* با آغاز اين عصر درچند سال گذشته موج فراگير گرايش به عالم معنا و ماوراي مادي را شاهد بوده ايم.
اين موج كه به new age ياعصرنوين معروف شده است، مفاهيم معنوي و متافيزيكي را در قالبهاي نو عرضه داشته و در عرصه هاي مختلف هنري وادبي تأثير آشكار و ملموسي از خود برجاي گذاشته است.
بشرهرروز در پي تجربه اي است كه اگرچه آن را تازه مي پندارد اما ريشه در عمق تاريخ دارد. از ازل آدمي به دنبال كشف راهكارهاي مناسب براي درك و وقوف به فلسفه وماهيت هستي بوده است. چرايي بشر و دشواري انسان بودن سؤال اساسي تجربه هاي عارفانه، كيمياگرانه وصوفيانه در شرق بوده وادبيات خاصي از معنويت گرايي بومي و سرخپوستي درغرب را شامل مي شده است ، حتي علايم مرموز به جامانده از واي كينگ ها حلقه هاي مبارزه يك دلاور معنوي را ترسيم مي كنند. دركنارمذاهب الهي، مكاتب بشري همچون بودائيسم هريك در تلاش اند تا انسانيت را به زعم خود از ورطه هلاكت و نيستي نجات داده و روح بشر را با روح و ذات اقدس كه آفريننده اين جهان است پيوند دهند. تمام اين راهها به يك راه نهايي ويك هدف عمده ختم مي شوند اما درعمركوتاه بشر و در رسيدن و زمان رسيدن هزاران اما و اگر براي طي طريق نهفته است كه سبب شده انسان درعصر نوين با استفاده از تمامي تجربيات اعصار گذشته با نگاهي نو وارد عرصه تفكر شود.
به تخمين منجمين حدود پانزده سال است كه جهان وارد عصر دلويا آكاريوس شده است. از نظر ستاره شناسي، تمدن نوين بشري كه هشت تا ده هزارسال پيش از ميلاد مسيح خلق شده از عصر مرداد آغاز شده وبا چرخشي معكوس هم اكنون وارد عصر بهمن يا آكاريوس شده است.
ويژگي عصر آكاريوس پيشرفت ژرفتر علم وتكنولوژي همراه باآگاهي معنوي انسانهاست. پايان اين عصر كه پيش بيني مي شود دوهزارسال به طول بينجامد، نويد صلح و عشق فراگير در زمين است.
دلو يا در واقع عنصر آب، نماد روح مقدس آسماني است. با آغاز اين عصر درچند سال گذشته موج فراگير گرايش به عالم معنا و ماوراي مادي را شاهد بوده ايم. اين موج كه به new age ياعصرنوين معروف شده است، مفاهيم معنوي و متافيزيكي را در قالبهاي نو عرضه داشته و در عرصه هاي مختلف هنري وادبي تأثير آشكار و ملموسي از خود برجاي گذاشته است.
موسيقي new age
آهنگسازاني همچون كيتارو، ونجليس، ياني و خوانندگاني مانند انيا لورينا مك كنت وگروه Dead can Dance از پيشتازان سبك new age هستند. اين موسيقي بويژه موسيقي كيتارو و ونجليس قبل از آنكه سرگرم كننده باشد، تفكربرانگيز است وآدمي را به درون مي برد. ونجليس با موسيقي فيلم «ارابه هاي آتش» برنده جايزه اسكار شد و موسيقي معروف فيلم «فتح بهشت» (كريستف كلمب) از ساخته هاي اوست. وي يكي از شاخص ترين هاي اين سبك از موسيقي است.
ادبيات new age
پائولو كوئيلو براي خوانندگان كتابهاي ادبي آشناتر از آن است كه نيازي به معرفي آثارش باشد اما از ديگر نويسندگان اين سبك بايد به ريچارد باخ اشاره كرد. از كتابهاي ترجمه شده اين نويسنده مي توان جوناتان مرغ دريايي ، يگانه، اوهام و هيچ راهي دور نيست را نام برد.
جيمز ردفيلد نيز با پيشگويي آسماني و كشف و شهود دهم جايگاه خود را به عنوان نويسنده سبك new age تثبيت كرده است. همچنين نويسندگان ديگري كتابهايي با مضامين معنوي [در زمينه فرا روانشناسي] به رشته تحرير درآورده اند كه معروفترين آنها درايران عبارتند از لينداگودمن (علايم ستاره اي لينداگودمن) ، شاكتي گوين(تجسم خلاق) ، كاترين پاندر (دولت عشق ) ودكتر ديپاك چوپرا (هفت قانون جديد معنوي ).
عصر جديد در سينما
الداهارتلي، اولين بانوي فيلمساز در ژانر new age بود. وي درسال ۱۹۶۵ درسفري كه به همراه همسرش به ژاپن داشت به رؤياي هميشگي خود يعني ساخت فيلمي با مضمون معنوي جامه عمل پوشاند و با دوربين كوچكش فيلم «تفكرذن» (The mind of zen) را به تصوير كشيد. اين فيلم درسال ۱۹۶۷ برنده روبان آبي فستيوال فيلم آمريكايي شد. يكي از دلايل درخشش اين فيلم علاقه روزافزون به فلسفه شرق درآن زمان بود. درطي ۳۳سال بعد از آن فيلم هاي هارتلي توجه همگان را به مسائل مهمي از جمله شفا، تندرستي ، جست وجوي خويش، مدي تيشن ، قوانين الهي حاكم بر جهان، مراحل مرگ وصلح جهاني معطوف مي داشت. او با رهبران معنوي و شفادهندگاني همچون مارگارت ميد، هوستون اسميت، جوزف كمپل، رام داس و … همكاري داشت.
هدف اصلي هارتلي ساخت هرچه ساده تر فيلم هايش بود تا بتواند توجه همگان را به روحي كه درون هريك از انسانها به وديعه گذاشته شده جلب كند وفهم و دركشان را از جهان هستي ومذهب ودرنهايت صلح جهاني ارتقا بخشد. (۱)
سالها بعد از ساخته شدن اولين فيلم new age، «جنگ ستارگان ۱» محصول آمريكا معروفترين فيلم اين ژانر بود و شايد هنوز هم فيلمي دراين سبك عرضه نشده باشد كه به اين اندازه درخشيده باشد. البته در سالهاي اخير فيلم هاي مطرحي همچون «بوداي كوچك » به تصوير كشيده شده است.
فيلم «ماتريكس » محصول ۱۹۹۹ آمريكا به كارگرداني برادران واچوفسكي يكي ديگر از فيلم هاي ژانرnew age است كه به لحاظ روايت مفاهيم عميقي درحوزه متافيزيك ـ هرچند درقالب تخيل و اكشن ـ قابل تأمل و بررسي است.
«ماتريكس » را محل تلاقي انديشه وعرفان شرقي با تكنولوژي غرب نام نهاده اند اما درواقعيت مفاهيم متافيزيكي برتراز جداسازي شرق و غرب است.
درماتريكس انسانهايي حضور دارند كه مي توانند ذهنيت را تبديل به عينيت كنند وخلق كنند، مي توانند از قيد مكان و زمان رها شوند، نامريي شده و در زمان سفر كنند. درماتريكس به موازات دنياي كنوني و مادي بشر بيشمار دنياهاي ديگري است كه البته بدون كشف و شهود قادر به درك آن نخواهيم بود و درنهايت اين امر كه عشق برخشونت وتهاجم پيروز است. (۲)
حتي اگر فرض كنيم كه برادران واچوفسكي به عمق مفاهيم ومضامين معنوي درروند فيلم خود پي نبرده باشند بازهم اين احتمال از ارزشمندي فيلم ماتريكس دربين فيلم هاي new age نمي كاهد. البته طبق اين اعتقاد كه «هيچ چيز اتفاقي نيست» نبايد ذهن كارگردانان اين اثر از حوزه متافيزيك دور باشد.
از فيلم هاي ديگر در ژانر new age فيلم «دالان سبز» محصول ۲۰۰۰آمريكاست كه در جشنواره سال گذشته فيلم فجر درايران به نمايش درآمد وفيلم منتخب تماشاگران شد. همچنين فيلم هاي «استيگماتا» و «وكالت شيطان» از جديدترين و تأمل برانگيزترين فيلم هاي اين ژانر هستند. وكالت شيطان فيلمي است كه درآن دام هاي وسوسه انگيز زندگي به نمايش گذاشته مي شود. درپايان فيلم شيطان ـ با هنرنمايي آل پاچينوـ به وكيل جوان مي گويد: خودبيني گناه مورد علاقه من است!