بعد از به قتل رسيدن استون هيچ كدام از روزنامه هاي مطرح سان فرانسيسكو در مورد اين جنايت «زوديك» چيزي ننوشتند، تا اينكه در ۱۴اكتبر زوديك نامه اي براي يكي از روزنامه ها فرستاد و مسؤوليت تيراندازي قتل را برعهده گرفت.
زوديك همچنين در اين نامه تكه اي از پيراهن «استون» را براي روزنامه ارسال كرد. درست چند روز بعد زوديك دوباره نامه اي براي اين روزنامه ارسال كردو گفت: به زودي حملات خود را به يك اتوبوس كه حامل دانش آموزان است آغاز خواهد كرد.
وقتي اين تهديدات به چاپ رسيد مردم سانفرانسيسكو به وحشت افتادند و پليس عمليات ويژه اي را براي حفاظت از اتوبوسها آغاز كرد.
اين در حالي بود كه زوديك نامه نگاري خود را براي روزنامه ها تا هشتم نوامبر قطع كرد. هشتم نوامبر زوديك تكه اي ديگر از لباس خون آلود استون را براي يكي از روزنامه ها فرستاد و در آن رمزي را مطرح كرده بود كه تا سال۱۹۷۹ كسي نتوانست آن رامعني كند. در اين نامه زوديك از دو قرباني ديگر نام برده بود و اعلام كرده بود درماه آگوست شخصي را به قتل مي رساند، ولي او بعدها هرگز در مورد اين قتل مدركي را ارائه نكرد.
زوديك مدتي بعد در نامه ديگري اعلام كرد با انجام تصادف قتلهاي خود را ادامه مي دهد. او همچنين در اين نامه اش كه به لحن تندي نوشته شده بود، از درگيري مسلحانه با مأموران پليس و به قتل رساندن آنان صحبت كرده بود. او همين طور تصويري از يك بمب عمل نكرده را فرستاد و اعلام كرد اين بمب را براي منهدم كردن يك اتوبوس در جايي كار گذاشته است.
مدتي بعد زوديك براي وكيل «مل بيلي» نامه اي ارسال كرد و از اقدامات جنايتكارانه اي كه مرتكب شده بود، اظهار پشيماني كردو از او كمك خواست و به وكيل «مل بيلي » نوشت كه شخص ديگري رانيز به قتل رسانده است. «بيلي » از زوديك خواست كه خود را به پليس معرفي كند، اما زوديك ديگر به او نامه اي نفرستاد.
در ۲۱آوريل بازرسان و محققان توانستند با نامه اي از زوديك سرنخ خوبي به دست آورند. ۱۳نماد دراين نامه شبيه به نمادهاي گذشته بود.
زوديك اين بار درنامه اش واژه «كلاه» را نوشته بود. عده اي اعتقاد داشتند، گشودن اين رمز نام واقعي قاتل را روشن مي كند.
زوديك دراين نامه با مسخره كردن مقامات پليس اعلام كرد: من ۱۰ امتياز گرفته ام ولي پليس در برابر من صفر امتياز دارد.
يك هفته بعد زوديك كارت تبريكي براي يكي از روزنامه ها فرستاد و در آن درخواست كرد تا تهديدات او را به چاپ برسانند.
زوديك درنامه اي از پليس خواست تا مردم شهر سانفرانسيسكو نشانه هاي زوديك را در سطح شهر بر تن كنند.
تابستان و پاييز سال۱۹۷۰ او نامه هايي را به روزنامه ها ارسال مي كرد كه زوديك جنايات متعددي را دراين نامه ها عنوان مي كرد.وقتي يكي از روزنامه ها نامه هاي زوديك را چاپ نكرد، زوديك نامه اي تهديدآميز براي سردبير اين روزنامه فرستاد.
پس از اين زوديك تا سال۱۹۷۴ مكاتبات خود را متوقف كرد و آخرين نامه او «جن گير » بود. پليس پرونده قتلهاي زنجيره اي و قاتلي را كه هيچ سرنخي از او در دست نيست، هنوز پس از سالها پيش رو دارد، پرونده اي كه حيرت انگيزترين قتلهاي سريالي آمريكاست.
ترجمه و تنظيم: حميد اسدي و مريم ساماني