شماره ۲۰۴۶ - سال هشتم - سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۰
Tue, Feb 5, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
نگاهي به يك فيلم روز جهان : « گناهكار »
* درغالب فيلم هاي هاليوودي ، هرزمان كسي پا را از حيطه خانواده فراتر مي گذارد، قطعاً به سزاي عملش مي رسد.
* بطوركلي فرم فيلم ، فقط قرار است كه ساده و طبيعي و به دور از نوآوري باشد ـ كه هست. درنتيجه با يك فيلم قابل ديدن روبرو هستيم .

ويترين كتاب
048276.jpg
* چلچله لال/ يك شعر بلند / غلامحسين نصيري پور / انتشارات شاعر امروز / چاپ اول: /۱۳۸۰ تيراژ: ۱۰۰۰ / قيمت: ۱۵۰۰۰ ريال.
«نصيري پور» در اواسط دهه شصت با بيانيه «موج سوم» در حيطه شعر امروز مطرح شد. پيش از آن با انتشار جنگ «فلك الافلاك» به مقوله گاهنامه هاي ادبي وارد شده بود. طي دهه هفتاد اما، خاموشي او را در عرصه شعر شاهد بوديم و اينك به رغم سابقه وي در «شعرك» ها، با شعري بلند از او روبروييم.

048279.jpg
* تشنگي واژه ها / يك شعر بلند / غلامحسين نصيري پور / انتشارات شاعر امروز / چاپ اول: ۱۳۸۰ / تيراژ: ۱۰۰۰ / قيمت: ۱۵۰۰۰ ريال.
به نظر مي رسد كه «نصيري پور» با آغاز سال ،۸۰ پركارترين دوره كاري خود را پشت سر مي گذارد. به روايت فهرست پاياني كتاب، او در اين سال شش مجموعه شعر منتشر كرده است و اين درحالي است كه طي سالهاي ۱۳۴۷ تا ۱۳۸۰ او تنها سه مجموعه منتشر كرد كه آخرين آن در ۱۳۵۱ بوده است. به هر حال، او در دهه شصت از فعالين عرصه مطبوعات ادبي به شمار مي رفت.

048291.jpg
* استقلال فرهنگ سياه در ادبيات آفريقا / مترجم: علي ماتك / انتشارات معلم/ تيراژ: /۱۰۰۰ قيمت: ۵۰۰۰ ريال.
اين كتاب مجموعه اي از مقالات نويسندگان آفريقايي يا آفريقايي تبار درباره فرهنگ سياه است. نويسندگاني همچون: لئوپولد سدار سنگور / آبيوسه نيكول، ييراگوديوپ، پولين يواخيم، كالونگانو و …
مترجم اين كتاب از استعدادهاي مطرح عرصه ترجمه و تحقيق بود كه در ۱۳۷۴ بدرود حيات گفت.

048285.jpg
* دماغ / مجموعه داستان كوتاه / ريونوسوكه ـ اكتاگاوا / مترجم: احمد شاملو / انتشارات مرواريد / تيراژ: ۳۳۰۰ نسخه / چاپ سوم: ۱۳۸۰ / قيمت: ۶۵۰۰ ريال.
«ريونوسوكه ـ اكتاگاوا» در مارس ۱۸۹۲ در توكيو متولد شد. نخستين اثرش ۱۹۱۴ منتشر شد و دوسال بعد، اولين شاهكارش با نام «دماغ» در يك مجله معتبر ژاپن منتشر شد. ما و اروپاييان عموماً «اكتاگاوا» را با «راشومون» مي شناسيم كه براساس اش فيلم مشهور «كروساوا» ساخته شد. پست مدرن ها هم از اين اثر كلاسيك بهره گرفتند. «جارموش» در «گوستداگ» از «راشومون» بهره گرفت تا يكي از «نشانه هاي ساختاري» فيلم شكل گيرد.

نگاهي به يك فيلم روز جهان : « گناهكار »
« زنده باد خانواده » ؛ با پيچ و تاب اضافي
* درغالب فيلم هاي هاليوودي ، هرزمان كسي پا را از حيطه خانواده فراتر مي گذارد، قطعاً به سزاي عملش مي رسد.
* بطوركلي فرم فيلم ، فقط قرار است كه ساده و طبيعي و به دور از نوآوري باشد ـ كه هست. درنتيجه با يك فيلم قابل ديدن روبرو هستيم .
048288.jpg
* The Guilty
كارگردان : آنتوني والر ـ نويسنده فيلمنامه : ويليام ديويس براساس اثري ازسيمون بروك ، موسيقي : دبي وايزمن ، تدوين : آليسون گريس ، مدير فيلمبرداري : توبياس شليسلر، بازيگران : بيل پولمن ، دوان ساوا، گابريل آنوار، آنجلا فيتر ستون، دارسي بلشر ، محصول ۲۰۰۱ .
خلاصه داستان :
يك وكيل موفق كه با همسرش زندگي آرامي دارد، يك شب منشي تازه به شركت آمده اش با نام «سوفي» را به شام دعوت مي كند. اين دعوت به رابطه اي منجر مي شود . وكيل از ترس اين كه مبادا سوفي كار دستش دهد، اخراجش مي كند. سوفي يكي دوبار سرراه وكيل سبز مي شود واو را بخاطر اخراج كردنش تهديد مي كند. از سويي پسري به نام «ناتان» كه تازه از زندان آزاد شده ـ كه بعد معلوم مي شود پسر همان وكيل است ، بي آن كه وكيل بداند ـ به دنبال پدرش است واز طرفي بطور اتفاقي وارد خانه سوفي و هم اتاقي او مي شود. پس از برخورد ناتان با پدرش ، وكيل بي آن كه بداند ناتان پسرش است ، از او مي خواهد دختري را كه از او حق السكوت خواسته به قتل برساند و درعوض سي هزاردلار (پنج هزاردلار پيش و ۲۵هزاردلار پس از انجام قتل ) بگيرد. ناتان كه دودل است ، پاكت دربسته عكس دختر و پنج هزاردلار را دور مي اندازد، اما يكي از دوستانش با نام «لئو» پاكت را برمي دارد و به سراغ دختر مي رود. ناتان قضيه را مي فهمد اما موفق نمي شود دختر را نجات دهد. ناتان سراغ وكيل مي رود واز او اعتراف مي گيرد وروي نوار ضبط مي كند. اما وكيل با زرنگي نوار را پس مي گيرد وهمه چيز را مهيا مي كند تا لئو به قتل برسد. وكيل را كه حالا قاضي شده، درحال داوري درمورد يك تجاوز مي بينيم ، اما از سويي او يك جاي كار اشتباه كرده: نوار اعترافاتش را حين ترك همسر خيانتكارش جا گذاشته است.
|||
سينماي هاليوود ـ برخلاف تصور رايج وبه عكس سينماي اروپا ـ معمولاً سينماي اخلاق گرايي بوده وحافظ حريم خانواده. درغالب فيلم هاي هاليوودي ، هرزمان كسي پا را از حيطه خانواده فراتر مي گذارد، قطعاً به سزاي عملش مي رسد. نمونه اين نوع فيلم، «جاذبه مرگبار» ساخته «ادرين لاين» است كه درآن مردي متأهل براثر هوسبازي ، دچار مشكلات عديده اي مي شود، «گناهكار» از آخرين ساخته هاي هاليوود است كه كماكان همه چيز را از آنجا مي آغازد كه مردي به همسرش خيانت مي كند. فيلم البته سعي دارد لااقل درقصه ـ و نه در تكنيك ـ ساده نباشد، درنتيجه سرشار است از پيچ و تاب هاي بسيار و حواشي اي كه گاه از حد معمول فراتر مي روند و گاه زائد هم به نظر مي رسند. درست است كه درظاهر با يك قصه ساده طرف هستيم، اما فيلمنامه نويس ، بي محابا قصه را پرماجراتر از حد معمول مي كند و درنتيجه گاه اتفاق ها و حوادث ماجرا ( واصلاً اين كه همه چيز برحسب اتفاق رخ مي دهد: مثلاً جايي كه پسر درست به موقع مي رسد وپدرش را نجات مي دهد يا اين كه همان پسر بطور اتفاقي با دختراصلي ماجرا آشنا مي شود) غيرقابل باور به نظر مي رسند. درنتيجه پيگيري قصه پرپيچ وتاب فيلم، هرچند براي تماشاگر آسان است ، اما هضم و باور آن گاه مشكل به نظر مي رسد، به شكلي كه مثلاً همه ماجراي اين كه ناتان، پسر همان وكيل است، كاملاً بي فايده به نظر مي رسد وهيچ كاركردي ندارد جز نوعي پند و موعظه اخلاقي زائد(تمام صحنه اي هم كه وكيل قاضي شده يك متجاوز را نصيحت مي كند كاملاً زيادي است).
از زمان به قتل رسيدن دختر هم، فيلم كاملاً افت مي كند و بيشتر و بيشتركش پيدا كرده و به كندي پيش مي رود. به راحتي مي توان دقايق زيادي از نيمه دوم فيلم را حذف كرد. اين ميان البته پيچ هاي كناري و برخي حواشي فيلمنامه ، به كار آن مي آيند: مثلاً قضيه خيانت همسروكيل ، ابتدا زائد به نظر مي رسد، اما رفته رفته بهانه مناسبي مي شود براي جدايي وكيل از همسرش وبعد ترفند به جا ماندن نوار روي ميز وپيش زمينه اين ارتباط ناهنجار ، پايان اثر را شكل مي دهد. اين ميان هرچند كارگرداني اثر ويژگي خاصي ندارد ، اما حداقل ـ وهراز گاه ـ نشان كوچكي از توانايي هاي فيلمساز را مي توانيم شاهد باشيم. مثلاً درصحنه اي كه نوار روي ميز جا مي ماند ، به رغم اين كه ما نمايي درشت از جاماندن نوار روي ميز مي بينيم، بعد به مدد درست پيش رفتن قصه و حرف هاي مهمي كه درآن صحنه بين زن وشوهر رد وبدل مي شود و نوع زواياي دقيق دوربين وتدوين حساب شده، ما هم مثل شخصيت اصلي به راحتي نوار روي ميز را فراموش مي كنيم. يا درابتداي فيلم ، صحنه بيرون آمدن از زندان، فاصله زياد دوربين از سوژه، ما را درحس رهايي او شريك مي كند وهمان جا، وقتي كه سرخوشانه به يك دزدي دست مي زنند، دوربين روان و سيال (وگويي بي خيال و رها) بي قيدي شخصيت ها را به راحتي برايمان تصوير مي كند؛ بي قيدي اي كه بعد درماجراي فيلم به كار ما مي آيد. اما اين ميزان دقت متأسفانه فقط در برخي قسمت هاي فيلم ديده مي شود ، درنتيجه «گناهكار » از حد يك فيلم متوسط ومعمولي فراتر نمي رود. آشكارا سعي شده همه چيز فقط استاندارد باشد ومطابق الگوهاي معمول اين ژانر: يك وكيل موفق (كه حتي بعد قاضي مي شود)، هوسبازي او ، يك مشكل جدي ، پاگذاشتن روي انسانيت ( كه اغراق آميز مي شود و درنتيجه گاه غيرقابل باور) ، تقاص درزندگي شخصي (خيانت همسر) وبعد تقاص كلي (از دست دادن همه چيز ). از سويي شخصيت دخترهم كاملاً كليشه اي است : يك دختر معمولي كه هيچ كاري از دستش برنمي آيد جزاين كه به تقدير محتومش تن دهد و آرام زندگي اش را ببازد. هم اتاقي او هم دست كمي از سوفي ندارد و به راحتي كسي را كه دوست دارد از دست مي دهد ودم برنمي آورد. اين نوع نگاه به زن، چند دهه از زمان ساخت فيلم عقب تر به نظر مي رسد!
048282.jpg
جز اين شيوه روايت و تكنيك هاي ساختاري و بطوركلي فرم فيلم ، فقط قرار است كه ساده و طبيعي و به دور از نوآوري باشد ـ كه هست. درنتيجه با يك فيلم قابل ديدن روبرو هستيم كه لااقل آزارنده نيست و شايد براي يك فيلم امتيازي نباشد، اما اگر به صورت پيگير فيلم هاي روز جهان را دنبال كنيد، خواهيد ديد كه همين هم امتياز بس كميابي است!



|   شناسنامه   |   آرشيو   |