* حميدرضا جلايي پور: گيدنز علاوه بر اينكه نظريه پردازي توانا در حوزه جامعه شناسي معاصر محسوب مي شود در تدريس جامعه شناسي نيز فرد بسيار توانايي است ومعمولاً كلاس هاي درس او با ازدحام فراواني برگزار مي شود.
* غلامعباس توسلي: نخستين گام براي كاربردي كردن نظريات گيدنز در مسائل ايران فهم دقيق نظريات اوست كه اين مهم نيز صرفاً بامطالعه يكي، دو ترجمه امكانپذير نيست ومستلزم مراجعه به مجموعه آثار اوست كه هنوز به فارسي ترجمه نشده اند.
دي ماه سال جاري، كتابي با عنوان «معناي مدرنيت» توسط انتشارات كوير منتشر شد كه شامل گفت وگوهاي كريستوفر پيرسون (استاد علوم سياسي دانشگاه ناتينگهام) با آنتوني گيدنز جامعه شناس و نظريه پرداز معاصر بود. اين كتاب توسط علي اصغر سعيدي كه دكتراي جامعه شناسي را به تازگي از انگليس گرفته، ترجمه شده است. آنچه در ادامه مي خوانيد به انگيزه معرفي اين كتاب نوشته شده كه در آن ضمن معرفي گيدنز، نحوه تعامل متفكران علوم اجتماعي در ايران با انديشه هاي گيدنز نيز مورد توجه قرار گرفته است.
گيدنزشناسي
تاكنون بيش از پنج مورد از آثار گيدنز در ايران به فارسي ترجمه شده است كه نخستين مورد آن به سال ۱۳۶۳ بازمي گردد. در آن زمان كتاب مختصري درباره زندگي و نظريات اميل دوركم منتشر شد كه گيدنز نوشته بود ومترجم آن يوسف اباذري بود. اما عليرغم اينكه وي از اقبال نسبتاً خوبي نسبت به ساير نظريه پردازان علوم اجتماعي در ايران برخوردار بوده ولي هنوز آثار اصلي او كه در بردارنده نظرياتش در حوزه جامعه شناسي مي شود به فارسي برگردانده نشده است.
«معناي مدرنيت» به يك معنا كتابي كاملاً متفاوت درمقايسه با مواردي است كه در بالا به آنها اشاره شد. اين كتاب را مي توان يك نوع «گيدنزشناسي» به شمار آورد.
كتاب با يك مقدمه مفصل درباره «جامعه شناسي آنتوني گيدنز» شروع مي شود كه توصيف و تحليل نظريات گيدنز را دربر دارد و پس از آن نيز هفت مورد گفت وگو به چشم مي خورد.
در نخستين گفت وگو زندگينامه خودش را بيان كرده و چگونگي طي كردن مراحل مختلف تحصيلي اش در انگلستان و آمريكا را شرح داده است.
گفت وگوهاي دوم و سوم معطوف به نظريات وي درباره جامعه شناسان كلاسيك نظير ماركس، وبر و دوركم است و نظريه «ساخت يابي» خودش را نيز بيان كرده است.
در گفت وگوي چهارم موضوع مدرنيت به بحث گذاشته شده كه در آن گيدنز به سؤالات پيرسون كه متأثر از كتاب «پيامدهاي مدرنيت» گيدنز هستند پاسخ مي دهد.
در گفت وگوي پنجم و ششم وارد مباحث سياسي و نظريات وي درباره سياست مي شوند و بالاخره در آخرين گفت وگو، گيدنز درباره نياز به يك خط مشي جهاني براي تنظيم اقتصاد جهاني سخن مي گويد.
روباه نظريه پرداز
امروزه در عالم سياست و جامعه شناسي كم نيستند جامعه شناساني كه به لحاظ نظري با گيدنز برابري مي كنند و چه بسا در برخي از حوزه هاي علوم اجتماعي از شهرت بيشتري نيز برخوردار باشند. اما اين پرسش به ذهن مي رسد كه چرا گيدنز حداقل در ايران مورد توجه واقع شده است؟ آيا ويژگيهاي خاصي دارد كه موجب اقبال به او شده؟ كه البته شواهد گوياي اين نكته است كه در انگلستان نيز گيدنز برخلاف بسياري از جامعه شناسان انگليسي بسيار مورد توجه قرار گرفته است.
ايرا.جي.كوهن استاد جامعه شناس دانشگاه راتگرز كه مقاله مربوط به گيدنز را دركتاب «متفكران بزرگ جامعه شناسي» نوشته معتقد است: «نظريه پردازي مانند گيدنز كه با حساسيت وخوش ذوقي قلم مي زند مي تواند به راحتي به نقش يك روباه درآيد. روباه استعاره هنرمندانه آيزيابرلين درباره متفكران اجتماعي است كه مضمون هاي بي ارتباط و حتي مغاير با يكديگر را درهم ادغام كرده ومورد بررسي قرار مي دهند. نوشته هاي گيدنز به لحاظ سبك و شيوه به واقع شكلي كاملاً روباه مانند دارد. او ناگهان از پرداختن به يك موضوع صرف نظر كرده و به موضوع ديگري مي پردازد.»
اما روباه بودن تنها خصيصه اي نيست كه گيدنز رامورد توجه ساخته است. او در نگارش نيز واجد ويژگيهايي است كه تحسين ديگران را برانگيخته است. يكي از كتابهاي وي با عنوان «جامعه شناسي» به صورت يك كتاب درسي تنظيم شده و حوزه هاي مختلف جامعه شناسي را دربر دارد تاكنون دركشورهاي مختلف ترجمه شده و با استقبال فراواني روبرو شده كه از جمله در ايران نيز در سال ۱۳۷۳ توسط منوچهر صبوري ترجمه شد و چند بار نيز تجديد چاپ شد.
صبوري در مقدمه اي كه بر همان ترجمه نوشته براين نكته تأكيد مي كند كه: «معمولاً در كتابهاي درسي جامعه شناسي، كشورهاي توسعه نيافته و جهان سوم ناديده گرفته شده اند و ياچنانچه برخي مسائل آنها در كتابهاي مربوط به حوزه هاي خاص جامعه شناسي مطرح شده كمتر در چشم اندازي وسيع و در زمينه كل تواريخ توسعه و تكامل اجتماعي در نظر گرفته مي شوند و به آنها تنها به عنوان كشورهاي فقير و عقب مانده كاملاً جدا از جوامع صنعتي و متفاوت با آنها نگريسته مي شود.
اما گيدنز اين نگرش نسبت به جهان سوم را نادرست مي داند و معتقد است: «اين جوامع از ديرباز با كشورهاي صنعتي توسعه يافته پيوند داشته اند و اين پيوند متقابل بوده است.
جوامع جهان سوم به گفته گيدنز تحت تأثير استعمار و پيوندهاي تجاري با دولتهاي غربي شكل گرفته اند و ارتباطاتي كه غرب با اين كشورها برقرار كرده به نوبه خود در توسعه و تحول خود غرب تأثير نيرومندي داشته است» شاهد اين ادعاي صبوري نيز در همان كتاب قابل رؤيت است. مثلاً وي در بخش مربوط به جامعه شناسي دين، انقلاب اسلامي ايران را نيز مورد توجه قرار داده است.
حميدرضا جلايي پور نيز كه دكتراي جامعه شناسي را دركشور انگلستان گذرانده، در ايام تحصيل كلاسهاي گيدنز را درك كرده و مي گويد: «گيدنز علاوه برا ينكه يك نظريه پرداز مطرح محسوب مي شود يك مدرس بسيار موفق در جامعه شناسي است. چه بسا افرادي هستند كه نظريه پردازان مشهوري هستند اما در تدريس چندان موفق نيستند. اما گيدنز هم نظريه پرداز توانمندي است و هم بسيار خوب تدريس مي كند بطوري كه اغلب كلاسهاي وي با ازدحام مواجه مي شد و قريب به هزار نفر در جلسات درس او شركت مي كردند.»
گيدنز و دنياي سياست
شايد يكي از دلايل ديگري كه گيدنز را مورد توجه قرار داده ميزان عنايت او به مباحث نظري و عملي در عالم سياست باشد.
گيدنز با تأليف «راه سوم» كه به فارسي هم ترجمه شده به يك نظريه پرداز سياسي نيز تبديل شد.
برخي معتقدند شكاف هاي سياسي را كه گيدنز مورد توجه قرار داده، با شكاف هاي سياسي موجود در ايران مشابه است و در تحليل اين مسأله مي نويسند: «گيدنز در كتاب راه سوم به هر دو جريان راست جديد و نئوليبرال و نيز چپ قديمي مي تازد و از «بازسازي سوسيال دموكراسي» دفاع مي كند. پدر فكري حزب كارگر جديد در انگليس برنامه راه سوم را چنين خلاصه كرده است: «دفاع از ميانه راديكال، دولت نوين دموكراتيك، جامعه مدني فعال، خانواده دموكراتيك، اقتصاد مختلط نوين، برابري به معناي ادغام و رفاه مثبت و…
حزب كارگر جديد انگليس و همتاي آمريكايي آن حزب دموكرات آمريكا چندي پيش مبتكر برگزاري اجلاسي از رهبران احزاب چپ مدرن در اروپا و آمريكا شدند تا راهي ميان ليبراليسم و سوسياليسم بيابند. سوسياليست هاي فرانسه كه به رهبري ليونل ژوسپن دولت را در اختيار دارند گرچه برنامه احزاب كمونيست را رد مي كنند اما به سوسياليست هايي همانند بلر نيز اميدوار نيستند.»
آنها معتقدند: «در ايران نيز جريان چپ با شكاف هايي مشابه روبروست. برنامه اقتصادي حزب مشاركت تاكنون برمبناي يك اقتصاد ميانه قرار گرفته و نشانه اي از رؤياهاي چپ گرايانه در مورد عمومي كردن ابزار توليد و اقتصاد دولتي در آن به چشم نمي خورد.»
ما و گيدنز
آيا انديشه هاي گيدنز چه در حوزه جامعه شناسي و چه در حوزه علوم سياسي قابل استفاده جهت تحليل مسائل ايران هست؟ آيا استقبال از ترجمه آثار او دليلي بر اين است كه نظريات وي قابليت كاربردي شدن در مسائل ايران را دارد؟
دكتر غلامعباس توسلي استاد نظريه هاي جامعه شناسي در اين باره مي گويد: «شكي نيست كه نظريات وي قابل استفاده است ولي در مواجهه با آنها بايد جانب احتياط را رعايت كنيم و مثل هر نظريه ديگري نبايد بطور مستقيم و قالبي آنها را در مسائل ايران وارد كنيم.
به نظرم نخستين گام براي انجام چنين كاري يعني كاربردي كردن نظريات گيدنز براي تحليل مسائل ايران، فهم دقيق نظريات اوست. مراجعه به يكي دو كتاب ترجمه شده از اوكافي نيست. بلكه بايد به مجموعه آثار گيدنز مراجعه كرد. كه اين مجموعه آثار هم زياد است و كتابهاي اصلي وي كه حاوي نظرياتش در حوزه جامعه شناسي است ترجمه نشده است.
متأسفانه در ايران عده اي با خواندن يك ترجمه از فلان نظريه پرداز مدعي مي شوند كه نظريات وي را فهميده اند و توانايي تطبيق آن با مسائل ايران را هم دارند.
در عين حال معتقدم اگر درست فهميده شود يكي از بهترين جامعه شناسان و نظريه پردازان معاصر است. بخصوص نظريات مهم وي درباره مدرنيته و بنيان هاي مدرنيته مثل اعتماد و امنيت را بايد به درستي فهميد و درك كرد تا اثربخش باشد.
در ضمن نوشته هاي گيدنز نسبت به بسياري از نظريه پردازان قابل فهم تر است. يعني در عين نظري بودن، نامفهوم نيست و به مسائل روز نيز توجه كرده است و لذا جاذبه بيشتري دارد.»
***
در مجموع به نظر مي رسد كه نمي توانيم منكر اهميت و جايگاه گيدنز در جامعه شناسي معاصر شويم. اما براي شناخت و فهم آثار او نيازمند تتبع وكاوش بيشتري در نوشته هاي اصلي او مي باشيم. لذا «معناي مدرنيت» را بايد مقدمه اي كامل دانست كه ورود به مباحث گيدنز كارآمد و سودمند خواهد بود.