شماره ۲۰۴۶ - سال هشتم - سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۰
Tue, Feb 5, 2002
Casual black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
با ارسال پرونده به دادگاه خانواده در ايران
•  بيشتر متقاضيان طلاق، نو عروساني هستند كه به ازدواج غيابي تن داده اند
• فريب در ازدواج، ترك انفاق، اعتياد و سوءمعاشرت عامل اصلي جدايي زوج هاي جوان ايراني در اروپا و آمريكاست

اسارت هولناك دختر ۱۷ ساله در خانه خواستگار
گروه حوادث: يك پسر جوان وقتي از خواستگاري دختر مورد علاقه اش دست خالي بازگشت، او را در راه مدرسه ربود و شش ماه در زيرزمين خانه پدرش زنداني كرد.
راز اسارت هولناك اين دختر ۱۷ ساله زماني فاش شد كه وي در حالي كه كفش به پا نداشت و لباس خانه به تنش بود، هراسان وارد ساختمان كلانتري ۱۲۸ تهران شد.
048336.jpg
بنابه اين گزارش، اواخر مردادماه سال جاري «ياسمن» كه مانتوي مدرسه به تن داشت و با تعطيلي دبيرستان دخترانه در خيابان پنجم در راه خانه بود ،كه پيكاني با چهارسرنشين پسر جلوي پاي او ايستاد. وقتي «ياسمن» خواستگار سمج خود را درميان جوانان ديد خواست راه خود را كج كند كه سرنشينان خودرو پياده شدند و او را به زور داخل پيكان كردند. بعد از گذشت شش ماه از ناپديد شدن ياسمن و جست وجوي خانواده اش براي به دست آوردن ردپايي از وي، اين دختر چهارشنبه ۲۶ ديماه سال جاري در برابر مأموران پليس پرده از راز اسارت خود در خانه خواستگارش برداشت. اين دختر، به كارآگاهان گفت: ساعت ۲ ظهر بود كه من از مدرسه خارج شدم تا به خانه بروم، وقتي دوستان مدرسه اي از من جدا شدند پسر جواني به نام «احسان» كه يكبار به خواستگاري ام آمده بود با سه تن از دوستانش مرا به زور سوار پيكاني كردند و ربودند.
آنها، وقتي من با داد و فرياد از مردم كمك خواستم با تظاهر به اينكه من و «احسان» نامزد هستيم مردم را متفرق كردند و خواستگارم بسرعت راه خانه اشان در تهران نو را در پيش گرفت. وي، ادامه داد: «دربرابر خانه پدر «احسان» دوستانش من و او را تنها گذاشتند، خيلي ترسيده بودم. «احسان» مرا به زور داخل خانه كشاند و به زير زمين ساختمان برد، در آنجا ابتدا سعي كرد با مهرباني مرا قانع كند كه دوستم دارد اما وقتي ديد من علاقه مند به زندگي با او نيستم با شيلنگ به جانم افتاد.
يك ماهي در زير زمين بدون اينكه جز «احسان» كسي را ديده باشم زنداني بودم. در اين مدت از خواستگارم شنيدم كه اعضاي خانواده اش در مسافرت هستند. «ياسمن» افزود: «نمي دانيد چه عذابي كشيدم، شب و روز نداشتم، از «احسان» مي ترسيدم و مي دانستم خانواده ام نگران هستند، او مي دانست من خودروي پرايدي دارم وقتي پدر و مادرش به همراه دو برادر و خواهرش از مسافرت بازگشتند، «احسان» به همراه دوستانش مرا با پيكان به پاركينگي برد كه خودروي پرايدم در آنجا متوقف بود.
با تهديد «احسان» قبض را در اختيارشان قرار دادم وآنها با تحويل گرفتن خودروي پرايدم، مرا سوار آن كردند و باز به زيرزمين خانه احسان برگرداندند. چهار ماه در زيرزمين نور آفتاب را نديدم، «احسان» گاهي ديوانه وار با چاقو و شيلنگ به جان من مي افتاد و گاهي به اندازه اي مهربان مي شد كه باور نمي كردم او شكنجه گر من است. «ياسمن» در حالي كه گريه مي كرد، گفت: «حتي براي دستشويي رفتن، چشمانم را مي بست. تا اينكه بعد از چهار ماه من را به طبقه بالا نزد مادرش برد و به او گفت كه اين دختر عروس تو است و قرار است نوه اي براي تو بياورد.
ابتدا تصور مي كردم خانواده احسان با اين كار او مخالفت مي كنند اما آنها نه تنها اين كار را نكردند بلكه از پسرشان حمايت كردند. دو ماه نزد پدر و مادر «احسان» بودم، آنها مانند زندانبانان از من مراقبت مي كردند. در اين مدت چندين بار پابه فرار گذاشتم و هربار در كوچه يا خانه همسايگان مادر «احسان» يا خود او مرا گرفتند. مادر خواستگارم با چنگ زدن موهايم وخود «احسان» در حالي كه با شيلنگ مرا مي زد نمي گذاشتند فرار كنم. همسايه ها همه تصور مي كردند من زن عقدي «احسان» هستم و بخاطر همين هيچكس به دادم نمي رسيد.
«ياسمن» با نشان دادن آثار جراحت چاقو روي دستانش، ادامه داد: «من چاره اي جز تسليم در برابر خواسته هاي «احسان» نداشتم، او حتي يكبار بدون توجه به من در حالي كه در زيرزمين گرسنه مانده بودم با خودروي پرايدم و دوستانش به شمال رفته بود و تصادف كرده بود.
براي اينكه بتوانم از زندان خانواده «احسان» فرار كنم، طوري نقش بازي كردم كه آنها تصور كنند ازدواج با «احسان» را پذيرفته ام، به او محبت مي كردم تا اينكه اعتمادش به من جلب شد.
روز فرار، من و «احسان» در خانه تنها بوديم، او داشت غذا درست مي كرد كه من باتوجه به آزادي هايي كه پيدا كرده بودم از غفلت او استفاده كردم وخودم را به پشت بام رساندم ،سپس از آنجا به خانه همسايه رفتم، وقتي زن همسايه مرا ديد خواست فرياد بزند كه با مشت به دهانش كوبيدم و با پاي برهنه خودم را به پليس رساندم.
048327.jpg
كارآگاهان كه با يك آدم ربايي بي رحمانه روبرو شده بودند درنخستين اقدام «احسان» را دستگير كردند و خانواده وي را نيز تحت تحقيق قرار دادند. «احسان» واعضاي خانواده اش در اين بازجويي ها، هرگونه اطلاع از ادعاهاي «ياسمن» را منكر شدند و «احسان» گفت كه اين دختر از خودروي وي سرقت كرده است و آشنايي آنها از اين ماجرا بوده است. از سوي ديگر، پليس در تجسس هاي خود دريافت خواستگار سمج براي گمراه كردن خانواده دختر مورد علاقه اش وقتي او در اسارت بود به خانه دايي ياسمن رفته و با داد و فرياد خواسته است اين دختر را اگر پنهان كرده اند تا زن او نشود، بگذارند به مدرسه برود.
پرونده اسارت «ياسمن» در خانه پسر جوان پس از تحقيقات قضايي در مجتمع قضايي ارشاد بخاطر وقوع آدم ربايي به مجتمع امور جنايي تهران ارجاع شد و با نظر آنان پرونده براي تحقيقات تخصصي در دستور كار مأموران دايره ۱۱ اداره آگاهي تهران قرار گرفت.

با ارسال پرونده به دادگاه خانواده در ايران
۲ هزار زوج ايراني مقيم خارج درخواست طلاق كردند
•  بيشتر متقاضيان طلاق، نو عروساني هستند كه به ازدواج غيابي تن داده اند
• فريب در ازدواج، ترك انفاق، اعتياد و سوءمعاشرت عامل اصلي جدايي زوج هاي جوان ايراني در اروپا و آمريكاست
048330.jpg
گروه حوادث: مدارك بيش از دوهزار زوج جوان ايراني كه زندگي مشترك ناموفقي را در اروپا و آمريكا داشتند، براي ثبت و تأييد واقعه طلاق به دادگاه خانواده تهران ارسال شد.
بيشتر دادخواست هاي طلاق ازسوي زنان جواني است كه به دليل فريب در ازدواج، اعتياد و خوشگذراني، ترك انفاق، سوءمعاشرت همسرانشان صورت گرفته است. حسن حميديان ـ رئيس مجتمع قضايي خانواده ـ در اين باره به خبرنگار قضايي ما گفت: يكي ازكارهاي مهم دادگاه خانواده رسيدگي به درخواست زوج هاي ايراني است كه زندگي مشتركشان در خارج از كشور با شكست روبرو شده، است. وي افزود: متأسفانه طي ۱۸ماه گذشته بيش از دو هزار زوج ايراني از همسرانشان در كشورهاي اروپايي و آمريكا جداشده اند. طلاق اين زوج ها در مراكز مذهبي يا دفاتر رسمي در خارج از كشور انجام مي شود و كنسولگري سفارتخانه هاي ايران اين نوع طلاق را تأييدمي كند، اما چون اين دادخواست طلاق بايد به تأييد دادگستري ايران برسد، درنتيجه كليه مدارك متقاضيان زوج هاي جوان كه از يكديگر در خارج از كشور جداشده اند ازطريق وزارت امورخارجه به دادگاه خانواده ارسال مي شود و يا وكيل قانوني زوج ها ـ زن وشوهر ـ مدارك مربوط را تسليم دادگاه خانواده مي كنند. وي گفت: زماني كه زوج جواني از دادگاه خانواده درخواست تأييدطلاق را مي كنند دادگاه براساس احكام شرعي و قانوني واردعمل مي شود و به وكلاي طرفين پرونده ـ زن وشوهر ـ اعلام مي كند ظرف مدت كوتاهي داوران خود را به دادگاه معرفي كنند. ضمناً مدارك مستند خود را درارتباط با ازدواج و طلاق خود در خارج از كشور به دادگاه ارائه كنند.
دادگاه در يك جلسه فوق العاده و به طور خارج از نوبت به درخواست زوج هاي ايراني در خارج از كشور رسيدگي مي كند و رأي را درباره پرونده طلاق صادرمي كند.
وي گفت: براساس آمار موجود بيشتر دختران جوان كه بطورغيابي سرسفره عقد نشسته اند و با هزاران اميد و آرزو براي زندگي مشترك به كشورهاي اروپايي و آمريكايي سفركرده اند به دليل نداشتن شناخت كافي ازهمسران خود، در زندگي خود شكست خورده و بعد اين زنان در دادخواست طلاق خود موضوع فريب در ازدواج را مطرح مي كنند.
دراين نوع ازدواج ها عروس خانم ها و خانواده هاي آنان قبل از ازدواج يا خواستگاري از بيوگرافي شوهران خود به صورت مكاتبه اي ـ نامه ـ و يا اينكه توسط واسطه و يا خانواده داماد يك اطلاعات نسبي درباره وضعيت شغلي، درآمد و امكانات اوليه كسب كرده اند و به صرف شنيده ها و اينكه داماد، مديرباتجربه يك فروشگاه، يك خواننده، يا نوازنده، مديرعامل يك شركت خصوصي، پزشك يك بيمارستان مهم در آمريكا و... تن به ازدواج غيابي مي دهند.
وي ادامه داد: همچنين گروهي از زنان جوان پس از مدتي زندگي مشترك در اروپا و آمريكا متوجه مي شوند كه همسرانشان براثر خوشگذراني و مصرف بيش از حد موادمخدر حالت جنون پيداكرده اند و زنان را تحت شكنجه و آزارواذيت قرارمي دهند و در پرونده هاداريم كه اكثر زنان اين دسته با بخشيدن كليه حق وحقوق قانوني از شوهرانشان جدامي شوند.
وي گفت: همچنين تعدادي از زنان جوان نيز به دليل اينكه همسرانشان آنها را ترك كرده و يا سوءمعاشرت دارند، درخواست طلاق كرده اند كه دراين زمينه آمار بسيار بالاست. البته پرونده هايي نيز وجوددارد كه درآن مردان ايراني درخارج از كشور به دليل عدم تمكين، بداخلاقي و سوءرفتار همسرانشان، درخواست طلاق داده اند.
وي گفت: درحال حاضر پرونده هايي از كشورهاي آمريكا، آلمان، سوئد، كانادا، نروژ، فنلاند، هندوستان، هلند، تايوان، سنگاپور، دانمارك، پاكستان، سوئيس، اتريش و دوبي در دادگاههاي خانواده تحت رسيدگي است.

مديرمسؤول نوروز در ششمين جلسه دادگاه
048333.jpg
گروه حوادث ـ ششمين جلسه محاكمه مديرمسؤول روزنامه «نوروز» به اتهام جرايم مطبوعاتي با حضور اعضاي هيأت منصفه مطبوعات روز گذشته در شعبه ۱۴۱۰دادگاه ويژه كاركنان دولت به رياست سعيد مرتضوي برگزارشد.
دادگاه براي رسيدگي به اتهامات مطبوعاتي محسن ميردامادي، طي دوجلسه صبح و عصر ديروز ـ دوشنبه پانزدهم بهمن ـ بمدت ۶ساعت تشكيل جلسه داد. براساس اين گزارش، در ابتداي جلسه رئيس دادگاه در سخناني با اشاره به اينكه متهم در جلسه قبلي دادگاه تا ۶۴ مورد از اتهامات مطرح شده را پاسخ داده است، از ميردامادي خواست به دفاع از بقيه اتهامات بپردازد. ميردامادي درباره شكايت مدعي العموم در ارتباط با هجمه عليه شوراي نگهبان گفت: مقاله اي كه در روزنامه نوروز چاپ شده است، داراي يك بحث جامعه شناسي است و در آن گفته شده است: حكومت هايي كه فاقد پايگاه مردمي است، جايگاهي ندارد و اين مقاله بدون هيچگونه ايرادي چاپ شده است. مديرمسؤول روزنامه نوروز در بخش ديگري از دفاعياتش گفت: تاكنون به ۷۶ مورد از ادعانامه مدعي العموم كه تحت عنوان هجمه عليه قوه قضاييه و شوراي نگهبان بود، پاسخ دادم و مي خواهم مواردي مشابه از روزنامه هاي مقابل را مطرح كنم و آيا اينكه حمله به دولت و مجلس جرم نيست. در ادامه جلسه دادگاه، قاضي از ميردامادي خواست درخصوص اتهام «نشراكاذيب به قصدتشويش اذهان عمومي» دفاع كند. مديرمسؤول روزنامه نوروز گفت: تمامي ۱۳۲موردي كه در روزنامه ذكر شده به عنوان چالش و بحران براي دولت بوده و آماده ام كه از تمامي موارد دفاع كنم و به تعدادي از ۱۳۲مورد پاسخ گفت.

قتل دربرابر دادگستري شهرستان سنندج
سنندج ـ خبرنگار«ايران»: يك مرد، خواهر زنداني خود را دربرابر دادگستري شهرستان سنندج موردحمله قرارداد و با ضربات چاقو وي را ازپاي درآورد. اين جنايت، ساعت ۹و۳۰دقيقه صبح ديروز ـ دوشنبه ۱۵ بهمن ماه ـ زماني رخ داد كه يك زن زنداني ۳۵ساله براي بازجويي به دادگستري سنندج احضارشده بود. بنا به اين گزارش، وقتي دوتن از برادران اين زن زنداني و خواهر ديگر وي او را ملاقات كردند يكي از برادران كاردي از لباس هايش بيرون كشيد و خواهر بزهكارش را به قتل رساند.

حمله به همشاگردي
يك دانش آموز پسر بخاطر اختلافي كه با همكلاسي اش داشت در كلاس درس و دربرابرمعلم باساطور به وي حمله برد. اين نوجوان كه «پدرام» نام دارد، صبح روز پنجشنبه ۱۱بهمن ماه سال جاري دريكي از دبيرستان هاي منطقه۱۱تهران وقتي معلمش درحال آزمون شفاهي ازهمكلاسي اش به نام «ايمان» بود، ساطوري از زيرميز بيرون كشيد و به سمت وي حمله برد. دراين حمله، پس از اينكه همكلاسي مهاجم بشدت مجروح شد، ازسوي مسؤولان مدرسه به بيمارستان انتقال يافت. «پدرام» كه متواري شده بود بعد از بررسي هاي مأ موران كلانتري ۱۲۹ تهران ، ۷۲ساعت بعد با پاي خود به كلانتري جامي رفت و در اعترافاتش گفت: وقتي «ايمان» درحين پاسخگويي به سؤالات معلم به من ناسزاگفت، كنترلم را ازدست دادم و به وي با ساطور حمله بردم. بنا به گزارش خبرنگارما، درشكايت خانواده «ايمان»، آنان ادعاكرده اند مديرمدرسه پسرشان با وجود نزديكي به كلانتري، هيچ اقدامي براي درجريان گذاشتن آنها نكرده است.

مرگ مشكوك يك خلبان بازنشسته
پليس، تجسس هاي ويژه اي را براي فاش ساختن چگونگي مرگ مشكوك يك سرهنگ خلبان بازنشسته در دستور كار قرار داده است. پيكر بي جان اين خلبان كه ۵۹ ساله است و اسماعيل سنقري، نام دارد، ساعت ۱۰ ديروز ـ ۱۵ بهمن ماه ـ در حالي كه غرق در خون بود در حمام اتاق شماره ۵۰۹ يكي از هتل هاي تهران،كشف شد. بنابه اين گزارش، باتوجه به تحقيقات مأموران تجسس كلانتري ۱۲۹ جامي مشخص شد قرباني ساكن شهرستان مشهد است و درمسافرت هاي پي درپي به تهران، دراين هتل ا قامت مي كرد. از سوي ديگر، كارآگاهان از پسر قرباني شنيدند وي با فروش قطعه زميني در نياوران، ۱۱۰ ميليون تومان به همراه داشت در حالي كه اثري از آن در اتاق شماره ۵۰۹ به دست نيامده است، فرضيه قتل اين خلبان را تحت بررسي قرار دادند.
بنابه گزارش خبرنگار ما، قاضي محمدسلطان همتيار باتوجه به ابهامات مرگ اين مرد، پرونده آن را در اختيار كارآگاهان دايره ۱۰ قرار داد تا با بررسي هاي تخصصي راز حادثه اين هتل را فاش كنند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |