شماره ۲۰۴۵ - سال هشتم - دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۰
Mon, Feb 4, 2002
Click black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
نو بانگ
نقش و نوا
كلك و كليك
روي كليد فا
روي كليد سُل
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گفت و گو با «آنتوني گورملي» درباره گامبريچ و كتاب «تاريخ هنر» او
خط نقاشي در ساحتي اكسپرسيو
گزارش نمايشگاههاي هنري آمريكا در فصل گذشته

گفت و گو با «آنتوني گورملي» درباره گامبريچ و كتاب «تاريخ هنر» او
چيزي به نام «هنر» وجود ندارد
048159.jpg
هنگامي كه آنتوني گورملي (Antony Gormley) مجسمه ساز مشهور انگليسي پانزده ساله بود؛ كتابي خواند كه الهام بخش او براي هنرمند شدن گشت.
اين كتاب چيزي نبود جز تاريخ هنر ارنست گامبريچ، مورخ اتريشي كه آبان ماه گذشته در سن ۹۲ سالگي درگذشت. طي نيم قرن گذشته اين كتاب كه از زمان اولين چاپش در سال ۱۹۵۰ شانزده بار تجديد چاپ و به سي و دو زبان مختلف از جمله فارسي ترجمه شده است؛ مهمترين كتاب اصول و مباني هنر غرب نزد ميليونها نفر در سراسر جهان بوده است.
آنچه مي خوانيد، گزارشي از مصاحبه روزنامه گاردين با اين مجسمه ساز درباره گامبريچ و اثر اوست:
چرا گورملي كه اكنون مهمترين مجسمه ساز بريتانيا به شمار مي رود، بر اين باور است كه اين كتاب تا اين حد تأثيرگذار بوده است؛ «مهمترين هديه او به ما قابل فهم كردن روند زنده هنر براي همه ما بوده است. او تجربه قانونمند مطالعه هنر را از يك تاريخ فرهنگي خشك به نوعي ماجراجويي تبديل مي كند. تاريخ هنر گامبريچ اين نظريه توفنده را بيان مي كند كه در واقع چيزي به نام هنر وجود ندارد و اين تنها هنرمندان هستند كه وجود دارند!
اين كتاب در واقع يك داستان ماجراجويانه جدي درباره بشر است. در مقايسه با نظريه پردازان متأخر هنر مثل «ژاك درايدا»، «پير بوردو» و «ژان بودريار.» نظريات گامبريچ بسيار مفرح به نظر مي رسند، چرا كه او يك مورخ انسان گر است. او هنر را به عنوان تاريخ بشر مي بيند و به همين دليل است كه تاريخ هنر او براي بسياري جالب و جذاب است.
048168.jpg
گورملي خاطرنشان مي سازد كه گامبريچ از جمله متفكران بسياري بود كه طي دهه هاي ۳۰ و ۴۰ از اروپا به انگلستان آمدند و زندگي روشنفكري اين كشور را متحول كردند.» ميراث ما قبل و در طول جنگ توسط افرادي چون گامبريچ بسيار غني گشت. در كنار زيگموند فرويد فلاسفه اي چون كارل پوپر و ناشراني مثل ويدنفلد ونكيلسون، تايمز وهادنس و فيدون هم آمدند. اين شايد چيزي باشد كه به خاطر آن مي توانيم از ناسيونال سوسياليسم ممنون باشيم، تنها چيز»
اما چرا تاريخ هنر چنين تأثيري بر گورملي جوان داشت؛ «چون تمام امكانات را فراهم مي كرد، نه تنها براي مطالعه هنر، بلكه براي هنرمند شدن و به واقعيت مبدل گشتن. آن كتاب براي من فقط دريچه اي به دنيايي ديگر نبود، بلكه گذرگاهي براي سفر به آينده. به همين خاطر است كه من شخصاً نسبت به او احساس دين مي كنم. همراه با بسياري ديگر كتاب او براي من موهبتي بود، اما چالشي هم به شمار مي رفت. پرسشي كه او مطرح مي كرد، مرا به شدت تكان داد: چالش يا مبارزه شايسته در زندگي يك هنرمند چيست؟»
«شايد به همين دليل است كه گامبريچ به بسياري از آثار هنري مدرن به چشم ترديد نگاه مي كرد. به گمان او، چالشي كه بسياري از هنرمندان مدرن مطرح مي كردند، شايسته و قابل اعتنا نبود. او نگران بود كه قدرتهايي كه بازار هنر را كنترل مي كنند و توجه آنها به مد و احساس گرايي عوامانه هنرمندان را از پرداختن به مسائل عميق تر بازدارد.» براي مثال، گامبريچ نمايشگاه «دميان هرست» با عنوان مردار يك گوسفند را دوست نداشت و آن را بيشتر اثري از سر احساس و ناشي از مشكلات اجتماعي مي دانست تا يك بيان زيبايي شناسانه.گامبريچ چنين ترديدهايي نسبت به گورملي نداشت، اين دو سه بار با يكديگر ملاقات كردند كه مهمترين شان در سال ۱۹۹۶ و براي گفت و گويي طولاني درباره هنر بطور كل و آثار گورملي به طور خاص بود. «ما ملاقات كرديم، چون انتشارات فيدون در حال تهيه يك كتاب ويژه آثار من بود و تمام كتابهاي گامبريچ هم توسط فيدون چاپ شده بود و از سوي ديگر به خاطر تأثير فراوان او بر روي من، ملاقات با او و ثبت گفت و گوي مان بديهي و مطلوب به نظر مي رسيد.
مباحثه آنها را مي توان در كتابي يافت كه آنتوني گورملي در مجموعه كتابهاي اختصاصي منتشر كرد. اين گفت و گو كه تصويري بي نظير از دو مرد را ارايه مي كند كه به شيوايي درباره هنر بحث مي كنند تا جايي كه ديدگاههايشان از هم فاصله مي گيرد، متفكر ديني عمدتاً نگران خلق آن چيزي است كه گورملي تصنع مجاب كننده (Convincing artificiality) مي نامد ـ مثل آثار هنري كه نمايانگر دنيا هستند ـ و مجسمه ساز انگليسي متعهد به يك پروژه هنري سرشار از پديده هاي چندفرهنگي و ملاحظات معنوي كرده است.
048162.jpg
گورملي چالشي را كه گامبريچ در تاريخ هنر مطرح كرده، پذيرفته است، اما در جهتي كه مربي اش نمي توانسته و يا نمي خواسته به آن توجه كند. گورملي توضيح مي دهد: «اثر من يك تصنع مجاب كننده را ايجاد نمي كند، بلكه رابطه اي بين هنر و واقعيت زنده و جسم زنده در زماني خاص و مكاني خاص بنيان مي نهد. اين آن چيزي است كه من مي خواهم به دست بياورم و به همين ترتيب مجسمه من ماحصل هنر در زمانه بازآفريني ماشيني است. مجسمه من چيزي است در اين دنيا به جاي آنكه در عالم رؤيا باشد ـ چيزي كه گامبريچ به آن علاقه دارد ـ.
با اين وجود، گورملي همچنان مربي دوران كودكي خود را تحسين مي كند. «من گامبريچ را دوست دارم، چون او به هيچ وجه پر افاده و مغلق نمي نويسد. در نوشتن بسيار سخاوتمند است، چون نمي خواهد وقت مردم را تلف كند. البته نكاتي را جا انداخته يا حذف كرده است. شايد به اين دليل قابل قبول، كه نمي خواسته ناچار به پرتگويي شود. يك نكته بسيار جالب در مورد گامبريچ پيروي او از اين اصل ويگنشتاين است كه مي گويد: جايي كه نمي توانيم صحبت كنيم، آنجا بايد سكوت كنيم. به همين خاطر، من كاملاً از او متشكرم.»
استوارت جفريس ـ ترجمه: فرهاد آذرين ـ منبع: روزنامه گاردين

يادداشتي بر نمايشگاه احمدرضا دالوند وداريوش مختاري
خط نقاشي در ساحتي اكسپرسيو
048156.jpg
داريوش مختاري متولد ۱۳۳۴ خرم آباد و فارغ التحصيل رشته گرافيك از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. او تجربه خود در زمينه خط و خوشنويسي را از سال ۱۳۷۷ به صورت جدي درزمينه خط نقاشي به كار گرفته است و در اين زمينه در بي ينالها و نمايشگاههاي بين المللي زيادي شركت داشته و جوايزي نيز كسب كرده است.
داريوش مختاري به همراه احمدرضا دالوند كه درزمينه تصويرسازي فعاليت مي كند نمايشگاهي در نگارخانه سيحون از تاريخ ۱۳ تا ۱۸ بهمن ماه برپا كرده اند. آثار داريوش مختاري كه شامل ۱۰ اثر نقاشي خط است با تكنيك هاي جديدي ارائه شده است. اين آثار با استفاده از امكاناتي كه برنامه هاي گرافيكي كامپيوتري در اختيار هنرمند قرارداده و نيز اصل، اثر خلق شده و داراي جذابيت هاي بسيار قابل توجهي است.
ابعاد اين آثار خيلي بزرگ نيست اما از فضاي كادر به اندازه كافي استفاده مثبت و مفيد صورت گرفته است. به شكلي كه تركيب بندي بسيار جالبي را ايجاد كرده و اين تركيب بندي كاملاً آبستره شده است.
استفاده از عنصري كه يكنواختي ريتميك آن باعث بسته بودن دست هنرمند در اجراي ايده هاي خود مي شد، كاري بسيار دشوار است. اين تابلوها آنطور كه از نام آنها انتظار مي رود كلاسيك نيستند. چرا كه وقتي مي شنويم نمايشگاهي از تابلوهاي خط نقاشي برپا شده است بي ترديد اولين تصورمان از آن آثار جملات يا كلماتي است كه به صورت كلاسيك در يك تركيب بندي كاملاً قراردادي قراردارند. اما اين بار با يك تفاوت كلي در نحوه نگرش و بيان يك تفكر مواجهيم. اين تفاوت كلي در نحوه بيان شكل ارائه آثار تا بدان جاست كه رنگهاي بسياري را همچون يك تابلوي نقاشي به سبك اكسپرسيونيستي در آن مي بينيم. شايد لحن اكسپرسيو آثار داريوش مختاري ويژگي سنتي بودن خط را به يك اثر كاملاً مدرن تبديل كرده است. قرمز، آبي، سياه، زرد، سبز و ديگر رنگهايي كه با خلوص و جديت و جسارت زيادي در كنار هم قرارگرفته به بازي خطوط و تركيب آنها كمك كرده است.
پهناي خطوط و ضخامت قلمي كه با آن كلمات نوشته شده اند خط را از عنصري در حال حركت به عنصري ساكن تبديل كرده كه البته با گردشها و حركتهاي بسيار در نهايت به صحنه اي پرانرژي از گردشها و شكستگيهاي خطوط سطح مانند شده است.
اين تركيب بنديها با ويژگي آبستره آثاري را به وجود آورده اند كه بيشتر به نقاشي مي ماند تا خوشنويسي. تعدادي از اين آثار نيز كه قابل خواندن نيستند فقط به بازي سطوح مي مانند و بس. رنگهايي كه تقريباً خصوصيات مذهبي دارند. تم مذهبي ر ا كه در آثار داريوش مختاري مي بينيم، بي شك ريشه در اصالتهاي فرهنگي و ديني هنرمند دارد.
گرايش به نگارش نام پنج تن يا كلمه «الله» در تمامي هنرمندان خوشنويس معتقد و با ايمان ، گرايشي فطري است. كوچك بودن ابعاد بين آثار كه درواقع محدوديت هاي وسايل و امكانات هنرمند موجب آن شده، تأثيرگذاري اين آثار را كمتركرده است. شايد بزرگ بودن ابعاد يك اثر هنري تنها ويژگي تأثيرگذاري سريع آن باشد.
داريوش مختاري در طول دوران فعاليت هنري خود در زمينه گرافيك از استاد خود مرتضي مميز نام مي برد كه بسيار او را ياري كرده است و مطالب بسياري را از او و نيز صادق بريراني و محمد احصايي آموخته است.
بي شك تأثيرپذيري هنرمند از اساتيد گذشته يا دوستان و هنرمندان مورد علاقه مسأله اي است غيرقابل انكار و اين تأثيرپذيري باعث مشاهده شباهت هاي بسياري در آثارشان نيز مي شود. البته تنوع شيوه هاي رايج برا ي عرضه آثار هنري راهي است براي احتراز از هرگونه تقليد يا الگوبرداري محض.
اما هيچ هنرمندي بدون مشق از روي كار استاد نمي تواند فنون اجراي آثار را فراگرفته تا در حيطه موضوع و محتوا دست به خلق آثاري زند كه كاملاً نو و بديع باشند.
ردپاي احصايي و بريراني را مي توان در آثار داريوش مختاري ديد، اما شيريني و لحن بسيار زيباي شخصي هنرمند را نيز نمي توان ناديده گرفت.
احمدرضا دالوند نيز همراه با مختاري در اين نمايشگاه شركت كرده است. او كه چهارمين دهه زندگي اش را پشت سر مي گذارد، بيست سال است كه در زمينه گرافيك، گرافيك مطبوعاتي و تصويرسازي فعاليت مي كند.
دالوند كه با ورود كامپيوتر به حيطه گرافيك، كار با كامپيوتر را نيز تجربه كرده است مي گويد: «پنج سال گذشته را غالباً با كامپيوتر طراحي كرده ام. حوزه كارم شامل مقولاتي مثل طراحي سركليشه (Pictogram)، سرصفحه (Headline) و علايم گرافيكي كوچك براي نشريات، لوگو تايپ (Logo Type) طراحي آگهي، طراحي روي جلد كتاب و مجله، طراحي و تصويرسازي براي برخي نشريات، طراحي پوستر، بروشور، اوراق اداري، كارت و … مي شد. البته قبل از مشغوليت تمام و كمال با كامپيوتر، سالها به عنوان يك تصويرگر تمام وقت و حرفه اي به مطبوعات كشور تصوير مي فروختم و قلم راپيد روترينگ ،۰‎/۰۲ هرگز از من جدا نمي شد.
دالوند در مورد كار با كامپيوتر معتقد است: «وقتي با كامپيوتر كار مي كردم، خطوط و سايه ها نرم و صاف و لطيف و شاد بودند. آنها از گزند روح تا آرام من در امان مي ماندند. من تنها در حد يك «واسطه» عمل مي كردم. شايد بهتر باشد بگويم من فقط يك «رسانه» بودم كه موضوع سفارش را با اندكي از تبحر و حافظه ام عجين مي كردم و بقيه كار را به قابليت هاي نرم افزاري مي سپردم. با اين راه حل توانستم مشتريانم را حفظ كنم… اما خودم را هرگز! هيچ «ماوسي» نمي توانست جلوي روح و روان مرا بگيرد و هرگز كامپيوتر براي من ابزاري نمي شد كه صرفاً خطوط صاف و سايه هاي لطيف در اختيار قراردهد. اما هر چه كه بود گذشت…»
نازنين رجب دوست

گزارش نمايشگاههاي هنري آمريكا در فصل گذشته
شكوفايي هنر مدرن در پاييز
048165.jpg
آثار به نمايش درآمده نمايشگاههاي هنري آمريكا در پاييز امسال آثاري سرشار از خلاقيت بود. آثاري همچون: طراحي هايي در عصر مدرن مضمون اصلي نمايشگاههاي ايتس بورگ، پنسيلوانيا و نيويورك بود. همراه با برنامه هايي كه به تأثير فرهنگي آلومينيوم و شكوفايي در ساخت مبلمان صنعتي مي پرداخت، در تگزاس اسلوب و مد قرن بيستم انگلستان به گالري موزه هنرهاي زيباي هيوستون راه گشوده بود، آثار پيشگامان هنر مدرن نقاشي هاي نمايش داده شده در موزه هنرهاي مدرن سانفرانسيسكو در كاليفرنيا بودند و آثار يك هنرمند خودآموخته نيز گرمابخش موزه مينياپليس در مينه سوتا بود.

موزه هنر مدرن سانفراسيسكو (بزرگداشت هنر مدرن مجموعه اندرسن):
هنگامي كه هري و مارگارت اندرسن سي و پنج سال پيش تصميم به جمع آوري آثار هنري گرفتند عزم خود را جزم كردند تا كلان انديش باشند. در آن هنگام آنطور كه اين زوج به موزه گفته اند در حدود دوجين اثر هنري بوده است اما آنها متوقف نشدند ورفته رفته بيش از ۸۰۰ اثر هنري جمع آوري كردند. موزه هنرهاي مدرن سانفراسيسكو تا نيمه ماه ژانويه ۳۰۰قطعه از اين آثار را در نمايشگاهي كه به جنبه هاي اصلي اين مجموعه يعني مكتب نيويورك هنر كاليفرنيا، هنر معاصر و مجسمه سازي مدرن و آثار هنري بر روي كاغذ مي پرداخت به بازديد عموم گذاشت.

موزه هنر فردريك وايزمن در مينه سوتا (آثار كلمانتين هانتر با عنوان از مزارع پنبه تا بوم كرباس).
هنرمند خودآموخته «كلمانتين هانتر» (۱۹۸۸ ـ ۱۸۸۶) وقتي پنجاه ساله بود نخستين اثر هنري خود را بر روي يك سايبان كهنه خلق كرد. او كه تا ميانسالي به عنوان پنبه چين كار مي كرد پس از اينكه مجله لوك (LOOK) در سال ۱۹۵۳ او را مطرح كرد؛ شهرتي بي سابقه به عنوان يك هنرمند زن آفريقاي جنوبي ـ آمريكايي به دست آورد. اين نمايشگاه كه تا پايان ژانويه ادامه داشت در حدود سي اثر را كه زندگي در كشتزار رابا شيوه پرطراوت هانتر به تصوير مي كشند به نمايش عموم گذاشته بود.

موزه طراحي ملي «كوپرهوويت» نيويورك (شاهكارهايي از موزه طراحي ويترا با عنوان مبلمان عصر مدرن)
مجموعه اي از مبلمان عمدتاً صندلي كه از موزه طراحي ويترا در وي لام راين آلمان امانت گرفته شده اند. اين صندلي ها كه دراشكال و با مواد مختلف ساخته شده اند در اين موزه به نمايش درآمدند. سير طراحي صنعتي مبلمان از هنگام آغاز آن در دهه۱۸۵۰ تا به امروز را پيش روي قرارمي دهند. اكثر نمونه ها از جمله طرحهاي مارسل بروئر، له كاربوزيه و روي ايمس مربوط به سال۱۹۲۰ و پس از آن هستند.

موزه هنرهاي زيباي هيوستون تگزاس (طراحان انگليسي از سلطنت طلبي تا آشوب طلبي)
نوسان بين سنت و مدرنيته در انگلستان نشانگر سهم ملت درايجاد مد است. اين نمايشگاه كه تا اواسط فوريه ادامه دارد گاهشمار طراحي مد قرن بيستم انگلستان از دوران طراحي هاي سنتي تحت نفوذ اشرافيت تا زمان مدهاي گستاخانه ستاره هاي راك است.

موزه هنر كارنگي در پيتس بورگ پنسيلوانيا (طراحي با آلومينيوم از جواهر تا موتورجت)
از چاقوي گوشت بري و لباس شب نشيني گرفته تا اتومبيل و نيم تاج همه وهمه با آلومينيوم ـ از زماني كه براي نخستين بار در نمايشگاه ۱۸۵۵ پاريس نظر عموم را جلب كرد ـ آميخته شده اند.
اين نمايشگاه مجموعه اي است ۳۰۰قطعه اي از جواهرات قيمتي گرفته تا وسايل زندگي روزمره كه توسط هنرمندان و طراحاني چون رنه لاليك، پاكورابان، ژاك لوشواليه و سايرين ساخته شده اند. اين نمايشگاه به نقش آلومينيوم در شكل دادن به معماري و طراحي، صنعتي قرن بيستم مي پردازد.

موزه هنر كيمبل درتگزاس (از رنوار تا پيكاسو: شاهكارهايي از موزه اورانژري)
نقاشي هاي پيراگوست رنوار، پل سزان، پابلو پيكاسو و ساير اساتيد نقاشي فرانسه به شكل موقت از موزه اورانژري پاريس به امانت گرفته شده اند. حدود هشتاد نقاشي بازسازي شده از مجموعه اي كه توسط پل گوبيام (۱۹۳۴ ـ ۱۸۹۱) دلال هنري آينده نگر پاريسي جمع آوري شده؛ انتخاب شده اند.

موزه جرجيا اكيف در سانتافه نيومكزيكو (نماي شهر از ۱۹۱۰ تا ۱۹۴۹)
در اين نمايشگاه مي توان پيشرفت و تكامل شهر نيويورك را از نگاه جرجيا اكيف و نقاشان هم دوره اش مشاهده كرد. اين مجموعه كه آثار ۲۹هنرمند از جمله «برنيس ابوت»، «استوارت ديويس» ، «ادوارد هاپر» و« من ري» را شامل مي شود كه مراحل تبديل اين شهر از ۱۹۱۰ تا ۱۹۴۰ به ابرشهري پر از آسمانخراش را به تصوير مي كشد و تا اواسط ماه مارس نيز ادامه خواهد داشت.
منبعBBC



|   شناسنامه   |   آرشيو   |