شماره ۲۰۴۸ - سال هشتم - پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۰
Thu, Feb 7, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گزارش ششمين روز جشنواره فيلم فجر
شب گذشته از سوي هيأت داوران معرفي شدند
• فيلم هاي بماني، خانه روي آب كاغذ بي خط، من ترانه پانزده سال دارم، ارتفاع پست و قارچ سمي، نامزد دريافت جايزه بهترين فيلم شدند
گفت وگو
* با روير قازاريان متخلص به باروير سواگ شاعر برجسته ارمني با ذهنيت شعري خلاق و نوآوريهاي جسورانه خود بيان شعري ارمني رامتحول كرد
و با بدعت هاي خود در بيان مضامين، به شعر ارمني اوج تازه اي بخشيد.

گزارش ششمين روز جشنواره فيلم فجر
صدرعاملي: ترانه از همين نسل است
048639.jpg
با پايان ششمين روز از جشنواره بين المللي فيلم فجر اين جشنواره از نيمه گذشت و كم كم به روزهاي پاياني نزديك مي شود.
به گزارش خبرنگار ما، تا پايان روز ششم (ديروز) فيلمهاي بخشهاي مختلف جشنواره در بيش از ۵۰۰ نوبت در ۱۵ سينما به روي پرده رفته اند.
بنابر همين گزارش، تماشاگران فيلمهاي دو بخش مسابقه سينماي ايران و بين الملل تا پايان روز پنجم فيلم «ارتفاع پست» به كارگرداني ابراهيم حاتمي كيا را با ۸۰‎/۲۶درصد در بخش سينماي ايران و همين فيلم را با ۸۰‎/۸۰درصد در بخش بين الملل به عنوان اثر برتر برگزيده اند.
بنا به گزارش ديگري؛ بازار فيلم جشنواره كه از روز ۱۵ بهمن درهتل لاله برپا شده است، ميزبان ۱۱۰ ميهمان خارجي شامل خريداران فيلم، مديران جشنواره و منتقدان سينمايي از كشورهاي مختلف است. در اين بازار فيلم جمعاً ۳۹ مؤسسه خريد فيلم از كشورهاي مختلف (فرانسه، انگليس، استراليا، ايتاليا، آمريكا، آلمان و ژاپن) حضور دارند. در اين بازار همچنين ۱۶ مؤسسه ايراني نيز حضور دارند.
در سينماي اهالي مطبوعات صبح ديروز فيلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» به كارگرداني رسول صدرعاملي به نمايش درآمد كه با استقبال تماشاگران اين سالن روبرو شد. صدرعاملي به همراه بازيگران (ترانه عليدوستي و ميلاد صدرعاملي)، تدوين كننده، مدير فيلمبرداري و تهيه كننده فيلم به پرسشهاي حاضران پاسخ داد.
وي درباره انگيزه اش از ساخت اين فيلم اجتماعي گفت: نسل حاضر بايد بيش از هركسي تلاش كند تا خود را نجات دهد. ترانه نيز از همين نسل است.
صدرعاملي افزود: تلاش كردم با ساخت اين فيلم، استواري، استقامت و پايداري يك شخصيت نوجوان را به نمايش درآورم. اين كارگردان درباره انتخاب اين موضوع گفت: پرداختن به موضوعات حاد اجتماعي دختران بر اثر چالشها و ناهنجاريهاي ايجاد شده ناخواسته به من تحميل مي شود.
وي افزود: بعد از سالها تجربه در امر روزنامه نگاري «دختري با كفشهاي كتاني» را ساختم و اميدوارم در فيلم جديد خود را تكرار نكرده باشم.
صدرعاملي در پاسخ به پرسشي درباره گزارشي بودن فيلم گفت: گزارشي بودن فيلم مهم نيست، مهم اين است كه آن گزارش چقدر به سينما نزديك باشد.

شب گذشته از سوي هيأت داوران معرفي شدند
نامزدهاي دريافت جايزه جشنواره فيلم فجر
• فيلم هاي بماني، خانه روي آب كاغذ بي خط، من ترانه پانزده سال دارم، ارتفاع پست و قارچ سمي، نامزد دريافت جايزه بهترين فيلم شدند
048651.jpg
حاتمي كيا نامزد بهترين كارگرداني ـ ليلا حاتمي نامزد بهترين بازيگر ـ شكيبايي نامزد بهترين بازيگر ـ هديه تهراني نامزد بهترين بازيگر
اسامي نامزدهاي دريافت جوايز بيستمين جشنواره بين المللي فيلم فجر اعلام شد . اسامي نامزدها در بخش هاي مختلف عبارت است از :
بهترين كارگرداني ـ عليرضا رئيسيان (براي فيلم ايستگاه متروك)
داريوش مهرجويي (براي فيلم بماني)
ناصر تقوايي (براي فيلم كاغذ بي خط)
ناصر رفايي (براي فيلم امتحان)
ابراهيم حاتمي كيا (براي فيلم ارتفاع پست)
رسول صدرعاملي (براي فيلم من ترانه، پانزده سال دارم)
بهترين فيلم ـ بماني (ساخته آقاي داريوش مهرجويي) تهيه كننده: داريوش مهرجويي، خانه اي روي آب (ساخته آقاي بهمن فرمان آرا) تهيه كننده: بهمن فرمان آرا، كاغذ بي خط (ساخته آقاي ناصر تقوايي) تهيه كننده:
حسن توكل نيا، من ترانه، پانزده سال دارم (ساخته رسول صدرعاملي) تهيه كننده: رسول صدرعاملي، ارتفاع پست (ساخته ابراهيم حاتمي كيا) تهيه كننده: منوچهر محمدي، قارچ سمي (ساخته رسول ملاقلي پور) تهيه كننده: رسول ملاقلي پور.
048654.jpg
صدر عاملي نامزد بهترين كارگرداني - كتايون رياحي نامزد بهترين بازيگر ـ رضا كيانيان نامزد بهترين بازيگر
بهترين نويسنده فيلمنانه:داريوش مهرجويي و وحيده محمدي (براي فيلم بماني)، حميد جبلي (براي فيلم خواب سفيد)، بهمن فرمان آرا (براي فيلم خانه اي روي آب)، ناصر تقوايي و مينو فرشچي (براي فيلم كاغذ بي خط)، رسول ملاقلي پور (براي فيلم قارچ سمي)، كامبوزيا پرتوي و رسول صدرعاملي (براي فيلم من ترانه، پانزده سال دارم).
بهترين بازيگر نقش اول مرد: حميد فرخ نژاد (براي فيلم ارتفاع پست)، حميد جبلي (براي فيلم خواب سفيد)، رضا كيانيان (براي فيلم خانه اي روي آب)، خسرو شكيبايي (براي فيلم كاغذ بي خط)، جمشيد هاشم پور (براي فيلم سفر به فردا).
بهترين بازيگر نقش اول زن:ليلا حاتمي (براي فيلم ايستگاه متروك)، ترانه علي دوستي (براي فيلم من ترانه، پانزده سال دارم)، هديه تهراني (براي فيلم كاغذ بي خط)، كتايون رياحي (براي فيلم شام آخر)، گوهر خيرانديش (براي فيلم ارتفاع پست).
بهترين فيلمبرداري: فرهاد صبا (براي فيلم كاغذ بي خط)، علي اللهياري (براي فيلم مزاحم)، محمود كلاري (براي فيلم خانه اي روي آب)، محمد آلادپوش. (براي فيلم ايستگاه متروك)، محمد داودي (براي فيلم سفر به فردا)، بهرام بدخشاني (براي فيلم من ترانه، پانزده سال دارم).
048648.jpg
جبلي نامزد بهترين بازيگر ـ ناصر تقوايي نامزد بهترين كارگرداني ـ گوهر خير انديش نامزد بهترين بازيگر
بهترين تدوين: عباس گنجوي (براي فيلم خانه اي روي آب)، مهرزاد مينويي (براي فيلم سفر به فردا)، بهرام دهقاني (براي فيلم قارچ سمي)، محمد رضا موئيني (براي فيلم من ترانه، پانزده سال دارم)، مصطفي خرقه پوش (براي فيلم نان و عشق ... موتور هزار)، نازنين مفخم (براي فيلم شام آخر).
بهترين سازنده موسيقي متن: احمد پژمان (براي فيلم خانه اي روي آب)، ناصر چشم آذر (براي فيلم قارچ سمي)، محمدرضا درويشي (براي فيلم بماني)، فريدون شهبازيان (براي فيلم آرزوهاي زمين)، پيروز ارجمند (براي فيلم خواب سفيد).
بهترين بازيگر نقش دوم مرد: عزت الله انتظامي (براي فيلم خانه اي روي آب)، يوسف يوسف پشندي (براي فيلم خواب سفيد)، حسين شيدايي (براي فيلم آرزوهاي زمين)، جمشيد مشايخي (براي فيلم كاغذ بي خط)، اكبر عبدي (براي فيلم نان و عشق ... موتور هزار).
بهترين بازيگر نقش دوم زن:بهناز جعفري (براي فيلم خانه اي روي آب)، مهتاب نصير پور (براي فيلم من ترانه، پانزده سال دارم)، لعيا زنگنه (براي فيلم مزاحم)، رؤيا تيموريان (براي فيلم قارچ سمي)، بيتا فرهي (براي فيلم خانه اي روي آب).

اشعار حافظ اسپانيايي ها را به وجد آورد
048642.jpg
حافظ، شعر او و برگردان سرودهايش به زبان اسپانيولي بحث مجلس گروهي از علاقه مندان به فرهنگ و ادب پارسي بود كه شب گذشته در مركز هنرهاي زيبا در شهر مادريد پايتخت اسپانيا گردهم آمده بودند.
شماري از اساتيد دانشگاهها و اهل ادب و هنر اسپانيا كه به جمع ايرانيان حافظ دوست پيوسته بودند، تحت تأثير موسيقي دل انگيز سنتي و نيز اشعار پرمغز حافظ قرار گرفتند كه كلارا خانس، شاعر نامي اسپانيا با همكاري احمد طاهري خبرنگار و مترجم ايراني از فارسي به اسپانيولي برگردانده اند. «خسوس موره نو» شاعر و فيلسوف و «مونتسرات ابوملحم» نويسنده و رئيس مؤسسه دانشگاهي علوم مذهبي اسپانيا در اين مراسم طي سخناني كه در تمجيد از حافظ ايراد كردند، حاضران در اين مراسم را به وجد آورد. مونتسرات سخن را از گستره ديد حافظ آغاز كرد و گفت گذشته از مسائل ادبي و عرفاني، شعر حافظ روايتي است كه تنها مربوط به قرن ۱۴ ميلادي نيست، بلكه حكايت امروز ما نيز در آن نهفته است. » سخنران بعدي اين مراسم، خسوس موره نو بود، كسي كه علاوه بر تسلط بر مكاتب انديشه فلسفه و عرفاني غرب از مهمترين مفسران آثار «لويي ماسينيون» اسلام شناس فرانسوي در اسپانيا است.
وي مفاهيم شعري حافظ را بسيار عميق و قالب آن را از نظر كلام و موسيقي كم نظير توصيف كرد. موره نو همچنين در زمينه تأثير حافظ بر انديشمندان غربي چون گوته و تشابه كلام خواجه شيراز با برخي از فيلسوفان و شاعران بزرگ غرب بويژه فرانسويان سخن گفت. مؤسسه انتشارات«شرق و مديترانه» با همكاري و رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران بانيان اين نشست فرهنگي بودند.

گفت وگو
امروز با رحيم رضازاده ملك
متولد ۱۳۱۹ مراغه است و دكتراي رياضيات را از دانشگاه كاليفرنيا دارد. اولين كتاب او درسال ۱۳۴۵ با عنوان «گفتاري درباره املاي فارسي» و پس از آن تا امروز نزديك به ۳۰ عنوان كتاب از او منتشر شده است كه «سوسمارالدوله» و «چكيده انقلاب حيدرخان عمواوغلي»، «تاريخ روابط ايران و ممالك متحده آمريكا»، «دانشنامه خيامي»، «قافله سالار دانش»، «ترانه هاي خيام» و ... از جمله مشهور ترين اين آثار است. رضازاده ملك اخيراً كتاب «زيج ملك» را منتشر كرده و به همين مناسبت، فرصتي دست داد تا با او گفت وگويي داشته باشيم:

* آقاي رضازاده ملك وضعيت تحقيق و پژوهش در حوزه ادبيات كلاسيك را چگونه مي بينيد.
** تا آنجا كه من مي دانم و ملاحظه كرده ام، ايران و ايراني و به تبع آن ادبيات ايران هميشه باقي بوده و خواهد بود، منتها، بيشتر چنين به نظر مي رسد كه محققين تاريخ و فرهنگ ( و ادبيات كلاسيك نيز) به جاي آنكه خود به بررسي تاريخ و فرهنگ ايران بپردازند بيشتر به ترجمه بررسيهاي غير ايرانيان (كه مسلماً نمي توانند همچون خود ايرانيان به روح و كنه ادبيات و فرهنگ ايران پي ببرند) مي پردازند و اين موجب اشاعه نظرات من در آري و غير علمي و احياناً گمراه كننده مي گردد.
* كتاب دانشنامه خيامي را بر اساس رساله هاي منسوب به خيام تهيه و تدوين كرده ايد؟ بفرماييد اساس تصحيح شما بر كدام نسخه ها استوار بود؟
** حدود نزديك به صد سال مي شد كه محققين درصدد سامان دادن رسائل خيام بودند، ولي به واسطه عدم دسترسي ايشان به نسخ دستنوشت رسائل خيام (كه در كتابخانه هاي سراسر جهان پراكنده است) در انجام اين مهم توفيق نمي يافتند. من كه از مدتها بيشترازسال خيام، در جست وجوي رسائل خيام در كتابخانه هاي مهم و غير مهم دنيا بودم و نسخ عكسي از آنها فراهم مي آوردم، اين فرصت را يافتم كه آنچه را كه در طول تاريخ به خيام نسبت داده شده است، بررسي كرده و آنچه را كه به احتمال نزديك به يقين به خيام نسبت داده مي شد، در مجموعه اي با عنوان «دانشنامه خيامي» منتشر كنم. اكنون كه مجموعه رسائل خيامي در يكجا گرد آمده است، اين امكان كه به نقد مجموعه آرا و نظرات علمي و فلسفي خيام بپردازند فراهم شده است.
* در ايام سالگرد انقلاب اسلامي قرار داريم بفرماييد، كتاب «تاريخ روابط ايران و ممالك متحده آمريكا» شامل چه مقاطعي از روابط اين دو كشور است؟
** اين كتاب را من درسال ۱۳۵۲ منتشر كردم. آن كتاب، روابط سياسي ايران و ايالات متحده آمريكا از آغاز شروع اين روابط تا پايان حكومت قاجاريان را شامل است. يكي از مختصات اين كتاب اين است كه همه مطالب آن مستند به اسناد و مدارك است و از هرگونه پيشداوري پرهيز شده است، چرا كه براي هرگونه داوري ابتدا بايد مستندات صحيح و بي خدشه فراهم آيد تا بتوان با چشم باز و آگاهي كافي به ساماندهي روابط در آتيه پرداخت.
* زيج ملك را درباره استخراج و تطبيق تقويم هانوشته ايد و گويا استخراج تقويم توسط مؤسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران را اشتباه مي دانيد، ممكن است در اين مورد توضيح بفرماييد؟
** در ايران، از ديرباز، تقويمهاي مختلف جاري و ساري و معمول بوده است كه فعلاً سه گونه تقويم هرساله درجريان و مورد نياز است. در كتاب «زيج ملك» روش استخراج و تطبيق شش تقويم (هجري شمسي، هجري قمري، يزدگردي، ميلادي ژولين و ميلادي گريگوري شرح و توضيح داده شده است و در همان كتاب، ايرادات و اشكالاتي را كه بر استخراج تقويم توسط مؤسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران وارد است شماره كرده ام.
* در كتاب ديگر، شما پيرامون قواعد املاي فارسي، ايراداتي به كار فرهنگستان زبان و ادب فارسي وارد كرده ايد، بحث شما تا چه اندازه مستند است؟
** فرهنگستان زبان و ادب فارسي يك كتابچه چاپ كرده است كه اسمش «دستور خط فارسي» است. علاوه بر اينكه اين اسم بي ربط است (چرا كه خط فارسي دستور بر نمي دارد، بلكه منظورشان املاي فارسي بوده است) قواعد و دستورالعملهاي مندرج در آن (كه حدود ۳۰ نفر ازعالمان و متخصصان پس از تقريباً ۸ سال آن را فراهم آورده اند) جامعيت ندارد. نه تنها جامعيت ندارد، بلكه از هرگونه استدلال نيز تهي است. من نمي توانم دريابم كه چطور براي همه مردم فارسي زبان «دستور» صادر مي كنيم بي آنكه به آنها بگوييم چرا اين «دستور» را مي دهيم، يا «قانون» را وضع مي كنيم.
* الآن چه كتابي در دست نوشتن وانتشار داريد؟
** هم اكنون دست اندركار فراهم آوردن جلد دوم كتاب «زيج ملك» كه به تقويم يهوديان و يزديان و نيز توقيعات و مناسبتهاي تقويمهاي ايراني مي پردازد، و نيز جلد چهارم سلسله كتابها درباره خيام كه به موضوع رياضيات و مجموع خيامي مربوط است، مي باشم.

سه شعر از باروير سواگ (۱۹۷۱ـ۱۹۲۴)
* با روير قازاريان متخلص به باروير سواگ شاعر برجسته ارمني با ذهنيت شعري خلاق و نوآوريهاي جسورانه خود بيان شعري ارمني رامتحول كرد
و با بدعت هاي خود در بيان مضامين، به شعر ارمني اوج تازه اي بخشيد.
048588.jpg
* تو
«تو» تنها دوحرف
«تو» يك ضمير معمولي
كه فقط با دوحرف ساده خود
سرشاري اين جهان را از آن من مي كني.
«تو» تنها دوحرف
و من چو خاك بهاري
به گرماي زندگي آفرين تو انس مي گيرم.
«تو» تنها دوحرف
كه با تكرارت اينك من
طعم خوشبختي را در دهان خود احساس مي كنم
جدائي را دهان مي دوزم تا كلا مي نگويد
و اطاعت فرمان رنج را پا سست مي كنم.
«تو» تنها دوحرف
و من، نازنين!
از خود خويشتن رها
به خيل نوابغي كه خواهند آمد
و قهرماناني كه غبارگشته اند
مي پيوندم.
«تو» تنها دوحرف
و وقتي كه ناگهان
رها مي كني مرا و دور مي شوي
چون خانه متروكي ترك برمي دارم
ديوارهايم آوار مي شود و بي صاحب
و اندوه چون موريانه ها
در تيرها وستون ها و بامم آشيان مي سازد.
«تو» تنها دوحرف
«تو» يك ضمير معمولي.

* برشي از شعر: عشق
عشق است:
دو چشم كه مدامت مي پايند
دوچشم
گويي جفتي مهر
كه نشان ناز دودني شان را بر جاي مي نهند
در زندگي ات
بر آبي كه مي آشامي
بر تمام دنيا
و حتي بر ذره هاي خونت.
دوچشم
مهر
نشان
داغ...
ـ عشق است...

* سرود غار
ما از غار تاربدر آمده ايم
ميليونها ميليون سال پيش از اين
ما از همان غار بدر مي آييم
در هر لحظه
همان غار است كه باز ما را پي مي گيرد
از درون ما اكنون
و بيش از نيمي از آوازهاي ما
خود طنين همان غار است
و به نيم ديگر ما سر مي كنيم
سرود همان غار را
با همان واژه هاي كور نفرين آسائي
كه معني شان را همانقدر مي فهميم
كه پيري سخنان آشفته گيرايش را
كه طفلي حرفهاي پرت و پلاي بشتاب گفته خود را...

چهار شعر از كوروش خوشنويس
048585.jpg
(۱)
غافلگير شدن شعورت
دستت را به صورتم كوبيد
ـ (فراموش كن
درد
مثل كرم توي سرم كوتاه و بلند مي شود
به جلو مي رود) ـ
انگار هيچ اتفاقي نيفتاده
اتفاقاً من معتقدم تو انسان با شعوري هستي
حداقل از حالا!
(۲)
هلال ماه
گلوله كاموا
و گربه
كه از قسمت تاريك ماه رد مي شود
مثل دست من
از صورت تو!
(۳)
تا به حال
چاله اي ديده اي
كه دورش هم چاله باشد؟
منظورم عمق نيست،
ـ سياهي ـ
اتفاقاً
خيلي سطحي فكر مي كنم!
(۴)
آرام، آرام
سرعت گرفتني
كه تو قفش
غباريست كه
روي صورت زني مرده
در كشوري ديگر مي نشيند!

سكانس چندم
مرا كاشته اي
مرا كاشته اي كنار خيابان، من هم!
با بليت پاره اي، كه در باد مي دود
فيلمي را مرور مي كنم
فيلمي در يك شب باراني
در سكانس چندم
مردي، باربودن معشوقه اش
از روي گردنبندش، جواهر بدلي ساخت
برق زد كار و بارش
يكي ديگر، كه مثال بيدل بود
گم شد، در شهرهاي فراموشي، گم
من هم كه دست ام به جايي نمي رسد
پس مي خواهم خودم را برسانم
جايي كه هيچ كجا نيست
اينها مرور مي شود، تو نمي آيي، مي آيي؟
از كي ايستاده ام اينجا
بي گمان هواپيمايي به پرواز درآمده، از ابرهاگذشته، روي باند نشسته
مسافران زيادي، از آن پياده شده اند
يكي، در آن ميان، بيشتر مي درخشد
گردن بند اش كه نه
بلوز آبي و دامن ليموئي اش
همه در تماشايند، او را
آنجا كودكي با شلوارك بنفش
دنبال يك ميمون مي گردد
عكاسي مي خواهد، شكل گلهاي پراكنده
همه چيز را، در عكس جمع كند
يك اتفاق ناگهان
يك اتفاق، همه چيز را به هم مي ريزد
من هم كه از نيمروز گذشته ام
رسيده ام به دامن بعدازظهر
شايد با قطار بيايي، مي آيي؟
اگر نيايي بهتر است
مي ترسم به يك بهانه، همه چيز خراب شود
مثل يك ساقي، كه شراب را در چشمهايت بريزد، بيچاره ساقي
مثل گاو «نه من» شير
كه با يك لگد، سطل را، وارونه كند
و يك ناخداي كشتي
كه مسافران را، ميان گرداب، بگرداند
نمي دانم، گاو «نه من» شير
اينجا جايش بود يا نبود؟
برخي اتفاقات، از خارج مي آيند
مثل ميخواره اي كه حرفهاي خودش را نمي زند
و صبح، تاوان گفته ها را، بايد بپردازد
بله، دانستن است و توانايي
نه اما، من باقلافروشي مي شناسم
كه اصلاً فيلسوف است، بيچاره توانا نيست
زندگي اش، حول محور چارتانان
زياده گويي است، اينها نيست؟
هزار نكته به تكرار گفته ها آمد
همان كه بايدِ ما بود، بر زبان نامد
هميشه دير مي آيد
مثال نوشدارو وسهراب
شبيه عشق و بهار و رباعي پيري
شبيه ماه
كه دير مي رسد
و بركه بي آب است
ديگر، بياد آن همه گلهاي ياس
كه باتوطئه ي باد
به كوچه افتادند
نه، با اين حرفها، جابه جا نمي شوم
من باز، به همان سايه ي كاشته فكر مي كنم
حالا كه آفتاب رفته
و همه سايه شده اند
نه صبح است
نه عصر
حالا غروب ملاحان است
و كشتي سفيدرنگ
در آبهاي نزديك ساحل، بوق مي كشد
و جاشوان قايق ها را، بر آب ها مي اندازند
و عاشقي با بوسه ها برگردن معشوق
«كشتي را، از حلقه ي گوشواره ي معشوق مي بيند»
كشتي شبيه يك سرنوشت غول آسا ايستاده است
قايقرانان، پارو مي كشند
و زيبايي، نگاه را رنگ مي زند
با رنگ موج هاي بيشمار
اما آن اتفاق
نكند همه چيز را به هم بريزد
و همه چيز، بي همه چيز شود.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |