مزايجان ، بزرگترين روستاي شهرستان بوانات از كهن ترين روستاهاي استان فارس است كه ريشه هاي تاريخي آن به عصر هخامنشيان برمي گردد. آن روزها كه حكومت كورش و داريوش از شرق دور تا شاخ آفريقا گسترده بود و آوازه هاي تمدن پارس، به تمدن آتن فخر مي فروخت، درشمال شرق مركز اين تمدن، درمنطقه اي كه امروز بواناتش مي نامند، سرود زندگي جاري و ساري بود. مزايجان از معدود روستاهاي كهن است كه در گذر زمان، دچار نسيان و زوال نشده و امروز به عنوان يك روستاي بزرگ در بوانات مطرح است.
بوانات به معناي بهشت هاست و مزايجان، جايي كه جان و روح درآن تقويت مي شود. آب و هواي خوش منطقه وزيبايي هاي طبيعي دراين خطه آنقدر زياد بوده كه «فارس»ي هاي خوش ذوق را برآن داشته تا اين چنين نام هاي آرماني را براي سرزمين خويش انتخاب كنند.
شهرستان بوانات به مركزيت سوريان، بيش از ۶۰هزارنفر جمعيت دارد وروستاي مزايجان با ۷ هزارنفر جمعيت، بزرگترين روستاي آنجاست.در بوانات و مزايجان صدها هكتار زمين زيركشت انگور است. انگور زرين بوانات شهرتي فراگير دارد وبه شهرهاي اطراف واستانهاي همجوار صادر مي شود. زيادي محصول نيز به كشمش تبديل مي شود. كشمشي كه در سالهاي گذشته با بازاريابي مناسب به اروپا و آسياي ميانه صادر مي شد.
بوانات ومزايجان، بكر، ديدني و دست نخورده است. سراسراين خطه پر از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي است كه بهتراست بگوييم ناشناخته اند تاكم شناخته. روستا فرهنگ، آداب و رسوم و باورهاي خودش را داردكه دوست داشتني وقابل تأمل اند. در روستا طراوت وسرزندگي حكمفرماست . آنجا آدمهاي جالبي زندگي مي كنند كه شنيدن خاطرات وحرفهايشان لذت بخش وگيراست. مادرفداكار، داور روستا، پيرمرد شاعر، آرايشگر ومردان و زنان زحمتكش ديگري كه هيچكس تا به حال آنها را مورد توجه قرار نداده است وامروز بخشي از آن، پيش روي شماست.
كاش مي شد دولت در دستور كار خود، بي هيچ شتابزدگي وشعارزدگي برنامه اي را تدوين مي كرد كه اهالي روستا به كار و توليد بيشتر تشويق شوند. كاش هركدام از مديران ما در مراكز شهرها واستانها ، بخشي از هزينه هاي مازاد و مخارج غيرضرور را به روستاهاي نزديك خود مي بردند ومعضلاتي را رفع مي كردند كه مانع كار و توليد وعامل مهاجرت وگريز است.
مزايجان هم مثل نجم آباد دراستان تهران نياز به احداث راه براي خروج از بن بست دارد. مزايجان هم مثل كوهين دراستان مركزي، جواناني داشته كه امروز در شهرها ساكن اند. مزايجان هم مثل علي آباد دمق دراستان همدان دختراني دارد هنرمند كه اين روزها انگيزه اي براي بافتن قالي هاي زيبا و دلربا ندارند.
ايجاد چند جاده جديد، احداث چند كارخانه صنايع تبديلي و بسته بندي براي عمل آوري و فرآوري محصولات باغي منطقه كه مي تواند جوانان را شاغل كند، رسيدگي به آثار تاريخي روبه تخريب، ايجاد يك زمين فوتبال چمن وايجاد درمانگاهي مجهز به امكانات دندانپزشكي ، آزمايشگاه و زايشگاه كه توقع زيادي نيست، حق است . حقي كه درهمه سالهاي دور ونزديك بخاطر نجابت مردم روستا استيفا نشده است .
رويه ديگر سخن سخنگوي شوراي مزايجان كه براي رفع مشكلات پيشنهاد مي كند مزايجان، بخش شود اين است كه مناطق ما تا روستا باشند، موردتوجه وعنايت قرار نمي گيرند. بودجه نمي گيرند واز اين رو بخش بهتراز روستاست وشهربهتراز بخش.
راستي تاكي مي خواهيم به اين چرخه مضحك ادامه دهيم كه از اصل غافل بمانيم؟
درسالهاي گذشته بارهامردم و مسؤولان بوانات و مزايجان از روزنامه ايران تقدير و تشكر كرده اند. زيرا همانطور كه فرماندار شهرستان در جلسه شوراي اداري نيز گفته بود، « ايران » هراز چندي با درج خبري از بوانات و مزايجان وساير روستاهاي منطقه، توجه ها رابه آنها جلب مي كند. كاري كه به قول فرماندار حتي روزنامه هاي استان و مطبوعات محلي هم نكرده اند. اعزام گروه به بوانات و مزايجان با استقبال زيادي مواجه شد. استقبال خوبان و بزرگان روستا از گروه اعزامي ما را شرمنده ساخت، همچنين پلاكاردي كه دراستقبال از گروه نصب شده بود.
كمي آنطرفتر از مزايجان، ييلاق عشاير است. عشايري كه هنوز هم دراين روزگار پرعسرت ، همچنان مي كوچند و رفتن را بر ماندن ترجيح مي دهند. همه اينها ديدني است، اگر از عادت مألوف وكليشه مان دست برداريم وجاهايي را ببينيم كه تاكنون نديده ايم/
داريوش عباسي