند» ازچند ضلعي هايي با زواياي بسته وكمتر از ۹۰درجه تشكيل شده است كه ازجمله طرح هاي معروف درهنر خاتم كاري محسوب مي شود. خاتم درابتدا از چندضلعي هاي پنج و ده ضلعي تشكيل مي شده است كه اين سبك در دوران زنديه به اوج خود رسيد وبهترين خاتم هاي گره درآن زمان درشيراز ساخته شد. در دوره قاجاريه نيز با وجود روبه زوال نهادن اين هنر، خاتم سازان شيرازي آثاري همچون در حرم حضرت عبدالعظيم (ع) درتهران و در ديگري كه هم اكنون در موزه ايران باستان است، خلق كردند وبهترين خاتم هاي «شش ضلعي» اين دوره درتهران و شيراز ساخته شد.

اين سرزمين اهورايي
حكايت اولين سفر من به شيراز، مصداق واقعي توفيق اجباري بود. مأموريتي كاري به دستور مديرعامل، موجب شد طلسم نرفتنم به شيراز بشكند و چند روزي مسافر اين شهر تاريخي شويم.
تا روز قبل از سفر ما، شيراز شاهد بارندگي هاي پياپي بود و آن روز كه ما آنجا بوديم، هوايي به غايت خوش و آفتابي پررنگ محيط زيباي شيراز را دلپذيرتر از هميشه كرده بود. در راه كه مي رفتيم درختان سركشيده از حياط خانه ها را مي ديدم كه پر از ميوه هاي نارنج است. سري هم به كوچه باغ هاي شيراز زديم. زمينهاي خاكي مرطوب، درختان، بدون برگ و جوي روان آب براي لحظه اي مرا ياد حافظ شيرازي انداخت كه رندي هايش شهره آفاق بود و جهاني را به شيراز و كوچه باغ ها و شاهد و شرابش نمي داد.
047961.jpg
خيلي وقت نداشتيم، جلسات كاري را هم با فشردگي تمام گذرانديم تا لحظات بيشتري در شهر باشيم. همه جا را ديديم، از آثار به جاي مانده ازدوره زنديه و شاه چراغ و باغ ارم تا آرامگاه سعدي و باغ دلگشا و حافظيه. همان موقع ياد صحبت هاي آقاي شريفي افتادم. او مي گفت حدود ۱۵ـ۱۰ سال پيش وقتي كه آقاي وصال مدير مسؤول روزنامه از فارس به تهران آمده بود من هم كه تازه خدمت سربازي ام را تمام كرده بودم پيش او آمدم و گفتم چه كنم شيراز بمانم يا بيايم تهران. وصال هم جواب داده بود اگر مي خواهي كار كني بيا تهران، اگر زندگي در شيراز بمان. احساس مي كردم معناي صحبت او را به خوبي مي فهمم. آنها بهتر از ما زندگي مي كنند. در راه كه مي رفتيم البته گلايه هايي هم مي شنيديم كه دور از ذهن نبود. نمي شود جايي پيدا كرد كه همه چيزش مرتب باشد. راننده تاكسي از فرهنگ پايين رانندگي مي گفت. يكي ديگر از ايرادات زيرگذر زند، ديگري از افزايش آلودگي هواي شهر و …

سري هم به دفتر خبرگزاري جمهوري اسلامي زديم. روزبه بهروزي سرپرست دفتر خبرگزاري فارس به گرمي ما را پذيرفت. او هم گلايه داشت. گلايه از كم توجهي به استان. مدام هم آمار مي داد. آمارهاي جالبي كه برايمان تازگي داشت.
گفت: فارس ۷‎/۵ درصد از خاك ايران وسعت دارد. ۳۳ درصد آثار تاريخي كشور را در خود جاي داده است. ۲۵ درصد موادغذايي كشور در اين استان توليد مي شود. ۱۳ سال است كه مقام اول توليد گندم را دارد. با توجهات ويژه در حال تبديل به قطب صنايع الكترونيك است و از همه مهمتر، پايتخت فرهنگي ايران است. پس از تهران، هر گردشگري كه به ايران بيايد، بي گمان فارس را و تخت جمشيد را خواهد ديد. با اين حال سهم ما در اخبار مطبوعات چيست؟ مي گفت: به اندازه همين ۷‎/۵ درصد از روزنامه را به مطالب استان فارس اختصاص بدهيد.

ديدار از تخت جمشيد هم خاطره انگيز بود. تنها نبودم. محمود مختاريان از پيشكسوتان مطبوعات هم همراهم بود. محمد ميدان شاهي هم همراهمان بود. جوان شيرازي كه تازه از خدمت برگشته و با ليسانس حسابداري در جست وجوي يك كار درخور مي گشت. تلاشي كه به قول خودش تا آن موقع بي فرجام بوده.
صبح روزي كه در تخت جمشيد بوديم. باران گرفت. باراني تند كه ما را خيس آب كرد. ديدن تاريخ كهن ايران زير بلورهاي باران چقدر دلنشين بود. همه چيزهايي كه عمري در كتابها، عكس شان را ديده بوديم اينجا پيش رويمان بود. نمي توان و نمي شود در اين مختصر از اين شگفتي كم نظير گفت ولي بايد توصيه كرد كه بهار پيش رو را از دست ندهيد. مي توانيد در آغاز سال كه شيراز سرسبز و زيباست به آنجا برويد و علاوه بر گشت وگذار و مشاهده هنر و تمدن گذشته كه واجب به نظر مي رسد، كمي به صنعت ورشكسته توريسم ما كه پس از ۱۱ سپتامبر هم ورشكسته تر شد كمك كنيد.
محمود مختاريان در بازديد از تخت جمشيد به دو نكته جالب اشاره كرد.
او گفت: آثار تاريخي اينجا واقعاً ايراني است و اين متفاوت از همه ميراث هاي فرهنگي است كه در گفتمان و فضايي ديگر پس از دوره اسلامي احداث شده اند. دوم هم به نقش برجسته ها اشاره كرد كه حتي تصويري كوچك از يك زن در آن ديده نمي شد. مختاريان مي گفت برخلاف آثار تاريخي غرب كه نقوش مربوط به جنس زن آن هم در صورتي برهنه جزو عناصر فرهنگي آنان است، در اين مجموعه كه ۱۱۰۰ سال پيش از اسلام ساخته شده، نشاني از تصاوير زنان نيست و اين نشان از تفاوت هاي فرهنگي ما دارد و البته ريشه هاي فرهنگي.
عكاس روزنامه هم مي گفت آقاي خاتمي در سفر چند ماه پيش خود به فارس در تخت جمشيد كه قدم مي زد، گفت: « راه برويد، تماشا كنيد و غرور بگيريد.»

وقتي به محل اقامت مان برگشتيم واقعاً خيس شده بوديم. مثل موش آب كشيده. وقتي هم نبود بايد برمي گشتيم. چند سوغات كوچك از خاتم و ميناكاري هاي شيراز كه به تعبير من زبان هندسي در بيان رازهاي درون است سرراه خريديم تا دست خالي برنگشته باشيم.
از پنجره هواپيما كه بيرون را نگاه مي كردم خورشيد را مي ديدم و پايين تر ابرهاي سفيد را كه تا دوردست ها مفروش بود. به فردا فكر مي كردم، كارهايي كه در تهران مانده است و ما مثل آدمهاي ماشيني بايد دوباره روزهاي يكنواخت مان را آغاز كنيم.
داريوش عباسي

اينجا «هُرمود» است
047973.jpg
جلوه هاي زيباي طبيعي منطقه حفاظت شده هرمود با ۱۵۰ هزارهكتار وسعت در چهل كيلومتري شرق شهر لار بستري مناسب براي حيات وحش گياهي و جانوري كمياب در جنوب استان فارس به وجود آورده است.
اين زيستگاه كه از بيست و يك سال پيش به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام گرديده آبشخور مناسبي براي پرندگان و جانوران وحشي بويژه قوچ، ميش و جبير لارستاني به شمار مي آيد. «كوه شب» به عنوان بزرگترين چشم انداز طبيعي زيستگاهي ييلاقي و قشلاقي براي پرندگان و جوندگان وحشي در اقليم هرمود قلمداد مي شود و منظره چشم نوازي به اين سرزمين ديدني بخشيده است. رودخانه «شور» لار نيز كه ازغرب به شرق جاري است سراسر مرز شمالي هرمود را مي پوشاند و در نهايت پس از پيوستن به رودخانه «كل» وعبو ر از منطقه زيست محيطي «گنو» در تنگه هرمز به خليج فارس مي ريزد. وجود اين دو اثر طبيعي در اقليم هرمود به همراه جاذبه هاي طبيعي، جغرافيايي، گياهي و جانوري انتخاب هرمود را به عنوان منطقه حفاظت شده توجيه پذير كرده و موقعيت مطلوبي براي حفاظت از قوچ لارستاني فراهم كرده است. كارشناسان مي گويند: ده سال گذشته جمعيت حيات وحش به ويژه قوچ لارستاني، بز، پازن و جبير در سراسر منطقه هرمود فراوان به چشم مي خورد كه براثر بي توجهي، شكار بي رويه و خشكسالي تعداد اين حيوانات بشدت كاهش يافته است. به گفته اين كارشناسان عليرغم قابليت هاي منحصر به فرد هرمود تاكنون پژوهشي درباره حيات وحش جانوري اين منطقه صورت نگرفته و تنها اطلاعاتي محدود در مورد تنوع حيات جانوري در منطقه در دست است.براساس اين اطلاعات ارتفاعات صخره اي كوه شب، پرتگاهها و كوهپايه هاي صخره اي منطقه با پوشش گياهي متنوعي كه دارد انبوهي از جانوران و جوندگان وحشي به ويژه بز و پازن را در خود جاي داده است. همچنين كوههاي كم ارتفاع و تپه ماهورهاي حاشيه كوه شب مانند كوه «سياه تك»، «نهريز» و «گرو» مناسب ترين ناحيه را براي زيست قوچ و ميش لارستاني فراهم كرده است. تحقيقات به عمل آمده نشانگر آن است كه انواع كفتار، روباه معمولي، شاه روباه، شغال، گربه وحشي، تشي و خارپشت در اين كوهپايه ها زندگي مي كنند.
047967.jpg
علاوه بر اين جانوران پرندگان كميابي نيز در اقليم هرمود يافت مي شوند كه در بركه هاي رودخانه شور و تنگ دالان زندگي مي كنند و برخي از آنها در فصول گرم سال به مناطق سردسيري مهاجرت مي كنند. وجود انواع اردك، اگرت، حواصيل، سليم، آبچليك، لك لك سياه، ديدومك، كشيم كوچك، چنگر، هوبره چاخ لق، كوكر، چكاوك سبز قبا، زرده پره، سنگ چشم، كبك و تيهو در بوته زارها و واحه هاي حاشيه اين زيستگاه زيبايي هاي اقليم هرمود را دوچندان كرده است. در ارتفاعات كوه شب نيز پرندگان شكاري و پرندگان ديگري مانند توكا، طرقه، كمركولي، داركوب و پري شاهرخ به وفور ديده مي شوند. سختي و صعب العور بودن حركت در ارتفاعات كوه شب موجب گرديده تا قسمتي از بوته زارها و علفزارهاي كوهستاني هرمود از دسترس عشاير و روستاييان به دور باشد و از تجاوز چهارپايان محفوظ بماند. در سالهاي اخير به دليل افزايش اسلحه هاي شكاري در دست مردم و رونق شكار غيرمجاز و جانوران هجوم صيادان به هرمود افزايش يافته و جمعيت جانوري اين منطقه كاهش نگران كننده اي يافته است. اين درحالي است كه به علت وضعيت مناسب جغرافيايي و وجود پستي و بلندي هاي مطلوب در هرمود در صورت تأمين نيروي كافي و تجهيزات مناسب به سادگي مي توان از شكار بي رويه و نابودي حيات جانوري اين اقليم جلوگيري كرد. برخي از شكارچياني كه در هرمود به صيد پرندگان و جانوران مي پردازند با فروش گوشت پرندگان امرار معاش مي كنند و شكار در اين منطقه را به عنوان يك شغل پايدار برگزيده اند.
زيبايي چشم اندازهاي گياهي اقليم هرمود نيز كمتر از ديدني هاي جانوري و حيات وحش اين منطقه نيست و بسياري از گونه هاي گياهي كمياب در اين سرزمين مي رويند. يك كارشناس سازمان حفاظت محيط زيست فارس مي گويد: طي بيست سال گذشته هنوز مطالعه دقيقي پيرامون وضعيت گياهي و گون هاي كمياب در اين منطقه صورت نگرفته است. وي اضافه كرد: درختان آكاسيا، كنار، كهور، استبرق و درختچه هاي بادام كوهي، بنه، كيكم، زيتون، سروكوهي، مورخش و گياه شاخ غزالي در اقليم هرمود شناسايي شده اند.
شكوفايي انواع پامچال، لگجي، انار شيطان، بده، گز، گل خيار، گل ماهور، لاله وحشي، گور و ترشك در فصل بهار زيبايي هاي اقليم هرمود را بيشتر مي كنند.

گبه
انگشتان زنان عشاير معجزه مي آفريند
047970.jpg
گبه نوعي قالي گره باف با پرز بلند و پود فراوان است كه بافت آن در ميان ايلات و عشاير و بافندگان روستايي و شهري بخصوص در جنوب ومركز كشور و ايل قشقايي متداول و زادگاه آن بين مثلث فارس، بوشهر و كهگيلويه و بويراحمد است.
استان هاي يادشده همچنين به عنوان مناطق توليد گبه ايران شناخته شده اند، اما مراكز بافت بيشترين تعدادگبه و محل سكونت بهترين بافندگان اين نوع زيرانداز، استان فارس است. برخلاف انواع ديگر زيرانداز و فرش، بافت گبه از روي نقشه نبوده و بافنده از طبيعت و روحيات خود الهام مي گيرد، باتوجه به همين خصوصيت تقريباً تمامي گبه هاي بافته شده منحصر به فرد است.
طرح هاي گبه آرامش بخش است و به نقاشي ساده كودكانه شباهت دارد، با كمي دقت مي توان ابعاد مختلف زندگي نظير تولد و مرگ، شادي وغم و طبيعت سرشار را در آن مشاهده كرد. بطور كلي نقش هاي گبه شامل طرح هاي هندسي و نقش هاي حيوانات به ويژه شير، ببر، گوزن، بز و انواع پرندگان است كه اين نقش ها با تنوع بسيار زياد روي گبه ها بافته مي شود. با اين حال اگر بخواهيم گبه را از نظر نقش دسته بندي كنيم، مي توان از گبه هاي شيري، گبه هاي درختي، گبه هاي نقوش حيواني و غيره نام برد كه همين دسته چهارم خود شامل صدها طرح گوناگون است.
نقش شير يكي از اصيل ترين و قديمي ترين نقوشي است كه روي گبه بافته مي شود، علت تمايل بافندگان گبه به بافتن نقش شير، بخصوص در استان فارس، را مي توان در اهميت شير در فرهنگ ايران و اين امر كه اين حيوان نشانه شجاعت و دليري است، جست وجو كرد. استفاده از رنگ هاي شاد يكي ديگر از ويژگي هاي گبه است كه باعث تمايز آن از انواع ديگر زيرانداز مي شود، باتوجه به اين كه بافنده هاي عشاير طرح هاي گبه را مستقيماً از طبيعت الهام مي گيرند، رنگ مورد استفاده رنگ هاي شاد موجود در طبيعت است.
گبه بافان ابتدا براي بافت گبه از نخ ها و خامه هاي خودرنگ (رنگ طبيعي پشم) استفاده مي كردند و به همين دليل رنگ هاي گبه به سفيد، سياه، خاكستري، قهوه اي و كرم محدود مي شد اما به مرور با افزايش توجه بازارهاي اروپايي به اين نوع زيرانداز، تنوع رنگي گبه و در نتيجه زيبايي آن بيشتر شد. تمامي رنگ هاي به كار رفته در گبه از گياهاني چون ريشه روناس، ساقه و برگ جاشير، اسپرك، كاه، پوست انار، گردو و مواد طبيعي ديگر تهيه مي شود. عشاير گبه را عمدتاً براي استفاده شخصي توليد مي كنند و نيازي به رعايت ظريف بافي و ريزبافي در آن نمي بينند و به همين دليل در توليد آن خامه هاي دستباف به كار مي رود.

از قرآن موسوم به «هفده من »
چه مي دانيد؟
047976.jpg
يكي از آثار معروفي كه درموزه هاي شيراز وجود دارد، قرآن معروف به «قرآن هفده من» است. اين قرآن درحقيقت از دو جلد تشكيل شده كه روي هم حدود ۵۴كيلوگرم يا حدود هفده من تبريز وزن دارند.
اين دوجلد قرآن داراي جلدهاي چرمي قهوه اي رنگ هستند و به خط هاي ثلث و محقق نوشته شده اند. «قرآن هفده من» به خط سلطان ابراهيم ابن شاهرخ تيموري است و تاريخ ۷۷۷هجري قمري را دارد. صفحه هاي اين كتاب از كاغذ خانبالغ چين است ودربرخي از آنها تزئينات مدور و ترنجي طلايي به چشم مي خورد. صفحه هاي اول «قرآن هفده من» ناقص و بدون سربرگ است و برخي از صفحه هاي آن مرمت شده است.
مركبي كه درنوشتن اين قرآن مورداستفاده قرار گرفته، مركب گياهي است. پيش ازاين شيرازي ها اين قرآن را در دروازه قرآن كه محل رفت وآمد مسافران است، گذاشته بودند تا به اين وسيله آنها را درپناه قرآن قرار دهند اما درحال حاضر اين دوجلد قرآن درموزه پارس نگهداري مي شود. قرآن هفده من ازجمله ديدني هاي موزه پارس است كه موردتوجه و دقت نظر برخي از گردشگران داخلي وخارجي كه از اين موزه ديدن مي كنند، قرار گرفته است.
مريم رئيسي



|   شناسنامه   |   آرشيو   |