فكر مي كنم ما ايراني ها و بخصوص كاريكاتوريست هاي ايراني بايد هر از گاهي براي ياد گرفتن و ديدن و درك تجربه ديگران به سرزمين هاي نو برويم.
در مغازه فليكس، ديدن آن همه جنس تبليغاتي، آن همه پيراهن و فنجان كه آثار فليكس بر آنها چاپ شده بود، مرا به اين فكر انداخت كه چرا ما ايراني ها آثاري را كه قابليت چاپ برروي فنجان و پيراهن و … را دارند، فقط در نمايشگاهها عرضه مي كنيم. شايد تكرار اين تجربه در ايران بتواند نگاه مردم اين سرزمين را به هنر كاريكاتور آشناتر سازد تا بدانند كه مي توان از آثار كاريكاتوري حتي در سر ميز صبحانه لذت ببرند.
با فليكس، در روزي ديگر به «زاگرب فيلم» رفتيم اين مركز به خاطر فيلم هاي نقاشي متحرك اش معروفيتي جهاني دارد. نخستين جايزه اسكار انيميشن اروپا را اين مركز در ۱۹۶۱ نصيب خود كرد. حتماً كارتون «پروفسور بالتازار» را هم به ياد داريد. اين كارتون از ديگر محصولات «زاگرب فيلم» است.
نام رئيس جديد اين مركز «دمير» است. اصالتاً بايد از مسلمان هاي ترك تبار كرواسي باشد. برايمان گفت كه انيميشن در كرواسي ديگر داراي رونق سالهاي گذشته نيست، چرا كه دولت امكان سرمايه گذاري چنداني در اين بخش را ندارد.
با اين همه فعاليت اصلي برخي از انيماتورهاي مركز توليد فيلم هاي نقاشي متحرك تبليغاتي است. در استوديو ديجيتال اين مركز، چند قسمت از دكتر بالتازار و خرس هاي پرنده را مي بينيم، بعدش، نوبتي با جايزه اسكار عكس مي اندازيم تا كمي از ميزان عقده هايمان كاسته شود!
بعد، فليكس ما را به سراغ مجسمه اي معروف در زاگرب مي برد مجسمه «كرمپو» يك شخصيت طنزپرداز قرون وسطي، كه در كنار صحنه هاي اعدام با اشعار طنزآميز و تلخ خود شور خاصي در مردم مظلوم روزگار ايجاد مي كرده است.
در دوران كمونيسم، «كرمپو» نام نشريه طنزي بود كه درزاگرب به چاپ مي رسيد و فليكس كارش را با آن مجله آغاز كرده بود.
دوباره به نمايشگاه مي رويم.
|
|
فليكس در كنار مجسمه«كرمپو»
|
در راه نمايشگاه، يك گذر مي بينيم، كه مردم در آنجا شمع روشن مي كنند… داستان چيست؟ همه دست به دعا دارند و در كنار تمثال حضرت مريم نذر و نياز مي كنند. ايوان شاريچ، بعدها به ما گفت كه در اينجا تمثال حضرت مريم، نماد معجزه اي غريب در تاريخ زاگرب دارد. صدها سال پيش وقتي يك آتش سوزي بزرگ، سراسر شهر را فراگرفت . اين تمثال سالم ماند، در حالي كه همه چيز دوروبر آن نابود شده بود.
از آن روزگار، اين گذر، تو قفگاه اهل دل است.
بر ديوارهاي آن مي توان پلاك هايي از كساني را ديد كه نذرشان اجابت شده . فضاي بسيار غريب و زيبايي بود.
ديدن بچه هاي ايراني هم كه براي ديدن نمايشگاه آمده بودند، از ديگر صحنه هاي جذاب اين مسافرت بود. خدا به همه آنها رحم كند، چون كه بايد گزارش نمايشگاه را براي معلمان خود بنويسند!
روز پنجشنبه، واقعاً روز پركاري براي ما بود. هم بايد در يك برنامه تلويزيوني حاضر مي شديم و هم در جلسه انجمن كاريكاتوريست هاي كرواسي و هم بازديد از چند مركز فرهنگي زاگرب جزو برنامه هاي ما بود.
برنامه صبح شبكه اول كرواسي «صبح بخير كرواسي» نام دارد كه «دو برو يوترو هرواتسكا» خوانده مي شود. من و مسعود شجاعي در آن برنامه براي بينندگان كروات توضيح داديم كه وضعيت كاريكاتور در ايران چگونه است و چطور مي توان ارتباطي قابل قبول با هنرمندان كروات برقرار كرد.
با زبان اهالي كرواسي با تماشاگران خداحافظي كرديم. بعدازظهر همراه ايوان شاريچ رئيس انجمن به ديدن مظاهر فرهنگي زاگرب مي رويم. شاريچ، يك باستان شناس است و برايمان از تاريخ هشتصدساله زاگرب مي گويد. در كنار يك داروخانه قديمي كه در تاريخ ۱۳۵۵ ميلادي ساخته شده و هنوز پابرجا است توقف مي كنيم. گويا صاحب اوليه اين داروخانه، نوه دانته بوده است.
آخرالامر، ما را به دكان كوچكي مي برد كه فروشنده قديمي ترين نوع مداد مكانيكي است. اين مداد، كه «پنكالا» نام دارد، نخستين بار به وسيله يك مهندس كروات طراحي شده است. برايمان يك نمونه از اين مداد را به عنوان يادگاري مي خرد.
قبل از رفتن به جلسه انجمن كاريكاتوريست ها، من و شجاعي به جان دكتر سميع آذر و آقاي اسماعيلي نيا دعا مي كنيم كه سبب ساز خير شدند و امكان اين ارتباط هنري را فراهم كردند. مركز هنرهاي تجسمي و بروبچه هاي موزه هنرهاي معاصر تلاش زيادي كردند تا برپايي نمايشگاه و ارسال آثار به كرواسي ميسر شود. اگر اين فعاليت براي هنر كاريكاتور كه شايد بيشترين جايزه بين المللي را در سالهاي اخير نصيب ايران كرده، ادامه يابد مطمئناً هنرمندان ايراني با عرصه هاي گسترده تري آشنا خواهند شد و ارتباط فرهنگي، با دنياي خارج، با همان منطق «گفت وگوي تمدنها» رنگي واقعي به خود خواهد گرفت.
در جلسه با هنرمندان كروات درباره سابقه هنر كاريكاتور و نيز فعاليت كاريكاتوريست هاي اين كشور در حال حاضر بحث مي كنيم. بسياري از كاريكاتوريست كروات، الان بيكار هستند، البته در زمينه هنرشان وگرنه برخي شغل هاي ديگري انتخاب كرده اند.
|
|
فنجان هاي فليكس
|
شايد مهمترين دليل بيكارشدن كاريكاتوريست ها، عدم انطباق با روزنامه نگاري نوين كرواسي باشد. سردبيران ديگر براي كاريكاتورهاي فلسفي كه دور ازمسائل روز پشيزي ارزش قائل نيستند.
كاريكاتوريست هاي غيرمطبوعاتي هم نمي توانند با سرعت مطبوعات امروز حركت كنند.
نيكولا پلچكو، دبير انجمن كاتالوگ هاي كاريكاتور چاپ شده در كرواسي را به ما هديه مي دهد و ما هم شماره هاي مجله ايران كارتون كاتالوگ هاي دوسالانه كاريكاتور تهران را به انجمن تقديم مي كنيم.
همسر و فرزند «سنايد سردارويچ» كاريكاتوريست مسلمان و تازه وفات يافته زاگراب كارهاي «سنو» را به مسعود شجاعي مي دهند تا بتوان آن آثار را در تهران به نمايش گذاشت.
روز بعد، باز هم زاگربگردي داريم و شب، همراه با رايزن فرهنگي ايران و به دعوت خانم باليچ معاون وزير فرهنگ كرواسي به تالار اركستر سمفونيك زاگرب مي رويم. عظمت حضور بيش از هزاروپانصد نفر در تالار كمي مارا مي گيرد! در تهران ده ميليوني، تالار وحدت به زور گنجايش هشتصد نفر را دارد و در زاگرب چندصدهزارنفري، تالار موسيقي شهر دوهزار نفر را در خود جاي مي دهد.
|
|
گذر مريم مقدس (ع)
|
روز شنبه، مراكز اصلي شهر تعطيل است و من با هزار زحمت ميروسلاوبلاژويچ سرمربي سابق تيم ملي فوتبال را گير مي آورم. حيف است آدم به زاگرب برود و پرطرفدارترين مرد فوتبال كرواسي را نبيند، حتي در روزگار افسردگي.
سفر يك هفته اي ما به كرواسي، شايد نخستين سفر رسمي كاريكاتوريست هاي ايراني به خارج از كشور باشد، آن هم براي برقراري ارتباط با هنرمندان كشوري ديگر و از فرهنگي متفاوت. استقبال ويژه هنردوستان و نقادان از نمايشگاه كاريكاتوريست هاي ايراني، بدون شك اين اميد را به ما مي دهد كه مي توانيم نمايشگاههاي گسترده تري درگوشه و كنار جهان برپا كنيم و آثار آن كشورها را با خود به ايران بياوريم. حتماً همه ما نكات زيادي براي انتقال به هم داريم. كاريكاتور در ايران، عمري يكصدساله دارد و تا حدي وارداتي است.
شايد اين تبادل فرهنگي بتواند شرايط كار را براي آيندگان رهوارتر كند.
نيك آهنگ كوثر
|
|
وقتي جايزه اسكار با ما عكس يادگاري مي اندازد!؟
|
|
|
محصلين ايراني در نمايشگاه ...
|
|
|
كاريكاتور بلاژويچ و خودش!
|
|
|
عروسك پروفسور بالتازار
|
|
|
ماو بروبچه هاي زاگرب فيلم
|
|
|
جلسه انجمن كاريكاتوريست ها
|
|
|
اثري از سردار ويچ
|
|
|
شجاعي و فرزند و همسر مرحوم سردار ويچ
|
|
|
طراحي شاريچ از نماينده هاي پارلمان
|
|
|
ايوان شاريچ
|