* من دور ترجمه راخط كشيده ام. چرا حكايت ديگران را بازگو كنم؟
خودم به حد كافي حكايت دارم كه بنويسم.
* خوشبختانه خانمها در اين دوران بسيار درخشيده اند. اما به گمان من، تا آنجا كه خوانده ام، از همه موفق تر، خانمهاي منيرو رواني پورو شهرنوش پارسي پوراند.
سيمين دانشور بي نيازتر از آن است كه درمعرفي و شناخت او چيزي بنويسيم. امروز بايد در شناخت همه جانبه آثار او نوشت، نويسنده اي كه بانوي اول داستان نويسي ايران لقب گرفته، اخيراً جلد دوم ازتريلوژي خود را با عنوان ساربان سرگردان چاپ كرده است كه در همين هفته به بازار مي آيد. ناشر آثار دانشور در اين هفته ۸۸۰۰۰نسخه از اين كتاب را راهي كتابفروشي ها مي كند و در مجموع ۲۰۰هزار نسخه از كتابهاي او مثل جزيره سرگرداني، به كي سلام كنم؟، سو و شون، شهري چون بهشت و... تجديد چاپ شده كه همزمان در سراسر كشور توزيع مي شود. با خانم دانشور به مناسبت انتشار ساربان سرگردان گفت وگويي داريم كه مي خوانيد:
** جلد دوم جزيره سرگرداني به نام ساربان سرگردان پس از ۹سال از انتشار جلد اول منتشر شده است. چرا؟
* ما سه نوع سانسور داريم. اول خودسانسوري كه مي دانيم چه ها را مي شود نوشت و چه ها را نمي شود نوشت. دوم سانسور ناشر كه بهتر از نويسنده مي داند و سوم سانسور مراجع كه اثر در نوبت قرار مي گيرد و از اينجا به بعد يك رفت و برگشت ميان نويسنده و ناشر و مراجع جريان پيدا مي كند و چاپ اثر به طول مي انجامد.
** ساربان سرگردان را چند بار بازنويسي كرده ايد؟
* به بازنويسي اعتقاد ندارم و به همان جوشش دروني اوليه اعتقاد دارم. مي دانم كه اگر بازنويسي كنم خرابش مي كنم، چراكه ديگر آن حالت قبلي وجود ندارد. منتها چركنويس پاكنويس مي كنم.
** نسبت به طرحي كه در ذهن داشتيد ، متن نهايي ساربان سرگردان چقدر تغيير كرده است؟
* تا طرح در ذهنم پخته نشود، دست به قلم نمي برم. منتها در چركنويس ميان سطور فاصله زياد مي گذارم تا جا براي آرايش و پيرايش داشته باشم.
** براي كدام يك از شخصيتهاي اين رمان دل مي سوزانيد؟ يا احساس علاقه بيشتري مي كنيد؟
* بي طرفانه به قهرمانها نگاه مي كنم و احساساتي نمي شوم.
** نقد و بررسيهاي منتشرشده پيرامون جلد اول رمان، چقدر در نوشتن جلد دوم تأثيرگذار بود؟
* به نقدها بي اعتنايم. آنها را كمتر مي خوانم يا اصلا ً نمي خوانم يا تحسين بيجا و يا دشنام بيجاترند. خودم بهتر از ناقدان از قدرت و ضعفهايم آگاهم.
** نوعي گرايش عرفاني درفضاي رمان جزيره سرگرداني حاكم بوده كه در جلد دوم پررنگ تر شده، آيا فضاي جامعه در عصر حاضر با بحث عرفان سرسازگاري دارد؟
* گرايش عرفاني خاص خودم را دارم. حكومت ما جمهوري اسلامي است . معناي جمهوري كه واضح است يعني مردم سالاري. اما براي احتراز از تحجر و تلطيف اثر از عرفان در جلدهاي اول و دوم سود برده ام. منتها در جلد دوم همه اعتقاداتم را نسبت به بشريت از زبان طوطك بازگو كرده ام و گمان نكنم كه پيامهاي طوطك جنبه عرفاني داشته باشد. سعي كرده ام جنبه جهاني به آن بدهم.
** با توجه به اينكه خوانندگان آثار جدي در ايران بين سه تا پنج هزار نفرند، فكرمي كنيد با اين تيراژ بقيه خوانندگان رمان شما از كدام اقشار خواهند بود؟
* علم غيب ندارم. اما به هر جهت دست كم ما سي ميليون باسواد كه داريم. از اين سي ميليون احتمال دارد نيم ميليون نفر اگر ميلشان كشيد كتاب را بخوانند.
** با توجه به اينكه جزيره سرگرداني در فاصله ۹سال دوبار و در تيراژ حدود چهل وچهار هزار نسخه منتشر شده و جلد دوم ۸۸۰۰۰ فكر مي كنيد عده اي بدون خواندن جلد اول، تنها جلد دوم را خواهند خواند؟
* بله. ساربان سرگردان خود به خود كتاب مستقلي است و عنوانش هم كه مستقل است. مي توان بدون خواندن جلد اول از جلد دوم هم سردرآورد اما بهتر است سابقه اي داشته باشند و براي دريافت اين سوابق به جلد اول هم رجوع كنند.
** ساربان سرگردان نخستين رمان ايراني در طول تاريخ ادبيات است كه در چاپ اول نزديك به ۹۰هزار تيراژ دارد، آيا از اين بابت خوشحال ايد؟
* اين شمارگان ۸۸هزاري از طرف ناشر كار جاه طلبانه اي بوده است اما لابد ناشر، نبض بازار كتاب در دستش بوده است كه دست به چنين ريسكي زده است. اما پخش خوارزمي بي نظير است. احتمالاً در خارج از كشور، جبران كمبود خواننده در ايران را خواهد كرد و واضح است كه از اين حساب احتمالات خوشحالم.
** خانم دانشور به جلد سوم اين سه گانه چه نامي داده ايد؟ و اين جلد آخر كي منتشر مي شود؟
* عنوان جلد سوم جزيره سرگرداني، «كوه سرگردان» است. چركنويس آن هم نوشته شده است. مي دانيد كه از فصل ۱۱كتاب ساربان سرگردان، انقلاب آغاز شده است و در جلد سوم رويدادها تماما ً در دوران انقلاب مي گذرد، اما كي منتشر مي شود تنها خدا مي داند.
** براي حضور نويسنده در متن به عنوان استاد دانشگاه چه نظري داريد؟ آيا اين حضور با استفاده از شگردهاي پست مدرنيستي است؟
* از شگردهاي پست مدرنيستي هم هست ولي حضور نويسنده در متن بيشتر به اين جهت است كه خواننده باور كند آنچه مي خواند واقعا ً اتفاق افتاده است و نويسنده هم شاهد بوده است.
** بهترين نقدي كه تا امروز بر رمان جزيره سرگرداني نوشته شده و شما را راضي كرده است، كدام نقد بود؟
* گفتم كه نقدها را كمتر مي خوانم، اما چون به دانش وعقل سليم مسعود طوفان اعتقاد داشتم آن را خواندم و بسيار پسنديدم. حالا خودم، خودم را نقد مي كنم. جلد اول جزيره سرگرداني نشان مي دهد كه انقلاب از حاشيه نشين ها آغاز شد. به عنوان نمونه، حلبي آبادنشين ها بودند كه نخستين كبريت را به برزن شهرداري زدند و ماشينها را داغون كردند و چون احتمال مي رفت كه مذهب پيش خواهد برد، هستي كه نماد هستي كشور ايران است به حلبي آبادنشينها مي گويد كه حرف ملا را گوش كنند و خودش هم همسر يك مرد مذهبي (سليم) مي شود. البته روي كاغذ كه در جلد دوم اين كاغذ را پاره مي كند.
** در اين نه سال ـ فاصله انتشار جلد اول تا جلد دوم ـ آيا رمان يا داستان ديگري هم نوشته ايد؟ يا ترجمه كرده ايد؟
* من دور ترجمه را خط كشيده ام. چرا حكايت ديگران را بازگو كنم؟ خودم به حد كافي حكايت دارم كه بنويسم و بگذار مردم سرزمينم حكايت مرا يعني در حقيقت حكايت خودشان را بخوانند: اما در فاصله انتشار جلد اول و جلد دوم، يك مجموعه داستان درآورده ام زير عنوان «از پرنده هاي مهاجر بپرس». ضمناً مجموعه مقاله هايم نيز زيرنظر خودم به عنوان «شناخت و تحسين هنر» از چاپ درآمده است.
** آيا به نگرش و نگارش زنانه در ادبيات داستاني معاصر اعتقاد داريد؟ مؤلفه هاي موفق زنانه نويسي را در كدام يك از آثار معاصر مي بينيد؟
* بسيار به داستانهاي زنانه علاقه مندم و نويسندگانشان را تشويق و حمايت مي كنم و موفقيتهايشان مرا شاد مي كند، چون آنها را دنباله خودم مي دانم. نويسندگي كه به من ختم نمي شود. خوشبختانه خانمها در اين دوران بسيار درخشيده اند. اگر بخواهم همه شان را نام ببرم يك طومار مي شود. اما به گمان من، تا آنجا كه خوانده ام، از همه موفق تر، خانمها منيرو رواني پور و شهرنوش پارسي پوراند. خانم ميهن بهرامي هم چندين داستان ناب نوشته، اما بيشترين مهارت ميهن بهرامي در نقدنويسي بويژه نقد سينماست. ميهن بهرامي، خانمي است بسيار باسواد و بانظري تيزبين و روانشناسانه نقدهايش را عرضه مي دارد. واژه گزيني او كم نظير است. به آينده دو تا فرخنده ها، فرخنده آقايي و فرخنده حاجي زاده، زويا پيرزاد، مه كامه رحيم زاده، فرشته ساري و ويولت رازق پناه و بسياري ديگر اميد فراوان بسته ام.
** با توجه به تعقيب آثار داستاني منتشرشده در خارج از كشور توسط شما، بهترين رماني كه خوانده ايد كدام و از چه كسي بوده است؟
* دلبر از توني ماريسن، پاندول فوكو از امبرتواكو، رصدخانه از ناتالي ساروت، بيشتر آثار ماركز و كمابيش هرچه خانم سيمون دوبوار نوشته.
** دانشجوياني، پايان نامه دانشگاهي خود را پيرامون آثار شما نوشته اند، بهترين پايان نامه را چه كسي نوشته و چرا اين پايان نامه ها منتشر نمي شوند؟
* در ايران دانشجويان بسياري پايان نامه هاي دانشگاهي خود را پيرامون آثار من نوشته اند و آنها را نخوانده ام تا قضاوت كنم. اما اين دانشجويان لطف كرده اند و برايم فرستاده اند. در خارج از كشور رباب خانم نامي رساله كارشناسي ارشدش را درباره آثار من نوشته و همچنين تاراخان نامي در انگليس اين پايان نامه ها به من نرسيده. تنها به وسيله نامه يا تلفن به اشكالات آنها جواب داده ام.
** خانم دانشور رمان سو و شون و جزيره سرگرداني به چند زبان ترجمه شده اند؟ و انتشار آنها چه بازتابي داشت؟
* دو ترجمه از سو و شون به زبان انگليسي منتشر شده است. يكي درآمريكا و يكي در انگليس. ترجمه جزيره سرگرداني (جلد اول) در حال انتشار است. «صورتخانه سيمين دانشور» ، «سوترا و داستانهاي ديگر» يعني تقريباً تمام نوشته هاي داستاني و چندين تا از مقاله هايم به انگليسي درآمريكا ترجمه شده است كه همه را دارم. به زبانهاي آلماني، ايتاليايي، لهستاني، اردو، تاجيكي، عربي، هلندي، روسي، ژاپني و نروژي يعني در حقيقت به دوازده زبان آثارم ترجمه شده است. بازتابها و نقدها هم برايم فرستاده شده است. كمابيش همه بررسيها و نقدها مثبت بوده اند و از تحسين من كمترين، فروگذار نكرده اند.