شماره ۲۰۴۶ - سال هشتم - سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۰
Tue, Feb 5, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
* پايه هاي يك نظام سياسي بر روي شانه هاي مردم «پي ريزي» مي شود و هرقدر مردمان اين نظام تنومندترو استوارتر باشند بنيان حكومت نيز مقاوم تر و ماندگارتر خواهد بود.
سال هاي آغازين كار شوراها

پايان عصر زورمداري
* پايه هاي يك نظام سياسي بر روي شانه هاي مردم «پي ريزي» مي شود و هرقدر مردمان اين نظام تنومندترو استوارتر باشند بنيان حكومت نيز مقاوم تر و ماندگارتر خواهد بود.
همگام با تحولات جهاني مفهوم قدرت نيز باز تعريف شد و برخلاف دهه هاي اول قرن بيستم كه تسليحات نظامي زور و بازوي قدرتهاي جهاني بود اينك «به جهان و جامعه اي وارد مي شويم كه ديگر نمي تواند زور و محدوديت بر آن حكومت كند» و «امروز نمي توان از پديده شوم و وحشت آفرين توسل به زبان خشونت و ترور در عصر ارتباطات به سادگي گذشت.» (۱)
در روزگاري تفهيم مردم درحداقل زمان صورت مي گرفت و با استفاده از زور و سرنيزه آمال و خواسته هاي حاكميت اجرا مي شد و منطق و گفت وگو بي ارزش ترين و كم اهميت ترين موضوع در فكر صاحبان قدرت بود و سطور تاريخ نيز پر از چنين برخوردها و سقوط چنين نظامهايي است و پندآموزي از سرنوشت پيشينيان، حداقل كاري است كه به هر فردي توصيه و تأكيد مي شود.
از منظري پايه هاي يك نظام سياسي بر روي شانه هاي مردم «پي ريزي» مي شود و هرقدر مردمان اين نظام تنومندترو استوارتر باشند بنيان حكومت نيز مقاوم تر و ماندگارتر خواهد بود و هرقدر ارتباط حاكميت با مردم شفاف ونزديك باشد بقاي آن نظام نيز بيشتر مي شود و در زماني كه پايه هاي اين نظام محكم نباشد و اراده مردمان سست، خسته و فرسوده شود آنگاه اصطكاك و تعارض منافع مردم و حاكميت آغاز مي شودكه در اين هنگام ممكن است دواتفاق بيفتد، نخست آنكه حاكميت دست به «كورتاژ» و نوزايي در درون خود بزند تا بتواند همنوا با افكار عمومي شود كه در اين صورت بقاي خود را تضمين خواهد كرد اما رفتار ديگر اين است كه حاكميت به مقابله و مقاومت در برابر افكار عمومي بپردازد و به دليل آنكه اين مقاومت نيز حد و مرزي دارد و بسيار شكننده است اجباراً تنها ابزار حفظ وضع موجود زور وخشونت خواهد بود حال سؤال اين است كه زور و خشونت تا چه حد كاربرد و كارايي دارد؟ و تا چه حد مي توان انتظارات و خواسته اي مردم را از همين طريق به تعويق انداخت؟
افزايش سطح آگاهي عمومي، گسترش ارتباطات و اطلاعات و حضور سازمانها و نهادهاي بين المللي از جمله عواملي هستندكه نظامهاي سياسي را از به كارگيري زور در تحميل خواسته هايشان بازمي دارد وهرحكومتي كه خود را فراتر از مردم بداند و بخواهد خلاف جريان آب شنا كند سرنوشت روشني پيش روخواهد داشت.
در هر حال در بخشي از حاكميت در جمهوري اسلامي ايران كه اتفاقاً بسيار تأثيرگذار و مؤثر در هدايت تصميمات اساسي هستند، معتقدند كه در نظام اسلامي مردم در فرآيند تصميم گيري نقشي ندارند و اگر چندنفر طرفدار هم داشته باشند برايشان كفايت مي كند از اين رو در يك جاده يك طرفه و با ماشين بدون فرمان و ترمز و باچشمهاي بسته مي خواهند از يك خيابان ورود ممنوع بگذرند...
پاورقي:
۱ـ سخنان رئيس جمهور در مراسم رسانه هاي جهـــان اسلام ۸۰‎/۱۱‎/۱۰

سال هاي آغازين كار شوراها
درس اول اعتقاد به نظام شورايي
048315.jpg
نخستين تجربه شوراها عمر بس كوتاهي را گذرانده است با اين حال نهال ترد و نازك شورا مي رود تا در صيقل حوادث آبديده تر وتنومندتر شود اما چنين امري به شتابزدگي ممكن نيست و به قطع نيازمند نگرش سيستماتيك تري به شوراست تا دراين فراز و فرود مجموعه اي از درسها و تجارب و آموخته ها ما را به كاربري اصولي شوراها رهنمون شود.
دكترمحمد هاشمي حقوقدان و استاد دانشگاه در تبيين نخستين تجربه شورا مي گويد: «ما چون تجربه عملي درستي نداشتيم دركار شورا با مشكلاتي روبرو شديم كه ناشي ازعدم تجربه است و شبيه ناشي گري است كه البته بي تأثير از جو سياسي نبوده است. بطور كلي هرچقدر تجربه بيشتر شود توفيق هم بيشتر خواهد شد. اعمال شورا اداري است به حزب يا جمعيت بستگي ندارد. البته ممكن است گرايش سياسي وجود داشته باشد اما از نظر فني وتكنيكي شوراها اداري هستند. از نقطه نظر اجتماعي هم تفكرات وانديشه هايي خواه ناخواه وارد مي شود كه حسابشان از نظر امورمحلي جداست. اصولاً سياست برخاسته از مطالبات اجتماعي است كه همه با هم ارتباط دارند ولي تقسيم بندي امور اداري وسياسي از هم جداست. شورا بيش از سياست، مبتني بر تكنيك و فن است. با اين حال نمي توانيم حيات شورا را از سياست جدا كنيم اماهرچه تجربه بيشتر شود امورمحلي نيز بررقابتهاي سياسي كمتر متكي خواهد بود. درحوزه تهران احتمالاً مهارتها بيشتر بايد باشد وچون به جهان بيني وسيعتري احتياج است طبعاً كساني كه انتخاب مي شوند بايد اطلاعات بيشتري داشته باشند. از سوي ديگر مطالبات بيشتري نيز درتهران وجود دارد، درگيري هايي هم كه پيش مي آيد بخاطر پهنه وسيع آن است».
دسته بندي امورمربوط به شوراها به سه دسته نظارتي ، تصويبي وارتباط امورمحلي با دولت تقسيم مي شود. دراين راستا فرمانداران و استانداران موظفند تا تصميمات شوراها را رعايت كنند. كاركرد اصلي شورا دراين رابطه عدم تمركز را به وجود مي آورد.
صديقه وسمقي سخنگوي شورا معتقد است شورا هم دراين ميان يك نهاد بسيار نوپاست. درمدت ۴سال شايد تنها بتوان با توجه به قوانين ، مقررات و نقايص ، چالشها و تنشهاي موجود را بررسي كرد. به هررو ما نياز داشتيم اين تجربه را كسب كنيم تا ضعف هاي موجود شناخته شوند. قوانين شوراها نيازمند اصلاحات جدي است. به قطع اگر ما در فضاي شكل يافته دموكراسي، شوراها را تشكيل مي داديم شايد سريعتر به اهدافمان مي رسيديم. بويژه با ساختار دولت، وزارت كشور، فرمانداريها،استانداريها وشهرداريها و باتوجه به ناهماهنگي هاي موجود در مديريت شهري، ايفاي نقش شورا كار آساني نيست ولي راهي كه شوراها درآن قدم گذاشتند راه درستي است. بدين عبارت كه درمرحله اول موانع ومشكلات شناخته وبراي برطرف كردن آنها تلاش مي كنند. با رفع اين مشكلات و هماهنگي همه نهادها و عزم واراده ملي اميدواريم شوراها بتوانند درجايگاه خوبي قرار گيرند».
مهمترين چالشهايي كه شورا با آن روبرو بوده نخست به ضعف قوانين و ناهماهنگي مديريت شهري يعني عدم تفويض اختيارات لازم به شوراها درقانون برمي گردد. چنانكه سخنگوي شورا مي گويد: «درقوانين ما هربخش از امورشهري به يك نهاد مستقل داده شده كه ارتباطي با شورا ندارد. از سويي فقدان ضمانت اجرايي نسبت به مصوبات شوراها وجود دارد. اما مشكل بسيار عميق تر نگاه و بينش عمومي بويژه دربين مسؤولين نسبت به پديده شوراهاست. همه بخشهاي نظام ما عزم جدي براي تحقق دموكراسي، كه شورا هم يك بخش از نظام دموكراسي است، ندارند. شهرداريهاهم زيرمجموعه كلي همين سيستم است. از سويي ديگر تعداد اعضاي شوراها بويژه در شهرهاي بزرگ كافي نيست وهمچنين شكل گيري آنها از پايين نبوده چون دراين صورت مردم با شناخت بيشتري انتخاب مي كردند و ديگر اينكه حلقه هاي ديگر شورا مثل شوراي عالي استانها كه به اصطلاح شورا را مي توانند عملياتي كنند هنوز شكل نگرفته اند».
تركيب سياست در كار شورا تجربه هاي متفاوتي را نشان مي دهد اما درجامعه اي كه دچار سياست زدگي مفرط و عدم تفكيك مناسب در شكل گيري نهادهاي مدني است وضع به گونه ديگري است چنانكه سخنگوي شورامعتقد است اعضاي شوراها بويژه درشوراي شهرتهران نمي توانند فاقد بينش سياسي باشند وبه هيچ وجه كساني كه بينش سياسي ندارند نمي توانند تصميمات درستي بگيرند چون تهران مركز حكومت است و شهرداري هم درتهران هيچگاه غيرسياسي نبوده اما دركنار بينش سياسي لازمه كار اعضاي شورا تخصص وكارشناسي است».
دو ديدگاه غالب نسبت به شورا وجود دارد. نخست اينكه انسانها به جهت عقلاني به يكديگر لزوماً نزديك نيستند ولي تركيب انسانها به گونه اي است كه مجموعه راموفق تر مي كند و دوم آنكه شوراها بيش از آنكه وجودشان بخاطر استعداد همكاري يا تعقلات مطرح باشد ازاين جهت بااهميت است كه راهكار و ابزار مناسبي براي نفوذ نخبگان فكر يا نخبگان مديريتي وسياسي است. صاحبنظران براين عقيده اند كه الگوي دوم حالت سياسي دارد و به عنوان ابزار سياسي مطرح مي شود اما الگوي اول توجيه مناسب تري دارد. با اين حال دكتر جمشيد ثريا حقوقدان معتقد است كه دست كم، يك دهه تجربه لازم است تا تجربه كافي و وافي به دست آيد وبه كمبودها واقف شوند ودر افكار عمومي هم كاملاً جا بيفتد كه وظيفه مردم تنها رأي دادن نيست.» البته اعتقاد به نقش مردم دراختيارواداره سرنوشت خويش فراتر از صندوقهاي رأي از هردو سو يعني هم از رده بالا و هم از پايين بايد جا بيفتد. گواينكه هنوز چنين معنايي درادبيات سياسي سرزمين ما وارد نشده است. با اين حال همين اميدواري درنهايت درسخنان دكترهاشمي نيز ديده مي شود ، چنانكه مي گويد: «تجربه روانشناسي اجتماعي نشان مي دهد شورا در بلندمدت از مهارتها برخوردار شده و كارآيي بيشتري به وجود مي آيد كه شايد روندش طولاني باشد اما رويهم رفته اميدوار هستيم». با اين حال سخنگوي شورا در نگاهي گذرا به چالشهاي موجود درشوراي شهر تهران مي گويد: «من معتقد نيستم شورا با مشكل روبرو شده . ما آدمهاي عجولي هستيم كه دلمان مي خواهد خيلي زود به مقصد برسيم، درحالي كه بايد هم توانايي وهم موانع را ببينيم. مامي خواهيم سريع گزارش دهيم شوراها عملكردشان خوب بوده يا بد بوده يا داوري كنيم شوراها به اهدافي كه درقانون اشاره شده رسيدند يا نه؟ اين نگاه غلط است. شوراي شهرتهران مثل همه شوراها باتفاوتها ومقتضيات خاصي مسير خود را طي مي كند ولي اين مسير غلط نبوده. انتقاداتي وارد هست اما به حركت كلي كه نگاه كنيم، درحال پيش رفتن وتمرين كردن هستيم، روابطمان را با شهرداري تنظيم مي كنيم و شهرداري هم دارد ياد مي گيرد كه بايد پاسخگو باشد و روال كار را مي آموزد. اين كه ياد بگيريم مشاركت جو و مسؤوليت پذير باشيم نيازمند تمرين است حتي شوراها در درون خودشان ضعف دارند ولي تااين مرحله راپشت سرنگذاريم واين فراز و نشيب ها را طي نكنيم به مقصد نمي رسيم. وحتي اگر نيك بنگريم درگير ودار همين جنجالها ثمرات زيادي عايدمان مي شود».
زخمهايي كه برپاي دموكراسي ومدنيت و اختيار انسانها درگردش امورخورده است نشانه هاي پيمودن فراز و فرودهاي اين راه دشوار است كه به ما خواهد آموخت كه به همان اندازه كه اميدوار و خوش هستيم، نبايد برخي تأملات و جوانب امور را ناديده بگيريم . چه كه اگر خشت اول كج رود اين بنا تا به آخر بايستي با كژي و معلوليت خود بسازد.
براي تهيه اين گزارش حضور رئيس محترم شورا ، آقاي عطريانفر هم رسيديم كه متأسفانه با وجود انتظار طولاني ، وقعي به قرار قبلي گذاشته نشد.
نخستين تجربه شوراها عمر بس كوتاهي را گذرانده است با اين حال نهال ترد و نازك شورا مي رود تا در صيقل حوادث آبديده تر وتنومندتر شود اما چنين امري به شتابزدگي ممكن نيست و به قطع نيازمند نگرش سيستماتيك تري به شوراست تا دراين فراز و فرود مجموعه اي از درسها و تجارب و آموخته ها ما را به كاربري اصولي شوراها رهنمون شود.
دكترمحمد هاشمي حقوقدان و استاد دانشگاه در تبيين نخستين تجربه شورا مي گويد: «ما چون تجربه عملي درستي نداشتيم دركار شورا با مشكلاتي روبرو شديم كه ناشي ازعدم تجربه است و شبيه ناشي گري است كه البته بي تأثير از جو سياسي نبوده است. بطور كلي هرچقدر تجربه بيشتر شود توفيق هم بيشتر خواهد شد. اعمال شورا اداري است به حزب يا جمعيت بستگي ندارد. البته ممكن است گرايش سياسي وجود داشته باشد اما از نظر فني وتكنيكي شوراها اداري هستند. از نقطه نظر اجتماعي هم تفكرات وانديشه هايي خواه ناخواه وارد مي شود كه حسابشان از نظر امورمحلي جداست. اصولاً سياست برخاسته از مطالبات اجتماعي است كه همه با هم ارتباط دارند ولي تقسيم بندي امور اداري وسياسي از هم جداست. شورا بيش از سياست، مبتني بر تكنيك و فن است. با اين حال نمي توانيم حيات شورا را از سياست جدا كنيم اماهرچه تجربه بيشتر شود امورمحلي نيز بررقابتهاي سياسي كمتر متكي خواهد بود. درحوزه تهران احتمالاً مهارتها بيشتر بايد باشد وچون به جهان بيني وسيعتري احتياج است طبعاً كساني كه انتخاب مي شوند بايد اطلاعات بيشتري داشته باشند. از سوي ديگر مطالبات بيشتري نيز درتهران وجود دارد، درگيري هايي هم كه پيش مي آيد بخاطر پهنه وسيع آن است».
دسته بندي امورمربوط به شوراها به سه دسته نظارتي ، تصويبي وارتباط امورمحلي با دولت تقسيم مي شود. دراين راستا فرمانداران و استانداران موظفند تا تصميمات شوراها را رعايت كنند. كاركرد اصلي شورا دراين رابطه عدم تمركز را به وجود مي آورد.
صديقه وسمقي سخنگوي شورا معتقد است شورا هم دراين ميان يك نهاد بسيار نوپاست. درمدت ۴سال شايد تنها بتوان با توجه به قوانين ، مقررات و نقايص ، چالشها و تنشهاي موجود را بررسي كرد. به هررو ما نياز داشتيم اين تجربه را كسب كنيم تا ضعف هاي موجود شناخته شوند. قوانين شوراها نيازمند اصلاحات جدي است. به قطع اگر ما در فضاي شكل يافته دموكراسي، شوراها را تشكيل مي داديم شايد سريعتر به اهدافمان مي رسيديم. بويژه با ساختار دولت، وزارت كشور، فرمانداريها،استانداريها وشهرداريها و باتوجه به ناهماهنگي هاي موجود در مديريت شهري، ايفاي نقش شورا كار آساني نيست ولي راهي كه شوراها درآن قدم گذاشتند راه درستي است. بدين عبارت كه درمرحله اول موانع ومشكلات شناخته وبراي برطرف كردن آنها تلاش مي كنند. با رفع اين مشكلات و هماهنگي همه نهادها و عزم واراده ملي اميدواريم شوراها بتوانند درجايگاه خوبي قرار گيرند».
مهمترين چالشهايي كه شورا با آن روبرو بوده نخست به ضعف قوانين و ناهماهنگي مديريت شهري يعني عدم تفويض اختيارات لازم به شوراها درقانون برمي گردد. چنانكه سخنگوي شورا مي گويد: «درقوانين ما هربخش از امورشهري به يك نهاد مستقل داده شده كه ارتباطي با شورا ندارد. از سويي فقدان ضمانت اجرايي نسبت به مصوبات شوراها وجود دارد. اما مشكل بسيار عميق تر نگاه و بينش عمومي بويژه دربين مسؤولين نسبت به پديده شوراهاست. همه بخشهاي نظام ما عزم جدي براي تحقق دموكراسي، كه شورا هم يك بخش از نظام دموكراسي است، ندارند. شهرداريهاهم زيرمجموعه كلي همين سيستم است. از سويي ديگر تعداد اعضاي شوراها بويژه در شهرهاي بزرگ كافي نيست وهمچنين شكل گيري آنها از پايين نبوده چون دراين صورت مردم با شناخت بيشتري انتخاب مي كردند و ديگر اينكه حلقه هاي ديگر شورا مثل شوراي عالي استانها كه به اصطلاح شورا را مي توانند عملياتي كنند هنوز شكل نگرفته اند».
تركيب سياست در كار شورا تجربه هاي متفاوتي را نشان مي دهد اما درجامعه اي كه دچار سياست زدگي مفرط و عدم تفكيك مناسب در شكل گيري نهادهاي مدني است وضع به گونه ديگري است چنانكه سخنگوي شورامعتقد است اعضاي شوراها بويژه درشوراي شهرتهران نمي توانند فاقد بينش سياسي باشند وبه هيچ وجه كساني كه بينش سياسي ندارند نمي توانند تصميمات درستي بگيرند چون تهران مركز حكومت است و شهرداري هم درتهران هيچگاه غيرسياسي نبوده اما دركنار بينش سياسي لازمه كار اعضاي شورا تخصص وكارشناسي است».
دو ديدگاه غالب نسبت به شورا وجود دارد. نخست اينكه انسانها به جهت عقلاني به يكديگر لزوماً نزديك نيستند ولي تركيب انسانها به گونه اي است كه مجموعه راموفق تر مي كند و دوم آنكه شوراها بيش از آنكه وجودشان بخاطر استعداد همكاري يا تعقلات مطرح باشد ازاين جهت بااهميت است كه راهكار و ابزار مناسبي براي نفوذ نخبگان فكر يا نخبگان مديريتي وسياسي است. صاحبنظران براين عقيده اند كه الگوي دوم حالت سياسي دارد و به عنوان ابزار سياسي مطرح مي شود اما الگوي اول توجيه مناسب تري دارد. با اين حال دكتر جمشيد ثريا حقوقدان معتقد است كه دست كم، يك دهه تجربه لازم است تا تجربه كافي و وافي به دست آيد وبه كمبودها واقف شوند ودر افكار عمومي هم كاملاً جا بيفتد كه وظيفه مردم تنها رأي دادن نيست.» البته اعتقاد به نقش مردم دراختيارواداره سرنوشت خويش فراتر از صندوقهاي رأي از هردو سو يعني هم از رده بالا و هم از پايين بايد جا بيفتد. گواينكه هنوز چنين معنايي درادبيات سياسي سرزمين ما وارد نشده است. با اين حال همين اميدواري درنهايت درسخنان دكترهاشمي نيز ديده مي شود ، چنانكه مي گويد: «تجربه روانشناسي اجتماعي نشان مي دهد شورا در بلندمدت از مهارتها برخوردار شده و كارآيي بيشتري به وجود مي آيد كه شايد روندش طولاني باشد اما رويهم رفته اميدوار هستيم». با اين حال سخنگوي شورا در نگاهي گذرا به چالشهاي موجود درشوراي شهر تهران مي گويد: «من معتقد نيستم شورا با مشكل روبرو شده . ما آدمهاي عجولي هستيم كه دلمان مي خواهد خيلي زود به مقصد برسيم، درحالي كه بايد هم توانايي وهم موانع را ببينيم. مامي خواهيم سريع گزارش دهيم شوراها عملكردشان خوب بوده يا بد بوده يا داوري كنيم شوراها به اهدافي كه درقانون اشاره شده رسيدند يا نه؟ اين نگاه غلط است. شوراي شهرتهران مثل همه شوراها باتفاوتها ومقتضيات خاصي مسير خود را طي مي كند ولي اين مسير غلط نبوده. انتقاداتي وارد هست اما به حركت كلي كه نگاه كنيم، درحال پيش رفتن وتمرين كردن هستيم، روابطمان را با شهرداري تنظيم مي كنيم و شهرداري هم دارد ياد مي گيرد كه بايد پاسخگو باشد و روال كار را مي آموزد. اين كه ياد بگيريم مشاركت جو و مسؤوليت پذير باشيم نيازمند تمرين است حتي شوراها در درون خودشان ضعف دارند ولي تااين مرحله راپشت سرنگذاريم واين فراز و نشيب ها را طي نكنيم به مقصد نمي رسيم. وحتي اگر نيك بنگريم درگير ودار همين جنجالها ثمرات زيادي عايدمان مي شود».
زخمهايي كه برپاي دموكراسي ومدنيت و اختيار انسانها درگردش امورخورده است نشانه هاي پيمودن فراز و فرودهاي اين راه دشوار است كه به ما خواهد آموخت كه به همان اندازه كه اميدوار و خوش هستيم، نبايد برخي تأملات و جوانب امور را ناديده بگيريم . چه كه اگر خشت اول كج رود اين بنا تا به آخر بايستي با كژي و معلوليت خود بسازد.
براي تهيه اين گزارش حضور رئيس محترم شورا ، آقاي عطريانفر هم رسيديم كه متأسفانه با وجود انتظار طولاني ، وقعي به قرار قبلي گذاشته نشد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |