شماره ۲۰۴۵ - سال هشتم - دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۰
Mon, Feb 4, 2002
Casual black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
نو بانگ
نقش و نوا
كلك و كليك
روي كليد فا
روي كليد سُل
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
در سفر به دوبي رخ داد
از سوي قاضي جنايي تهران بررسي شد
امنيت خصوصي و نقش آن در ايجاد امنيت در كلان شهرها

در سفر به دوبي رخ داد
دختر ايراني گول نوازندگي جوان لس آنجلسي را خورد
گروه حوادث: يك دختر دانشجو پولدار پس از ازدواج با يك نوازنده لس آنجلسي درتهران، پس از يكسال زندگي مشترك متوجه شد كه همسرش كارگر ساده يك گروه اركستر «پاپ» و چند خواننده است.
متهم كه حميد معروف به «ميلاد» نام دارد براي ازدواج با يك دختر ايراني خود را مهندس انفورماتيك و نوازنده معروف لس آنجلس كه با چند خواننده زن و مرد خارج از كشور همكاري داشته معرفي كرد.
به گزارش خبرنگار ما روز گذشته اعضاي يك خانواده سه نفري ـ پدر، مادر و دختر جوانشان ـ جهت پيگيري شكايتشان به شعبه ۱۷۰۶ دادگاه خانواده آمده بودند. «الهه» ـ نو عروس جوان ـ درباره شكايت خود به قاضي دادگاه گفت: حدود دوسال پيش به اتفاق خاله و خواهرزاده هايم به كشور دوبي سفر كردم، يك روز در لابي هتل سرگرم مطالعه روزنامه بودم كه ناگهان مشاهده كردم، «ميلاد» ـ همسر حقه بازم ـ به همراه دو خواننده ايراني مقيم خارج و چند نفر ديگر وارد هتل شدند. من پس از تحقيق دريافتم كه آنها براي اجراي برنامه به دوبي آمده اند. باوجودي كه علاقه داشتم برنامه آنها را ببينم، اما به دليل نداشتن فرصت كافي از اين كار منصرف شدم.
وي گفت: چند روز بعد بطور اتفاقي« ميلاد» را در رستوران هتل ديدم و از او درباره اجراي برنامه كنسرت آنان، سؤال كردم.
او نيز با مهرباني بسيار پاسخ داد و گفت: به همراه چند خواننده براي اجراي برنامه هنري به دوبي آمده است. بعد از آن جلسه چندبار همديگر را ديديم.و من او را جوان باشعور، مستعد، خوش اخلاق و خانواده دوست يافتم، اما اشتباه كرده بودم، چون مرد فريب كاري بود. نو عروس ادامه داد: «ميلاد» ازمن درباره خانواده ام پرسيد كه گفتم: پدرم تاجر فرش دربازار تهران است و خودم نيز دانشجوي سال سوم رشته اقتصاد هستم و بزودي براي ادامه تحصيل به نروژ سفر خواهم كرد. «ميلاد» در همان جلسه گفت وگو از من خواستگاري كرد و من از او خواستم كه منتظر باشد تا پس از بازگشت به تهران به او جواب بدهم.
وي ادامه داد: شش ماه گذشت «ميلاد» از آمريكا به تهران آمد و به رسم ايرانيان من با مهريه ۲۲۰۰ سكه طلا سر سفره عقد نشستم. البته پدرم بخاطر اينكه تنها دختر خانواده هستم براي من سنگ تمام گذاشت و بهترين جشن عروسي را در يكي از هتلهاي بزرگ تهران برگزار كرد.
نو عروس جوان گفت: پس ازمدتي براي زندگي به دوبي رفتيم و از آنجا نيز به لاس وگاس آمريكا رفتيم همسرم يك خانه ويلايي كوچكي اجاره كرد. مدتي از زندگي مشترك ما گذشت و كم كم متوجه شدم همسرم شبها دير به منزل مي آيد و اغلب اوقات نيز تا چهار بامداد بيرون از خانه به سر مي برد و هربار در اين باره از او سؤال مي كردم به من جواب مي دادكه برنامه هنري اش طول كشيده است.
چند بار از او خواستم كه مرا با خود به تماشاي برنامه هنري اش ببرد، اما هربار به بهانه هاي واهي از كنار اين موضوع مي گذشت.
كم كم به او مشكوك شدم و يك روز تصميم گرفتم پنهاني به محل كارش بروم. در آنجا از كارگران هتل درباره همسرم پرسيدم كه آنها جواب دادند در انبار هتل سرگرم تميز كردن وسايل ابزار آلات موسيقي است. ضمناً او كارگر چند خواننده معروف است و اغلب شبها براي حمل آلات موسيقي آنان گروه اركستر را همراهي مي كند. من با شنيدن اين خبر سرم گيج رفت، اما باور نكردم و خودم به انبار هتل رفتم. همسرم را در حال كاركردن مشاهده كردم. وي ادامه داد: پس از آن ماجرا از همسرم خواستم كه مرا به تهران بازگرداند، اما او زيربار نرفت و حتي كارمان به درگيري و كتك كاري و پليس كشيد.
وي گفت: به هر طريقي بود به كمك چند تن ازايرانيان به تهران برگشتم و امروز نيز به دادگاه آمده ام تا از شوهر فريبكار و شيادم شكايت كنم.
قاضي دادگاه: پس از شنيدن اظهارات عروس نوجوان، طي احضاريه اي كه از طريق وزارت امور خارجه به دفتر منافع ايران به آمريكا فرستاد. همچنين نسخه اي ازاين احضاريه به خانواده «ميلاد» در تهران ارسال شد تا وي براي بازجويي در دادگاه حاضر شود.

از سوي قاضي جنايي تهران بررسي شد
مرگ مرموز زن ايراني در درياچه «هرنوسان» سوئد
048213.jpg
گروه حوادث: قاضي جنايي دادگستري تهران پرونده مرگ مرموز زن ايراني در درياچه «هرنوسان» سوئد را مختومه اعلام كرد.
اين اقدام قضايي درحالي صورت گرفته است كه پليس جنايي سوئد با وجود در اختيار داشتن رد پايي از اقدامات جنايتكارانه يك باند قاچاق بين المللي در مرگ اين زن ايراني، پس از گذشت سه سال هنوز موفق به حل اين معماي پيچيده نشده است. بنا به اين گزارش، سحرگاه ۲۲ دسامبر سال ۱۹۹۷ ميلادي ـ ۲۱ آذرماه سال ۷۷ ـ يك قايقران سوئدي با ديدن جسدي شناور در درياچه شهر هرنوسان بي سيم شخصي اش را برداشت و با پليس ساحلي تماس گرفت.
دقايقي بعد، تيم گارد ساحلي سوار بر قايق گشت، خود را به مقياسي كه قايقران پير مخابره كرده بود، رساندند و جسد زن جواني را ديدند كه در كنار قايق چوبي آرام گرفته است. وقتي قايقران، پليس را ديد، به آنان گفت در حين پارو زدن، جسد با چوب پارو برخورد كرده است و او بدون ادامه دادن به حركت، پليس را در جريان قرار داده است. جسد زن جوان به پزشكي جنايي هرنوسان انتقال يافت و كارآگاهان براي شناسايي هويت قرباني به بررسي سايت رايانه اي پرداختند و تصوير اين زن ايراني به نام «سهيلا» را در سايت گمشدگان پليس محلي به دست آوردند.
با فاش شدن هويت قرباني، مشخص شد عصر ۱۹ آذرماه ـ دو روز قبل ـ يك مرد ايراني با مراجعه به اداره پليس محلي هرنوسان ادعا كرده است همسرش ناپديد شده است. با جنايي شناخته شدن پرونده مرگ «سهيلا»، همسر ايراني وي به نام «رضا» از سوي بازپرس ويژه قتل تحت بازجويي قرار گرفت و گفت كه همسرش چندبار اقدام به خودكشي كرده است و ا حتمال دارد باز هم بلايي بر سر خودش آورده باشد.
از سوي ديگر، پزشك پليس شهر هرنوسان نيز براي حل معماي مرگ «سهيلا»، جسد وي را تحت معاينه قرار داد و در گزارش دو پهلويي اعلام كرد «در بدن قرباني آثار ضرب و جرح ديده نمي شود و زخمهاي به وجود آمده اثر برخورد جسد با صخره هاي درياچه است.»
اين پزشك پليس با اين نظر كه علت مرگ «سهيلا» غير قابل تشخيص است و مي تواند بر اثر غرق شدن در آب درياچه باشد، در اين رابطه كه آيا وي اقدام به خودكشي كرده است و يا اينكه كسي او را به دريا پرتاب كرده است، هيچگونه نظري نداد و تنها اشاره كرد وي قبل از خفگي با آب درياچه، زنده بوده است. پليس شهر هرنوسان با توجه به خودكشي هاي قبلي «سهيلا» ـ ادعاهاي همسرش ـ اين فرضيه كه وي به بالاي پرتگاه خلوتي رفته و از آنجا خود را داخل درياچه پرتاب كرده است را تحت پيگيري قرار داد.
در اين تجسس ها، كارآگاهان دريافتند قرباني روز ۲۶ فوريه سال ۱۹۹۵ وارد كشور سوئد شده است و پس از مدتي توانسته است بخاطر اقامت همسرش در اين كشور، به عنوان شهروند سوئدي زندگي جديدي را آغاز كند.
«رضا» در بازجويي ها به بازپرس ويژه قتل پليس استكهلم كه از سوي دادستان پايتخت مأموريت يافته بود راز مرگ زن ايراني را فاش كند، گفت: «با همسرم از طريق خواهرم در تهران آشنا شدم، او بخاطر طلاق از همسرش و دوري از دو فرزند بسيار زودرنج شده بود و به تنهايي زندگي مي كرد، با تقاضاي او بدون اطلاع خانواده اش با هم ازدواج كرديم.
«سهيلا» در سوئد با مشكلات روحي بسياري روبرو بود تا جايي كه چند بار به خودكشي دست زد، اما هر بار با دخالت من از مرگ نجات يافت.»
وقتي پليس با به بن بست رسيدن تحقيقات جنايي با تصور اينكه زن ۳۹ ساله ايراني خودكشي كرده است، خواست پرونده را مختومه كند، يك خبرنگار زن سوئدي ادعاهاي تكان دهنده اي را مطرح كرد و پليس را بر آن داشت تحقيقات تازه اي را براي حل معماي اين حادثه از سر بگيرند. اين خبرنگار سوئدي گفت: «سهيلا» خودكشي نكرده است، او زماني كه با من در رستوراني آشنا شد، با گريه گفت كه همسرش هر روز او را تهديد به مرگ مي كند، من بعد از رفت و آمد با اين زن، پي بردم همسرش در كار قاچاق است. آخرين بار وقتي «سهيلا» را ديدم، او به من گفت شب قبل وقتي «رضا» از او شنيده است كه مي خواهد كارهايش را نزد پليس لو دهد، او را در حمام زنداني كرده است و مي خواست با سيم خفه اش كند.
اين زن ادامه داد: «سهيلا به من گفته بود مردي به نام «گجر» كه قدي بلند و سرتراشيده دارد و از اعضاي باند قاچاقي است كه همسرش در آن عضويت دارد، او را به مرگ تهديد كرده است.» خانواده «سهيلا» وقتي دريافتند دخترشان قرباني يك توطئه شوم شده است، در مراجعه به شعبه ۱۶۰۲ مجتمع امور جنايي تهران، خواستند عاملان قتل «سهيلا» تحت تعقيب قضايي قرار گيرند.
بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، قاضي اسماعيلي بعد از بررسي قضايي پرونده مرگ مرموز زن ايراني در سوئد، با استناد به نظريه پزشكي قانوني سوئد مبني بر غير قابل تشخيص بودن علت مرگ «سهيلا» و گزارش مدير كل گذرنامه ناجا مبني بر اينكه «رضا» روز ۱۱ آبانماه سال ۷۴ ـ يك سال قبل از خروج «سهيلا» از ايران ـ وارد ايران شده است و مدركي از خروج وي از خاك ايران در دست نيست، قرار منع تعقيب وي را صادر كرد.
در اين رأي، قاضي اسماعيلي عدم حضور «رضا» در خاك سوئد، وقتي جسد سهيلا در درياچه شهر هرنوسان كشف شده است را دليلي بر عدم دخالت وي دانسته است و نظر به مختومه بودن پرونده اين حادثه داده است.

شهادت مأمور نيروي انتظامي در درگيري با سارق مسلح
گروه حوادث: تجسس هاي ويژه پليس تهران براي رديابي سارق مسلح ناشناسي كه پس از به شهادت رساندن يك مأمور نيروي انتظامي متواري شده ، آغاز شده است.
اين حادثه ساعت ۲۳ و ۳۹ دقيقه ۱۳ بهمن ماه سالجاري در خيابان جمالزاده تهران رخ داد و در جريان آن يك مأمور نيروي انتظامي به نام «ياسر فراغت» جمعي يگان گشت امداد بر اثر اصابت گلوله به سرش از پاي درآمد. بنا به اين گزارش، روز حادثه مأموران گشت فرماندهي انتظامي تهران بزرگ به مرد جواني در خيابان جمالزاده تهران مظنون شده و او را مورد بازرسي قراردادند. ولي فرد ناشناس با استفاده از يك لحظه غفلت مأموران متواري شده و در تاريكي يكي از كوچه هاي اطراف پنهان شده و به سوي مأموران آتش گشود. در اين درگيري يك گلوله به سر «ياسر فراغت» اصابت كرد و او را به شهادت رساند. در همين راستا سه نفر سارق مسلح بازداشت شدند كه احتمال داده مي شود يكي از افراد دستگيرشده همان سارق مسلح فراري باشد.

۳۰۰هزار تومان جريمه به خاطر سرقت ۷۰ تومان
گروه حوادث: مردمعتاد به اتهام سرقت ۷۰تومان از صندوق صدقات به ۳۰۰هزارتومان جريمه محكوم شد. اين مرد كه ظهر روز جمعه ۱۲بهمن سالجاري هنگام سرقت از صندوق صدقات در خيابان شريعتي، توسط مأموران گشت كلانتري ۱۲۰سيدخندان دستگير شد. متهم پس از بازجويي در شعبه ۶۱۳مجتمع قضايي رسالت محاكمه شد. وي به قاضي دادگاه گفت: معتاد هستم و براي خريد موادمخدر سعي كردم از صندوق صدقات سرقت كنم. به گزارش خبرنگار ما، قاضي اسماعيلي متهم را به پرداخت ۳۰۰هزارتومان جريمه نقدي محكوم كرد.

كشف جسد نوزاد ۲ماهه
پيكر بي جان نوزاد پسر دو ماهه كه در كنار خيابان ابوسعيد تهران انداخته شده بود، كشف شد.

جسد مثله شده زن ناشناس در جنوب تهران
كشف جسد مثله شده زن جواني كه در سه راهي سالمندان كهريزك رها شده بود، پليس را برآن داشته است تا با شناسايي هويت وي، پرده از رازجنايت بردارند. روز ۱۲بهمن ماه سال جاري، رهگذران در جاده خاكي متصل به كمربندي ورامين جسدي را در داخل پلاستيكي ديدند كه در حال سوختن است.

سرقت مسلحانه از بانك تجارت
دوپسرجوان كه تپانچه به دست داشتند از بانك تجارت شعبه «سليمان خاطر» سرقت كردند. ساعت ۷ و ۳۰دقيقه صبح ديروز ـ۱۴بهمن ماه سالجاري ـ دو جوان كه صورت خود را با پارچه اي سفيد پوشانده بودند وارد محوطه بانك شدند و در حالي كه هركدام كلت كمري را به سمت كارمندان نشانه رفته بودند، ۵۵۰هزارتومان پول گيشه پرداخت را برداشته و پا به فرار گذاشتند.

دو جوان، پيتزا قاپيدند
دو جوان موتورسوار ، در حالي كه چاقو به دست، پسر ۲۷ساله اي را مورد حمله قرارداده بودند، «پيتزا»ي وي را از دستش قاپيدند و پا به فرارگذاشتند. اين سرقت، ساعت ۱۹ و ۳۰دقيقه شنبه ۱۳بهمن ماه سال جاري در حوالي چهارراه تلفنخانه رخ داد و دو جوان به بهانه اينكه صاحب «پيتزا» براي خواهرشان مزاحمت ايجاد كرده است جلوي او را گرفتند و «پيتزا» را از دستش قاپيدند.

كشف جسد ۱۲نفرخارجي از آبهاي جاسك و ميناب
فرمانده انتظامي استان هرمزگان اعلام كرد: جسد ۱۲نفر از اتباع كشورهاي خارجي كه غرق شده بودند، در آبهاي خليج فارس در سواحل شهرستانهاي جاسك و ميناب هرمزگان از آب گرفته شد. سردار حميدرضا هاشمي افزود: اين افراد احتمالاً سرنشين يك قايق بودند كه براثر طوفان يا ديگر سوانح غرق شده اند.

حبس و جزاي نقدي براي متخلفان رايانه اي
نخستين متهمان تخلفات رايانه اي از سوي قاضي دادگاه عمومي تهران هركدام به ۹۱ روز حبس و پرداخت ۱۰ ميليون ريال جزاي نقدي محكوم شدند. اين رأي قضايي به دنبال تصويب قانون حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم افزارهاي رايانه اي از سوي مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان صادر شد. «محمدرضا طلايي» رئيس اتحاديه صادركنندگان نرم افزار ايران در اين باره گفت: به منظور نظم بخشي و ساماندهي فعاليتهاي تجاري رايانه اي مجاز و حفاظت توليدكنندگان از كپي هاي غيرمجاز، هركس حقوق موردحمايت ماده ۱۳ قانون را نقض كند، علاوه بر جبران خسارت به حبس از ۹۱ روز تا يك ماه و جزاي نقدي از ۱۰ ميليون تا ۵۰ ميليون ريال محكوم مي شود.

مردي با ۶۰ شاكي و ۲ ميليارد ريال كلاهبرداري
پرونده اتهامي «مجيد مهدوي ثابت» متهم به كلاهبرداري حدود دو ميليارد ريال از ۶۰نفر در شعبه ۴۰۸ دادگاه عمومي تهران، رسيدگي مي شود. به گزارش ايرنا، «مجيد مهدوي ثابت» متهم است كه با جلب اعتماد فروشندگان خودرو با درج آگهي در روزنامه و پذيرش سرمايه گذاري نسبت به خريد خودرو اقدام به فروش اقساطي خودرو كرده است. قاضي سري رئيس شعبه ۴۰۸ دادگاه عمومي تهران مبلغ كلاهبرداري شده توسط متهم را ۲۰۰ميليون تومان عنوان كرد.

اتومبيل هاي عتيقه را نفروشيد ثروت ملي است
048093.jpg
در وقت اداري يكي از روزهاي گرم مردادماه سال ۱۳۷۳ يكي از معاونان وقت راهنمايي تهران كه شهرك آ زمايش نيز زيرنظر وي اداره مي شد ضمن بازديد از شماره گذاري تهران با معرفي فردي كه او را نماينده بنياد مستضعفان وجانبازان معرفي كرد دستور داد اتومبيلهاي متعلق به آن بنياد را بازديد ونظر كارشناسي درمورد آنها و راه حل قانوني براي روشن شدن وضع مالكيت وچگونگي امكان شماره گذاري آنها را اعلام كنم.
قبول مسؤوليت براي انجام كارشناسي سبب شد تا تجربيات ساليان متمادي را درجهت چگونگي فراهم كردن اسناد و مدارك قانوني براي امكان شماره گذاري و يا عدم امكان آن و يا فروشي بودن و يا حفظ آنها را به عنوان ثروت ملي به كار گيرم، كه اين كارشناسي يكي از افتخارات من است. مهمترين شرط همكاري اين بود كه مدير مربوطه دربنياد بپذيرد وسايل نقليه اي را كه از نظر من بخاطر منحصربفرد بودنشان درجهان نمي توان قيمت گذاري كرد، به عنوان عتيقه تلقي و به هيچ دليل و تحت هيچ شرايطي فروخته نشود و ازاين نظر زحمات خود را اقدامي ملي مي دانستم. تمايل خودم براي انجام اين كارشناسي دو دليل داشت؛ يكي آن كه نماينده بنياد كه با او تماس داشتم فردي صادق ، امين و با عزت نفس و پيگير براي احقاق حقوق مردم بود و ديگر آن كه سيستم وتيپ وقدمت اتومبيلها و مشخصات فني و تكنيك ساخت آنها برايم تازگي داشت واين فرصت به كمتر كارشناسي دست مي دهد كه نحوه كدگذاري قطعات اصلي گرانترين و مشهورترين اتومبيلها درجهان را تجربه كند.
دليل بنياد براي اين كار مصوبه شوراي انقلاب جهت ساماندهي به وضعيت مالكيت اموال مصادره شده بود. بعضي از خودروها نيز به نحوي از انحاء مفقود گرديده بود كه به مرور توسط مأموران آگاهي و يا ساير مأموران شناسايي و كشف مي شدكه اين مرحله هنوز هم ادامه دارد فراموش نمي كنم كه در ارديبهشت ماه سال ۷۵ ضمن تماس تلفني اعلام كردند كه يك دستگاه از رولزرويس ها درمحوطه يكي از كلانتريها واقع در خيابان پاسداران تهران متوقف است. اتومبيل سواري زرشكي رنگي بود كه وضعيت كاملاً سالم و مرتبي داشت وبا شماره اختصاصي پنج دربار مشخص شده بود. به نظر مي رسيد متصرف غيرقانوني از دراختيارداشتن اتومبيل احساس ناامني كرده و آن را دريكي از خيابان هاي فرعي رها كرده بود. پرسنل گشت كلانتري درحالي آن را كشف كردند كه درهاي آن باز و سويچ روي آن آماده براي روشن كردن بود. اين اتومبيل را به عنوان عتيقه شناسايي وپيشنهاد استعلام از كارخانه سازنده را جهت تعيين مشخصات خريدار كردم.
بازديد از اتومبيلها ازانباري واقع در جاده مخصوص كرج و چند محل ديگر از شهريورماه سال ۱۳۷۳ شروع شد درحالي كه برروي آنهاخاك ماهها و سالها نشسته بود . ثبت مميزات درشرايط كاري بسيار مشكل دهها ماه بطول انجاميد و انطباق مشخصات با اسناد آماده سازي براي صدور گواهينامه يا پروانه و يا مدرك گمركي براي آنهايي كه سابقه شماره گذاري نداشتند وبقيه امور با ساعتها كار روزانه دراوقات غيراداري ادامه داشت. انواع سواري ها با سيستم رولزرويس، مرسدس بنزهايي از تيپ هاي ۱۷۰قديمي تا ۶۰۰ليموزين وتشريفاتي ، آستين مارتين، بيزاريني ، جگوار، تريومف، لانچيا، استودبيكر، فراري، جانسون ، مزارتي، لامبورگيني ، كاديلاك ، لينكلن، كرايسلر و… بودند كه به تاريخچه چند دستگاه بطور مختصر اشاره مي كنم؛ اتومبيل سواري كالسكه اي متعلق به احمدشاه قاجار كه از ليموزين هاي نمونه درجهان است قبل از انقلاب جهت بازسازي به انگلستان فرستاده شده بود . برابر اعلام مسؤولين استرداد اين اتومبيل بعد از طرح دعوي در دادگاه بين المللي عملي شده است كه داشتن پلاك شهرباني و سابقه شماره گذاري درايران مهمترين ادله تعلق آن به ملت در دادگاه بوده است . سواري كرايسلري كه طراح آن ايتاليايي و تزئينات داخل آن روكش آب طلا دارد، اتومبيل مسابقه اي كه درساخت آن سه كارخانه پورشه، بنز و فولكس واگن همكاري داشته اند. سواري بنز ۵۰۰كوپه كه به سفارش هيتلر ساخته شده و به عنوان اتاق جنگ متحرك مورد استفاده قرار مي گرفته و تصميمات جنگي از داخل آن توسط هيتلر صادر مي شده است . اين اتومبيل بعد از شكست آلمان از پاركينگ هاي دولت نازي به عنوان غنيمت جنگي به تصرف دولت شوروي سابق درآمده و پس از گذشت حدود بيست سال از پايان جنگ جهاني دوم اين اتومبيل همراه با بسياري ديگر از اتومبيل ها درمسكو به مزايده گذاشته مي شود كه توسط ايران خريداري و به كشور وارد مي شود. از اولين اتومبيلهاي وارده به ايران سواري موريس مدل ۱۹۱۲ميلادي است كه دراين مجموعه قرار دارد.
اگر فرصت دست دهد در آينده تاريخچه تعدادي ديگر از اتومبيل هاي منحصر به فرد را به اطلاع مردم خواهم رساند. اين اتومبيلها از منظر تاريخي، هنري ، سياسي واقتصادي مي تواند پشتوانه ارزي دركشور باشد. حفظ اين ذخاير آسان نبوده مگر با زحمات ومقاومت هاي بسيار كه جاي تشكر از امانتداران دارد. خواست خدا بوده كه اين سرمايه ها به دست بيگانگان نيفتد لذا به ياد داشته باشيم كه فروش آنها چه به اشخاص حقيقي يا حقوقي به ايرانيان يا خارجيان نه تنها قابل توجيه نيست بلكه تاريخ نيز آن را فراموش نخواهد كرد. به همين دليل پيشنهاد مي كنم ؛
الف : مسؤولين اين ذخاير ملي را درموزه ها و اماكني متناسب با اهميت و ارزش آنها حفاظت كنند.
ب : بازديد عموم بدون دريافت مبلغي و با ايجاد تسهيلات فراهم و ازطريق رسانه هاي همگاني اعلام شود.
پ : با تصويب قانون در مجلس غيرقابل فروش بودن آنها پيگيري وابدي گردد.

امنيت خصوصي و نقش آن در ايجاد امنيت در كلان شهرها
شبگردهاي تهران
اخيراً در برخي محلات كلان شهر تهران به فرد يا افرادي برخورد مي كنيم كه شب تا صبح به نگهباني مشغول هستند. اين افراد كه اصطلاحاً شبگرد (Night Prowler) ناميده مي شوند، اغلب توسط برخي از اهالي محل انتخاب و به محافظت ازجان ومال ساكنان در مقابل سرقت و جنايتهاي احتمالي ناشي از آن گمارده مي شوند. چنين اقدامي بيانگر آن است كه شهروندان به دليل احساس ناامني در برابر افراد شرور و دزد از اين طريق مبادرت به افزايش ضريب امنيتي خويش مي كنند، ليكن چگونگي برقراري شبگردي و لزوم به كارگيري صحيح شبگردان نكته اي است كه سؤالاتي را به ذهن متبادر مي كند، از جمله اينكه:
* آيا انتخاب شبگردان اصولي بوده و اين افراد شرايط احراز چنين مسؤوليت مهمي را دارند؟
* آيا شبگردان آموزشهاي لازم را براي انجام وظايف مراقبتي فراگرفته اند؟
پرسش مهم ديگر اين است كه اصولاً شبگردي در ساختار تأمين امنيت جامعه از چه جايگاهي برخوردار است؟
واقعيت اين است كه درحال حاضر شبگرداني، در مجتمع هاي مسكوني، تجاري و صنعتي مشغول انجام وظيفه مراقبتي هستند كه طبق ضوابط خاصي انتخاب نشده و اغلب آنها به دليل كهولت سن و ناتواني جسمي شرايط اوليه احراز چنين مسؤوليتي را ندارند، علاوه بر آن احتمال حضور افراد ناصالح در كسوت شبگردي كه خود ناامني به دنبال خواهد داشت، متصور است. اين مفهوم از حفاظت (شبگردي) بيانگر ساختاري از امنيت خصوصي است كه حداقل در يك قرن گذشته در كشورمان مرسوم بوده ومردم به منظور حفاظت ازجان ومال خويش به آن اهتمام داشته اند بطوري كه در ادبيات از آنها تحت عناوين «گزمه»، «ناطور» و «عسس» نام برده شده است. اين افراد معمولاً داراي جثه اي قوي بوده و براي مبارزه باكساني كه قصد تعدي به جان ومال مردم داشته اند، به كارگرفته مي شده اند.
شبگردي (Gardee) در كشورهاي پيشرفته نيز يكي از وظايف مهم شركتهاي مراقبت خصوصي است كه عهده دار ارايه خدمات حفاظتي مؤثر به مردم هستند. اين شركتها به عنوان بنگاهي براي جذب، تعليم ومعرفي شبگردان به اشخاص حقيقي و حقوقي فعاليت مي كنند. بطور مثال بخش خصوصي پليس منچستر انگليس ضمن ارائه راهنماي حفاظت شخصي Guide to personal security اين امكان را به شهروندان مي دهد كه به وسيله آن با انتخاب ابزار و افراد مناسب براي امور مراقبتي، از امنيت بيشتري برخوردار شوند.
در شهر تهران نيز كه امروزه با معضلات پيچيده حفاظتي مواجه بوده و امنيت شهروندان آن با خطرات بالقوه و بالفعل روبروست به نظر مي رسد دستگاههايي مثل نيروي انتظامي به تنهايي قادر به پيشگيري از وقوع جرايم و بزهكاريهاي گوناگون نيست لذا احياي شبگردي تحت ساختاري صحيح، ضرورتي اجتناب ناپذير است. بويژه آنكه اين مهم در راهكارهاي برنامه سوم توسعه كشور مبني بر واگذاري بخشي از خدمات انتظامي و حفاظتي به بحش غيردولتي باحفظ كنترل و نظارت دستگاههاي ذيربط لحاظ شده است. بنابر اين حداقل سه دليل عمده مي توان بر اهميت شبگردي و نقش آن در ساختار امنيتي جامعه برشمرد:
.۱ ممانعت از سرقتهاي شبانه
.۲ جلوگيري از جرايم ناشي از سرقت نظير قتل
.۳ كمك به نيروي انتظامي در افزايش امنيت جامعه
هرچند دلايل مذكور وگسترش روزافزون رفتارهاي جرم خيز در جامعه، واگذاري امور مراقبتي را به شركتهاي خصوصي خدمات حفاظتي توجيه مي كند و به آنها اجازه داده خواهد شد تا در زمينه راه اندازي پليس محله و شبگرد فعاليت كنند. ليكن مكانيزم انتخاب شبگرد، شرايط احراز اين مسؤوليت حساس و مهم توسط متقاضيان، آموزش شبگردان و ارتباط آنها با ساختار نيروي انتظامي از جمله مسائلي است كه بايد به صورت جدي مورد توجه قرار گيرد تا حداقل خود افراد شبگرد عامل ايجاد ناامني نشوند و به قول معروف: «شريك دزد و رفيق قافله نباشند» بنابر اين به نظر مي رسد درحال حاضر كه به كارگيري شبگردان و برقراري شبگردي خارج از اصول و قواره انتظامي صورت مي گيرد داراي محدوديتها ومعضلات ذيل است:
* عدم شناخت سوابق شبگردان توسط متقاضيان خدمات آنها
* احتمال نفوذ افراد معلوم الحال در بين شبگردان
* عدم توانايي آنها در انجام وظايف مراقبتي به دلايل كهولت سن يا ضعف جسماني
* احتمال همكاري شبگردان با افراد خلافكار
* عدم هماهنگي شبگردان با مراجع انتظامي
* نداشتن آموزشهاي لازم براي انجام وظيفه مراقبتي و حفاظتي
* عدم امكان استفاده از وسايل و تجهيزات الكترونيكي حفاظتي در حوزه استحفاظي
* نداشتن ارتباط لازم فيمابين شبگردان محلات مجاور
* خستگي مفرط ناشي از دوشغله و ياحتي سه شغله بودن شبگردان كه باعث عدم هشياري آنها در برقراري امنيت مي شود.
بديهي است كه با تأسيس شركتهاي خدمات حفاظتي ومراقبتي، انتخاب و به كارگيري شبگردان در سطح شهرهاي بزرگ كشورمان نيز نظام مند خواهد شد و از اين طريق فرآيند شبگردي نتيجه بردارهاي همكاري بخش خصوصي و دولتي در تأمين هرچه بيشتر امنيت جامعه خواهد بود.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |