شماره ۲۰۴۹ - سال هشتم - جمعه ۱۹ بهمن ۱۳۸۰
Fri, Feb 8, 2002
Music black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
زاويه

زاويه
جاي خالي پاپ در جشنواره هفدهم
اگر سينما براي برقراري ارتباط با مخاطب نيازمند آپارات و نگاتيو و پرده و هزار و يك تشكيلات گرانقيمت است، اگر تئاتر و نمايش براي برقراري ارتباط با مخاطب نيازمند دكور و صحنه و نور و گريم و لباس و هزار و يك تشكيلات پرهزينه است، اما موسيقي و اجراي آن و اجرا كنندگان آن براي برقراري رابطه با مخاطب خود فقط به يك سالن و يك جايگاه (كه مي توان آن را در عرض چند ساعت ساخت) و احتمالاً دستگاههاي نه چندان پربهاي شنيداري احتياج دارد. اين امر بديهي را زاويه نوين نيز مي داند، اما «منظور خردمند» ما آن است كه اگر برپايي جشنواره هاي فيلم و نمايش براي مسؤولان و دست اندركاران هزينه هاي گزافي را مي طلبد، درباره موسيقي چنين نيست و مي توان حتي با نصف هزينه مثلاً جشنواره فيلم، يك جشنواره مطلوب موسيقي برگزار و برقرار كرد. با اين حال در سخنان رئيس مركز موسيقي مي خوانيم (يا مي شنويم) كه «دليل دير اعلام شدن زمان برگزاري جشنواره، مشخص نبودن اعتبارات جشنواره تا زمان برگزاري آن است» و اين متأسفانه نشانگر بي مهري و نگاه نه چندان دلسوزانه مسؤولان فرهنگي ميهنمان به موسيقي است. پس از خواندن چنين جمله اي، اين سؤال در ذهن مطرح مي شود كه مگر جشنواره موسيقي چقدر هزينه دارد؟ ديگر اين كه با توجه به تعدد سالن اجتماعات در مراكز مختلف فرهنگي مثل فرهنگسراها، نمايشگاهها (عمدتاً نمايشگاه بين المللي) تالارهاي مختلفي مثل تالار وحدت، تالار حركت و... چرا نسبت به برنامه ريزي بلندمدت و جامع براي جشنواره موسيقي كمتر توجه مي شود؟ حال آنكه اين جشنواره از اين قابليت نيز برخوردار است كه در شهرستانهاي مختلف هم اجرا و برگزار شود ـ كاري كه امسال مي شود ـ و اين دست مسؤولين و دست اندركاران جشنواره را براي بهتر و مفيدتر برگزار كردن جشنواره بازتر مي گذارد.
موضوع ديگري كه در خصوص جشنواره موسيقي فجر قابل تأمل است، خالي بودن جاي و جايگاه موسيقي پاپ در اين جشنواره است. وقتي در خصوص ماهيت و علت جشنواره هاي موجود در ايران عميق و دقيق مي شويم، متوجه مي گرديم كه اساساً اين جشنواره ها در سالهاي اوليه خود صرفاً بهانه اي براي بزرگداشت مراسم دهه فجر بوده است و هست. منتهي رفته رفته اين جشنواره ها به صورت حرفه اي تر و با پيدا كردن مكانيزم و ظرفيت هايي متفاوت از آنچه كه بخاطر آن تأسيس شده اند، به حركت خود در طي سالهاي گذشته ادامه داده اند. چنانچه امروز وقتي صحبت از جشنواره مي شود، فوري وجود هيأت داوران و استانداردهاي حضور در جشنواره و... در ذهنمان نقش مي بندد. اگر منظورمان از جشنواره صرفاً بزرگداشت ايام دهه فجر است، پس ديگر لزومي به اين همه تشكيلات و تشريفات نيست و مي توانيم حتي در هر ارگان دولتي هم با اجراي مراسمي كه در آن مثلاً كسي بخواند و كسي بنوازد و احتمالاً دستي و جشني و سروري برپا شود و تنها با يك هماهنگي اوليه، جشنواره را برگزار كنيم. اما اگر قصدمان از جشنواره، آن چيزي است كه در فرنگ و غرب مطرح است (Festival) در آن صورت نيازمند هيأت داوران و هزار و يك شرط و شروط ديگر براي برپايي جشنواره هستيم. (اتفاقي كه در ايران مي افتد، ظاهراً همان فستيوال است تا بزرگداشت) يكي از اين شروط حضور گسترده و همه جانبه همه رشته هاي موسيقي در جشنواره است، نه فقط مثلاً موسيقي سنتي يا فولكلور. چه در آن صورت بهتر است دامنه عنوان جشنواره را به مثلاً «جشنواره موسيقي دستگاهي فجر» يا «جشنواره موسيقي فولكلور فجر» محدودكنيم. اما وقتي نام موسيقي(نامي كه از شموليت گسترده اي برخوردار است) را بر اين جشنواره اطلاق مي كنيم، پس نيازمند حضور همه گروهها و همه عرصه هاي موسيقي (چه پاپ، چه كلاسيك، چه ملي و چه فولكلور و...) مي باشيم. اميدواريم كه از سال ديگر حداقل اين اتفاق خجسته در موسيقي كشورمان رخ دهد.
در پايان جا دارد از اين تواضع مدير مركز موسيقي كه از «بين المللي» بودن جشنواره ـ علي رغم حضور چند گروه خارجي ـ ابا دارند وادعاي بين المللي بودن آن را ندارند، تقدير و تشكر كرد. چرا كه حتماً جناب ايشان هم از استانداردهاي لازم براي اطلاق عنوان بين المللي بر يك جشنواره مطلع هستند. اميد كه روزي جشنواره موسيقي ما با حضور گروهها و آثار برجسته تمام كشورها، عنوان بين المللي را هم داشته باشد.
توضيح: هفته گذشته در نقل جمله پوپر، كلمه نقدپذيري، اشتباهاً نفوذپذيري چاپ شده بود كه از خوانندگان محترم پوزش مي طلبيم.

همان ... هميشگي
048711.jpg
جشنواره هفدهم هم شروع شد. باهمه «همان هميشگي»هاي هميشگي اش. به «فرهاد فخرالديني» زنگ مي زنيم بخاطر تمرينات و گرفتاري هاي آن نمي تواند مصاحبه كند و ما را به بعد از جشنواره حواله مي كند. به «شهرام ناظري» زنگ مي زنيم، شماره مان را مي گيرد و مي گويد: «از بس مصاحبه كرده ام، از خودم خسته شدم» و خيلي راحت «شايد وقتي ديگر» را برايمان تعريف مي كند. «حسام الدين سراج» هم تا از مسافرت برگردد كي زنده است كي مرده! به هر حال دوست داريم و داشتيم كه بيشتر از اين به جشنواره هفدهم بپردازيم اگر نقصاني هست ـ كه هست ـ شرمنده!
048720.jpg
• كيخسرو پورناظري: موسيقي پاپ بايد ريشه در فرهنگ بومي ما داشته باشد
 * آقاي پورناظري شما براي چندمين بار در جشنواره موسيقي حضور داريد؟
 ** سومين بار. بار اول سال ۱۳۶۴ بود، بار دوم سال ۱۳۶۶ و بارسوم هم امسال.
* دليل اين فاصله ها چيست؟
** از سال ۶۸ به ما گفتند شما نبايد در بخش مسابقه جشنواره شركت كنيد. چون سال اولي كه شركت كرديم دوم شديم و سال دوم هم اول. بنابراين از ما خواستند كه در بخش مسابقه شركت نكنيم. از طرفي يك وقفه طولاني مدت در برنامه گروه افتاد كه موجب اين همه فاصله شد.
* چرا وقفه؟
** بيشتر بخاطر كم كاري گروه و سفرهاي خارجي.
* شما كم و كيف جشنواره را چطور ارزيابي مي كنيد؟
** به هر حال دو سه، سالي بود كه از گروه ما دعوت مي كردند و ما هم شروطي داشتيم، منجمله اينكه پيشنهاد داديم از گروههاي معتبرتر خارجي براي شركت در جشنواره دعوت شود كه امسال اين كار را كردند.
* يكي از اتفاقات جشنواره هفدهم حضور گروههاي خارجي و نبود گروههاي پاپ داخلي است.
** من اين موسيقي پاپ را اصلاً موسيقي نمي دانم. اين موسيقي كه الآن به اسم پاپ از در و ديوار پخش مي كنند، موسيقي جوانان بالاشهري تهران است. موسيقي پاپ يعني موسيقي مردمي. موسيقي پاپ بايد ازدل اجتماع و فرهنگ بومي ما بجوشد. اين موسيقي كه به اسم موسيقي پاپ مطرح شده است، لحن و ابزارش فرنگي است، تاز ه آن هم تقليدي دست دهم از موسيقي فرنگي.
* پس شما چندان اعتباري براي موسيقي پاپ كنوني مان قائل نيستيد؟
** از نظر گستردگي كه اين موسيقي متأسفانه خيلي هم فراگير شده است، اما از نظر هنري حد و اندازه اين موسيقي صفر است.
* چرا؟
** موسيقي اي كه در آن خواننده بعد از سه ماه مي شود خواننده، معلوم است چقدر اعتبار هنري دارد تازه چه موسيقي اي؟ موسيقي اي كه تقليد و كپي برداري صرف است. موسيقي بي رنگ و تأثيري كه جزپركردن اوقات بيكاري توفير ديگري ندارد.
* خب شايد بخاطر استقبال عموم اين نوع موسيقي عرضه اش فراوان شده است؟
** نه. من كاملاً مخالفم. به نظرمن اين رسانه هاي گروهي و فرهنگي هستند كه ذائقه هنري مردم و متقاضيان را تعيين مي كنند.هر آنچه كه از طريق اين رسانه ها به خورد مردم داده شود مردم رفته رفته مي پذيرند و با آن خاطره پيدامي كنند و تأثير مي گيرند. الآن هم با اين آثار غيرهنري ارتباط برقراركرده اند.
* قبل از انقلاب هم همينطور بود؟
** نه. به نظرمن قبل از انقلاب اين نوع موسيقي هرچه بود صادق تر بود. سطحش هم بالاتر بود. از جنس خودمان بود. الآن موسيقي پاپ ما تقليدي دست هزارم از خواننده هاي لس آنجلسي است. تازه خود آنها هم مقلد هستند.
* به نظر شما معيارهاي لازم براي يك جشنواره بين المللي، چگونه معيارهايي هستند؟
** اولاً بايد به سمت موسيقي اي رفت كه قبل از هرچيز قابل شنيدن باشد. موسيقي ما زماني مي تواند حرفي براي گفتن داشته باشد كه به سمت موسيقي محلي خودمان روي بياورد.
به نظر من موسيقي محلي مان در جهان بي نظير است. من چند وقت پيش در جشنواره موسيقي كردستان حضور داشتم و در آنجا الحاني شنيدم كه بي نظير بود. ما بايد نخبه هاي موسيقي محلي را حمايت كنيم. در همين جشنواره بايد از آنها دعوت كنيم. اگر موسيقي، پاپي كه الآن داريم را براي خارجي ها بگذاريم، خنده شان مي گيرد. از طرفي ديگر موسيقي سنتي به تكرار رسيده…
* من هم با شما موافق هستم كه موسيقي سنتي ما به تكرار رسيده، چه كنيم از اين تكرار خارج شويم؟
** به نظر من اين تكرار شامل كل موسيقي ماست نه فقط موسيقي سنتي. موسيقي ما الآن مثل بساز و بفروش ها شده است. فقط موسيقي سنتي به تكرار نرسيده است. اگر موسيقي به هنر اصيل خودش مراجعه كند، هرگز به تكرار نمي رسد. الآن هم موسيقي اصيل ما مسير اصلي خود را ادامه مي دهد. هرچند كه حركتش كند است. اما راه خودش را ادامه مي دهد. راه خروج از اين بن بست حمايت ارگانهاي فرهنگي، بخصوص و بخصوص و هزاربارديگر بخصوص صدا و سيما و تلويزيون است. اگر برنامه ريزي درست واصولي داشته باشيم هيچ هنري به بن بست نمي رسد.

048717.jpg
• جلال ذوالفنون: جاي خالي موسيقي پاپ براي من هم سؤال است
* آقاي ذوالفنون براي چندمين بار است كه در جشنواره شركت مي كنيد؟
** تقريباً حدود ده سال.
* در اين ده ساله آيا شاهد تغييرات عمده اي هم بوده ايد؟
** تغييرات كه … فكر مي كنم يك مقدار اشتياق اهل هنر براي حضور در اين جشنواره بيشتر شده.
** اما هنوز هم خيلي از اساتيد مجرب حضور ندارند؟
** بله. بعضي ها معتقدند كه يا به صحنه نيايند يا اگر مي آيند شرايط مثلاً دهه ۴۰ هم برايشان مهيا باشد.
* كدام شرايط؟
** اجازه بدهيد وارد جزييات نشوم. اما من معتقدم براي هنرمند اصل برقراري ارتباط با مردم است نه امكانات و روز و زمان و مكان . به هرحال چون مخاطبين اصلي موسيقي مردم هستند، بهتر است كه كمتر به حاشيه بزنيم و اصل را برقراري ارتباط با آنها بدانيم.
* امسال هم تكنوازي داريد؟
** نه خير، امسال گروه نوازي داريم و بيشتر سعي كرديم روي يادآوري ملودي هاي گذشته كار كنيم.
* مثلاً كدام ملودي ها؟
** همان آهنگ هاي مردمي دهه هاي سي و چهل.
* مثل برنامه گلها؟!
** بله. مثل برنامه گلها.
* مشخصاً كدام اثر؟
** يكي از كارهاي آقاي ياحقي.
* آقاي ذوالفنون، دليل كم كاري شما و منتشرنشدن آثارخوبي مثل آلبوم «پرند» يا «پيوند» چيست؟
** مشكل اصلي ناشرين هستند. ما با ناشرين به لحاظ اقتصادي مشكل داريم. آنها اينگونه آثار را با تيراژ خيلي كمي مي خواهند منتشر كنند كه به نظر من اگر اصلاً منتشر نشود بهتر است.
* اماآثار شما با استقبال خوبي هم مواجه مي شوند.
** بله. از طرف مردم استقبال خوب است. اما از طرف ناشرين متأسفانه خير.
* اخيراً ، شايد نزديك به چندسالي بشود كه جنابعالي كمتر با خواننده آلبومي را منتشركرده ايد؟
** دليل اصلي اش علاقه و تمايل برخي از خوانندگان به مسائل جنبي هنر والاي موسيقي است.
* كدام مسائل جنبي؟
** مسائلي از قبيل شهرت، در ويترين ماندن و …
* يعني در جشنواره امسال با خواننده حضور نداريد؟
** چرا، امسال در برنامه هايمان خواننده هم حضور دارد؟
* ميشه بدانيم چه كسي؟
** آقاي مسعود نوريان
* پس بايد از شما منتظر آثارخوبي مثل «آتش در نيستان» باشيم؟!
** در كنسرتهاي مربوط به جشنواره كه نه! اما در آلبومي كه «دولت عشق» نام دارد شايد. اين آلبوم احتمالاً تا يك ماه ديگر وارد بازارخواهدشد.
* به نظر مي رسد نوازندگان سه تار از خلاقيت كمتري نسبت به گذشته برخوردارند.
** بله. به نظر من عامل و شرط اصلي در هر هنري مخاطب و برقراري رابطه با مخاطب است، متأسفانه يا خوشبختانه، اين روزها گرايش اغلب مردم به ملودي هاي گذشته است كه اين باعث افت خلاقيت مي شود.
* چرا موسيقي سنتي دچار روزمرگي شده است؟
** علت اصلي آن به مسؤولان و مسؤوليت ايشان بازمي گردد. متأسفانه اين روزها مسؤوليت حركت هنري در موسيقي برروي شانه هنرمندان افتاده است و آنها هم به دليل گرفتاري هاي عديده توانايي كشيدن همه ي بار اين مسؤوليت را ندارند، علت اصلي آن عدم حمايت مسؤولان است.
* چه كسي بايد حمايت كند؟
** مسلماً ارگانهاي فرهنگي. تنها با برگزاري يك جشنواره نمي شود از موسيقي حمايت كرد.
* شما فكر مي كنيد چرا موسيقي پاپ در جشنواره امسال حضور ندارد؟
** اين سؤال براي من هم وجود دارد، چرا حضور ندارد؟ شايد به نظردست اندركاران جشنواره مي رسد كه موسيقي پاپ پايگاه فرهنگي قوي ندارد، اما فراموش نكنيم كه پايگاه مردمي آن خيلي قوي است.
* حرف آخر؟
** اي كاش تعدادبرنامه هاي موسيقي پژوهشي براي من و امثال من بيشتر مي شد، متأسفانه امسال من فقط يك برنامه تك نوازي دارم.

048714.jpg
• داريوش پيرنياكان: صدا و سيما بايد در سياستهاي فرهنگي خود تجديدنظر كند
* آقاي پيرنياكان فكر مي كنيد برگزاري جشنواره در رشد و ارتقاي موسيقي ما چقدر تأثيرگذار است؟
** بستگي به نحوه اجرا، برگزاري و سازماندهي آن دارد.
* چرا با اينكه هفده دوره از برگزاري جشنواره موسيقي مي گذرد، همچنان كميت جشنواره لنگ است؟
** علتش خيلي چيزها مي تواند باشد، علت هاي فني، اجتماعي و علت هاي ممنوعيتي!
* علت ممنوعيتي ديگر چيست؟!
** مثلاً وقتي ازكشوري دعوت مي كنيم، مثل گروههاي آلماني يا فرانسوي يا انگليسي، امكان دارد خيلي از نوازندگان اين گروهها مثلاً نخواهندروسري سرشان كنند، اين خودش يك علت ممنوعيتي است.
* فكر مي كنيد گروههاي خارجي كه دعوت شده اند، از استانداردهاي لازم براي يك جشنواره برخوردارند؟
** بعضي مواقع بله. مثلاً گروهي كه از هندوستان چندسال پيش آمد يا گروهي كه از آلمان آمد يا گروه قزاق ها. اما اين اتفاق هميشگي و فراگير نيست بايد برنامه ريزي كرد كه اين گروه ها و گروه هاي بهتر از آن همواره در جشنواره حضور داشته باشند.
* يعني امكان ندارد مثلاً ما ضوابط راحت تر و سهل تري را براي گروههاي خارجي در نظر بگيريم تا آنها حضور چشمگيرتري در جشنواره داشته باشند؟
** اين به مسؤولان فرهنگي و وزارت ارشاد و ديگران بستگي ندارد. به نظر من اين يك پديده اجتماعي است. مثل توريسم. حتي ما الآن جاذبه هاي فراواني براي توريسم داريم اما به دليل همين محدوديت هاي اجتماعي است كه نمي توان آن را اشاعه و بسط داد.
* امسال هم شاهد حضور چهره هاي نام آشناي موسيقي ايراني در جشنواره هستيم، چرا جنابعالي حضور نداريد؟
** من…! خب به دليل يكسري مسائل شخصي… باشد براي يك مصاحبه مفصل تر.
* در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟
** بنده فعلاً دبير هيأت مديره خانه موسيقي هستم. همين.
* پس چطور است كه جنابعالي ارتباط چنداني با جشنواره نداريد؟
** نه خير! بنده اتفاقاً ارتباط هم دارم. من ازجمله داوران جشنواره موسيقي جوان بودم يا حتي يكي از داوران جشنواره محلي.
* يكي از اتفاقات متناقضي كه در جشنواره امسال ـ مثل سالهاي گذشته ـ مي افتد عدم حضور گروههاي موسيقي پاپ داخلي است. اين در حالي است كه گروههاي خارجي هم در جشنواره امسال حضور دارند. با خيلي از اساتيد كه صحبت كرديم معتقد بودند، موسيقي پاپ مان بهتر است كه در برابر گروههاي خارجي اجرا نشود، نظر شما چيست؟
** من هم نظر آنها را قبول دارم.
* چرا؟
** چون اساساً موسيقي پاپ در كشورما تعريف نشده باقي مانده است. البته بنده مخالف موسيقي پاپ نيستم، حتي من موسيقي پاپ اصلي ـ نه آنچه به اسم پاپ رايج است را گوش مي دهم. موسيقي كه به عنوان موسيقي پاپ در كشورمان رايج است، نه به لحاظ فني، نه به لحاظ خوانندگي، نوازندگي و حتي آهنگسازي اصلاً پاپ نيست، بلكه يك موسيقي بي هويتي است كه هيچ يك از عوامل آن آموزش اصولي نديده است. در خارج افرادي تحصيلكرده و صاحب انديشه و تفكر و ايده به سمت موسيقي پاپ مي روند، شما به آثار مثلاً خانم «سلن ريون» گوش كنيد، ببينيد از چه قدرت و هارموني برخوردار است. اينكه چندنفر با چندتا «سينتي سايزر» بنوازند و يك خواننده «فالش» هم با آنها بخواند اينكه اسمش موسيقي پاپ نيست.
* پس چطور است اصلاًدر موسيقي پاپ را ببنديم و آن را تعطيل كنيم؟!
** نه خير، بنده همانطور كه گفتم معتقدم در كشور همه نوع موسيقي بايد وجود داشته باشد با همه سليقه ها، طوري كه شنونده حق انتخاب داشته باشد. اما بطور اصولي نبايد مرزها با يكديگر قاطي شوند. بايد مرزبندي هاي مشخصي وجود داشته باشد. اصلاً يكي از دلايل كم كاري من و امثال من نبود بازارهاي مشخص براي موسيقي است.
* اين وسط اهالي موسيقي چه وظيفه اي دارند؟
** آنها كه به موسيقي بطور جدي نگاه مي كنند، مشغول انجام وظيفه خودشان هستند، منتهي اين وسط وظيفه اصلي بردوش ارگانهاي فرهنگي بويژه صدا و سيما است. من در حضور مقام معظم رهبري هم عرض كردم اين موسيقي كه از صدا و سيما پخش مي شود، اصلاً ظرفيت واقعي موسيقي ما نيست. صدا و سيما بايد در سياستهاي فرهنگي و موسيقيايي خود تجديدنظر كند وگرنه اين ره به تركستان مي رود.
احمدجلالي فراهاني
ahmadak_d@yahoo.com



|   شناسنامه   |   آرشيو   |